۱۳۹۰ بهمن ۴, سه‌شنبه

ضرورت تعریف روابط و مفاهیم عملکرد ما در دنیای مجازی

ضرورت تعریف روابط و مفاهیم عملکرد ما در دنیای مجازی و تشابه سازی آن با دنیای واقعی در روابط اجتماعی

مقدمه : از آنجائی که دنیای مجازی نیز مانند دنیای واقعی بخشی از زندگی سیاسی, اجتماعی و... انسانها را دربر گرفته است بنابراین برای خاتمه دادن به بعضی از سردرگمی ها
برای خودمان و دیگران  در رابطه با چگونگی توضیح رفتاری ما و ضرورت تعریف روابط و مفاهیم عملکرد ما در دنیای مجازی و تشابه سازی آن با دنیای واقعی  شاید لازم باشد که با همفکری و تبادل نظر یکدیگر این دنیای جدید را توضیح دهیم و بتوانیم آنرا تا حدی تعریف کنیم.علت سردرگمی ما در چگونگی  تعریف عملکرد مان در دنیای مجازی آن است که بیشتر از آنکه دارای مفهومی سیاسی باشد مفهومی اجتماعی است یعنی برای توضیح آن وتشابه آن با چگونگی عملکرد ما عمدتا در حوضه روابط اجتماعی قابل تعریف است نه صرفا در حوضه سیاست یعنی در مباحث سیاسی که در دنیای مجازی مطرح می کنیم انگیزه سیاسی وجود دارد و بخشی از رفتارهای ما نیز می تواند با انگیزه سیاسی باشد اما در پاره ای از موارد به هیچ عنوان نمی توان تشابه سازی کرد و آنها را معادل یکدیگر ارزیابی کرد .
به عنوان مثال , اعدام
وقتل و عام  در دنیای واقعی متاسفانه وجود دارد ولی چیزی به نام اعدام اینترنتی یا قتل و عام مجازی وجود ندارد.اعدام یعنی حذف فیزیکی و کامل فرد برای ادامه زندگی اوست و در اعدام همه حقوق فرد با اعدامش از او ستانده می شود در حالی که چنین موردی در دنیای مجازی اساسا وجود ندارد.


امروز در فریند فید دوستی با تیتر"
اعترافات یک دیکتاتور" نوشته بود: 


"در این 11 ماهی که عضو فرندفید بودم هیچ گاه کسی رو بلاک نکردم و این جز خط قرمز های من بود و دلیلم هم این بود که استانه تحملم را بالاتر ببرم .تا این چند وقت که ایدی های یدکی زیاد شد .سنت شکنی کردم و همه رو بلاک کردم .بعد از اون دیدم ایدی هایی هم هستند که فیک نیستند اما فحاشن .اون ها رو هم بلاک کردم .نوبت به ارزشی ها رسید .دیدم حوصلشون رو ندارم .نتیجه این شد که بلاک شدند . دیروز هم چند تا ایدی که نه ارزشی بودند و نه فحاش و تنها مشکلشون این بود که فید هاشون رو دوست نداشتم رو بلاک کردم . در اخر هم کسانی موندند که یا از دوستان بودند یا می شد باهاشون کنار اومد.

  
امروز که داشتم فکر می کردم دیدم چه قدر شبیه دیکتاتور ها شدم .از بدترین آدم ها شروع کردم تا رسیدم به بیگناه تر ین افراد .حلقه دور خودم رو هر بار کوجک و کوچکتر کردم .امروز فهمیدم برای دیکتاتور شدن نیازی نیست که عمامه داشته باشی یا تاج سلطنت بر سرت باشه . سرهنگ باشی یا اقا زاده .برای دیکتاتور شدن تنها یک جرقه لازمه . هیچ کس دیکتاتور دنیا نمی یاد اما همه می تونند یک دیکتاتور باشند امروز فهمیدم چه قدر مرز بین ازادی خواهی و دیکتاتوری باریکه .برای من جرقه ، از بلاک کردن جعلیون شروع شد با قتل و عام مجازی شدت گرفت و به بهانه نادیده گرفتن کسانی که از لحاظ تفکری با انها مشکل داشتم این مرز را شکستم . امروز به جز کسانی که فحاشی می کردند یا یدکی بودند همه رو از بلاک در آوردم . برای من راه برگشت بود اما اگر این رویه در دنیای واقعی اتفاق می افتاد برگشتی هم در کار بود ؟ "



بحث بسیار خوبی است و من مدتها است که می خواستم در این مورد مطلب کوتاهی بنویسم چراکه بسیاری از افراد از جمله خود من تعریف درستی از چگونگی رفتار انسانها در دنیای مجازی ارائه نمی دهند و این سر درگمی برای همه از جمله خود من نیزوجود دارد.

این بحث را باید از جای دیگری شروع کرد.دنیای مجازی دنیای جدیدی است که ما با آن روبرویم.در این عرصه نیز می توان با دنیای واقعی آن را مقایسه کرد اما گاهی با مقایسه اشتباه باعث می شود که انتظار ما از خودمان یا دیگران افزایش پیدا کند و باعث سوتفاهم یا حتی سرخوردگی ما یا دیگران گردد و یا از خودمان یا دیگران طلبکار شویم و به قول معروف احساس گناه یا وجدان درد بگیریم .

ما باید بتوانیم این دنیا را تعریف کنیم و در شبیهه سازی هر موردی را سر جای خودش بررسی کنیم .تلاش کنیم دنیای مجازی را با دید مثبت نیز ارزیابی کنیم و همه رفتار ما صرفا با دیکتاتور بودن با اعدام یا زندان قابل مقایسه نیست.

مثلا اگر در "فریند فید" کسی ما را بلاک کرد حق طبیعی او است و حق کسی رو ضایع نمیکند که دیکتاتور خطابش کنیم.حق بلاک کردن را برای خود و دیگران بهتر است که برسمیت بشناسیم و از آن هیچ کس نباید ناراحت شود به عنوان مثال هر کس در فریند فید من را بلاک کند ناراحت نمی شوم.

در دنیای واقعی نیز همه روابط اجتماعی ما بر اساس کنش یا منش دیکتاتورها قابل تعریف نیست و اساسا به آن ارتباطی ندارد. 

در دنیای واقعی نیز ما با همه انسانهای پیرامونی خود روابط اجتماعی یکسانی نداریم و نمی توانیم با همه هم رابطه ایجاد کنیم .به عنوان مثال همه همسایه های ما یا همه همکاران ما با ما رفت و آمد خانوادگی ندارند و در خانه ما به روی همه باز نیست .در دنیای واقعی انسانهایی که با هم دوست هستند اعصاب یکدیگر را خراب نمی کنند و هر کسی با دیگری وارد گفتگو می شود که از این گفتگو یا لذت ببرد یا چیزی یاد بگیرد یا تبادل تجربه و اطلاعات کند و یا مشکلی را حل کند.

کسانی هستند که در دنیای واقعی یا دنیای مجازی مانند پالتک ,فیس بوک ,وبلاگ ,فریند فید,تویتر ,گوگل پلاس و......که به دیگران فحاشی  می کنند و انگ,اتهام,تهمت, افترا می زنند بدون آنکه سند یا مدرکی داشته باشند و یا اجازه دهند که فرد از خودش دفاع کند او را غیابا در دادگاه خود محاکمه می کنند چراکه می دانند معمولا  برای آنها هزینه و ضرری به دنبال ندارد . به عنوان مثال افرادی در وبلاگ یا صفحات اینترنتی خود به دیگرافراد حقیقی و حقوقی اتهاماتی می زنند بدون آنکه پاسخگو اتهامات خود باشند ولی در دنیای واقعی همان افراد چنین نمی کنند چراکه می دانند نمی توانند اتهامات بی اساس خود را ثابت کنند و دچار مشکل قانونی خواهند شد.

طبیعتا در دنیای واقعی کسی اگر چنین کند یعنی
فحاشی کند یا انگ,اتهام,تهمت, افترا بزند باید پاسخگوی گفتارش باشد و حتی می توان از فرد شکایت کرد و او را به دادگاه کشاند
در دنیای واقعی هر کسی نمی تواند با ما رفت و آمد کند و مزاحم ما شود اما در دنیای مجازی اگر در منزل دنیای مجازی بروی همه باز باشد طبیعتا همانطور که در جامعه همه گونه افرادی وجود دارد در دنیای مجازی نیز وجود دارد تازه در دنیای مجازی بدتر است چراکه با مشخص نشدن هویت فرد بعضی چهره واقعی خود را نشان می دهند و اگر مجبورند یک سری اصول و روابط اجتماعی را رعایت کنند اما چنین اجباری در دنیای مجازی کمتر است یا اینکه اساسا بعضی از انسانها دو چهره هستند و اگر در دنیای واقعی مجبورند که چهره واقعی خود را پنهان کنند اما در دنیای مجازی چهره واقعی خود را نشان می دهند.در دنیای مجازی به عنوان مثال فیس بوک و صفحه شخصی ما در آن مانند خانه ما است که همسایگانی دارد.در دنیای واقعی ما مجازیم که همسایگان خود را انتخاب کنیم و با رضایت ساکنین 2 خانه رابطه و رفت و آمد ایجاد می شود و هر گاه اشکالی در این رابطه به وجود بیاید می توان به این رابطه دوستی خاتمه دهیم یا طرف مقابل حق دارد چنین تصمیمی بگیرد یا اصلا هر دو به این نتیجه می رسند و در خانه را بروی هم باز نمی کنند و یا دیگر به خانه یکدیگر نمی روند. در صفحه فیس بوک خودمان نیز باید رفتار و کنش دموکراتیک داشته باشیم و آن را مانند خانه هر فردی بدانیم که همسایگانی دارد و این حق را برای خودمان و دیگران قائل شویم که کسانی که به عنوان دوست در لیست دوستان خود داریم و یا به عنوان دوست در لیست دوستان دیگران قرار داریم هر گاه خواستیم یا خواستند به این دوستی خاتمه دهیم یا خاتمه دهند به همان راحتی که بسیاری را که نمی شناختیم و به لیست دوستان اضلفه کردیم و یا ما را نمی شناختند و به لیست دوستان خود اضافه کردند حال به دلیل ایجاد این شناخت یا بر اساس تصمیم فردی ما یا آنها به هر دلیلی که باشد باید خاتمه دوستی توسط یکدیگر یا یکی از طرفین را براحتی برسمیت بشناسیم و تازه زمانی می توانیم کسی را یا خودمان را نقد کنیم که به زور بخواهیم در صفحه فیس بوک کسی باشیم یا فردی به زور بخواهد در صفحه فیس بوکی ما باشد یا ما بزور بخواهیم در لیست وبلاگ کسی باشیم یا فردی بخواهد بزور در لیست وبلاگ ما باشد که در واقع چنین رفتاری یعنی کم یا زیاد کردن لیست دوستان در دنیای مجازی مانند فیس بوک فریند فید و....حذف کردن نیست بلکه حق انتخاب دوست نام دارد و در دنیای واقعی نیز ما باید بپذیریم و به رسمیت بشناسیم که اگر فردی قبلا دوست ما بوده است و الان دوست سابق ما می باشد و قبلا به دوستی مشترک یا به زندگی مشترک خود با ما پایان داده است و دقیقا در دنیای واقعی و مجازی کسانی که این جدائی را نمی پذیرند در واقع کنش و منشی غیر دموکراتیک دارند و می خواهند با کسی بزور دوست یا همسر کسی در دنیای واقعی و یا بزور دوست مجازی باشند و در واقع خود را تحمیل کنند.

در دنیای مجازی اگر کسی در فیس بوک یا وبلاگ سیاسی ما نظر و کامنتی را گذاشت که صرفا به دلیل سیاسی آن را حذف کنیم می توان گفت که آن فرد تحمل سیاسی و کنش و منش دموکراتیک ندارد و یا چون پاسخی نداشته است چنین کرده است. البته در این مورد خاص یعنی وبلاگ سیاسی یا صفحه فیس بوک یک فرد از طرفی شخصی محسوب می شود و از طرفی دیگر به موضوعاتی می پردازند که مربوط به حوضه سیاسی و اجتماعی در عرصه کنش جمعی و اجتماعی مربوط می شود.


توضیح : منظور و مخاطب من در این بحث اصلا شخص خاصی نیست بلکه عمومی است و صرفا هدفم ایجاد بحث و تبادل نظر در این زمینه بوده است و مدتی بود که تصمیم داشتم مطلبی در این زمینه بنویسم که در بین خوانندگان و وبلاگ نویسان ایجاد بحث کنم که با دیدن این بحث در فریند فید تصمیم گرفتم که بالاخره در این باره متن کوتاهی بنویسم چراکه متن طولانی خواننده کمتری دارد و من معمولا تلاش می کنم کوتاه و مختصر بنویسم.


نظام جلالی 24.01.2012

۱۳۹۰ بهمن ۲, یکشنبه

عکسهایی متفاوت از نیجریه بزرگترین کشور قاره آفریقا



عکسی از مدل های نیجریه 1اکتبر 2011 



عکسی از مسیحیان کشته شده توسط اسلامگرایان "بوکو حرام "نیجریه 09.03.2011



 اسلام گرایان تندروی گروه «بوکوحرام» 02.01.2012 (به معنی تحصیل حرام است) این گروه مخالف بنیادی فرهنگ غرب و مسیحیت است و قصد دارد مسیحیان شمال این کشور را وادار به ترک محل زندگی خود کند.  این گروه با تحصیل علم و وجود مدارس مخالف است.۵۰ درصد از مردم نیجریه مسلمان و ۴۰ درصد مسیحی هستند.این گروه که طالبان نیجریه می باشد از پیروان یک روحانی تندرو بنام محمد یوسف هستند که البته محمد یوسف حدود 2 سال پیش توسط نیروهای دولتی کشته شد. این روحانی مدارس به شیوه غربی در نیجریه را برخلاف قواعد اسلامی می‌دانست و با فعالیت آن‌ها مخالف بود.

4- عکسی از طبیعت نیجریه 



4 عکس زیبا از شهرهای نیجریه ( برای دیدن عکسها اینجا )

21 عکس از اسلامیستهای وابسته به جمهوری اسلامی در سایت اهل بیت
که ظاهرا عمدتا بر پایه نظرات آیت الله فاضل لنکرانی است.

imam hüseyin


17 عکس از حزب الله نیجریه که وابسته به حزب الله ایران و لبنان هستند.


211 عکس از مسلمانان طرفدار جمهوری اسلامی در سایت "دعوت به اسلام" جمهوری اسلامی 


عکس طرفدار فوتبال از نیجریه

60 عکس از اسلامیستهای نیجریه


70 درصد از جمعیت 160 میلیون نفری نیجریه زیر خط فقر زندگی می کنند . دولت نیجریه تصمیم گرفت از ابتدای سال 2012 میلادی با حذف یارانه بنزین قیمت آن را به بیش از دو برابر افزایش دهد . نیجریه بزرگترین تولید کننده نفت آفریقا است، ولی به علت کمبود ظرفیت پالایشگاهی مجبور به واردات بخش مهمی از بنزین مصرفی است.گسترش مفاسد مالی و اقتصادی در این کشور طی دهه‌های گذشته موجب حیف و میل شدن میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی شده است.

 
 پس از گذشت ۵۰ سال از تولید و صادرات نفت در نیجریه، هنوز بخش زیادی از مردم این کشور به برق و آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. نیجریه بزرگ ترین تولید کننده نفت در قاره آفریقاست.
با توجه به اینکه 70 درصد جمعیت زیر خط فقر هستند و عمدتا فقر در نواحی مسلمان نشین است بنابراین فرصت خوبی برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است که با واریز کردن پول ایران در بین مسلمانان نیجریه هواداران زیادی داشته باشد و 80 درصد شیعیان آن طرفدار خامنه ای هستند.

نظام جلالی 23.01.2012

خروج اولین دیکتاتور خاورمیانه در سال 2012 از کشورش , نفر بعدی چه کسی است ?








روز یک‌شنبه (۲۲ ژانویه/۲ بهمن)  علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهور یمن کشور را ترک کرد. وی پیش از ترک کشور از مردم یمن به خاطر اشتباهات در دوران زمامداریش «پوزش» خواسته است. صالح گفته است: «برای معالجات پزشکی به آمریکا سفر خواهم کرد.»قرار است در تاریخ ۲۱ فوریه (۲ اسفند) انتخاباتی برای تعیین رئیس جمهوری جدید در یمن برگزار شود. تنها نامزد این انتخابات معاون صالح، عبد ربه منصور هادی است که هم‌اکنون هدایت امور دولت را برعهده دارد. قرار است صالح تا زمان برگزاری انتخابات در مقام ریاست جمهوری باقی بماند.



خروج اولین دیکتاتور خاورمیانه علی عبدالله صالح  در سال 2012 از کشور یمن , این سئوال را پیش روی ما خواهد گذاشت که نفر بعدی چه کسی است ? آیا نفر بعدی خامنه ای است یا بشار اسد یا دیکتاتور دیگری ?

با توجه به اینکه همچنان مردم سوریه به مقاومت و مبارزه ادامه می دهند و جمهوری اسلامی نیز روزبروز با بحران های جدید سیاسی ,اقتصادی و اجتماعی روبرو است به سختی بتوان پیش بینی کرد که نفر بعدی خامنه ای است یا بشار اسد?

۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

حماسه مرگ



حماسه مرگ

 در سرزمین شرق من


مغرب چادری شد بر تن رویاهایش


و همه گریان در کشاکش غروبی بی پایان سر به سجده فرو بردند


تا شاید خورشیدشان از ته چاه بیرون زند


اینجا... شاعران آوازه خوان در آرایش مدل عاشورایی


فروغِ بابک را رو به قبله خوابانده اند


آری، اینجا... دختران کهن خورشیدِ شرق کنون پیچیده در حجاب فاخر سیاهی


بر دسته های زنجیر زن خود ، عشوه های مرگ می ریزند


و همه اینگونه تشنه و خسته بر پای گودالی عمیق در درون


چون شرقیانی خفته بیزار از روشنایی تاریخ خویش


در بغض تمنا، خیره به نئون های مکۀ غرب


چنان بی اعتنا به شکوه جنبش نود و نه درصدِ باختری که به فکر خاورش می خروشد


آری...آری...اینجا سرزمین شرق من


مردانش سوداگران شهوانی خدایان جهادند


و هر روز در زیر نورافکنِ غنایمِ چراگاه سبز آزادی-  هورا کشان زنانشان را زنده بگور می کنند


آری... اینجا سرزمین شرق من- در حماسه مرگ خویش، هنوز به عزا نشسته است




م-ر   روز عاشورای 1390

۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

آینده سیاسی مراکش با دولتی اسلام گرا و حکومتی پادشاهی

 تصویرشاهزاده حسن 9 ساله در مغرب

نظام جلالی  20.01.2012

ابتدا نگاهی به خلاصه اخبار و چگونگی مسائل سیاسی از منابع گوناگون خبری مربوط به کشور مغرب می اندازیم:

"خاندان علوی، حکمرانی بر بخش عمده مراکش را از سال ۱۶۶۴ به دست آورده است و این عمر درازمدت حکومت به اضافه ادعای نسب بردن به حضرت محمد در استحکام این حکومت سلطنتی اهمیت زیادی دارند. 

خانواده پادشاه مراکش، ۳۵۰ سال است که بر این کشور حکمرانی می‌کند. 

 دولت سلطنتی مراکش با جمعیتی حدود 32 میلیون، 48 % زیر 25 سال، 48 % ناتوان از خواندن و نوشتن و در حالیکه نرخ رسمی بیکاری در این کشور حدود 9.1 درصد است این رقم برای تحصیل‌کرده‌ها در حدود 16 درصد است.

 ملک حسن دوم (پدر محمد ششم پادشاه ۴۸ ساله) از ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۹ حکومتی بدنام و بی‌رحم را اداره می‌کرد که مخالفان در آن شکنجه و اعتراضات سرکوب می‌شدند.

با گذشت سه هفته از تشکیل دولت ائتلافی مغرب به رهبری اسلام گرایان، هنوز آتش خشم جوانان این کشور در اعتراض به اوضاع بد معیشتی، اجتماعی و اقتصادی همچنان شعله ور است .

دولت جدید مغرب به دنبال پیروزی حزب اسلامی "عدالت و توسعه" عبداله بن کران دبیر کل این حزب در تاریخ 3-1-2012 از طرف پادشاه این کشور ماموریت یافت دولت ائتلافی را تشکیل دهد.

دیروز ۱۹ژانویه۲۰۱۲ پنج جوان عضو "جنبش فارغ التحصیلان بیکار" در ادامه و بحبوبه اعتراضات گسترده به مشکلات اقتصادی و سیاست های دولت اسلامی مراکش خود را در رباط پایتخت مراکش در مقابل یک ساختمان دولتی آتش زدند.

در این اعتراضات میلیون ها دانش آموخته دانشگاه ها در دو هفته گذشته به مخالفت با سیاست های دولت اسلامی و نبود کار پرداختند. نیروهای امنیتی از دو روز پیش با این اعتراضات برخورد کرده و مخالفان را سرکوب کردند.در مراكش میلیون ها نفر دانشگاه رفته بیكار وجود دارند كه اعتراض به شرایط ناگوار بیكاری گاه و بیگاه آن ها را به تظاهرات خیابانی می كشد كه البته با دخالت خشونت بار پلیس مواجه می شوند.

به گزارش آسوشیتد پرس، صدو شصت دانش آموخته بیكار یكی از ساختمان های اداری وزارت آموزش عالی را طی دو هفته گذشته در رباط در اشغال خود داشته اند كه از دو روز پیش پلیس مانع شده تا حامیان آنها برایشان آب و غذا ببرند.'یوسف الریسونی' عضو انجمن حقوق بشر مراكش در این باره گفت: مقامات نگذاشتند به آنها آب و غذا برسد. به همین خاطر پنج نفر از آن ها بیرون آمدند و تهدید به خودسوزی كردند. الریسونی گفت كه سه تن از این پنج نفر راهی بیمارستان شدند در حالی كه حال دونفرشان وخیم است. اما دو نفر دیگر تنها لباسهایشان سوخته است.


به گزارش ایرو نیوز این فارغ التحصیلان دانشگاهی بدون شغل مراکش که یک ساختمان وزارت آموزش عالی را به نشانه اعتراض اشغال کرده بودند، روز پنج شنبه در رباط پایتخت این کشور، خودسوزی کردند. پلیس مراکش دو روز بود از رسیدن غذا به معترضان جلوگیری می کرد. پنج تن از جوانان تهدید کرده بودند در صورت ادامه ممانعت پلیس از رسیدن غذا، خود را آتش خواهند زد. این پنج جوان بر بالای دیوار محوطۀ ساختمان با بطری های بنزین در دستانشان صف کشیده بودند. مابین آنان و مردمی که به حمایت از آنان جمع شده بودند نیروهای پلیس قرار گرفته بود. جوانان معترض برای گرفتن نانی که مردم برایشان پرتاب کردند از دیوار پایین پریدند، اما با ممانعت و حمله پلیس و در میان بهت و جیغ و فریاد حاضران، این جوانان خود را به آتش کشیدند. از دو هفته پیش یک گروه 160 نفری که جنبش خود را “ فارغ التحصیلان بدون شغل” نام گذارده اند با اشغال یک ساختمان وزارت آموزش عالی، به عدم توانایی دولت مراکش در اشتغالزایی دست به اعتراض زده اند. ادامه مطلب در ایرونیوز "


آینده سیاسی مراکش با دولتی اسلام گرا و حکومتی پادشاهی: 


کشوری که از طرفی میلیون ها نفر دانشگاه رفته بیكاردارد و از آنطرف حدود نیمی بی سواد دارد و حدود نیمی از جمعیت آن زیر 25 سال هستند و تعداد بی کاران با سواد بیشتر از بیکاران کل جمعیت است و بخش قابل توجهی از جامعه اسلام زده هستند و از آنطرف
وجود جبهه پولیساریو که برای آزادی و استقلال منطقه صحرای غربی مبارزه می کند بنابراین پیش بینی چگونگی آینده سیاسی در چنین کشوری بسیار مشکل است.البته نباید از نظر دور داشت که با بودن دولتی اسلام گرا و پادشاهی که خاندانش ادعای نسب بردن به حضرت محمد را دارند بعید است که بیشترنیروهای مخالف ماهیت مذهبی داشته باشند مگر آنکه اسلامگرایانی باشند که خود را مسلمان تر از پادشاه و دولت اسلامگرا به مردم معرفی کنند.
هر چند که میزان شرکت کنندگان در انتخابات مجلس نسبت به انتخابات قبلی بیشتر بود و از ۳۷ درصد به بیشتر از ۴۵ درصد رسید ولی با این حال عدم مشارکت 55 درصد از مردم در انتخابات و تظاهرات چند میلیونی دانش آموختگان بیکاردر دو هفته گذشته که به مخالفت با سیاست های دولت اسلامی و نبود کار پرداختندهرچند که نیروهای امنیتی از دو روز پیش با این اعتراضات برخورد کرده و مخالفان را سرکوب کردند ولی نشان می دهد که نیروهای غیر مذهبی نیز دارای وزنه اجتماعی هستند علاوه بر آنکه بخش قابل توجهی از مراکشی ها در خارج از کشور زندگی می کنند و با جامعه مراکش ارتباط دارند.ضمنا در پایان باید اشاره کرد که مراکش یکی از گروه های نسبتا فعال آنارشیستی را در منطقه خاورمیانه دارد.

به هر حال با سقوط دیکتاتورهای تونس, مصر و لیبی در سال 2011 بعید نیست که بخشی ازکشورهای مراکش, سوریه, ایران و...در لیست سقوط دیکتاتورهای سال 2012 قرار بگیرند.

نظام جلالی  20.01.2012

چگونه می توانیم عملا با برنامه و هدفمند از مبارزات مردم سوریه حمایت کنیم ?



با اعتصاب غذا و تظاهرات و دیگر آکسیونهای اعتراضی در مقابل سفارتهای سوریه در کشورهای مختلف می توان از مبارزات مردم آن حمایت کرد و یا دوستانی که عربی می دانند تلاش کنند با فعالین اینترنتی سوریه ارتباط برقرار کنند تا بدانند که ما برخلاف جمهوری اسلامی که از رژیم بشار اسد حمایت می کند اما ما از مردم سوریه  جهت رسیدن به آزادی و برابری آنان حمایت می کنیم.ما بخشی از وبلاگنویسان می توانیم به عنوان جمعی از وبلاگنویسان ایرانی جمع ایرانیان حامی مبارزات مردم سوریه را تشکیل دهیم .
ما می توانیم یک جمعه را به عنوان جمعه حمایت جهانی از مردم سوریه را پیشنهاد کنیم و یا هر جمعه را به نام حمایت مردم یک کشور از مردم سوریه پیشنهاد کرده تا انگیزه حمایت جهانی را بیشتر کنیم.

البته باید تلاش کنیم که مخصوصا از نیروهای غیر مذهبی سوریه حمایت کنیم چراکه خطر اخوان المسلمین در آینده سیاسی سوریه جدی است.ما وبلاگ نویسان غیر مذهبی باید تلاش کنیم با وبلاگ نویسان سوریه ای غیر مذهبی ارتباط برقرار کنیم .

نظام جلالی20.01.2011

۱۳۹۰ دی ۲۸, چهارشنبه

در نقد برخوردهای ناموسی و مردسالارانه به خانم گلشیفته فراهانی


"چه خوب با این حرکت خیلی از مغزهای فسیلی که کلاه گیس مدرنیسم گذاشته اند معلوم شده.یه کم به خودتون نگاه کنین.چطور به خودتون اجازه میدین در مورد مالکیت یه انسان نسبت به بدنش نظر بدین اعتراض کنین؟!اصلن به شما چه؟"


"به گلی که شیفته کرد ما را...
تو نه دیگر آن دختر "میم مثل مادری" و نه زنی در "سنتوری".حالا حتی بازیگری جوان و مستعد و دلکنده از سینمای بیمار ایران و در سودای هالیوود هم نیستی .دیگر همه چیز تمام شد.دیگر مهم نیست که بگویند فقط برای حجاب و کار و پول و هرچه و چه و چه به بیرون زده باشی.از امروز تو یک خط شکنی.چه بخواهی چه نخواهی.نمی توانم فرض کنم که نادانسته سنگی را در آبی ها ی خالی و خیالی اذهان فسیلی انداخته باشی.یا شاید نمی دانستی و می دیدی و چه بهتر.دیگر هیچ چیز مهم نیست.تو بر روی "نباید "ها و"باید"هایی که قرن ها بر ما تحمیل شده است خط کشیدی. خوش آمدی قربانی.چرا شادی ام را پنهان کنم، وقتی روزهایی را می بینم که پرچم دار و خط شکن های سرزمین ام زنانی چون تواند ،که رگ های متورم غیرت و حجب و حیا و شرم را از درد و حسرت و ترس می ترکانند و با نگاهی کودکانه ،لخت ...برهنه در برابر چشمان از حدقه درآمده ی تاریخی کثیف می ایستند و نعره می شکند که هی ...های مرا ببین . من همانم که تو مرا به زنجیر کشیدی. در مقام خواهر و مادر و زن و با چماق عفت و عصمت و هر مفهوم بدبو و بدوی دیگر.من اینم . برهنه مرا ببین و در خلوت خویش به تدلیست ببغض، که در هزارتوی مفاهیمی فسیلی، به لجن کشیده شده ای و نمی دانی.آی خط شکن . من در برابرت سر تعظیم فرود می آورم و شرمنده ام و از هم اکنون ، تمام وجودم اشک و ترس است از دشنام هایی که نثارت می شود. آی دختر وحشی و معصوم-نگاهِ شرقیِ غمگین. تو را به برهنگی آسمانی ات سوگند که آنچه کردی ،کرد دیگرانی را که تو را محصور و مهجور می خواستند.
تنها بدان که تنها نیستی .
شاهین نجفی
18 ژانویه2012 "


گلشیفته فراهانی در مصاحبه با كانال دو فرانسه:
"ما سی و اندی ست كه دولتی مذهبی و ایدئولوژیك داریم و دیگر كافی است!
خسته شده ایم!

در این مصاحبه گلشیفته می گوید كه چطور بعد از بازی در فیلم “مجموعه دروغ ها” و همبازی شدن با دی كاپریو به ایران بر می گردد و به محض ورود به ایران مورد بازجویی قرار می گیرد. پاسپورتش را می گیرند و ممنوع الخروج می شود. نمی تواند به لندن برای بازی در فیلم دیگری كه به او پیشنهاد شده، برود. بازجویش حتا به او می گوید كه به اصغر فرهادی بگوید كه نمی خواهد در فیلم "درباره ی الی" بازی كند. مجری از او درباره ی بازی قدرت در ساختار سیاسی ایران می پرسد و او می گوید كه همه كاره رهبر است و اوست كه تصمیم ها را می گیرد. گلشیفته اشاره می كند كه چگونه به نظر دولت و سیستم ایدئولوژیك ایران، مادامی كه هنر و هنرمند و بازیگر و موسیقی در خدمت انها باشد و در طبل انها بكوبد، خوب و عالی هستند اما اگر سر ناسازگاری با انها بردارد و به انتقاد بپردازد، بیهوده و شیطانی ست. گلشیفته می گوید كه بهار عربی با انچه كه بهار ایرانی ست متفاوت است . مطالبات ملت ایران متفاوت است و ما سی و اندی ست كه دولتی مذهبی و ایدئولوژیك داریم و دیگر كافی است! خسته شده ایم!"
 
چند سال پیش که تازه گلشیفته فراهانی به خارج از کشور آمده بود و هنوز ایرانیان سایتهای پرمخاطبی مثل امروز نداشتند وبلاگ گلشیفته فراهانی با چند صد هزار بازدیدکننده از پرمخاطب ترین فضاهای مجازی محسوب می شد و می توانستیم مستقیما نظر خود را در وبلاگ منتشر کنیم که در آن  بحث های زیادی در نقد مذهب و در افشای جمهوری اسلامی صورت می دادیم و زمانی که عناصر وزارت اطلاعات که در بخش نظرها کامنت می گذاشتند از دست ما کلافه شده بودند شروع به تهدید خانم گلشیفته فراهانی کردند که او با سکوتش و پاک نکردن مباحث ضد اسلام و ضد جمهوری اسلامی مستقیما مسئول است و زمانی که به ایران برگردد با او برخورد قضائی صورت خواهد گرفت و از آنجائی که در آن مقطع تصمیم داشت به ایران مسافرت کند و هنوز تصمیم کامل خود را برای ماندن نگرفته بود مجبور شد که بخش نظرات را ببندد که نتوان مستقیما نظر خود را منتشر کنیم تا به قائله خاتمه دهد.
درمصر:
درمصر زمانی که علیا ماجده المهدی در اعتراض به اسلام گرایان لخت شد از آنجائی که زبان عربی صحبت می کند و زن هست  و او را عرب می نامند و در کشوری به دنیا آمده است و زندگی می کند که بسیاری از مردم آن مسلمان هستند بنابراین مسلمانان و عرب زبانان حق ویژه ای برای خود قائل می شوند و مسئله لخت شدن چنین انسانی برای آنها مهم  می شود.
 
در ایران:
در ایران نیز زمانی که عکسهای نیمه لخت گلشیفته فراهانی منتشر می شود  از آنجائی که زبان فارسی صحبت می کند و زن هست و او را ایرانی می نامند و در کشوری به دنیا آمده است و زندگی می کرد که بسیاری از مردم آن مسلمان هستند بنابراین مسلمانان و ایرانیان حق ویژه ای برای خود قائل می شوند و مسئله لخت شدن چنین انسانی برای آنها مهم می شود.  
 نظام جلالی  18.01.2011


1-  چرا بخشی از فمینیستها حق انتخاب زنان را به رسمیت نمی شناسند ?پیرامون اعتراض عالیا ماجده المهدی  

 

2- علیا ماجده المهدی 


3- در باره برهنگی گلشیفته

 

 

4- گلشیفته و کشتی تایتانیک نظام

۱۳۹۰ دی ۲۷, سه‌شنبه

بعد از 22 سال از سقوط چائوشسکو و دگربار شبح انقلاب/ تظاهرات رومانی وارد پنجمین روز خود شد











صفحه انقلاب 2012 رومانی در فیس بوک (جهت حمایت و دیدن ویدئوها )


عکسهایی از تظاهرات رومانی


ایرونیوز
"هشدار دولتمردان، رومانی‌ها را از اعتراض پنج روزه اشان به سیاستهای ریاضت اقتصادی دولت باز نداشته است. در این تظاهرات که به درگیری با پلیس انجامیده تاکنون ۵۹ نفر زخمی شده‌اند.
اگرچه دولت رومانی طرح کاهش هزینۀ بخش خدمات درمانی را از دستور کار خارج کرده است اما تظاهرات کنندگان در بخارست و دیگر شهر‌ها با ادامه تظاهرات خواهان استعفای امیل بوک، نخست وزیر، و ترایان باسسکو رئیس جمهوری هستند.
ترایان ایگاش وزیر کشور رومانی با تکرار تهدیدات نخست وزیر گفت:«اکیدا از افسران کل و جزء و نیز ماموران پلیس خواسته ام تا به قانون احترام بگذارند. به کسانی که وارد جریانات اخیر شده‌اند نیز چنین توصیه‌ای دارم. اجازه نخواهیم داد تا گروه کوچکی کشور را زیر و رو کند.»
تظاهرات روز پنجشنبه ابتدا در حمایت از استعفای معاون وزیر بهداشت که خود منتقد و مخالف طرح خدمات درمانی دولت بود آغاز شد و سپس گسترش یافت."


دیروز ایرو نیوز در خبر خود نوشت :

به گزارش ایرونیوز

"پس از چهار روز تظاهرات خیابانی و دو شب خشونت در رومانی از صبح دوشنبه آرامش به خیابانهای این کشور بازگشت."


دیروز بعد از خبر ایرونیوز در تحلیل خود نوشتم :

"هر چند که امروز خبر از پایان اعتراضات و مبارزات خیابانی که در 41 شهر ادامه داشته است داده اند ولی مبارزات در رومانی تازه آغاز گشته است."

 دولت روماني پس از دريافت يك وام 20 ميليارد يورويي از صندوق بين‌المللي پول و اتحاديه اروپا در سال 2009، حقوق كارمندان بخش دولتي را 25 درصد كاهش داد و اعلام كرد اين اقدام در راستاي سياست رياضت اقتصادي كه از سوي صندوق بين‌المللي پول توصيه شده، انجام گرفته است.

تهدیدات رئیس جمهور و نخست وزیر رومانی و خطاب قرار دادن ده ها هزار مردم معترض(به فقر, نابرابری ,فساد ,رشوه خواری, کشوری مقروض,دولتمندانی دزد و غارتگر) در 41 شهر که آنها را گروه کوچکی خواند که اجازه نخواهیم داد که کشور را زیرو رو کنند.

مبارزاتی که اکنون در رومانی در جریان است بسیار شبیه به مبارزات مردم خاورمیانه است .

نظام جلالی 17.01.2012


۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

نگاهی به اخبار و تحلیل عوامل اعتراضات ادامه دار در رومانی



 

 به گزارش ایرنا،" شبكه تلویزیونی فرانس 24 روز دوشنبه گزارش داد: یكشنبه شب نزدیك به یكهزار معترض در میدان مركزی بخارست تجمع كردند كه به درگیری با نیروهای پلیس ضد شورش منجر شد. 

 اعتراضات در رومانی در مورد وضعیت اقتصادی این كشور همچنان ادامه دارد و معترضان در چهارمین روز تظاهرات و تجمع خیابانی در پایتخت با پلیس درگیر شدند.

 بنابراین گزارش، معترضان رومانیایی خواستار بركناری 'تریان باسسكو' رییس جمهوری و همچنین دولت وی به نخست وزیری 'امیل باك' هستند. 

معترضان به سیاست های اقتصادی و ریاضتی دولت، جمعه گذشته با حمایت از استعفای معاون وزیر بهداشت در اعتراض به لایحه كاهش كمك های دولتی به بخش درمانی، تظاهرات خود را آغاز كردند. 

 معترضان دولت را متهم می كنند كه با اتخاذ سیاست ها اشتباه، سطح زندگی دراین كشور را پایین آورده است. "

ایرنا : به گزارش رویترز، "هزاران نفر از مخالفان دولت رومانی در مخالفت با طرح ریاضت اقتصادی دولت این كشور در شهر بخارست تظاهرات كردند. "

 به گزارش ایرنا، خبرگزاری فرانسه "در خبری نوشت كه این افراد با شعارهای 'استعفا' و 'نترسید، باسسكو رفتنی است' به سوی كاخ ریاست جمهوری این كشور راهپیمایی كردند.

 یك شهروند بازنشسته رومانیایی به فرانس پرس گفت: ما نمی توانیم بیش از این فقر را تحمل كنیم، دیگر برایمان كافی است. 

توقف پرداخت حقوق بازنشستگان و كاهش 25 درصدی حقوق ها توسط دولت در ماه ژوئیه سال 2010 نیز از دلایل خشم این افراد است.

این افراد كه در فضای اینترنت سازماندهی شده بودند برای حمایت از 'راعد عرفات' معاون پیشین وزیر بهداشت رومانی به مركز شهر بخارست رفتند. 

عرفات كه یك پزشك فلسطینی الاصل است، هفته گذشته به دلیل مخالفت هایش با رئیس جمهور رومانی بر روی پیش نویس قانون جنجالی اصلاحات نظام پزشكی و بهداشتی این كشور مجبور به استعفا شد. "

ایرونیوز "گزارش داد که این سلسله از تظاهرات در پی استعفای راعد عرفات، معاون وزیر بهداشت این کشور به دلیل مخالفت های وی با رییس جمهوری رومانی بر سر اصلاحات در وزارت بهداشت و درمان این کشور، آغاز شده که تاکنون دهها مجروح برجای گذاشته است. تنها در روز یکشنبه 33 نفر از جمله یک خبرنگار و سه پلیس محروح و به بیمارستان منتقل شده اند.

 تظاهرکنندگان در شهر بخارست، پایتخت رومانی شامگاه یکشنبه نیز به تظاهرات خود علیه تریان باسسکو، رییس جمهوری این کشور ادامه دادند. معترضان در این تظاهرات که از روز جمعه، سیزدهم ژانویه آغاز شده خواهان استعفای رییس جمهور رومانی هستند و وی را متهم می کنند که با سیاست های خود موجب کاهش سطح زندگی مردم در این کشور شده است. 

 تظاهرات یکشنبه شب همچنین با ورود برخی از تماشاگران تیم های فوتبال بخارست بیشتر به خشونت گرایید. این افراد با شعار “ افتخار می کنیم که به کمک معترضان آمده ایم” در این تظاهرات شرکت کرده و به مقابله با پلیس پرداختند.

رییس جمهوری این کشور می گوید در واکنش به این تظاهرات از نخست وزیر رومانی خواسته است برنامۀ اصلاحات در وزارت بهداشت و درمان را متوقف کند. نخست وزیر رومانی از رهبران احزاب مخالف دعوت کرده است در یک نشست اضطراری برای یافتن راه حلی برای برون رفت از بحران سیاسی پیش آمده به همراه وزاری کابینۀ دولت شرکت کنند. 


با اینحال این امر نیز نتوانست مانع از تجمع بیش از هزار نفر در میدان اصلی بخارست و درگیری این معترضان با پلیس در این شهر شود. روز شنبه این تظاهرات در بیش از 20 شهر این کشور برگزار شده بود."

به گزارش ایرونیوز

"پس از چهار روز تظاهرات خیابانی و دو شب خشونت در رومانی از صبح دوشنبه آرامش به خیابانهای این کشور بازگشت.
هزاران معترض به برنامه های سختگیرانه اقتصادی و شرایط دشوار معاش در چهل و یک شهر رومانی به خیابان ها آمده بودند که این حضور در روزهای آخر هفته به خشونت گرایید. به گفته منابع بیمارستانی در جریان خشونت های شنبه و یکشنبه شب در بخارست دستکم هفتاد نفر زخمی شده اند."

 ابتدا نگاهی به سقوط چائوشسکو

نیکلا چائوشسكو ( عکسهایی از چائوشسکو ) "در جريان ۲۴ سال حكومت مطلقه خود انواع مشقات را به مردم رومانی تحميل كرد. او در روز ۱۶ دسامبر صدای جرقه‏ای كه در شهر تيميسوارا زده شد را نشنيد.

هنگامی كه ملتش در اعتراض به دستگيری كشيش لازلو توئكس مدافع اقليت مجار ترانسيلوانيا در اين شهر دست به تظاهرات زدند. چائوشسكو به ارتش دستور داد تظاهرات مردم را سركوب كند. صدها نفر از مردم كشته شدند.

چائوشسكو در تلويزيون از ارتش برای سركوب تظاهرات تقدير كرد. اما در فردای آن روز هنگامی كه در بالكن كاخ خود در بخارست قدم می‏زد فريادهای «مرگ بر چائوشسكو» را شنيد.

در روز ۲۱ دسامبر يك تظاهرات عظيم كارگری عليه رژيم ديكتاتوری كمونيستی چائوشسكو در مقابل مقر حزب كمونيست در شهر بخارست برپا شد. ارتش آتش گشود. بخارست به پا خواست. علیرغم سركوب شديد انقلاب مردمی در مقابل موج انقلاب ديگر كاری ازدست نيروهای امنيتی رومانی برنمی آمد.

در روز ۲۲ دسامبر وزير دفاع رژيم كمونيستی رومانی خودكشی كرد. «نابغه كاپات» خيلی دير متوجه واقعيت شد و در تلاشی مذبوحانه شتابان با همسرش بخارست را ترك كرد تا از كشور به اتفاق فرار كنند.

نیکولای چائوشسکو و همسرش النا در جاده فرودگاه پيتستی توسط نيروهای انقلابی دستگير شدند. پيكره اصلی ارتش به انقلاب پيوست و ۳ روز بعد در يك پادگان نظامی پايان سرنوشت چائوشسكو رقم خورد.

به اين ترتيب ، در روز ۲۵ دسامبر سال ۱۹۸۹ ميلادی، در روز جشن كريسمس، نيكلای چائوشسكو و النا همسرش پس از يك محاكمه كوتاه در حضور مردم تيرباران شدند. براساس، آمار رسمی در جريان انقلاب مردمی رومانی كه ظرف يك هفته رژيم ديكتاتوری چائوشسكو را سرنگون كرد ۱۱۰۴ نفر از مردم توسط نيروهای امنيتی و ارتش رومانی به قتل رسيدند.

مردم پس از ۲۰ سال تحمل رنج و مشقت و زندگی مملو از هراس انتقام خود را گرفتند. اما اگر چائوشسكو زودتر متوجه تغيير زمانه شده بود و واقعيت پيرامون خود را درك كرده بود ، شايد پايان كار او با خون ختم نمی شد."

 انقلاب روماني

 تحلیل عوامل اعتراضات ادامه دار چند روزه در رومانی :

چائوشسکو دردسامبر سال ۱۹۸۹ زمانی که در ایران بود و بر سر قبر خمینی جنایتکار دسته گل می گذاشت تصور نمی کرد که چند روز بعد از آن توسط یاران دیروز و دیرین خودش به سرعت اعدام خواهد شد تا همه پرونده جنایات مشترک  آنها و اطلاعات  فاش نشده از بین برود و بر آنچه که خود در رومانی کرده اند سرپوش بگذارند.

پس از اعدام چائوشسکو همراهان او با شکستن همه تقصیر ها بر سر او و همسرش به تقسیم ثروت و قدرت مابین خود پرداختند و هر آنچه که متعلق به کمونیستم دولتی بود را بین خود تقسیم کردند و پس از چند سال  تبدیل به میلیونرها و میلیاردرهای رومانی شدند.

من تا کنون 3 بار به رومانی سفر کرده ام واولین سفر من در سال 2004 بود. چند سال قبل ازسفر من به رومانی ,رهبران دولت بورژوازی رومانی (که قبلا رهبران کمونیسم دولتی چائوشسکو بودند و در 21 دسامبر 1989 تظاهرات عظيم كارگری نقش مهمی در شکست  کمونیسم دولتی  داشت ) باری دیگر اعتصابات کارگران  را سرکوب کردند و رهبر کارگران معدن را با پرونده سازی برای همیشه به زندان انداختند و جنبش کارگران معدن سرکوب و خاموش شد.

در سال 2004 شدیدا خانه سازی رونق داشت و عده زیادی از این طریق ثروتمند شدند.در چند سال گذشته به علت بحران سرمایه داری خانه سازی متوقف شده است و سرمایه داران سرمایه خود را برای سودآوری به نقاط دیگر جهان می برند. پولهایی که توسط اتحادیه اروپا به رومانی داده است به جای آنکه خرج کشور شود تماما مابین خود تقسیم کرده اند . رشوه خواری و فساد در همه ارگانهای دولتی همچنان بیداد می کند و فاصله فقرا با ثروتمندان روزبروز افزایش می یابد. کنسرنها و کارتلهای بزرگ بعد از سقوط چائوشسکو راهی رومانی شدند چون دراین کشور کارگر ارزان بود و بازار جدیدی برای فروش کالاهای خود پیدا کرده بودند.

در زمان چائوشسکو کشور فاقد بدهکاری به کشورهای دیگر بود ولی هم اینک به کشورهای خارجی مقروض و بدهکار است.

در زمان کمونیسم دولتی همه مردم دارای کار و صاحب خانه بودند و آموزش و پرورش ,حمل و نقل , بهداشت و بیمه مجانی بود .( رومانی دارای پزشکان بسیار خوبی است اما به لحاظ پیشرفتگی تجهیزات پزشکی می توان گفت که وضعیت خوبی ندارد.) به دلیل تحریمها در زمان دیکتاتور رومانی غذا به سختی پیدا می شد.تراکتور سازی معروف رومانی به خوبی کار می کرد که چند سال پیش ورشکسته و کارخانه های آن تعطیل شدند.

در چند سال اول چون همه مردم از خود صاحب خانه بودند و می توانستند خانه های خود را بفروشند و در این چند سال گذشته راحت برای کار کردن به دیگر کشورهای اروپایی بروند.اینک بحران جهانی به رومانی رسیده است.از هر خانواده ای یک یا دو نفر برای کار کردن به خارج از رومانی رفته اند.

حکومتگرانی دروغگو , دزد و فاسد در قدرت سیاسی هستند که نه تنها وضع مردم بهبود نیافته است بلکه روزبروز بدتر می شود . نسل جدید بعد از سقوط دیکتاتوری که دیگر نه خانه ای دارند و نه کار در حال به خود آمدن و پیدا کردن هویت سیاسی خود هستند و علاوه بر آن مبارزات جهانی یک سال گذشته در خیابان ها و میادین و وجود اینترنت در این آگاهی بخشی تاثیرگذار بوده است .

هر چند که امروز خبر از پایان اعتراضات و مبارزات خیابانی که در 41 شهر ادامه داشته است داده اند ولی مبارزات در رومانی تازه آغاز گشته است.

نظام جلالی 16.01.2012

۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

اسامی 12 نفر از برادران قاچاقچی سپاه پاسداران در پاسخ به سردار حسین علائی


 ۱۲ تن از برادران قاچاقچی سپاه پاسداران با متهم کردن سردار علایی به نفاق در نامه ای نوشته‌اند که یادداشت ۱۹ دی حسین علایی در روزنامه اطلاعات٬ «اهانت» به «رهبری الهی» بوده است.

اسامی 12 تن برادران قاچاقی سپاه پاسداران به قرار زیر است :



- سرتیپ پاسدار جعفر اسدی
- سرتیپ پاسدار علی فضلی
- سرتیپ پاسدار محمد کوثری
- سرتیپ پاسدار اسماعیل قاآنی
- سرتیپ پاسدار مرتضی قربانی
- سرتیپ پاسدار حسین همدانی
- سرتیپ پاسدار علی زاهدی
- سرتیپ پاسدار مرتضی صفاری
- سرتیپ پاسدار محمد حجازی
- سرتیپ پاسدار غلامرضا جعفری
- سرتیپ پاسدار غلامرضا جلالی
- سرتیپ پاسدار سید علی بنی لوحی 


بزودی تلاش خواهم کرد که اگر عکس برادران قاچاقچی را در اینترنت پیدا کردم عکس آنها را به این لینک اضافه کنم

۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه

تحلیلی پیرامون ترور مصطفی احمدی روشن , معاون بازرگانی سايت هسته ای نطنز



اگر ترور به ظاهر دانشمندان هسته ای یک کشور می توانست جلوی دستیابی به سلاح های هسته ای را بگیرد آنموقع می توانستیم ادعا های رژیم را مبنی بر دست داشتن غرب و اسرائیل در اینگونه ترورها را که از سال 88 معمولا سالی یک تا دو بار صورت می گیرد را تا حدی جدی بگیریم اما ترورهای تاکنونی باعث نشده است که در روند دست یابی رژیم به انرژی هسته ای مانعی ایجاد کند.

رسانه های جمهوری اسلامی ايران امروز چهارشنبه خبر دادند که يکی از مسوولان تاسيسات هسته ای نطنز بر اثر انفجار بمبی مغناطيسی کشته شده است.

 خبرگزاری های ايران هويت فرد کشته شده را «مصطفی احمدی روشن» اعلام کرده اند که در جريان آن «يک موتورسوار با متصل کردن يک بمب مغناطيسی به بدنه پژو ۴۰۵ که حامل سه سرنشين بوده، اين خودرو را منفجر کرد.»
خبرگزاری رويترز به نقل از شاهدان عينی گزارش داده است، دو نفر را ديده اند که سوار بر موتور بوده اند و بمبی را به خودرو حامل اين افراد چسباندند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، به نقل از يک منبع آگاه که نامش فاش نشده است، گفته است که «شيوه شهادت اين استاد دانشگاه همچون ساير ترورهای صورت گرفته توسط عوامل صهيونيستی از طريق چسباندن بمب مغناطيسی به وسيله نقليه بوده است.»

در طول تاریخ اسلام تبلیغ شهید پروری نقش بسزائی در حفظ حکومتهای اسلامی داشته و دارد. همانطور که بیش از 1400 سال است که از کشته شدن علی, حسن ,حسین و... سو استفاده می کنند و هنوز که هنوز است بعد از 23 سال از پایان جنگ همچنان تابوت های خالی را با مشتی استخوان جابجا می کنند و بحران مشروعیت رژیم شدیدا نیاز به خون و اسکلت شهدایش دارد تا آنجا که حتی اگر مرده هر کدام از سران رژیم بیشتر از زنده آنها برای سایر باندهای مافیایی حکومت ایجاد مشروعیت کند و باعث تداوم بقای رژیم شود قطعا سایر تصمیم گیران حاکمیت از کشتن مسافران قطار نظام و پرت کردن آنها به بیرون از قطار رژیم دریغ نخواهند کرد و بعید نیست که چنین ترور هایی نیز در راستای همین سیاست بوده باشد .

تاسیسات هسته ای رژیم با ترور 1 یا 2 نفر در سال از کار نخواهد افتاد و قطعا با چنین منظوری نمی تواند ترورها صورت گرفته باشد چراکه در پروژه های اتمی نیز کارشناسان و مستشاران غیر ایرانی مانند روس ها مستقیم و غیر مستقیم نقش اصلی را بازی می کنند و از طرفی دیگر در هر کدام از تاسیسات انرژی اتمی صدها متخصص مشغول بکار هستند و علاوه بر آن چگونه ممکن است انرژی اتمی را رژیم حق مسلم خود بداند و مهمترین پروژه رژیم باشد ولی در عین حال رژیمی که در رابطه با هر مسئله امنیتی و نظامی میلیاردها دلار اختصاص می دهد و در زمینه نظامی و امنیتی سرمایه گذاری هنگفتی کرده است قادر نباشد از جان و امنیت دانشمندان هسته ای خودش حفاظت کند ? شاید جان این به ظاهر دانشمندان برای رژیم اهمیتی ندارد چراکه نقش اساسی و مهمی در پروژه هسته ای رژیم ندارند ? از آنجائی که برای رژیم قدرتمند بودن در عرصه نظامی حیاتی است و هر یک موشکی را که در مانورها هوا می کند و به آن کلی افتخار می کند و نشانه اقتدار نظام می داند بنابراین دستیابی به بمب اتمی برای رژیم بسیار با اهمیت است پس چگونه است که جان متخصصان نیروگاه های هسته ای برای رژیم اهمیتی ندارد?

۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

آنان مرا مرده میخواهند ، تا بگویند : او از ما بود و به خاطر ما مرد!

عکس ناوچهٔ سهند که در عملیات آخوندک پس از حمله در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ برابر ۱۸ آوریل سال ۱۹۸۸ میلادی می‌سوزد.

راه قدس از کربلا می گذرد و جنگ, جنگ تا پیروزی تا خوردن جام زهر خمینی 8 سال به طول انجامید و در این نبرد برای کشور گشائی بین دولتها ,کودکان زیادی را به نام سربازان آقا امام زمان به دنبال نخود سیاه کلید بهشت در جنگ به کشتن دادند.خمینی جنگ را یک نعمت می دانست و اگرچه جنگ برای دو مردم ایران و عراق چیزی جز مرگ و نیستی نبود اما براستی برای جمهوری اسلامی یک نعمت بود تا بتواند صدای هر مخالفی را خفه کند و نه تنها از کشته ها در زمان جنگ سواستفاده کردند, بلکه تا امروز نیز, بعد از گذشت 23 سال از جنگ ,هنوز تابوتهای خالی آنها را جابجا می کنند و استخوانهای آنها را در دانشگاه ها تا
میدانهای شهر و اماکن تفریحی کوهستانی دفن کردند.

هنوز مین های کار گذاشته شده در زمان جنگ باعث کشته و زخمی شدن مردم ساکن نواحی می شود که زمان جنگ منطقه نبرد بود و آقا امام زمان بارها با خرش در این میادین جنگ دیده شده بود و خودش شخصا کلید بهشت را به کشته شدگان در جنگ میان دو ملت مسلمان می داد چراکه از هر طرف که برادران مسلمان کشته می شدند لابد به نفع آقا امام زمان چاه جمکران  بوده است.


البته در این جنگ 8 سا له الهی حق علیه باطل آخوندها در جنگ با برادران مسلمانشان در عراق,
ناگفته نماند که همه به دنبال کلید بهشت نبودند و عده زیادی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز در این جنگ کشته شدند که به قول خودشان برای دفاع از میهنشان و خاکشان و جلوگیری از تجاوزارتش عراق به مردم ایران به جبهه ها رفتند اما نمی دانستند که برادران اسلام ناب محمدی حاکم , بیشتر از بیگانگان به دختران و پسران در ایران , از زندان و خیابان گرفته تا مسجد و پارکینگ تجاوز خواهند کرد و برای استخوانهای باقی مانده آنها که حتی دشمن جمهوری اسلامی نیز بودند مزورانه اشک تمساح خواهند ریخت و همه کشته ها را به نام طرفداران خود ثبت خواهند کرد و مرده آنها مقدس است چون نمی توانند به سخن آیند و افشاگری کنند ولی زنده آنها چنانچه مخالف رژیم باشند حتی اگر معلول جنگی یا اسیر جنگی بوده باشند تحمل نخواهد شد و حتی آنها را که سرداران باکری و همت می خواندند اگر زنده بودند همانند خانواده آنها تحت فشار می گذاشتند یا سر از زندان در می آوردند.  آنطور که خمینی می گفت شاه قبرستانها را آباد کرد رژیم به جای مانده از خمینی , سرتاسر ایران را از جبهه ها گرفته تا دانشگاه ها و میادین شهری و تفریحی قبرستان کرد.
 سی و یک سال از آغاز جنگ ایران و عراق می‌گذرد. یکی از خونبارترین و طولانی‌ترین جنگ‌های سده بیستم، نه مرزهای دولت عراق را گستراند نه آرزوهای  حاکمان اسلامی را که می‌خواستند با کشور گشائی تا قدس برسند را برآورده کرد و نتوانستند انقلاب اسلامی را با جنگ صادر کنند , اما صد‌ها هزار نفر در این جنگ هشت ساله کشته و مفقودالاثرشدند و میلیون‌ها نفر در آن آسیب دیدند، مجروح و ناتوان شدند. شهروندان بسیاری مجبور به ترک محل زندگی خود و مهاجرت به شهرهای دیگر شدند.بسیاری در اثر جنگ دچار بیماریهای روحی و روانی گشتند که اثرات آن همچنان در زندگی آنها باقی است.
چند سالی است که هر از چند گاهی بحث جنگ احتمالی به میان می آید و در این چند روز گذشته نیز در رابطه با تنگه هرمز باری دیگر چنین بحثی مطرح گشته است و موضع گیری بعضی ازمخالفان جمهوری اسلامی در این بین بسیار جلب توجه می کند تو گوئی خود آنان شاهدان جنگ 8 ساله نبودند ومی خواهند کشته جنگ احتمالی بین دولتها شوند و جمهوری اسلامی باری دیگر بر جنازه آنها نام شهید بگذارد و استخوانهای آنها را در هر کوی و برزنی به نام مدافعان جمهوری اسلامی دفن کند و بسیجیان قاتل بر بالای جنازه آنها هنگام دفن در دانشگاه بنویسند شهدا به دانشگاه ما خوش آمدید 


و خود را گوشت دم توپ جنگ افروزی خامنه ای کنند و 33 سال دیگربرعمرنکبت بار جمهوری اسلامی بیفزایند.

۱۳۹۰ دی ۱۲, دوشنبه

جلادی از کابل

 



غیر       قابل تصور    است      که      یک    فروشنده    روز نامه   از    مونیخ      مسوًل  قتل    30000       افغان     باشد   و    علیه      پنج    تن   از     همدستان     آن   تحقیقات     نیز     جریان    دارد


گزارش از هفته نامه Focus آلمانی، گزارشگر: Josef Hufelschulte -  شماره  11\50  تاریخ  12 دسامبر سال 2011 م - برگردانده بفارسی  حامد یوسف نظری


در ایستگاه قطار مرکزی مونیخ  شب ها محل رفت و آمد  افرادی است که ناشناس اند، مردی از افغانستان در کنارۀ انبوهی از روزنامه های تازه نشر شده ایستاده و نگاهش همیشه به سمت زمین است،  «عادل ن.» (نام مستعار) که تازه ترین روزنامه ها را برای رهگذران تعارف می کرد و از دریافت  بخشش به پاس سپاس سراش را به جلو خم می کند. طوریکه از ظاهراش مشاهده می شود، نمی خواهد به هیچ قیمتی جلب توجه قرار گیرد! اما شواهد و مدارکی وجود دارد و حاکی از آن است که او در گذشته مانند امروز اینگونه خجالتی و شرمنده رو نبوده است، زیرا نظر به گزارش و تحقیقات سارنوالی شهر مونیخ این مرد تقریبا 60 ساله می تواند یک آدم کش بی رحم حرفه یی باشد.
 عادل ن.که در رژیم کمونیستی محمد نجیب الله در کابل در مقامی مهم در دستگاه استخباراتی امنیت دولتی ایفا وظیفه کرده، نظر به گفتۀ شاهدان «شیطانی در قیافۀ انسان» است.
نظر به نخستین گزارشات ادارۀ جنائی ایالت بایرن آلمان، براساس اسنادیکه در این رابطه جمع آوری شده، وی متهم به جنایت علیه بشر  است.
عادل ن. مسؤول قتل تقریبا سی هزار انسان می باشد. مقتولان شامل مردان، زنان و حتی کودکان را هم بوده اند، درآن زمان مخالفان حاکمیت را تیر باران می کردند و یا تا دم مرگ شنکجه می نمودند و حتی بعضی ها را زنده به گور می کردند.
گزارش دهنده گان آنانی اندکه  بعد از اخراج قشون اشغالگر و جنگ ها و حملات مجاهدین که کابل را به جهنم تبدیل کرده بودند، جان به سلامت برده اند.
آقای عادل ن. توسط سازمان استخباراتی (KGB) تربیه شده بود. بعد از پیروزی مجاهدین و آغاز حکومت اسلامی وی ازافغانستان به سوی اروپا مهاجرت کرد و در آلمان مقیم و از چندی بدینسو تابعیت آلمان را پزیرفته است، طوریکه معلوم می شود موضوع پیچیده است.
سارنوال های ایالت (Hessen-NRW) در عین زمان علیه پنج تن صاحب منصبان عالی مقام  گذشته که متهم به جنایت علیه بشر  هستند خبر می دهد، بعضی از این شکنجه گران زندان ها به هالند و بلژیک فرار کرده اند.
نخستنین شواهد علیه متهمین به  جنایت علیه بشریت قبل از لشکرکشی شوروی ها در دسامبر 1979 م و بعد از اشغال آنها تقریبا سی سال قبل شروع شد، مرکز ادارۀ جنایی فدرال آلمان(BKA) اطلاعاتی در مورد شکنجۀ زندانیان و کشتار آنها که توسط (عادل ن.) صورت می گرفت مطلع بودند.
همینطور نظر به تحقیقات، مرکز تحقیقاتی مبارزه علیه جنایات جنگی و کشتارجمعی و سازمان های مثل همزیستی بین المللی و دیگر منابع قابل اعتماد همه یک سان گزارش داده و از ارتکاب چنین اعمال ضد بشری در سازمان های  اسخباراتی افغانستان هوشدار داده اند
ادعا هاییکه ادارۀ مرکزی مبارزه با جنایات جنگی و کشتارجمعی با اتکا برآن عادل ن. و دیگر همکارانش را متهم به جنایت علیه بشریت و کشتارجمعی می کنند از جانب 250 تن از شاهدان به ادارۀ یاد شده ثبت نام کرده اند و مدارک اثباتیۀ آنرا  در اختیار دارند.
پس از ارزیابی بیشتر سرویس های اطلاعاتی از منابع غربی،  در پروندۀ حاکمیت قبلی ترور و وحشت شکی نیست که افرادی مثل این فروشندۀ روزنامه را پرورش نداده باشد.
    جنرال عادل ن. در زمان حاکمیت نجیب الله، رئیس بخش استنطاق ادارۀ استخبارات بود و هم مسؤول درجه اول از مخالفان سیاسی دولت که به بهانهً جرم سیاسی زاندنی می شدند تحقیقات  را  به عهده داشت، در عین زمان زندان ها و مراکز استنطاق و شکنجه گاه ها تحت کنترول و امر وی قرار داشتند.
   نام زندان پلچرخی وحشت آور است. در این زندان که قبلاً به کمک مالی آلمان برای 5000 زندانی ساخته شده بود، در آن زمان مخالفان سیاسی دولت که تعدادشان به 12000 زندانی میرسید بدون حکم محکمه، و به دستور عادل ن. زندانی بودند. در بین مخالفان سیاسی زندانی داکتران، مهندسان، ملا ها، رهبران دینی و معلیمن وجود داشته و در یک حالت صحی و معیشتی خیلی رقتبار، غیر قابل تحمل و  رنج آور به سر میبردند چنانکه که خودکشی زندانیان جزء برنامۀ روز شده بود.
  هر جنایت و شکنجه که در زندان پلچرخی صورت می گرفت،  تحت کنترول،  نظر و هدایت (KGB) اجرا می شد، گزارشی که در سال های قبل از سوی یک پوپو لیست فرانسوی (Roger Faligot) إرائه شده بود و ادارۀ استخبارات آلمان در سال 1987 م آنرا تصدیق نموده بود، حاکی از آن بود که ادارۀ (کا جی بی) شوروی و استخبارات افغانستان درإعمال شکنجه و خشونت شدید علیه زندانیان همکار بودند، از ترور و انسان کشی هم هیچ هراسی نداشتند.
عدال ن. به اتهامات خیلی شدیدی طرف است و یکی از اتهامات اصلی علیه وی صورت گرفته، در فبروی سال 1988 م زمانیکه صاحبان کرملین «میخایل گورباچف»  موضوع خروج نیروی نظامی خود را از افغانستان بطور نهایی اعلام کرد، زندانیان از دریافت آن خبر به شادمانی پرداختند،  عادل ن. دستور کشتار دسته جمعی زندانیان را صادر کرده بود. کشتار ها در گروپ 60 نفری در یک صف زندانیان را قرار داده و توسط ماشیندار بدون ترحمی همراه قتل عام میکردند.  اجساد را بعد از کشتار در گورها عمقی توسط بولدوزر ها دفن می کردند. چند سال بعد از آن زمان یکی از این گور های دسته جمعی کشف شد که در آن استخوان های بیشتر از 2000 انسان را پنهان کرده بودند.
با سقوط حاکمیت پر از خشونت  نجیب الله همچنین برای عادل ن. پایان زمان کشتار جمعی بود. زمانیکه مسلمانان شورشی رئیس جمهور منفور را در سپتامبر سال 1996 م در دفتر نماینده گی سازمان ملل متحد در کابل که پناهنده بود، کشتند و بعدأ از بلکن وی را بدار آویختند، عادل ن. قبلاً کشور را ترک کرده بود.
عدال ن. با اسناد جعلی و تغییر نام موفق به فرار به آلمان شد، و با استفاده ازهویت جدید و جعلی خویش خیلی  زود توانست در بین افغانهای خارج از کشور جای پایی پیدا کند.
گزارشگر هفته نامه فوکوس می نویسد: برخورد از نزدیک با مجرم مشکوک در پنجشنبه هفتۀ گذشته بود، روزنامه فروش آقای عادل ن. وقتیکه به نام اصلی اش مورد خطاب قرار گرفت، با چشمان از حدقه برآمده و خشمکین نگاه  کرده گفت: شما از من چه می خواهید؟ نگاه کنید من خیلی مصروف هستم!
در بارۀ کابل نمی خواست صحبت کند، چیزی برای گفتن نیست ، همه چیز گذشته است من فعلاً در آلمان هستم و آلمان قشنگ است...
وقتیکه واژه استخبارات ذکر شد. عادل ن.  لبخند رنج آوری کرده گفت: من با آنها رابطه یی نداشتم وظیفۀ من در وزارت فرهنگ بود!  متهم به قتل جمعی و جنایت علیه بشریت که همان آقای عادل ن. باشد، دو تن افغان را صدا زده و آهسته گفت: شما مرا با کسی اشتباهی گرفته اید، آقایان!.. من با شما دیگر صحبت نمی کنم!..
 لوی سارنوال شهر مونیخ  (Thomas Steinkraus -Kuch) تأیید کرد که با توجه به اسنادی که ما در اختیار داریم، این موضوع حقیقت هست و تحقیقات علیه این شخص جریان دارد، ما باز هم نیاز به تحقیقات بیشتری فراایالتی داریم و باید در خارج از آلمان هم تحقیقاتی انجام بدهیم و در عین زمان ادارۀ جنایی ایالت بایرن نیز موظف شده تا در این مورد تحقیق نماید.
  




یک سخن خیلی دوستانه به اعضای حزب دموکراتیک خلق:
 ما همه شاهد رویدادها و تحولات سیاسی سه دهۀ آخیر در افغانستان هستیم و میدانیم که چه بلایی  برسر مردم و جامعه آمده است و میدانیم که این اولین و آخرین گزارش از زمان حاکمیت حزب دموکراتیک نیست و نخواهد بود بلکه در آینده بیشتر هم خواهد شد. لذا از شما صمیمانه میخواهم که به دو نکتۀ زیرین توجه نمایید:
1 - اینکه در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق از طرف افرادی جنایت علیه بشریت، قتل عام ها، این گورها دسته جمعی که هر روز کشف میشود بالاخره خودکشی دسته جمعی نبوده که بسر خود خاک ریخته باشند و انواع جنایت و بی عدالتی صورت گرفته است، یک واقعیت آشکار و غیرقابل انکار بوده  و به هیچ صورتی نمیتوانم آنرا کتمان و یا توجیه کنیم، با درک این واقعیت باید این سؤال را هم طرح کرد که آیا همه اعضای این  حزب جنایتکار و آدمکش بوده اند؟ و آیا همۀ آنان درإتخاذ همچو تصامیمی نقش مستقیم داشته اند؟  اگر نقشی نداشته اند و افرادی صادق و دارای آرمان انسانی بوده اند و از نیرو و حضور شان در صفوف حزب سوء استفاده صورت گرفته است . پس چه باید کرد؟
2 –  درست است که بعضی از اعضای حزب دموکراتیک نظرات انتقادی به گذشته داشته و دارند اما ایشان چیزی بیشتر از کل گویی هایی نداشته اند.آنان یاد آور میشوند که گویا  جنایت و خیانتی  انجام یافته است اما همه حرف هایی را که باید زده شود بر زبان نمی آورند و به صراحت نمی گویند که کیها بوده اند که اینهم خیایت و جنایت را مرتکب شده اند ؟!  کی مسؤول اینهمه جنایت علیه بشریت است؟ و کی این دستورات را داده است؟ 
 اینجا وظیفۀ اعضای وفادار به جامعه و مردم و دارای آرمان ها ی انسانی و اعضای صادق و انقلابی حزب دموکراتیک است تا آنان را افشا و صف خود را از این جنایاتکاران جدا کنند، زیرا مسلماً هیچ کس دیگری بهتر و بیشتر از شما با این جنایتکاران آشنایی و شناختی ندارد. پس نباید بیشتر از این به کتمان کاریها و مصلحت اندیشی ها و توجیه نمودن های بیهوده ادامه داده و خود را در چارچوب تفکر جمعی حاکمیتی تعریف نمایید که در آن انواع جنایات علیه بشریت صورت گرفته و به همه اعضای آن حزب مربوط پنداشته میشود .  اینجاست که باید مکرراً بپرسیم : آیا همۀ اعضای حزب دموکراتیک خاین و جنایتکار بودند؟   اگرآری که حرف تمام است و اگر چنین نبوده است؟  پس قیام کن بنام یک انسان صدیق دامن پاک خودت و رفقای بخون خفته ات را که آرمان انسانی داشتند از لوهه این جنایاتکاران پاک و منزه کرده آنها را افشا و از پهلوی خود برانید  و دورکنید تا زمانی که دست به همچو اقدامی نیازیده و همچو شهامتی را از خود تبارز ندادهید هرگز نخواهی توانست نزاهت و پاکدامنی خود و دیگر رفقایت را که صادقانه رزمیده  و میرزمند به اثبات رسانی ، زیرا تا چهره های کثیف همچو جنایتکاران افشا نشوند این جنایات  دامن هر یک از اعضای حزب دموکراتیک را لکه دار خواهد ساخت.
فلهذا دوستان گرامی قبل از اینکه دیگران اقدام بدین عمل بکنند، شما خود انقلابی در کودتا کنید وهمۀ آنچه را که گذشته است از نو بیان کنید، اگر امروز نگوید شاید فرد برای بیان اش دیر باشد، با یک گفتار صادقانه میتوانید در تاریخ مبارزات سیاسی و اجتماعی این مرز و بوم جایگاه واقعی خود را  دریابید و مسجل  شوید...