۱۳۹۱ تیر ۹, جمعه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه
یه روز خوب میاد
یه روز خوب میاد... که ما به هم منفی ندیم
, به هم، فحش ندیم و با هم دوست باشیم و مثبت بدیم به لینکهای هم... آها مثل کاربرای تو کافه نت ,هیچ کدوممون هم نیستیم بیکار، در حال نوشتن و ارسال لینک تو ایران ,واسه اینکه خسته نشی این بار، من لینک می ذارم، تو مثبت, بعدِ این همه منفی و حذف لینک ب...الاخره پیداش می شه دوستی بین کاربرا، از منفی به لینک ,نمی شه قبرستون ,با گزارش, هیچ حسابی بسته نمیشه! فریاد بزنید کاربرا که بلا به دور! امشب واسمون آرزو بکن , تا جایی که یادمه این سایت همیشه خبر داغ می داد, یه روز خوب میاد که منفی نیست و تو شلوغی ها به جای فحش به هم مثبت می دیم و نظر خوب, همه شنگول و منگولیم و همه چی عالیه, فقط جای رفیقامون که نیستن تو سایت خالیه , خنده می مونه تو صورت و آشنا، کسی گزارش نمی ده و منفی نمی ده, دیگه کسی فریاد نمی کنه،قرمز نمی شه, هیچ کاربری سر حساب بسته نمی ره , سایت, قتلگاه لینکها نمیشه و حساب بسته نمیشه , وای , مثل تو ویرونم یا اصلاً مثل حساب بسته شده نمـــــی دونم دارم منفجر میشم و این رو می خونم , پیش خودت شاید فکر کنی بی اطلا ع ام ولی یه روز خوب میاد این رو می دونم! ولی یه روز خوب میاد این رو می دونم ,راستی وقتی یه روز خوب میاد، شاید از حساب ما چیزی نمونه جز خوبیها, ناامن و خراب نیست، همه چی امن و امان , بالایارها هم حساب ومیبندن و میشیم اخراج! هه هه... آسمون، به, چه قشنگه ,کنار حساب کاربر امتیاز بالاست و اعتبار زیاده هیچ کاربری نمی خواد در ره, فقط اگه صبر داشته باشی حلّه ,دست بالایارکوتاست از حساب, نگو اوووه! کو تا فردا اگه نبودم می خوام یه قول بدی بهم که هر کاربری دیدی مثبت بدی بهش ,دیگه هیچ کاربری حسابش بسته نیست هیچ زن آزاده ای حسایش بسته نیست ,همکارعزیزم کاربرای رفته دارند میاند به سایت آره... برو واسه کاربرا مثبت بده
متن طنز بالا با توجه به متن شعر هیچکس و به سبک زیبای شعر یه روز خوب میاد نوشته شده است.
از تظاهرات و تجربه سازماندهی موفق آنارشیستها به مناسبت اول ماه مه 2012 می توان آموخت
برای دیدن 22 عکس مربوط به تظاهرات آنارشیستها لطفا روی این کلیک کنید.
طبق گزارش های رسیده 10 نفر از آنارشیستها توسط پلیس دستگیر شدند و پس از عکس گرفتن از آنها و پرونده سازی آزاد شدند که به احتمال زیاد در ماه های آینده محاکمه خواهند شد و جریمه نقدی باید بپردازند. در عکس ها خشونت پلیس تا حدی دیده می شود بر اساس گفته های شاهدان عینی بر اثر خشونت پلیس و زدن سر یکی از رفقای زن آنارشیست به دیوار سر او به شدت شکست و روانه بیمارستان شد که امیدواریم آسیب مغزی ندیده باشد.رفقای آنارشیستی که از شهرهای اطراف آمده بودند و دستگیر شدند به احتمال زیاد دیگر اجازه نخواهند داشت به این قسمت شهر کلن بیایند.
درتظاهرات امروز اول ماه مه نیز آنارشیستها با گرایشات مختلف آنارشیستی به شکل یک بلوک حضور داشتند.
یک هفته پس از برگزاری تظاهرات اول ماه مه 2011 , آنارشیستها با برگزاری درونی چندین جلسه کوچک ( به دلایل امنیتی ) عمدتا چند نفره , که در مکانهای مختلف برگزار می شد, برای چگونگی تظاهرات اول ماه مه 2012 تصمیم گرفتند که برخلاف هر ساله که فقط روز اول ماه از جلوی اتحاديه سراسرى کارگران آلمان (د. گ. ب) تظاهراتی آرام و سنتی برگزار می شود برای یک روز قبل از اول ماه مه 2012 اعلام تظاهراتی مستقل کنند و در سایتهای خود و فیس بوک مکان تظاهرات را اعلام کردند ولی هیچگونه اجازه ای از پلیس برای تظاهرات نگرفتند و اینک نیز صفحه فیس بوک که مربوط به این حرکت بود را پاک کردند. ساعت 19.00 امروز دوشنبه اعلام تظاهرات شده بود که من ساعت 19.00 به محل تظاهرات رسیدم ولی تعداد کمی آنجا بودند که بر روی نیمکت های کنار خیابان نشسته بودند و اوضاع عادی نبود و پلیس در تمامی خیابانهای اطراف مستقر شده بود.پلیس طبق معمول کاملا آماده بود.من بر روی نیمکت کنار یکی از آنارشیستها که می شناختم نشستم و او آرام کمی به سمت من آمد و لباس ورزشی پوشیده بود و گفت که تظاهرات اینجا نیست و 1 ساعت دیگر در آنطرف رود راین برگزار می شود و آدرس و توضیحات لازم را داد و من چند قدم از آنجا دور شدم و در نزدیکی آنجا بر روی صندلی های کنار خیابان یک کافه نشستم و فکر کردم که به بهانه چائی خوردن اگر از آنجا آشنایی رد شد خبر دهم چراکه در یک برنامه همبستگی با کارگران ایران این تظاهرات را اعلام کرده بودیم ولی هیچ ایرانی را در آنجا ندیدم که البته شاید به احتمال کم با تاخیر آمده باشند و من به هر حال ندیده باشم.کم کم آنارشیستها تکی یا دو نفره می آمدند و بیشترشان لباسهای معمولی داشتند ولی چهره ها آشنا بود. حدودا ساعت 19.15 تصمیم گرفتم که از مترو زیر زمینی که در آن نزدیکی بود استفاده نکنم و از ایستگاه بعدی بروم که پلیس متوجه حرکت و جابجائی ما نباشد و در مسیر نیز شاید آشنایی را ببینم و خبر دهم که فقط یک رفیق آشنای آنارشیست را دیدم که به محل تظاهرات می رفت که می خواستم توضیح بدهم به او که دیدم در جریان است و گفت که من اونور آب نمی روم و در همینجا می مانم که دیدیم چندین ماشین پلیس آژیر کشان به سمت محل تظاهراتی که در سایتها اعلام شده است می روند و رفیق ما گفت که ظاهرا همه چیز شروع نشده تمام شد و احتمالا پلیس حمله کرده به اونجا و شاید هم درگیری چیزی با پلیس پیش آمده باشد که البته نمی دانم چون در آنجا نبودم ولی چون پلیس آژیر کشان به اون سمت می رفت شاید اتفاقی افتاده باشد که نمی دانم ولی باید فردا بپرسم از کسانی که آنجا بودند به هر حال از همدیگر خداحافظی کردیم و او به سمت مسیر اول تظاهرات که پلیس ها می رفتند ادامه داد و من هم به سمت محل دوم تظاهرات .ساعت 19.40 به محل رسیدم که دیدم کنسرت خیابانی کوچکی است در میدان و تعدادی از آنارشیستها آنجا بودند که دیدم یکی از ایرانی های نسل اول هم اونجاست. پرچمهای آنارشیستی را کاملا پوشانده بودند و در کیسه های رنگی قرار داده بودند و پرچم ها را بدون دسته در ساکهای دستی گذاشته بودند و خود من نیز از دسته های جارو و طی استفاده می کنم و خود پرچم را بدون دسته آن در کیف خودم قرار می دهم و هر جا که پلیس شروع به دستگیری می کند من چوب جارو را در خیابان می گذارم و پارچه پرچم را جمع می کنم و گاهی فقط پرچم را در کیفم دارم و در مسیر تظاهرات با خریدن یک دسته جارو از آن به عنوان دسته پرچم استفاده می کنم البته از این به بعد دسته جارو را همراه با سر جارو با خود می برم و زمانی که تظاهرات شروع شد سر جارو را باز می کنم و تبدیل به پرچم می کنم و هر وقت فضا پلیسی شد پرچم را جمع می کنم و سر جارو را وصل می کنم .چراکه یک فردی که جارو نو به همراه دارد بیشتر طبیعی جلوه می کند و بارها با خرید از اولین فروشگاه توانسته ام از سد پلیس عبور کنم چراکه کسی که کیسه خرید یک فروشگاه را دارد کاملا طبیعی جلوه می کند بنابراین باید محل تظاهرات در مراکز خرید باشد که هم بازتاب خبری خوبی پیدا کند و هم در بین جمعیت بتوان در صورت لزوم خود را استتار کرد و از محاصره پلیس خارج شد.امروز ساعت 20.00 تظاهرات شروع شد و یکی, یکی پرچمها از کیف های دستی خارج شد و لباسهای سیاه پوشیده شد و صورتها با دستمال پارچه ای و کلاه ,بسته و استتار شد( البته نه همه ) و یکی, یکی از میان جمعیت خارج شدیم و به تظاهرکنندگان پیوستیم و مسیر تظاهرات به سمت اداره پلیس آغاز شد و یکدفعه اداره پلیس با یک تظاهرات آنارشیستی آن هم مقابل اداره پلیس روبرو شد که 2 پلیس با تعجب به جمعیت تظاهر کننده نگاه می کردند . در طول مسیر تعدادی از تظاهرکنندگان ترقه و فش فشه می زدند و به سمت پلیس هایی که دم در ایستاده بودند یک ترقه زدند که آن 2 پلیس خیلی ترسیدن و از جا پریدن و دستشان نزدیک اسلحه کمری بود با اینکه می دانند خطری آنان را تهدید نمی کند و تظاهرکننده ها صلح آمیز تظاهرات می کنند . بعد از رد شدن از مقابل پاسگاه پلیس به اولین خیابان پشت اداره پلیس رفتیم و در واقع مسیری را که آمده بودیم تا اندازه ای از خیابان دیگری برگشتیم و در مسیر تظاهرات بر علیه سرمایه داری و فاشیسم و دولتها و سیاستهای رفرمیستی د گ ب که وابسته به احزاب دولتی است شعار داده شد به اضافه شعار همبستگی جهانی و....پلیس کاملا قافلگیر شده بود. به گفته یکی از رفقا حدود 70 تا 80 نفر در محل اولیه تظاهرات بودند و همین تعداد نیز در تظاهرات دوم بودند.از آنجائیکه پلیس در خیابانهای اطراف محل اعلام شده متمرکز شده بود و محل دوم و مسیری که طی شد نامشخص بود پلیس کاملا غافلگیر شده بود و نمی دانست که به کدام سمت خواهیم رفت و چگونه می تواند ما را در محاصره قرار بدهد.بعد از 15 دقیقه اولین ماشین پلیس به پشت سر ما رسید که بعد از 20 دقیقه که از آغاز تظاهرات گذشته بود بر تعداد ماشین های پلیس در اطراف ما افزوده شد و فضا بسیار پلیسی شد و یکی از رفقا با دوچرخه خودش را به ما رساند و گفت که همه جا را دارند می بندند که با رسیدن به اولین کوچه به دو قسمت تقسیم شدیم و ما از خیابان اصلی به کوچه فرعی رفتیم و در طول مسیر رفقا شروع کردند به تغییر و تعویض لباس های خود و من نیز باید در تظاهراتهای بعدی اینچنینی یک لباس با رنگ دیگری با خودم داشته باشم تا بتوانم آن را عوض کنم.البته رفقای دختر راحتر بودند و برخی با درآوردن لباس سیاه و داشتن لباس شیک و تابستانی بسیار طبیعی تر به نظر می رسیدن و براحتی از بین پلیس رد می شدند.البته من هم به دلیل خارجی بودن کمتر مورد شک پلیس واقع می شوم و همیشه در تظاهراتها ظاهری معمولی دارم و در بین راه فورا در یک فروشگاه خرید می کنم و در دستم می گیرم.بعد از رسیدن به انتهای کوچه روبروی ما یک مغازه که دارای اجناس آفریقایی است در حال بستن بود و چند تا خانم از آشنایان مغازه دار دم در ایستاده بودند و متوجه ما 30 یا 40 نفر شدند که پلیس به دنبالشان است و کمی ترسیدن و خانم ها با زبان خودشان فریاد زدند که در مغازه را ببندید و کسی را راه ندهید که من به سمت آنها آمدم و گفتم که دوستان من هستند و نترسید چراکه به هر حال گاهی بعضی از خارجی ها در چنین مواقعی می ترسند که نکند ضد خارجی باشند و وقتی من را دیدند خیالشان راحتر شد ولی با اینحال من را راه دادند و در مغازه را بستند که به دنبال تظاهرکنندگان پلیس وارد مغازه نشود که البته در حال بستن مغازه نیز بودند و من کمی برای آنها توضیح دادم و یک قوطی آب میوه آفریقایی خریدم و از مغازه خارج شدم که همان موقع یک ماشین پلیس سر رسید ولی خارجی بودن من و نوشیدنی که در دست داشتم و لباس معمولی باعث شد که به من شک نکنندو در همان نزدیکی سوار اتوبوس شدم و پلیس در آنجا شروع به کنترل کسانی کرد که در خیابان بودند و اتوبوس در همین مسیر حرکت کرد و من بعد از یک استگاه پیاده شدم.پلیس به مقدار زیاد در تمام خیابانها دیده می شد و چندین برابر ما پلیس بود و ترامواها حرکت نمی کردند و باید پیاده از آن منطقه دور می شدیم.من دوباره به درون یک فروشگاه بزرگ شدم و مدتی را مشغول خرید کردن شدم و با خرید یک گلدون گل, خربزه , نوشیدنی و خرید یک کیسه پلاستیکی فروشگاه از منطقه پلیسی عبور کردم و مرتب از هر خیابانی ماشین پلیس عبور می کرد و بدنبال دستگیری آنارشیستها بودند که البته چنانچه کسی دستگیر شود معمولا پس از چند ساعت آزاد می شوند و قائدتا جریمه مالی می شوند و برایش پرونده درست می کنند.
در طول مسیر تظاهرات بعضی از رانندگان برای ما بوق می زدند و ما را تشویق می کردند و دست تکان می دادند و بعضی از عابرین پیاده نیز ما را تشویق می کردند
ساعت 21.30 به محل اول تظاهرات رفتم که اگر کسی آنجاست به آنها بپیوندم که کسی آنجا نبود. به هر حال این دومین تجربه من هست که این همه آنارشیست که شدیدا تحت نظر پلیس هستند توانستند به یکدیگر با اشکال گوناگون خبر رسانی کنند بدون آنکه پلیس متوجه شود و تازه پلیس را هم غافلگیر کنند و تجربه دیگر در رابطه با كنسولگري جمهوري اسلامي در فرانکفورت آلمان بود که با زنجیر انسانی و قفل بسته شد.به هر حال با اینکه اینهمه کنترل پلیس وجود دارد می توان با تشکیل گروه های بسیار کوچک و ارتباطات خاص و سبک کار آنارشیستی دست به اقدامات سیاسی تاثیر گذار زد.متاسفانه به دلایل امنیتی نمی توان به بسیاری از شیوه های کار اشاره کرد تا بتوان از تجربیات یکدیگر استفاده کنیم و در نوشتن همین متن به بسیاری از مسائل عمدا اشاره نکرده ام.
متن بالا گزارش یک شاهد عینی در تظاهرات است
طبق گزارش های رسیده 10 نفر از آنارشیستها توسط پلیس دستگیر شدند و پس از عکس گرفتن از آنها و پرونده سازی آزاد شدند که به احتمال زیاد در ماه های آینده محاکمه خواهند شد و جریمه نقدی باید بپردازند. در عکس ها خشونت پلیس تا حدی دیده می شود بر اساس گفته های شاهدان عینی بر اثر خشونت پلیس و زدن سر یکی از رفقای زن آنارشیست به دیوار سر او به شدت شکست و روانه بیمارستان شد که امیدواریم آسیب مغزی ندیده باشد.رفقای آنارشیستی که از شهرهای اطراف آمده بودند و دستگیر شدند به احتمال زیاد دیگر اجازه نخواهند داشت به این قسمت شهر کلن بیایند.
درتظاهرات امروز اول ماه مه نیز آنارشیستها با گرایشات مختلف آنارشیستی به شکل یک بلوک حضور داشتند.
یک هفته پس از برگزاری تظاهرات اول ماه مه 2011 , آنارشیستها با برگزاری درونی چندین جلسه کوچک ( به دلایل امنیتی ) عمدتا چند نفره , که در مکانهای مختلف برگزار می شد, برای چگونگی تظاهرات اول ماه مه 2012 تصمیم گرفتند که برخلاف هر ساله که فقط روز اول ماه از جلوی اتحاديه سراسرى کارگران آلمان (د. گ. ب) تظاهراتی آرام و سنتی برگزار می شود برای یک روز قبل از اول ماه مه 2012 اعلام تظاهراتی مستقل کنند و در سایتهای خود و فیس بوک مکان تظاهرات را اعلام کردند ولی هیچگونه اجازه ای از پلیس برای تظاهرات نگرفتند و اینک نیز صفحه فیس بوک که مربوط به این حرکت بود را پاک کردند. ساعت 19.00 امروز دوشنبه اعلام تظاهرات شده بود که من ساعت 19.00 به محل تظاهرات رسیدم ولی تعداد کمی آنجا بودند که بر روی نیمکت های کنار خیابان نشسته بودند و اوضاع عادی نبود و پلیس در تمامی خیابانهای اطراف مستقر شده بود.پلیس طبق معمول کاملا آماده بود.من بر روی نیمکت کنار یکی از آنارشیستها که می شناختم نشستم و او آرام کمی به سمت من آمد و لباس ورزشی پوشیده بود و گفت که تظاهرات اینجا نیست و 1 ساعت دیگر در آنطرف رود راین برگزار می شود و آدرس و توضیحات لازم را داد و من چند قدم از آنجا دور شدم و در نزدیکی آنجا بر روی صندلی های کنار خیابان یک کافه نشستم و فکر کردم که به بهانه چائی خوردن اگر از آنجا آشنایی رد شد خبر دهم چراکه در یک برنامه همبستگی با کارگران ایران این تظاهرات را اعلام کرده بودیم ولی هیچ ایرانی را در آنجا ندیدم که البته شاید به احتمال کم با تاخیر آمده باشند و من به هر حال ندیده باشم.کم کم آنارشیستها تکی یا دو نفره می آمدند و بیشترشان لباسهای معمولی داشتند ولی چهره ها آشنا بود. حدودا ساعت 19.15 تصمیم گرفتم که از مترو زیر زمینی که در آن نزدیکی بود استفاده نکنم و از ایستگاه بعدی بروم که پلیس متوجه حرکت و جابجائی ما نباشد و در مسیر نیز شاید آشنایی را ببینم و خبر دهم که فقط یک رفیق آشنای آنارشیست را دیدم که به محل تظاهرات می رفت که می خواستم توضیح بدهم به او که دیدم در جریان است و گفت که من اونور آب نمی روم و در همینجا می مانم که دیدیم چندین ماشین پلیس آژیر کشان به سمت محل تظاهراتی که در سایتها اعلام شده است می روند و رفیق ما گفت که ظاهرا همه چیز شروع نشده تمام شد و احتمالا پلیس حمله کرده به اونجا و شاید هم درگیری چیزی با پلیس پیش آمده باشد که البته نمی دانم چون در آنجا نبودم ولی چون پلیس آژیر کشان به اون سمت می رفت شاید اتفاقی افتاده باشد که نمی دانم ولی باید فردا بپرسم از کسانی که آنجا بودند به هر حال از همدیگر خداحافظی کردیم و او به سمت مسیر اول تظاهرات که پلیس ها می رفتند ادامه داد و من هم به سمت محل دوم تظاهرات .ساعت 19.40 به محل رسیدم که دیدم کنسرت خیابانی کوچکی است در میدان و تعدادی از آنارشیستها آنجا بودند که دیدم یکی از ایرانی های نسل اول هم اونجاست. پرچمهای آنارشیستی را کاملا پوشانده بودند و در کیسه های رنگی قرار داده بودند و پرچم ها را بدون دسته در ساکهای دستی گذاشته بودند و خود من نیز از دسته های جارو و طی استفاده می کنم و خود پرچم را بدون دسته آن در کیف خودم قرار می دهم و هر جا که پلیس شروع به دستگیری می کند من چوب جارو را در خیابان می گذارم و پارچه پرچم را جمع می کنم و گاهی فقط پرچم را در کیفم دارم و در مسیر تظاهرات با خریدن یک دسته جارو از آن به عنوان دسته پرچم استفاده می کنم البته از این به بعد دسته جارو را همراه با سر جارو با خود می برم و زمانی که تظاهرات شروع شد سر جارو را باز می کنم و تبدیل به پرچم می کنم و هر وقت فضا پلیسی شد پرچم را جمع می کنم و سر جارو را وصل می کنم .چراکه یک فردی که جارو نو به همراه دارد بیشتر طبیعی جلوه می کند و بارها با خرید از اولین فروشگاه توانسته ام از سد پلیس عبور کنم چراکه کسی که کیسه خرید یک فروشگاه را دارد کاملا طبیعی جلوه می کند بنابراین باید محل تظاهرات در مراکز خرید باشد که هم بازتاب خبری خوبی پیدا کند و هم در بین جمعیت بتوان در صورت لزوم خود را استتار کرد و از محاصره پلیس خارج شد.امروز ساعت 20.00 تظاهرات شروع شد و یکی, یکی پرچمها از کیف های دستی خارج شد و لباسهای سیاه پوشیده شد و صورتها با دستمال پارچه ای و کلاه ,بسته و استتار شد( البته نه همه ) و یکی, یکی از میان جمعیت خارج شدیم و به تظاهرکنندگان پیوستیم و مسیر تظاهرات به سمت اداره پلیس آغاز شد و یکدفعه اداره پلیس با یک تظاهرات آنارشیستی آن هم مقابل اداره پلیس روبرو شد که 2 پلیس با تعجب به جمعیت تظاهر کننده نگاه می کردند . در طول مسیر تعدادی از تظاهرکنندگان ترقه و فش فشه می زدند و به سمت پلیس هایی که دم در ایستاده بودند یک ترقه زدند که آن 2 پلیس خیلی ترسیدن و از جا پریدن و دستشان نزدیک اسلحه کمری بود با اینکه می دانند خطری آنان را تهدید نمی کند و تظاهرکننده ها صلح آمیز تظاهرات می کنند . بعد از رد شدن از مقابل پاسگاه پلیس به اولین خیابان پشت اداره پلیس رفتیم و در واقع مسیری را که آمده بودیم تا اندازه ای از خیابان دیگری برگشتیم و در مسیر تظاهرات بر علیه سرمایه داری و فاشیسم و دولتها و سیاستهای رفرمیستی د گ ب که وابسته به احزاب دولتی است شعار داده شد به اضافه شعار همبستگی جهانی و....پلیس کاملا قافلگیر شده بود. به گفته یکی از رفقا حدود 70 تا 80 نفر در محل اولیه تظاهرات بودند و همین تعداد نیز در تظاهرات دوم بودند.از آنجائیکه پلیس در خیابانهای اطراف محل اعلام شده متمرکز شده بود و محل دوم و مسیری که طی شد نامشخص بود پلیس کاملا غافلگیر شده بود و نمی دانست که به کدام سمت خواهیم رفت و چگونه می تواند ما را در محاصره قرار بدهد.بعد از 15 دقیقه اولین ماشین پلیس به پشت سر ما رسید که بعد از 20 دقیقه که از آغاز تظاهرات گذشته بود بر تعداد ماشین های پلیس در اطراف ما افزوده شد و فضا بسیار پلیسی شد و یکی از رفقا با دوچرخه خودش را به ما رساند و گفت که همه جا را دارند می بندند که با رسیدن به اولین کوچه به دو قسمت تقسیم شدیم و ما از خیابان اصلی به کوچه فرعی رفتیم و در طول مسیر رفقا شروع کردند به تغییر و تعویض لباس های خود و من نیز باید در تظاهراتهای بعدی اینچنینی یک لباس با رنگ دیگری با خودم داشته باشم تا بتوانم آن را عوض کنم.البته رفقای دختر راحتر بودند و برخی با درآوردن لباس سیاه و داشتن لباس شیک و تابستانی بسیار طبیعی تر به نظر می رسیدن و براحتی از بین پلیس رد می شدند.البته من هم به دلیل خارجی بودن کمتر مورد شک پلیس واقع می شوم و همیشه در تظاهراتها ظاهری معمولی دارم و در بین راه فورا در یک فروشگاه خرید می کنم و در دستم می گیرم.بعد از رسیدن به انتهای کوچه روبروی ما یک مغازه که دارای اجناس آفریقایی است در حال بستن بود و چند تا خانم از آشنایان مغازه دار دم در ایستاده بودند و متوجه ما 30 یا 40 نفر شدند که پلیس به دنبالشان است و کمی ترسیدن و خانم ها با زبان خودشان فریاد زدند که در مغازه را ببندید و کسی را راه ندهید که من به سمت آنها آمدم و گفتم که دوستان من هستند و نترسید چراکه به هر حال گاهی بعضی از خارجی ها در چنین مواقعی می ترسند که نکند ضد خارجی باشند و وقتی من را دیدند خیالشان راحتر شد ولی با اینحال من را راه دادند و در مغازه را بستند که به دنبال تظاهرکنندگان پلیس وارد مغازه نشود که البته در حال بستن مغازه نیز بودند و من کمی برای آنها توضیح دادم و یک قوطی آب میوه آفریقایی خریدم و از مغازه خارج شدم که همان موقع یک ماشین پلیس سر رسید ولی خارجی بودن من و نوشیدنی که در دست داشتم و لباس معمولی باعث شد که به من شک نکنندو در همان نزدیکی سوار اتوبوس شدم و پلیس در آنجا شروع به کنترل کسانی کرد که در خیابان بودند و اتوبوس در همین مسیر حرکت کرد و من بعد از یک استگاه پیاده شدم.پلیس به مقدار زیاد در تمام خیابانها دیده می شد و چندین برابر ما پلیس بود و ترامواها حرکت نمی کردند و باید پیاده از آن منطقه دور می شدیم.من دوباره به درون یک فروشگاه بزرگ شدم و مدتی را مشغول خرید کردن شدم و با خرید یک گلدون گل, خربزه , نوشیدنی و خرید یک کیسه پلاستیکی فروشگاه از منطقه پلیسی عبور کردم و مرتب از هر خیابانی ماشین پلیس عبور می کرد و بدنبال دستگیری آنارشیستها بودند که البته چنانچه کسی دستگیر شود معمولا پس از چند ساعت آزاد می شوند و قائدتا جریمه مالی می شوند و برایش پرونده درست می کنند.
در طول مسیر تظاهرات بعضی از رانندگان برای ما بوق می زدند و ما را تشویق می کردند و دست تکان می دادند و بعضی از عابرین پیاده نیز ما را تشویق می کردند
ساعت 21.30 به محل اول تظاهرات رفتم که اگر کسی آنجاست به آنها بپیوندم که کسی آنجا نبود. به هر حال این دومین تجربه من هست که این همه آنارشیست که شدیدا تحت نظر پلیس هستند توانستند به یکدیگر با اشکال گوناگون خبر رسانی کنند بدون آنکه پلیس متوجه شود و تازه پلیس را هم غافلگیر کنند و تجربه دیگر در رابطه با كنسولگري جمهوري اسلامي در فرانکفورت آلمان بود که با زنجیر انسانی و قفل بسته شد.به هر حال با اینکه اینهمه کنترل پلیس وجود دارد می توان با تشکیل گروه های بسیار کوچک و ارتباطات خاص و سبک کار آنارشیستی دست به اقدامات سیاسی تاثیر گذار زد.متاسفانه به دلایل امنیتی نمی توان به بسیاری از شیوه های کار اشاره کرد تا بتوان از تجربیات یکدیگر استفاده کنیم و در نوشتن همین متن به بسیاری از مسائل عمدا اشاره نکرده ام.
متن بالا گزارش یک شاهد عینی در تظاهرات است
۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه
طرح و سمبل آنارشیستی توسط هنرمندان ایرانی
۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه
بهروز سورن: جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی
این نوع از فعالیت حتی در مقام مزدوری و خدمت به حاکمان اما در انظارعمومی و بخودی خود ناپاک است. تعرض به حقوق انسانها برای حرف زدن و اندیشیدن در هر شکل آن ناپسند است. هم از اینروست که متخصصین این ارتش خود را علنی نمی کنند. حتی برخی از رهبران آن نیز مخفی هستند و جز نامی از آنها در گزارشات و یا مصاحبه ها یافت نمیشود
جهادگران اینترنتی یا تروریستهای دنیای مجازی – بخش چهارم
گفته
میشود که علم پزشکی ایران در دوران جنگ هشت ساله با عراق پیشرفتهایی
دوچندان داشته است. دلایل این پیشرفت ها نیز نیازها و فعالیتهای ضروری برای
مداوای زخمی شدگان و قربانیان پرشمار این جنگ خانمانسوز بوده است. از جمله
جراحی های مغزی که مجروحان بسیاری را در بر گرفته است. طبیعی است که تعدد و
حجم نیازمندی ها به عمل جراحی مغز مجروحان جنگی در زمینه پیشرفت تجربی
دانش پزشکی در ایران تاثیرات بسزائی داشته است.
در بستر فعالیتهای مجازی نیز پیدایش اینترنت کابوس
جمهوری اسلامی بوده است و سانسور و سرکوب مخالفان رژیم از جمله تلاش های
روزمره عوامل و وابستگان به نظام بشمار میرفته است. بنابر این نیرو گذاشتن
در چنین زمینه هائی و خرج انرژی برای حاکمان ضروری بوده و هست.
چنانچه
در نظر بگیریم که در حال حاضر بسیجی ها و اطلاعاتی های رژیم مبارزه علیه
آزادی بیان و وبلاگنویسان را در دستور کار روزانه خود دارند و از این طریق
نان شب! میخورند, به اهمیت و نقش والای وبلاگنویسی و آگاه گری پی میبریم.
هک وبلاگ ها و رسانه های مخالفان و منتقدان نظام اصلی ترین وظیفه متعلقان
به ارتش سایبری و نهادهائی از جمله جهادگران عرصه مجازی است.
این
نیروها که در تبلیغات رژیم خودجوش, غیر وابسته, سربازان حسین و ... خوانده
میشوند و گویا در راه رضای خدا کار میکنند اما نیروئی مزدورند. مزدور از
اینجهت که بابت خوش خدمتی خود در بارگاه نظام ولائی پاداش و مواجب پنهان و
عیان دریافت میکنند. برای همایش هایشان از الف بسم الله! تا ی یزد
سازماندهی و تدارک دیده میشود. زیارت های مجانی! خرج راه و اطراق و... را
امدادهای غیبی!! میپردازند. همچنین گفته شده است که بسیجی های وبلاگنویس به
پاس خدمات اینترنتی خود( بخوانید هک کردن رسانه ها و امیل ها ) ساعتی هفت
هزار تومان دریافت میکنند.
درباره
نیات اصلی این نهاده و ارگانها معمولا اظهار میشود که فعالیتها دفاعی است و
این دفاع برای مقابله با هجوم فرهنگی غرب صورت میپذیرد. حال آنکه طرح و
تصویر جبهه جهادگران عرصه مجازی خلاف آنرا ثابت میکند.
مرجع وبلاگنویسان پایگاههای بسیج سراسر کشور در سردر وبلاگ خود مینویسد: امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است.
تصویری
را که در بالای صفحه ملاحظه میکنید گویای نیات و مقاصد پلید این جبهه و
ناامنی و دست اندازی کردن به رسانه ها در سراسر دنیاست.
سرمایه
گذاری حکومتیان در زمینه محدود کردن و سانسور مجاری خبری آزاد بسیار گل و
گشاد است. رهبر خامنه ای دست افسران سایبری را آنقدر باز میگذارد که فرمان
پیدا کردن راه و روش تخریب در ارتباطات آزاد را بعهده خود آنها گذاشته و
طبیعی است که امکانات وافری را نیز از کیسه مردم کشورمان به آنها اختصاص
میدهد.
خامنه ای: حالا شما جوانانی که گفتیم نرم هستید خوب, خوتان بگردید و نقش را پیدا کنید!
به نقل از مشرق:
سردار
همدانی همچنین به فعالیتهای سپاه تهران بزرگ در زمینه جنگ سایبری اشاره
کرد و با بیان اینکه هماکنون بیش از 2 هزار وبلاگنویس در این زمینه
سازماندهی شدهاند، گفت: افسران جنگ سایبری ما در آینده نزدیک عملیات آفند
فرهنگی خود را نیز آغاز خواهند کرد ضمن آنکه ما دو مرکز جنگ سایبری را نیز
در تهران فعال کردهایم.
وی
با اینکه تعداد مجروحان در جنگ سایبری بیش از جنگ سخت خواهد بود تصریح
کرد: در جنگ نرم زمینه حضور همه هست و ما باید بتوانیم در آن حملات
گستردهای را انجام دهیم.
در جائی دیگر:
سردار
جلالی در ادامه به عنوان نمونهای از نهادها و سازمانهای موفق در حوزه
توسعه فضای وب مثبت و فارسی زبان به سازمان بسیج مستضعفین اشاره کرد و
افزود: سازمان بسیج مستضعفین با شعار 10 میلیون بسیجی 10 میلیون وبلاگ در
حال فعالیت است و اکنون شاهد آن هستیم که طی چندین ماه گذشته رشد بسیار
قابل توجهی در این حوزه داشتهایم.
محمدرضا صالح معاون فرهنگی تبلیغی جامعه المصطفی العالمیه میگوید:
در
عرصه تبلیغ در محیط مجازی برنامه ویژه ای برای جشنواره امسال داریم؛
امروزه مقابله با جبهه استکبار مقابله در عرصه سایبری و فضای مجازی است
بحمدلله در سطح حوزه های علمیه و جهان اسلام استعداد خوبی در این زمینه
وجود دارد ..... و در مجموع تحقق شعار هر طلبه یک وبلاگ از اهداف بلند
امسال این جشنواره است
تلاشهای همه جانبه برای مسدود کردن آزادیخواهان
و قلم بدستان خواه نا خواه بر تجربیات و توانمندی های مزدوران رژیم افزوده
است. تنها در پیشبرد یکی از پایگاههای هک و تهاجم به رسانه های داخلی و
خارجی برنامه های کامپیوتری مجانی در اختیار دهها هزار بسیحی قرار داده اند
تا خود را آماده وارد شدن به عرصه مبارزه!!! سایبری نمایند.
،
آموزش کامپیوتر، اینترنت و وبلاگ نویسی به اعضای بسیج بوده است. در چارچوب
همین پروژه، برای ده ها هزار نیروی بسیجی کلاس های آموزشی رایگان برگزار
شده و هزاران وبلاگ برای آنها ایجاد شده است تا در آنها به فعالیت بپردازند
از
اینجهت میتوان در نظر گرفت که جمهوری اسلامی و ارتش سایبری آن در حال حاضر
توانمند است و میتواند در شمار بهترینها در عرصه جهانی در نظر آید. این
نتیجه گیری اما سوای فیل هوا کردن های مسئولان اطلاعاتی تبلیغاتی رژیم است.
بسیاری
از نیروهای ارتش سایبری وابسته به سپاه پاسداران و بسیج علنی نیستند. این
نوع از فعالیت حتی در مقام مزدوری و خدمت به حاکمان اما در انظارعمومی و
بخودی خود ناپاک است. تعرض به حقوق انسانها برای حرف زدن و اندیشیدن در هر
شکل آن ناپسند است. هم از اینروست که متخصصین این ارتش خود را علنی نمی
کنند. حتی برخی از رهبران آن نیز مخفی هستند و جز نامی از آنها در گزارشات و یا مصاحبه ها یافت نمیشود.
تصاویری
که در لینک زیر می بینید مربوط به جهادگران مجازی باصطلاح غیر وابسته و
خودجوش است که در همایشی صد نفره در مشهد شرکت داشتند. این افراد همراه
سایر ( همایش دهندگان ) در نقاط دیگر از جمله همایش قم بعدها بخشی از ارتش سایبری را تشکیل دادند.
وظایف و برآمد این همایش از سوی برگزارکنندگان در گزارش همایش جنگ نرم, اینگونه نقل شده است.
در
این همایش، چندین کارگروه تخصصی پیرامون ابتلائات فضای اینترنت، آفتهای
اجتماعات مجازی، روشهای مبارزه در جنگ نرم، آموزشهای تخصصی امنیتی ویژه
فعالیت در فضای سایبر و همچنین حلقههای گفتوگو و پرسش و پاسخ با حضور
علما و متخصصین برگزار شد.
پیامد
تمرکز, سازماندهی و سرمایه گذاری رژیم در مبارزه با آزادی بیان و تخریب
رسانه ها و دنیای آزاد ارتباطات را میتوان در نقل قولی از مدیر اجرائی گوگل
دریافت. قطعا منابع غنی و سرشار طبیعی از جمله نفت و گاز کشورمان امکانات
مالی و تدارکاتی عظیمی را در اختیار این باندهای باصطلاح خودجوش قرار
میدهد.
مدیر اجرایی گوگل میگوید:
در
مصاحبه با سیانان: "ایرانیها، به دلایلی که به درستی برای ما روشن
نیست، به طرز غیرمنتظرهای در جنگ سایبری با استعداد هستند. بنابراین به
وضوح آنها در آینده، تهدیدی برای امنیت سایبری به شمار خواهند رفت.
برای
اطلاع ایشان باید گفت که جمهوری اسلامی و متخصصان مواجب بگیرش هر کجا که
گفتگو از سرکوب اندیشه و شکستن قلم باشد از خود تبحر نشان میدهند و عطش
وافری در این زمینه دارند.
وی در همین ارتباط به
نفوذ ایران به فضای مجازی دانمارک اشاره کرد و گفت که ایرانی ها توانسته
اند از طریق هک هوشمندانه، کنترل رفت و آمد اطلاعات اینترنتی را به دست
بگیرند. به گفته او هکرها موفق شده بودند مسیر حرکت اطلاعات در دانمارک را
به سمت ایران منحرف کنند و بار دیگر به دانمارک بازگردانند
تمرکز فعالیت های تهاجمی در دنیای مجازی هنوز و بطور کامل ایجاد نشده است. در سال 1390 تشکیلاتی
رسمی در ایران به نام 'قرارگاه دفاع سایبری' تشکیل شده که زیر نظر 'سازمان
پدافند غیرعامل' قرار دارد، که سازمانی زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح است.
و نشاندهنده آن است که هنوز معضل چندمرکزی بودن این عملیات ها حل نشده
است.
بهروز سورن
18.04.2012
منتشر شد:
۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سهشنبه
ممنوع شدن حضور مهاجران افغان در استان مازندران غیر انسانی و حرکتی است فاشیستی
بسیاری
از افغانهایی که در ایرانند دارای مجوز اقامت و کار هستند و همین مسئله
جواز لازم برای حضور و فعالیت آنها در همه شهرها قلمداد میشود. ممنوعیت
حضور افغانها در برخی از مراکز گردشگری ایران غیر انسانی و فاشیستی
است.جمهوری فاشیستی اسلامی با کمال وقاحت اعلام می کند که دامادهای افغان در ازدواج های غیرقانونی نیز باید دست همسران ایرانی خود را گرفته و از مازندران خارج شوند و تمام
اتباع افغان تا تاریخ 30 خرداد امسال فرصت حضور در مازندران را دارند،
این قانون برای تمامی افغانهای مجرد، متاهل، دارای مجوز ,غیرمجوز و حتی
دارای گذرنامه می باشد.
باید به شفیعی یادآوری کرد که حضور
افغانها برای مازندران یک تهدید به شمار نمیرود بلکه وجود امثال افرادی
فاشیست مثل شما و خود جمهوری فاشیستی اسلامی برای مازنداران و همه ایران یک
تهدید جدی است و هیچ کس به اندازه خود جمهوری اسلامی به گردش پذیری
مازندران و در کل ایران به آن لطمه نمی زند.
از تیر ماه امسال، سکونت و تردد اتباع افغانستان در مازندران ممنوع است و
از این تاریخ، تمام مدارک اقامتی و هویتی این افراد بیاعتبار میشود و
چرا باید کسانی که دارای مدارک اقامتی و هویتی هستند مدارکشان بی اعتبار
شود ?ممنوع کردن سکونت و تردد شهروندان افغان و اجبار کردن آنها به رفتن از
خانه و کاشانه خود کاملا غیر انسانی است و برخلاف موازین اولیه حقوق بشراست
و نمی توان کسی را اجبار کرد که محل زندگی و دوستان و آشنایان خود را از
سر اجبار ترک بگوید و مجبور به مهاجرت شود.هر انسانی حق دارد که خودش
آزادانه محل زندگی خود را انتخاب کند.
هرگونه خدماترسانی به این شهروندان افغان را جرم محسوب کردن و تهدید متخلفان به برخورد شدید قانون نیز, غیرانسانی است.
حضور اتباع افغانستان در ۱۰ شهر ساحلی مازندران از سال ۱۳۸۶ ممنوع بوده
است که باید سکوت دولت افغانستان در این باره را نیز محکوم کرد.
در
سال گذشته، بیش از سه هزار و ۴۰ نفر از اتباع افغانستان در استان مازندران
بازداشت و به کشورشان انتقال داده شدهاند که چنین اقداماتی را باید محکوم
کرد.
امیدوارم
تمامی انسانها به اینگونه اقدامات فاشیستی جمهوری اسلامی اعتراض کنند و
ایرانی ها و افغان ها مشترکا با استفاده از سایتها ,وبلاگ ها ,فیس بوک
,فریند فید, تویتر, گوگل پلاس و.....وسیعا اعتراض کنند و تظاهرات و
آکسیونهای اعتراضی را مشترکا سازماندهی کنند و به مراکز حقوق بشری مراجعه
کنند و با ترجمه چنین اخباری به زبانهای مختلف افکار عمومی جهانی را از
چنین برخوردهای فاشیستی و غیر انسانی جمهوری اسلامی آگاه سازیم.
خلاصه خبر از وب سایت رسمی وزارت کشور:
"
مازندران بهعنوان شهر ممنوع برای حضور اتباع مجاز و غیرمجاز افغان مشخص
شده است و تمام اتباع افغان تا تاریخ 30 خرداد امسال فرصت حضور در
مازندران را دارند، این قانون برای تمامی افغانهای مجرد، متاهل، دارای
مجوز ,غیرمجوز و حتی دارای گذرنامه می باشد.
سید تقی شفیعی
با اشاره به اینکه امروز یک گروه دامادهای تحمیلی ناشی از ازدواج
غیرقانونی با دختران ایرانی با افغان ها تشکیل شده است، یادآور شد: تعدادی
از این ازدواجها شرعی و برخی نیز قانونی است.
وی افزود: تاکنون هزار ازدواج شرعی دختران مازندرانی با اتباع خارجی ثبت شده است.
شفیعی
با اعلام اینکه این دامادها نیز باید دست همسران خود را گرفته و از
مازندران خارج شوند، بیان کرد: گروهی که ازدواج قانونی کردند در این طرح
قرار ندارند.
وی
با اشاره به اینکه قانون نیروی انتظامی را ملزم کرده است که نسبت به
دستگیری و اخراج این اتباع از مازندران اقدام کند، افزود: همه موظف به
اجرای این قانون و پاکسازی استان از این اتباع هستیم.
شفیعی
با بیان اینکه این مصوبه یک فرصت طلایی برای مازندران در راستای پاکسازی
استان از اتباع بیگانه است، گفت: امروز دیگر حضور افغانها برای مازندران
یک تهدید به شمار میرود.
وی
با اعلام اینکه نباید اجازه داد گروهی در راستای تغییر فرهنگ استان تلاش
کنند، گفت: مازندران به دلیل گردشگرپذیر بودن نمیتواند حضور این اتباع را
بپذیرد."
خلاصه خبر از بی بی سی فارسی :
"هادی
ابراهیمی، معاون سیاسی-امنیتی استاندار مازندران گزارش داده است که از
تیر ماه امسال، سکونت و تردد اتباع افغانستان در مازندران ممنوع است و از
این تاریخ، تمام مدارک اقامتی و هویتی این افراد بیاعتبار میشود.
او همچنین هرگونه خدماترسانی به این افراد را جرم خوانده و گفته است که با متخلفان به شدت برخورد خواهد شد.او گفت که در سال گذشته، بیش از سه هزار و ۴۰ نفر از اتباع افغانستان در استان مازندران بازداشت و به کشورشان انتقال داده شدهاند.
معاون استاندار مازندران اضافه کرد که ممنوعیت حضور اتباع افغانستان در این استان، طبق مصوبه وزارت کشور اعمال میشود و حضور اتباع افغانستان در ۱۰ شهر ساحلی مازندران از سال ۱۳۸۶ ممنوع بوده است."
دفاع از مبارزات مردم بحرین با توجه به دخالتهای جمهوری اسلامی و عربستان
با توجه به دخالتهای جمهوری اسلامی آیا از مبارزات مردم بحرین و نیروهای غیر مذهبی آن می توانیم حمایت کنیم یا نه ?
دخالتهای عربستان و جمهوری اسلامی مسئله دفاع از مبارزات مردمی بحرین را بسیار پیچیده و بغرنج کرده است.
از سویی از مبارزات مردم خاورمیانه دفاع می کنیم و از سویی دیگر وقتی شاهد دخالتهای جمهوری اسلامی می شویم که هدفش ایجاد جمهوری اسلامی بحرین است به شک و تردید می افتیم که از مبارزات مردم بحرین که امکان دارد به جمهوری اسلامی دیگری ختم شود دفاع کنیم یا نه ?
در مورد سوریه چون رژیم جمهوری اسلامی از بشار اسد حمایت می کند با اینکه می دانیم جریانات اسلامی در آن بسیار قوی هستند ولی تکلیف خود را می دانیم و از مردم سوریه در مقابل رژیم جنایتکار بشار اسد حمایت می کنیم .
اگر در این شرایط نیروهای مترقی بین الملل از مبارزات مردم بحرین دفاع کنند و فقط جمهوری اسلامی نباشد که از آنان دفاع می کند آنگاه مردم بحرین آلترناتیو های دیگری نیز در برابر خود خواهند داشت که در این شرایط سخت از آنها حمایت می کرده اند .از آنجا که حرکت مردم بحرین ضد دیکتاتوری است قابل حمایت می باشد هر چند که ممکن است در صورت موفقیت مانند دیگر کشورهای عربی خاورمیانه انقلابشان توسط اسلامگرایان حتی وابسته به جمهوری اسلامی مصادره شود پس بنابراین ما با روشنگری و حمایت از مردم بحرین بخصوص نیروهای غیر مذهبی می توانیم اینگونه نیروها را تقویت کنیم.
از طرفی دیگر عربستان و سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیم آن دارند که این مبارزات مردم بحرین به نتیجه برسد و در کشورهای خودشان این حرکتها آغاز شود بنابراین از دولت کنونی بحرین و سرکوب مردم حمایت می کنند همانطور که جمهوری اسلامی بیم آن دارد که سقوط بشار اسد باعث شود جنبش مبارزاتی مردم ایران باری دیگر شعله ور شود .
سایت دیگربان در خبری در اینباره نوشت :
حضور اعلام نشده «انقلابیون بحرین» در قم
سایت محافظهکار «مشرقنیوز» از سخنرانی مقتدی صدر امام جمعه کوفه و رهبر جریان صدر عراق در جمع گروهی از انقلابیون بحرین در شهر قم خبر داده است.
«مشرقنیوز» زمان دقیق این سخنرانی را اعلام نکرده٬ اما نوشته که آقای صدر در سخنرانی خود از «انقلاب اسلامی» بحرین حمایت کرده است.
این برای نخستینبار است که یک رسانه محافظهکار از حضور مخالفان حاکم بحرین در ایران خبر میدهد.
تعداد و علت حضور این «انقلابیون» در ایران مشخص نیست٬ اما حضور آنها به روشنی نشان میدهد که جمهوری اسلامی در سازماندهی مخالفان حاکم بحرین نقشی اساسی ایفا میکند.
دولت بحرین بارها جمهوری اسلامی را به تحریک شیعیان بحرینی علیه حکومت خاندان آل خلیفه متهم کرده و خواستار پایان دادن به این دخالتها شده است.
اکثریت مردم بحرین شیعه هستند و به طور سنتی روابط خوبی با ایران دارند، اما حکومت این کشور در اختیار اقلیت سنی مذهب مورد حمایت دولت عربستان سعودی است.
مقامهای جمهوری اسلامی از آغاز اعتراضهای ضد دولتی در بحرین خواستار به رسمیت شناخته شدن حق اعتراض مخالفان شده و سرکوب دولتی مخالفان را محکوم کردهاند.
سال گذشته نیز سایت محافظهکار «عماریون» در یادداشتی گزارشها در مورد دخالت نظامی جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان در امور داخلی بحرین را تائید کرده و خواستار گسترش این دخالتها شده بود.
استخر مختلط براي زنان و مردان ايراني حرام است بجز براي دیپلماتهاي اسلامي
سفارت ایران در برزیل گزارش های مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات عضو این سفارتخانه را ناشی از "تفاوت های فرهنگی" دانسته و نادرست خوانده است.
در پی انتشار گزارش هایی حاکی از اینکه حکمت الله قربانی، عضو سفارت ایران در پایتخت برزیل،" چِهاركودك دختر, نه تا پانزده ساله "را در یک استخر شنا مورد تعدی جنسی قرار داده است، سفارت جمهوری اسلامی در برزیل اطلاعیه ای را منتشر کرده و گفته است که اتهام تعدی جنسی علیه این فرد نادرست بوده و "حاصل سوء تفاهم ناشی از تفاوت در رفتارهای فرهنگی بوده است."
در حكومت اسلامي استخر مختلط براي زنان و مردان ايراني حرام است بجز براي دیپلماتهاي اسلامي , كه بايد اضافه كرد, تعرض به كودكان "تفاوت های فرهنگی" نِيست بلكه "تفاوت های مذهبی" و به عبارتي ,مذهب رساله اي است.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه
چگونه از سه فعال فمینیست ضد پوتین حمایت کنیم
اسقف اعظم روسیه, اسقف کیریل ,که رهبر کلیسای ارتدوکس مسکو است و یکی از حامیان راهیابی ولادیمیر پوتین به کاخ کرملین بود که اجرای موسیقی یک گروه هنرمند راک در کلیسا را بی احترامی به کلیسا خواند و این اقدام زنان فمنیست خشم اسقف اعظم کلیسای ارتودکس را برانگیخت و او خواهان تنبیه جدی این افراد شده است.
اعضای این گروه پانک که همه دختر هستند در ماه فوریه بدون برنامه ریزی قبلی وارد کلیسایی شدند و در صحن کلیسا موسیقی خود را اجرا کردند.
اعضای این گروه می گویند در اعتراض به حمایت اسقف اعظم روسیه از ولادیمیر پوتین دست به این کار زده بودند .
اینک باری دیگر پیوند مردان خدا با خدایگان قدرت درصدد هستند که زنان منتقد و معترض را مانند دوران انگیزاسیون تنبیه جدی کنند . روز پنجشنبه، دادگاهی در مسکو، مدت حبس سه فعال فمینیست ضد پوتین را تمدید کرد.
این افراد در آستانه انتخابات ریاست جمهوری روسیه در حالی که صورتهای خود را پوشانده بودند و در اعتراض به نزدیکی کلیسا با دولت با ورود به کلیسای جامع مسکو، به رقص و آواز خوانی پرداختند.آنها آواز می خواندند “مادر خدا، پوتین را از قدرت برکنار کن”.این افراد ممکن است به 7 سال حبس محکوم شوند که اینک یک همبستگی جهانی برای آزادی آنها شکل گرفته است و در چند شهر آکسیون اعتراضی برگزار شده است مانند آکسیونهای سراسری در 15 آپریل که در ,برلین آلمان , مونیخ آلمان , سیدنی استرالیا, سنت پترزبورگ اوکراین ,پراگ چک ,کراکو لهستان ومسکو روسیه 31 مارس ..... و در این وبسایت http://freepussyriot.org/ تظاهراتها و آکسیونهای حمایتی در سطح جهانی هماهنگ و اعلام می شود که از امروز تا کنون در 4 شهر اعلام تظاهرات شده است که امروز 20 آپریل در ملبورن استرالیا و 24 آپریل در لندن انگلیس و 27 آپریل در نیوکاسل انگلیس و 29 آپریل در هامبورگ آلمان خواهد بود.
منبع خبر ایرو نیوز
پادشاه شکارچی فیل "خوان کارلوس " و رابطه اش با دیکتاتور اسپانیا ژنرال "فرانسیسکو فرانکو"
"خوان کارلوس آلفونسو ویکتور ماربا" پادشاه 74 ساله اسپانیا است که سالهاست که به افتخار انتصاب به مقام ریاست افتخاری بخش اسپانیایی نهاد بینالمللی حمایت از طبیعت (WWF) هم نایل آمده است، تا بتواند از "منافع" تمام حیوانات جهان دفاع کند.
اسپانیا با بحران عمیق مالی و اقتصادی دست به گریبان است و از هر دو اسپانیایی زیر ۲۵ سال، یکی بیکار است. اقتصاد اسپانیا که با بحران بدهی ها مواجه است، از نیمه دوم سال ۲۰۰۸ درگیر مشکلات عدیده اقتصادی شده و تا کنون میلیون ها نفر در این کشور از کار بیکار شده اند ولی با این حال، پادشاه این کشور برای شکار فیل به جنوب آفریقا سفر کرده است.
در زماني كه خوان كارلوس و همراهانش تفنگ به دست دنبال گله فيل ها مي دوند و تفريح مي كنند، پنج ميليون اسپانيايي بيكار نوميدانه در جستجوي كار هستند و در ميان آنها دو ميليون نفر همه پس انداز خود را خرج گذران زندگي كرده و اكنون از فرداي خود بي خبرند.
همين يك ماه پيش، اعليحضرت خوان كارلوس اول گفته بود: فكر بيكاري جوانان خواب را از چشم من ربوده است. روزنامه ال موندو در مقاله اي مفصل نوشته است: چنين ادعايي هيچ تناسبي با شكار فيل ندارد.
ماجراي شكار فيل به يك رشته رسوايي ها و اتفاقات ديگر كه محبوبيت خانواده سلطنتي را خدشه دار كرده ، افزوده شده است. مهمترين اين رسوايي ها اتهام فساد مالي، رشوه خواري و اختلاس اينياكي اوردانگارين ، داماد شاه است كه فوريه سال جاري توسط يك قاضي بازجويي شد و پرونده آن هنوز باز است.
حدود يك هفته پيش، نام نوه پادشاه وارد صفحه حوادث روزنامه ها شد. فرويلان 13 ساله ، پسر شاهزاده النا كه دوست دارد روزي مانند پدربزرگش به شكار فيل و شير و غيره برود هنگام تمرين تيراندازي با تفنگ گلوله اي به پايش شليك كرد و مجروح شد. اين در حالي است كه طبق قوانين اسپانيا براي استفاده از يك سلاح آتشين بايد 14 سال داشت.
روزنامه ال پاریس از روزنامه های اسپانیا در این باره نوشت، هزینه ترتیب دادن یک سفر به بوتسوانا برای کشتن یک فیل معمولا به ۵۷ هزار و ۸۵۰ دلار می رسد که حدود دو برابر متوسط درآمد سالانه یک شهروند اسپانیایی است.
خوآن کارلوس اول (متولد ۵ ژانویه ۱۹۳۸، رم) پادشاه کنونی اسپانیا در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۵، دو روز پس از مرگ دیکتاتور فاشیست اسپانیا "فرانسیسکو فرانکو"، "خوآن کارلوس" طبق قانونی که فرانکو وضع کرده بود، به پادشاهی رسید.
در ۱۹۶۹ دیکتاتور فرانکو , خوآن کارلوس را به عنوان فرمانروای بعدی اسپانیا معرفی کرد.
اما "فرانسیسکو فرانکو" کیست ?
ژنرال فرانسیسکو فرانکو (۱۸۹۲-۱۹۷۵) دیکتاتور اسپانیا بود. او پس از جنگ داخلی این کشور، از ۱۹۳۹، تا هنگام مرگش در ۱۹۷۵ بر اسپانیا حکومت میکرد.
در سال ۱۹۳۱ بعداز ده سالی آشوب سیاسی، بر اثر قیام جمهوری خواهان "آلفونس سیزدهم" شاه اسپانیا از کشور گریخت و حکومت جمهوری برقرار شد . دولت جمهوری کمر به انجام یک برنامهٔ اصلاحات اجتماعی و اقتصادی بست . برای مبارزه با قدرت کلیسا که از ایام باستان در مملکت ریشه دوانیده بود، قوانینی بر ضد طبقهٔ روحانیون به تصویب رسید و دیانت از حکومت تفکیک گردید، فرقه یسوعیون (ژزوئیتها) منحل و اموال آنها توقیف شد . مدارس از حوزهٔ نظارت اهل دین بیرون آمد . نهضت قدیمی استقلال "کاتالون " با اعطای حق خودمختاری داخلی فروانی، تسکین یافت . برای طبقهٔ زارعین، دولت مشغول تکه تکه کردن املاک وسیع تر ملاکین مهم و تقسیم آن گردید . در پی اصلاحات دولت جمهوری خواه اسپانیا، آن قدر این اصلاحات اساسی بود که ملاکان مبرز و روحانیون را خشمگین کرد .
بعد از ۱۹۳۳ بیش از پیش زمام امور حکومت به دست عناصر محافظه کار افتاد که کابینهٔ آنها نه کفایتی از خود نشان میداد و نه مورد توجهٔ عامهٔ مردم بود و به همین دلیل اعتراضاتی در اسپانیا رخ داد . در فوریهٔ ۱۹۳۶ انتخابات جدیدی صورت گرفت . کلیهٔ عناصر جناح چپ، یعنی جمهوری خواهان، سوسیالسیتها، آنارشیستها و کمونیستها دست به دست داده، یک جبهه در برابر سلطنت طلبان، روحانیون، افسران ارتش تشکیل دادند . این جماعت (جناح چپ)در انتخابات به پیروزی قاطعی نایل آمدند . پس از این واقعه در ژوئیهٔ ۱۹۳۶ یکی از ژنرالهای ارتش به نام فرانسیسکو فرانکو بر ضد دولت جمهوری قیام کرد . او توانست بندر بارسلون را فتح کند و خود را آماده نمود تا پایتخت را نیز تسخیر کند . احزاب چپ (جمهوری خواهان، سوسیالسیتها، آنارشیستها وکمونیستها) برای مبارزه متحد شدند و تمامی مملکت دستخوش جنگ داخلی گردید .
با وخیم شدن اوضاع در اسپانیا دول انگلستان و فرانسه تصمیم گرفتند نگذارند که جنگ داخلی اسپانیا بدل به مبارزهای طولانی و عمومی گردد . به همین جهت دولیتن مزبور ارسال ملزومات جنگی را به دولت جمهوری اسپانیا ممنوع کردند . ایالات متحدهٔ آمریکا نیز جنگ داخلی اسپانیا را مشمول مقررات قانون بی طرفی شمرد . بنا به تشویق انگلستان و فرانسه ،۲۷ دولت از جمله بسیاری از دولتهای اروپایی موافقت کردند که در جنگ داخلی اسپانیا شرکت نجویند . اما دول آلمان، ایتالیا و اتحاد جماهیر شوروی مداخله کردند . هیتلر و موسولینی به حمایت فرانکو برخاسته و جمهوری خواهان را به عنوان ملعبهٔ دست بلشویسم تخطئه نمودند و حال آنکه اتحاد جماهیر شوروی از جمهوری پشتیبانی کرده و یاغیان , فرانکو را به مزدوری از برای فاشیزم بینالمللی متهم گردانید . آلمانها، ایتالیاییها و روسها ملزومات جنگی به اسپانیا فرستادند . بمب افکنی فاشیستها بر فراز شهرهای اسپانیا که اولین بمبارانهای هوایی مردم غیر نظامی در تاریخ بود، مردم جهان را سخت متوحش ساخت . شوروی، به علت بعد مسافت هم که شده قادر به عمل مشابهی نبود، لکن هزاران نفر از اشخاصی که متمایل به جناح چپ و صاحب آرای آزادی خواهانه بودند به میل خویش، از ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی روانهٔ اسپانیا گردیدند تا در صفوف قوای ثابت قدم به جمهوری اسپانیا، مبارزه نمایند . جنگ داخلی اسپانیا کشورهای جهان را به دو گروه فاشیست و ضد فاشیست تقسیم نمود .
بالاخره پس از حدود سه سال جنگ و بعد از آن که یک میلیون نفر در اسپانیا کشته شدند جناح چپ یا جمهوری خواهان، در سال ۱۹۳۹ در برابر لشکریان ژنرال فرانکو سر تسلیم فرود آوردند و وی توانست حکومت مستبدی نظیر رژیم فاشیست، در تمامی کشوری که از پا در آمده بود ایجاد نماید .
به گواهی محققان در سالهای ۱۹۴۴-۱۹۳۹ تعداد اعدامهای سیاسی به رقم ۱۹۲۶۴۸ نفر رسید.
۱۳۹۱ فروردین ۳۰, چهارشنبه
اسامی ۱۰ کاندید رد صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری مصر
در شش هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری مصر، کمیته عالی انتخابات مصر پس از بررسی پرونده های تمامي نامزدهای ثبت نام کننده برای انتخابات ریاستجمهوری این کشور که تعدادشان ۲۳ نفر است، تصميم به رد صلاحيت 10نفر از آنها گرفت .رییس کمیسیون انتخاباتی ریاست جمهوی مصر اعلام کرد نامزدهایی که رد صلاحیت شدند 48 ساعت مهلت دارند تا به این حکم اعتراض کنند.
1- احمد محمد عوض علی مشهور به احمد عوض الصعیدی – کاندید حزب مصر القومی / احمد محمد عوض به دلیل اینکه وابسته به حزب القومی است و افراد این حزب بر سر نامزدی او اختلاف نظردارند به همین دلیل رد صلاحیت شد.
2-
مرتضی احمد محمد منصور مشهور به مرتضی منصورکه در سال 1952م. در شهر قاهره به دنیا آمد. او دانش آموختهی رشتهی حقوق قضایی است و سالها در کسوت وکیل و قاضی دادگستری فعالیت کرده است. وی در حال حاضر ریاست حزب «آزادگان مصر» را بر عهده دارد که دارای گرایشهای لیبرال میباشد. افزون بر این، مرتضی منصور رییس هیأت مدیرهی باشگاه ورزشی «زمالک» میباشد و از وجههی مناسبی در میان ورزش دوستان مصری برخوردار است. فعالیتهای سیاسی مرتضی منصور از زمان دانشجویی آغاز و در همان دوران به دلیل انتقاد از مسؤولان مملکتی بارها بازداشت و زندانی شد. گرایشهای ملی گرایانه و ضد اسراییلی مرتضی منصور در بسیاری از فعالیتهای قضایی مشهود بوده است. به عنوان مثال، در دادگاه محاکمهی یکی از جاسوسان اسراییلی در مصر، مرتضی منصور به انتقاد از وکیل مصری این جاسوس پرداخت و عمل وی را به شدت مورد انتقاد قرار داد. او همچنین انتقادهای زیادی نسبت به عملکرد دکتر القرضاوی در جمعیت علمای مسلمان دارد. مرتضی منصور به اتهام دست داشتن در حادثه معروف «واقعه شتر» رد صلاحیت شده است. – کاندید حزب مصر الکنانة
3-
4-
ایمن عبدالعزیز نور مشهور به ایمن نور ، متولد 1964 در خانوادهای سرشناس در شهر «نبروه» به دنیا آمد. پدرش وکیل و نایب رییس حزب «الوفد» بود، از این رو از همان دوران کودکی با فعالیتهای حزبی و سیاسی آشنا بود. پس از ورود به دانشگاه در رشتهی حقوق مشغول به تحصیل شد و تا مقطع دکترا در این رشته ادامهی تحصیل داد. ایمن نور در آغاز جوانی به حزب الوفد پیوست، اما به دنبال اختلافهایی که در سال 2004م. میان اعضای حزب پدید آمد، از حزب جدا شد و اقدام به تأسیس حزب الغد با ایدئولوژی لیبرالیستی نمود. وی در سال 2005م. نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد و با کسب 540 هزار رأی (7.5 درصد آرا) در جایگاه دوم قرار گرفت. سه ماه بعد به اتهام کارشکنی در انتخابات از سوی نیروهای امنیتی مصر بازداشت شد. او آخرین بار در سال 2009م. از زندان آزاد و فعالیتهای سیاسی خود را از سر گرفت. ایمن نوربه علت محكومیت های قضایی قبلی رد صلاحیت شد– کاندید حزب غد الثورة المصری الجدید
5- محمد ممدوح حلمی قطب مشهور به ممدوح قطب به دلیل اینکه حزب وی موفق به کسب حداقل یک کرسی در پارلمان نشده است طبق قانون اساسی نمی تواند برای ریاست جمهوری نامزد شود. – کاندید حزب الحضارة
6-
عمر محمود سلیمان مشهور به عمر سلیمان ، متولد 1936 ، دارای کارشناسی ارشد علوم نظامی ، رئیس سابق سازمان اطلاعات و امنیت نظامی ، رئیس سابق سازمان اطلاعات و امنیت مصر، معاون سابق رئیس جمهور وقت مصر (حسنی مبارک) و به دلیل عدم ارائه امضاء های كافی برای حمایت از نامزدی خود رد صلاحیت شد. – کاندید مستقل
7-
اشرف زکی حسن بارومه مشهور به اشرف بارومه به دلیل فرار از خدمت سربازی از انتخابات حذف شد.– کاندید حزب مصر القومی
8-
محمد حازم صلاح ابو اسماعیل محمد عبدالرحیم مشهور به حازم صلاح ابو اسماعیل ، متولد 1961 ، حقوقدان ، وکیل دادگستری، مطالعه در زمینه های اندیشه اسلامی و امور سیاسی، کاندیدای سابق انتخابات پارلمانی ، وی کاندیدای اصلی افراط گرایان اسلامی (سلفی ها) است. شیخ حازم از اعضای برجستهی «حزب کار اسلامی» مصر نیز محسوب میشود. وی در حال حاضر مشغول به تدریس در رشتهی الهیات بوده و هر هفته برنامههای تلویزیونی ویژهای با موضوعهای مذهبی در شبکههای «الناس» و «الشبابیه» از وی پخش میشود. شیخ حازم در سال 2005م. برای انتخابات مجلس ملی شرکت کرد، اما نتوانست به مجلس راه یابد. او در رابطه با کیفیت حکومت مورد نظر خود در یکی از مصاحبههای تلویزیونی اعلام کرد که به دنبال استقرار حکومتی است که در آن حلال و حرام از یکدیگر تفکیک شده باشد. حازم صلاح ابو اسماعیل به دلیل تابعیت آمریكایی مادرش رد صلاحیت شد.
9- ابراهیم احمد ابراهیم الغریب مشهور به ابراهیم غریب به دلیل تابعیت آمریکایی از شرکت در انتخابات محروم شد – کاندید مستقل
10- احمد حسام کمال حامد خیرالله مشهور به حسام خیرالله – کاندید حزب السلام الدیمقراطی
اسامی 13 نامزد تائید صلاحیت شده عبارتند از:
3-
عمرو محمود ابو ز
ید موسی در سال 1936م. در قاهره پایتخت مصر به دنیا آمد. وی در دانشگاه قاهره در رشتهی حقوق تحصیل کرد و سال 1957م. فارغالتحصیل شد و یک سال بعد در وزارت امور خارجهی مصر مشغول به کار شد. از جمله سوابق وی در وزارت امور خارجه میتوان به سفیر مصر در هند از سال 1983 تا 1986میلادی، نمایندهی دایم مصر در سازمان ملل متحد از سال 1990 تا 1991میلادی، وزیر امور خارجهی کشور مصر از سال 1991 تا 2001میلادی اشاره کرد.
عمرو موسی از سال 2001م. دبیر کل اتحادیهی عرب بود و تا زمان برکناری حسنی مبارک در سال 2011م. در این سمت فعالیت کرد. وی چند ساعت پس از کنارهگیری حسنی مبارک در تاریخ 11 فوریهی سال 2011م. استعفای خود را از اتحادیهی عرب اعلام کرد – کاندید مستقل
ید موسی در سال 1936م. در قاهره پایتخت مصر به دنیا آمد. وی در دانشگاه قاهره در رشتهی حقوق تحصیل کرد و سال 1957م. فارغالتحصیل شد و یک سال بعد در وزارت امور خارجهی مصر مشغول به کار شد. از جمله سوابق وی در وزارت امور خارجه میتوان به سفیر مصر در هند از سال 1983 تا 1986میلادی، نمایندهی دایم مصر در سازمان ملل متحد از سال 1990 تا 1991میلادی، وزیر امور خارجهی کشور مصر از سال 1991 تا 2001میلادی اشاره کرد.
عمرو موسی از سال 2001م. دبیر کل اتحادیهی عرب بود و تا زمان برکناری حسنی مبارک در سال 2011م. در این سمت فعالیت کرد. وی چند ساعت پس از کنارهگیری حسنی مبارک در تاریخ 11 فوریهی سال 2011م. استعفای خود را از اتحادیهی عرب اعلام کرد – کاندید مستقل
4-
7-
محمد سلیم العوا فقیه مصری در سال 1972م. موفق به اخذ مدرک دکترا در رشتهی فلسفهی (فقه مقارن) از دانشگاه لندن گردید. وی پیش از «شیخ یوسف القرضاوی»، دبیر کلی اتحادیهی علمای مسلمان را بر عهده داشته است. در حال حاضر نیز ریاست «جمعیت فرهنگ و گفتوگوی مصر» را بر عهده داشته و در زمینهی گفتوگوی ادیان (اسلام- مسیحیت) و تمدنها (اسلام- غرب) فعال میباشد. استاد محمد العوا دارای مسؤولیتهای علمی و اجرایی فراوانی در کشورهای مختلف عربی و غیر عربی بوده است که از جملهی آنها میتوان به مشاور دفتر عربی آموزش دولتهای حاشیهی خلیج فارس در ریاض (1979-1985م.)، تدریس در دانشگاه «احمد وبللو کانو» در نیجریه (1972م.)، تدریس در دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه «ام درمان» سودان (1976-1977م.) اشاره کرد. وی همچنین دارای تألیفات متعددی در زمینهی مباحث اسلامی است که عبارتاند از: «نظام سیاسی در دولت اسلامی (1975م.)، قبطیها و اسلام: گفتوگو (1987م.)، اسلام گرایان و مسألهی زن (2000م.)، نظام سیاسی در اسلام (2004م.) و ... .» وی دارای گرایشهای عمیق ضد اسراییلی است و اظهارنظرهای اخیر وی در حمایت از قیام مردم بحرین و طرفداری از حزب الله لبنان قابل توجه است. – کاندید مستقل- ۳۰ رای نمایندگان مجلس مردمی و شورا
8-
احمد محمد شفیق زکی مشهور به احمد شفیق متولد 1941 ، در سن 20 سالگی به دانشکدهی نیروی هوایی ارتش مصر پیوست. پس از اتمام تحصیلات پایهی نظامی عازم پاریس شد و در مقطع دکترای علوم نظامی در دانشکدهی عالی تسلیحات مشترک به تحصیل پرداخت. وی همچنین دارای مدرک دکترای فلسفهی استراتژیهای قومیتی نیز میباشد. در خلال سالهای 1984 تا 1986میلادی به عنوان وابستهی نظامی سفارت مصر در ایتالیا مشغول به فعالیت بود و در سال 1996م. به عنوان فرماندهی نیروی هوایی ارتش مصر منصوب گردید شفیق به مدت 6 سال در این سمت باقی ماند و در سال 2002م. به عنوان وزیر هواپیمایی شهری به پارلمان این کشور معرفی گردید. شفیق نخست وزیر مصر در سال 2011 ، آخرین نخست وزیر حکومت حسنی مبارک – کاندید مستقل
9-
حمدین عبدالعاطی عبدالمقصود صباحی مشهور به حمدین صباحی متولد 1954 ، سیاستمدار ، بنیانگذار حزب "الکرامه ناصری"، سردبیر روزنامه الکرامه، عضو سابق پارلمان، یکی از اعضای موسس جنبش تغییر مصر (حزب کفایه)، از تاسیس کنندگان انجمن ملی تغییر به ریاست محمد البرادعی – کاندید مستقل
10-
عبدالله حسن علی الاشعل مشهور به عبدالله الاشعل, دکتر «عبدالله الاشعل» در روستای «ابوکبیر» از استان «الشرقیه» مصر به دنیا آمد. وی استاد حقوق بینالملل دانشگاه آمریکایی قاهره و از متفکران اسلامی مصر است که سالها در وزارت امور خارجهی این کشور فعالیت کرده است. دکتر عبدالله الاشعل پس از انقلاب 25 ژانویه مبادرت به تأسیس حزب «مصر آزاد» نمود – کاندید حزب الاصالة
11-
خالد علی عمر علی المحلاوی مشهور به خالد علی – کاندید مستقل – مورد تایید ۳۲ نماینده مجلس مردمی وشورا
12-
محمد محمد مرسی عیسی العیاط مشهور به محمد مرسی , عضو ارشد اخوان المسلمین و رئیس حزب آزادی و عدالت (وابسته به اخوان المسلمین). نماینده سابق و فعلی پارلمان مصر، سخنگوی فراکسیون اخوان المسلمین در پارلمان، رئیس بخش مواد در دانشکده مهندسی دانشگاه الزقازیق مصر . وی به عنوان کاندیدای جایگزین کاندیدای اصلی اخوان المسلمین یعنی "خیرت شاطر " مطرح است. – کاندید حزب آزادی وعدالت
پای نوشت : این مطلب با استفاده از ده ها سایت فارسی و عربی جمع آوری شده است.
۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه
بررسی اوضاع سیاسی مصر با توجه به انتخابات آتی ریاست جمهوری در 23 ماه مه
با نامزدی کاندیدا های اسلامگرایان ومعاون پیشین حسنی مبارک و سایر وابستگان به رژیم سابق برای انتخابات ریاست جمهوری , اوضاع سیاسی مصر بسیار پیچیده شده است که صف بندی های سیاسی جدیدی را ایجاد خواهد کرد. تحلیل و ارائه راه حل در چنین شرایطی با توجه به تجربه ای که ما سال 57 پشت سر گذاشته ایم می تواند اهمیت داشته باشد و راهگشا باشد.
تجربه ما در ایران نشان می دهد که اسلامگرایان در شرایط کنونی خطر عمده هستند که قصد دارند چرح تمدن را به عقب برگردانند و نمونه آن جمهوری اسلامی است که نه تنها 34 سال است که چرخ تمدن را باز نگه داشته اند بلکه با ضریب بالا به عقب برگردانده است.
از نظر علمی و تاریخی هر آلترناتیوی که اینک علیه این پس رفت باشد حتی اگر انتخاب بین بد و بدتر باشد بر اسلامگرایان ترجیح دارد و به هیچ عنوان نباید مستقیم یا غیر مستقیم در جبهه اسلامیستهای عقب افتاده و مرتجع مصر بود.
در نبرد خیابانی و نبرد قدرت و رویارویی مستقیم بین اسلامگرایان و باقی ماندگان رژیم سابق و نظامیان باید نیروهای آلترناتیو فعالیت مستقل خود را داشته باشند و صبر کنند تا این دو جریان بد و بدتر همدیگر را بر سر قدرت لت و پار کنند ولی در عین حال در انتخابات , ناچارا انتخاب گزینه مقابل اسلامگرایان را در نظر داشته باشند وقتی خود نیرو یا نماینده ای در این کارزار ندارند.
بر اساس حکم صادره از دادگاه اداری قاهره، فعالیت هیات بررسی و تدوین پیشنویس قانون اساسی مصر به حالت تعلیق درآمد. صدور این رای ضربهی بزرگی برای احزاب اسلامگرای این کشور بود که امیدوارم ضربه بعدی شکست آنان در انتخابات ریاست جمهوری ماه مه باشد.
خیرات الشاطراز “اخوان المسلمین” و ژنرال عمر سلیمان رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی و امنیتی مصر و معاون ریاست جمهوری حسنی مبارک که اینک خود را کاندید کرده اند باعث رویارویی اخوان المسلمین و سلفی ها با شورای عالی نظامی مصر- که در حال حاضر قدرت را موقتا در دست دارد خواهد شد.
شش هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری مصردر روزهای 23 ماه مه , اعلام نامزدی عمر سلیمان، رئیس دستگاه اطلاعاتی حسنی مبارک، واکنشهای تندی را از طرف حزب اسلامگرای “اخوان المسلمین” در پی داشت.داوطلبان پست ریاست جمهوری به جمع آوری حداقل سی هزار امضاء یا حمایت یک حزب پارلمان برای ثبت رسمی درخواست نامزدی خود نیاز داشتند.
درمیان نامزدهای فعلی اخوان المسلمین می توان از خیرات الشاطر مرد شماره دو اخوان المسلمین و محمد مرسی، رئیس "حزب آزادی و عدالت" نام برد. خیرات الشاطر 61 ساله سابقه به زندان افتادن در رژیم سابق را در کارنامه خود دارد و علاوه بر فعالیت های سیاسی در امور اقتصادی اخوان المسلمین هم نقش مهمی ایفاء کرده است.
ازدیگر کاندیداهای این کارزار می توان به عمرو موسی دبیرکل سابق اتحادیه عرب، حازم ابو اسمائیل، عبدالمنعیم ابوالفتوح عضو سابق دفتر ارشاد گروه «اخوانالمسلمين» و احمد شفیق آخرين نخستوزير دوران مبارک ,محمد سليم العوا فقيه اسلامگرا اشاره کرد.در این انتخبات چند فرد مسیحی نیز کاندید شده اند.
احتمال دارد که صلاحیت حازم ابواسمائیل نامزد سلفیها تایید نشود چرا که گفته می شود مادر او تابعیت آمریکایی دارد.
در مجموع بیست و سه نفر برای رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری مصر نامزد شدهاند.لیست نهایی انتخابات پنجشنبه اعلام می شود.
لیست اولیه انتخابات ریاست جمهوری مصر منبع : الجزیرة
۱- احمد محمد عوض علی مشهور به احمد عوض الصعیدی – کاندید حزب مصر القومی
۲- ابوالعز حسن علی الحریری مشهور به ابوالعز الحریری – کاندید حزب التحالف الشعبی الاشتراکی
۳- محمد عبدالفتاح محمد فوزی علی عیسی مشهور به محمد فوزی عیسی – کاندید حزب الجیل الدیمقراطی
۴- احمد حسام کمال حامد خیرالله مشهور به حسام خیرالله – کاندید حزب السلام الدیمقراطی
۵- عمرو محمود ابو زید موسی – کاندید مستقل –۴۳۹۰۶ رای مردمی
۶- عبدالمنعم ابوالفتوح عبدالهادی ابو سعد مشهور به عبدالمنعم ابوالفتوح – کاندید مستقل –۴۳۰۶۶ رای مردمی
۷- محمد حازم صلاح ابو اسماعیل محمد عبدالرحیم مشهور به حازم صلاح ابو اسماعیل
۸- هشام محمد عثمان البسطویسی – کاندید حزب التجمع الوطنی التقدمی الوحدودی.
۹- محمود حسام الدین محمود جلال مشهور به محمود حسام – کاندید مستقل – ۳۷۲۵۰ رای مردم
۱۰- ابراهیم احمد ابراهیم الغریب مشهور به ابراهیم غریب – کاندید مستقل – ۳۲۱۶۲ رای مردمی.
۱۱- محمد سلیم العوا – کاندید مستقل- ۳۰ رای نمایندگان مجلس مردمی و شورا
۱۲- محمد خیرت سعد عبداللطیف الشاطر مشهور به خیرت شاطر – کاندید مستقل – مورد تایید ۲۷۷ نماینده مجلس مردمی و شورا
۱۳- احمد محمد شفیق زکی مشهور به احمد شفیق – کاندید مستقل – ۶۲۱۹۲ رای مردمی
۱۴- حمدین عبدالعاطی عبدالمقصود صباحی مشهور به حمدین صباحی – کاندید مستقل – ۴۲۵۲۵ رای مردمی
۱۵- ایمن عبدالعزیز نور مشهور به ایمن نور – کاندید حزب غد الثورة المصری الجدید
۱۶- محمد ممدوح حلمی قطب مشهور به ممدوح قطب – کاندید حزب الحضارة
۱۷- عبدالله حسن علی الاشعل مشهور به عبدالله الاشعل – کاندید حزب الاصالة
۱۸- خالد علی عمر علی المحلاوی مشهور به خالد علی – کاندید مستقل – مورد تایید ۳۲ نماینده مجلس مردمی وشورا
۱۹- محمد محمد مرسی عیسی العیاط مشهور به محمد مرسی – کاندید حزب آزادی وعدالت
۲۰- عمر محمود سلیمان مشهور به عمر سلیمان – کاندید مستقل – ۴۴۰۰۰ رای مردمی
۲۱- احمد حسام الدین خیرت یوسف مصطفی مشهور به حسام خیرت – کاندید حزب مصر العربی الاشتراکی
۲۲- اشرف زکی حسن بارومه مشهور به اشرف بارومه – کاندید حزب مصر القومی
۲۳- مرتضی احمد محمد منصور مشهور به مرتضی منصور – کاندید حزب مصر الکنانة
محمد البرداعی برنده جایزه نوبل از ادامه رقابت برای پست ریاست جمهوری مصر صرفنظر کرد و دلیل انصرافش را ادامه حاکمیت رژیم قبلی در قالب حاکمان نظامی فعلی ذکر کرد. آقای البرداعی منتقد حاکمیت شورای نظامی است که هم اکنون اداره مصر را بر عهده دارد.
مطبوعات مصری از کناره گیری ”صفوت حجازی”، کاندیدای حزب بناء والتنمیة (سازندگی و توسعه) تابع جماعة الاسلامیة خبر دادند.
خیرات الشاطر، نامرد اصلی اخوان المسلمین بود که روحانیون و شخصیتهای سیاسی اصلی اخوان المسلمین بر سر این نامزد به توافق نهایی رسیدند.خیرات الشاطر از سال ۲۰۰۶ پروندهی قضایی دارد. وی در دادگاه به "پولشویی" و "حمایت از تروریسم" متهم و به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. الشاطر سال گذشته پس از سقوط رژیم حسنی مبارک از زندان آزاد شد.خیرات الشاطر یک تاجر و به دلیل فعالیتهای اقتصادی از نظر رهبری اخوان المسلمین در این زمینه کارشناس است. بخش مهمی از منابع مالی اخوان المسلمین نیز با سرمایهی او تامین میشود.
خیرات الشاطر در باره ژنرال سلیمان گفت : "که او یکی از چهرههای اصلی رژیم حسنی مبارک بود. به علاوه هنگامی که شرایط سخت شد، سلیمان شخصتی وفادار به مبارک بود که به سمت معاونت رئیس جمهوری رسید. او گفت که اگر صلاحیت عمرسلیمان برای شرکت در انتخابات تایید شود دومین موج انقلاب مصر به راه خواهد افتاد و ما قویا هر تلاشی را برای تقویت رژیمی به همان فرم سابق و تحت ریاست ژنرال عمر سلیمان را رد کرده، آن را توهینی به انقلاب دانسته و معتقدیم که این امر ناشی از ناآگاهی از تغییراتی است که در زندگی مردم مصر بوجود آمده است. مشکل در اینجاست که تلاشهایی برای سرقت انقلاب در جریان است."
خیرات الشاطر با اعتراض از ثبتنام عمر سلیمان اعلام کرد: «من ثبتنام این مقام امنیتی رژیم سابق را توهینی به انقلاب و مردم مصر میدانم.»الشاطر با تاکید براینکه اگر عمر سلیمان برندهی انتخابات شود، مسلما در انتخابات از سوی ارتش اعمال نظر شده است، گفته است: «در این صورت مردم مصر باردیگر به خیابانها آمده و انقلاب را ادامه خواهند داد.»
ژنرال سلیمان 74 ساله که از معاونان حسنی مبارک بود با اعلام نامزدی خود به انتقاد از اسلامگراها، آنها را متهم به تمامیت خواهی کرده و گفته که آنها می خواهند او را وادار به صرف نظر از نامزدی در این انتخابات کنند.
پس از سقوط حسنی مبارک ,اخوان المسلمین, سلفی ها و نظامیان با یکدیگر هماهنگ عمل کردند و وارد ساخت و پاخت سیاسی بر علیه نیروهای مترقی ,مستقل سکولار ,چپ ها , آنارشیستها ,کمونیستها , ملی گرایان غیر مذهبی , اقلیت های مذهبی ,وبلاگ نویسان مستقل غیر مذهبی ,جنبش کارگری , جنبش زنان , جنبش جوانان و دانشجویان شدند.در واقع نظامیان و اسلامگرایان کسانی را که در مبارزات میدان التحریر و.... بودند را با سرکوب سیستماتیک به حاشیه سیاست راندند و تا چند ماه بعد از سقوط مبارک 12000 نفر از آنان در دادگاه های نظامی محاکمه شدند و به زندان افکنده شدند و در مبارزات و اعتراضات سیاسی خیابانی بعد از این محاکمات در ماه های بعدی صدها نفر کشته و زخمی و صدها نفر دیگر بازداشت شدند.
اشتراک در:
نظرات (Atom)
















