۱۳۹۰ بهمن ۲۸, جمعه

حمایت از وليد بحمان در کشیدن کاریکاتور پادشاه مراکش


به نوشته ایرو نیوز:

"انتشار کاریکاتوری از پادشاه مراکش باعث شد که دادگاهی ولید بحمان را به یک سال زندان محکوم کند.

جرم آقای بحمان 18 ساله «توهین به مقدسات» از طریق انتشار کاریکاتور ملک محمد ششم در فیس بوک اعلام شده است.

این اولین بازداشت به جرم توهین به پادشاه مراکش پس از اصلاحات قانون اساسی این کشور در تابستان امسال است."


یک جوان هنرمند کاریکاتوریست به جای آنکه مورد پشتیبانی وتشویق قرار بگیرد برایش حکم یکسال زندان صادر می کنند.

اگر چنین کاریکاتوری توهین به مقدسات است و پادشاه مراکش مقدس است پس کاریکاتور ولید بحمان را باز نشر دهیم تا مقدسات مراکش به لرزه در آید.

۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه

صفحه فیس بوکی تقاضای قصاص برای قتل حمزه کاشغری را گزارش کنیم



اسلام گرایان خشک مغز و قاتل , در یک حرکت بی شرمانه دیگر در فیس بوک صفحه ای باز کرده و برای 
حمزه کاشغری تقاضای اعدام کردند. لطفا به همه دوستان خبر دهید تا برای این صفحه فیس بوک گزارش رد کنند تا بسته شود.
تا کنون بیش از 19000 نفر مسلمان قاتل و مرتجع به این گروه باز پیوسته اند

باید به هر شکلی که می توان از این جوان 23 ساله وبلاگ نویس که اکنون توسط مالزی به عربستان تحویل داده شده است حمایت کنیم .

آدرس صفحه فیس بوکی اینجا را کلیک کنید لطفا


 Report Group:
Violence or harmful behavior
Credible threat of violence  

  Report to Facebook 

صفحه فیس بوکی تقاضای اعدام برای علياء ماجدة المهدي را گزارش کنیم



اسلام گرایان خشک مغز و قاتل , در یک حرکت بی شرمانه دیگر در فیس بوک صفحه ای باز کرده و برای
علياء ماجدة المهدي تقاضای اعدام کردند. لطفا به همه دوستان خبر دهید تا برای این صفحه فیس بوک گزارش رد کنند تا بسته شود.
 این حرکت به لحاظ سیاسی اهمیت داشت چراکه اسلامیست های مصر که این صفحه را زده بودند فهمیدن که ایرانی ها از حرکت علیا در عمل دفاع می کنند و ضد مذهب هستند با اینکه حکومت مذهبی است.

چند صفحه دیگر برای بسته شدن آنها در فیس بوک 

اولی اینجا
  که همچنان فعال است
دومی اینجا

سومی اینجا


قابل توضیح است که از 6 صفحه فقط اینک 3 صفحه همچنان وجود دارد و یکی خیلی فعال است که باید برایش گزارش رد کنیم.

1202.2012

گزارشی از جشن فرهنگی در حمایت از جنبش کارگری ایران در کلن



حدود 100  نفر ایرانی ,آلمانی, ترک ,کرد و.....در تاریخ
11.02.2012 با هدف همبستگی با فعالین و زندانیان جنبش کارگری ایران و به منظور شناخت بیشتر از وضعیت جنبش کارگری درایران , "جشن فرهنگی" برگزار کردند چراکه در اروپا اطلاع کمی در این زمینه وجود دارد.
 این برنامه شامل موارد زیر بود:
 - گزارشی در باره جنبش کارگری ایران به زبان آلمانی
"در بخشی از این گزارش آمده بود که در سال 2010 حداقل 51 فعال کارگری دستگیر شدند که جمعا به 411 ماه زندان محکوم شدند و هم اینک نیز بیش از 20 فعال کارگری در زندان هستند.

بسیاری از کارگران 2 تا 30 ماه حقوقی دریافت نکرده اند."



- موزیک زنده آلمانی توسط گروه "شست و شوی گوش"



- نمایش دادن یک ویدئو مستند از جنبش کارگری ایران به زبان آلمانی



- نمایشگاه عکس



- دادن گزارش و توضیح در باره ایکور(ICOR) توسط نماینده آن

"در بخشی از این گزارش آمده بود که حزب مارکسیست -لنینیست آلمان ( MLPD ) از سال 2010 عضو ایکور(ICOR) است.

ایکور(ICOR) یک جمع انترناسیونال و در جهت همکاری سازمانها و احزاب انقلابی تشکیل شده است که 41 حزب و سازمان انقلابی از 33 کشور عضو آن هستند. این جریان سیاسی خود را ضد امپریالیسم ضد تروتسکیسم و ضد رویزیونیسم می داند."



- غذا های ایرانی



- رقص



- شانسی ( در آنجا وسایلی آورده شده بود که با شرکت درمسابقه , افراد با خریدن یک برگه کوچک به قیمت 1 ایرو می توانستند اجناسی را برنده شوند که درآمد حاصل ازآن به خانواده کارگران زندانی تعلق می گرفت) 


- اجرای زنده موسیقی ایرانی که در آن اشعار و سرودهایی مانند : سرآمد زمستان, خون ارغوانها, جنگل,  دایه دایه و.... خوانده شد.



برگزار کنندگان این برنامه:

- کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران( نورد راین وست فالن)

- حزب مارکسیست -لنینیست آلمان ( MLPD )


حمایت کنندگان :

-AGIF (آگیف ) فدراسیون کارگران مهاجر ترک در آلمان

- مرکز زنان کرد

- گروه یازاناک دنیا

- گروه مالا کردا

- اتحادیه جوانان (ربل) REBELL که همراه با MLPD در بیش از 450 شهر در آلمان نمایندگی دارند.

چرا اعتراف مرتضی تمدن به تظاهرات 25 بهمن به نفع جنبش اعتراضی تمام شد ?


جمهوری اسلامی هدفش آن بود که با اعتراف  مرتضی تمدن استاندار تهران به برنامه ریزی بخشی از معترضین به سازماندهی تظاهرات در 25 بهمن زمینه واهمه و ترس را در دل مردم ایجاد کند و به شکلی از آغاز تظاهرات اعتراضی مردم جلوگیری کند اما اعتراف مرتضی تمدن به تظاهرات 25 بهمن به نفع جنبش اعتراضی تمام شد چراکه به این وسیله هم خودش خبر رسانی کرد و تلافی فیلتر و سانسورهای اعمال شده و قطعی های اینترنت را جبران کرد و هم اینکه درهشدارش که گفت "با آمادگی كامل و تجهیز تهران، به تمامی سیستم های امنیتی با اینگونه اتفاقات برخورد می كنیم."
 دقیقا نه از روی قدرت بلکه از ضعف حاکمیت نشات می گیرد و به خوبی می دانند که اگر دوباره جنبش اعتراضی آغاز شود اینبار می تواند بسرعت سراسری و حتی رادیکال شود چراکه رژیم در شرایط بسیار شکننده ای بسر می برد و نسبت به سال 88 و حتی سال 89 در وضعیت بسیار ضعیف تری بسر می برد و شکاف حاکمیت بیشتر شده است و مردم از فساد و دزدی حکمیت بیشتر آگاه شده اند و اصلاح طلبان نیز امید خود به اصلاح حاکمیت را از دست داده اند و دیگر نه بخشی از حاکمیت بلکه در حال تبدیل شدن به بخشی از مخالفین حاکمیت هستند و تحریم ها دارد رژیم را دچار استیصال و انزوای بین المللی می کند و اینبارتمام دنیا به آغاز اعتراضات در ایران چشم دوخته اند چراکه ایران به عنوان کشوری که دارای دیکتاتوری است و در خاورمیانه قرار دارد و همچنان مردم مخالف رژیم هستند و می دانند که سرنگونی رژیم به لحاظ تاریخی یک ضرورت است و باید از رژیم جمهوری اسلامی عبور کنند.
تظاهرات پیش رو چون توانسته است پیشاپیش ترس و واهمه را در دل رژیم ایجاد کند که در واقع یک موفقیت را به اسم خود به ثبت رسانده است.


مرگ بر دیکتاتور , چه سوریه , چه ایران 

بشار اسد جنایت می کند, خامنه ای حمایت می کند

مبارک , بن علی , نوبت سید علی 

بن علی ,مبارک , نوبت بشار اسد

خامنه ای , بشار اسد , دو جانی برادر

صفحه فیس بوکی تقاضای اعدام برای علياء ماجدة المهدي را گزارش کنیم


اسلام گرایان خشک مغز و قاتل , در یک حرکت بی شرمانه دیگر در فیس بوک صفحه ای باز کرده و برای علياء ماجدة المهدي تقاضای اعدام کردند. لطفا به همه دوستان خبر دهید تا برای این صفحه فیس بوک گزارش رد کنند تا بسته شود.
 این حرکت به لحاظ سیاسی اهمیت داشت چراکه اسلامیست های مصر که این صفحه را زده بودند فهمیدن که ایرانی ها از حرکت علیا در عمل دفاع می کنند و ضد مذهب هستند با اینکه حکومت مذهبی است.

چند صفحه دیگر برای بسته شدن آنها در فیس بوک 
اولی اینجا   که همچنان فعال است

دومی اینجا

سومی اینجا

قابل توضیح است که از 6 صفحه فقط اینک 3 صفحه همچنان وجود دارد و یکی خیلی فعال است که باید برایش گزارش رد کنیم. 1202.2012

۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه

بیانیه ی پناه جویان ایالت بایرن کشور آلمان




در اولین ساعات 29 ژانویه سال 2012 محمد رهسپار پناه جوی ایرانی که بعد از هفت ماه بلاتکلیفی و تحمل شرایط سخت و غیرانسانی کمپ پناهندگی در وورتسبورگ آلمان کشوری که به آن پناه آورده بود تا بتواند در شرایطی طبیعی که حق مسلم هر انسانی با هر ملیتی و نژادی است زندگی کند در اتاقش در کمپی در شهر وورتسبورگ ایالت بایرن خود را با ملحفه به دار آویخت.
امروز ۱۳ فوریه ما به عنوان پناه جویانی که در شرایطی که محمد رهسپار را به سمت حودکشی سوق داد زندگی می کنیم.
ما شماری از پناه جویان با ملیت های مختلف در هایم های مختلف ایالت بایرن در اولین حرکت اعتراضی از دریافت بسته های غیرمطلوب غذایی هفتگی خودداری نموده و حتی با وجود تهدیدها و فشارهای وارد شده به اعتراض خود ادامه داده ایم تا نشان دهیم که تا دست یابی به مطالباتمان آرام نخواهیم نشست.
ما اینجا در خیابان جمع شده ایم چرا که معتقدیم خیابان همچون همیشه بهترین مکان برای پیوند خوردن بدنه های معترض و حامی و نیز بهترین مجال برای بیان خواسته ها و اهداف این حرکت مستقیما از زبان خود معترضان می باشد.
ما اینجا جمع شده ایم تا صدای خود را به گوش دولت آلمان برسانیم.
ما مطالباتی داریم که البته منافاتی با حقوق بشر ندارد و در ذیل در چند سطر این مطالبات را عنوان می کنیم و دست از اعتراض بر نمی داریم مگر جوابی قانع کننده از مسئولین داده شود و مسئولین و دولت آلمان باید تعهد بدهند که در کوتاه ترین مدت ممکن مطالبات را بدون هیچ عذر و بهانه ی غیر موجه به نفع پناه جویان برآورده سازند.
۱.کوتاه تر شدن زمان و پروسه رسیدگی به پرونده های پناه جویان، چرا که ایزوله کردن یک انسان در انتظار و بلاتکلیفی مصداق بارز شکنجه است.
۲.برچیده شدن کمپ های گروهی و دادن اجازه اجاره کردن خانه، چرا که داشتن یک حریم خصوصی و با ارامش از حقوق اولیه هر انسانی ست.
۳.دادن اجاز کار بدون قید و شرط، چرا که هر انسانی با توجه به حرفه و استعداد خود می تواند در جامعه نقش ایفا کند و مثمر ثمر باشد چرا که بر خلاف دیدگاه عمومی پناه جو شخصی تنبل و مصرف کننده صرف نمی باشد و داشتن استقلال حق هر انسانی ست.
۴.برگزاری کلاس های آموزش زبان آلمانی به صورت منظم و استاندارد ،چرا که زبان تنها ابزار ارتباط با جامعه و نهادینه شدن در فرهنگ و هنجارهای جامعه می باشد و فقدان آن به هر چه منزوی تر شدن فرد کمک می کند.
۵.برداشتن محدودیت های رفت و آمد و تردد و مسئله کرایس، چرا که تردد در قاره ای که مرز در آن بی معناست معقول و انسانی نمی باشدو ضمنا پناه جو مجرم نیست که برایش محدوده ای تعیین شود که خارج از این محدوده او را به رسمیت نمی شناسند و او را از سطحی ترین اصول انسانی محروم می کنند.
۶.برداشتن سبد غذایی و دادن مبلغ نقدی مثل ایالت های دیگر آلمان، چرا که انتخاب نوع غذا از ابتدایی ترین حقوق انسانی می باشد.
ما از همه جمع های پناهنده گان،مهاجران،دانشجویان،تشکل های سیاسی،جمع های مدافع حقوق بشر و همه کسانی که برای ساختن دنیایی بهتر تلاش می کنن در خواست حمایت می کنیم.ما در جهت سازمان دادن حرکت اعتراضی در راستای تغییر وضعیت دشوار پناهجویان تلاش می کنیم و از شما به عنوان حامیان این جریان خواهشمندیم در این راستا به ما بپیوندید.

فراخوان تظاهرات 13 فوریه در نورنبرگ




 Karikatur von Maneis Arbab 

در اولین ساعات بامدادی بیست و نهم ژانویه، در هایم پناهجویی ورتسبورگ در ایالت بایرن آلمان، یکی از پناهجویان با ملحفه خود را از پنجره اتاق حلق آویز کرد و به تلاش اش برای یافتن امکانی برای زیستن به مثابه یک انسان در جامعه بشری پایان داد. اما محمد رهسپار، اولین و تنها دردمندی نیست که ظلم حاکم بر سرزمین محل اقامتش و رنج مهاجرت پر خطرش با ستم ناشی از سیستم حاکم بر سرزمینی که به آن پناه آورده است پیوند می خورد و به عنوان پناهجو در برزخی قرار می گیرد که مجموعه ای از بلاتکلیفی و سردرگمی، نگرانی و ترس از بازگشت به وطن، محدودیت های بهداشت، غذا، درمان، … و محرومیت های غیر انسانی، اهانت و تحقیر، … ستمی مضاعف را بر وی که درد دوری از خانه و خانواده، افسردگی و تنهایی و خاطرات دردناک گذشته و … بخشی از زیست روزانه اش شده است، تحمیل می کند تا جایی که جانش را به لبش می رساند … .
اما چه باید کرد؟ مسلما پاسخ، فرو خوردن خشم و تحمل ستم روزمره و مداوم نیست، از طرفی مظلوم نمایی برای جلب توجه و عنایت دیگران، در جهت کسب کمک های مقطعی “بشردوستانه” نیز در شرایط موجود تغییری ایجاد نمی کند. در برابر ستم – فارغ از زمان و مکان اعمال آن – باید ایستاد و مبارزه کرد. باید با سر دادن فریاد اعتراض، ستم پنهان شده در ژست حقوق بشری اتوریته ریاکار را تا حد ممکن عریان کرد و در جهت تغییر تلاش کرد. پناهجویی که با ترک دیار خود و مهاجرت به سرزمین متعهد به “حقوق بشر”، به جایگاهی که مد نظرش بوده دست نیافته است، باید برای ایجاد امکان زندگی در جایگاه انسانی، خود قدم بردارد.
قدم اول برای شکل دهی مقاومت در برابر ستم، پیوند یافتن بدن های رنجور ولی معترض پناهجویان است. زندگی جمعی در هایم ها و کمپ ها، نقطه قوت همه پناهجویانی است که هویت شان به عنوان پناهجو هیچ ارتباطی به سرزمین مادری، زبان، فرهنگ، دین، رنگ پوست، جنسیت و … نداشته و در عوض مشکلات و دردهای مشترکی دارند که در کنار هم می توانند به خواسته ها و حقوق و نیازهای عمومی شان دست یابند.
ما به عنوان گروهی از پناهجویان مقیم ایالت بایرن آلمان، با تمام وجود به حرکتی که آغاز شده است متعهدیم و باور داریم که در صورت پایبندی به این حرکت، جمع های پناهجویی معترض و همبسته شکل خواهند گرفت و به خواسته هایشان دست خواهند یافت حتی اگر این مهم در دوران پناهجویی ما محقق نشود. همبستگی و همراهی پناهجویان از هایم های مختلف، می تواند در روند یک مبارزه جمعی با تاکید بر دستیابی به اهداف مشخص محلی در کوتاه مدت، به جریانی قوی در جهت تغییر شرایط غیر انسانی پناهجویان در ایالت بایرن آلمان بدل گردد. هر چند به باور ما، به محض شکل گیری تجمعات اعتراضی و انجام اقدامات اولیه، امکان این که پناهجویان هایم های سایر ایالات کشور آلمان و حتی پناهجویان کشورهای دیگر نیز پا به عرصه بگذارند بسیار زیاد است.
ما از همه جمع های پناهندگان، مهاجران، دانشجویان، تشکل های سیاسی، جمع های مدافع حقوق بشر، جمع های مخالف جنگ، و همه کسانی که برای ساختن دنیایی بهتر تلاش می کنند درخواست حمایت می کنیم. همراهی و حمایت شما از هر طریق و به هر مقیاسی که باشد، برای تقویت و گسترش این حرکت اعتراضی بسیار مغتنم و مفید خواهد بود. لطفا توجه فرمایید که ما در جهت سازمان دادن حرکت اعتراضی در راستای تغییر وضعیت دشوار پناهجویان تلاش می کنیم و در عین حال که معتقدیم مبارزه با مولد ستم سبب هم پوشانی جریان های تحول خواه می گردد، اما تاکید می کنیم که هدف از این حرکت اعتراضی مطرح کردن و دستیابی به خواسته های پناهجویان بوده و از شما به عنوان حامیان این جریان، خواهشمندیم در این راستا به ما بپیوندید.
ما؛ شماری از پناهجویان ایرانی، افغانی، کرد، عراقی و … از هایم های مختلف پناهندگی در ایالت بایرن ، در اولین حرکت اعتراضی از دریافت بسته های غذایی هفتگی خود، خودداری نموده و حتی با وجود تهدیدها و فشارهای وارد شده، به نافرمانی خود ادامه دادیم تا نشان دهیم تا دست یابی به خواسته هایمان آرام نخواهیم نشست. اما در حرکت بعدی؛ در حال شکل دادن و هماهنگی یک تجمع اعتراضی هستیم، چرا که معتقدیم “خیابان” – همچون همیشه – بهترین مکان برای پیوند خوردن بدنه های معترض و حامی، و نیز بهترین مجال برای بیان خواسته ها و اهداف این حرکت، مستقیما از زبان خود معترضان می باشد
از همین رو پناهجویان شهر نورنبرگ و حومه ی آن، در حمایت از اعتراضات پناهجویان شهر ورتسبورگ دست به تحسن همزمان زدند تا همبستگی و همیاری خود را با دیگر پناهجویان اعلام کنند. از شما ساکنان شهر نورنبرگ و اطراف خواسته می شود ، در صورتی که مایل به شرکت در تظاهرات شهر ورتسبورگ هستید، جهت همراهی با تمامی پناهجویان به در قرار زیر حاضر شوید جهت ایجاد هماهنگی با آرش نوبخت تماس بگیرد:
0176/71680864 
مکان : Lorenzkirche
زمان : 15 – 17

۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

نکاتی پیرامون تظاهرات 25 بهمن


شورای هماهنگی راه سبز امید در فراخوان خود بر تظاهرات سکوت تاکید دارد و نیروهای سرکوبگر رژیم از هم اینک می دانند که به احتمال زیاد  خطرچندانی آنها را تهدید نخواهد کرد پس با خیال راحتر می توانند مردم را سرکوب کنند اما با این حال چندان هم مشخص نیست که مردم معترض اگر به خیابان هم بیایند صرفا به تظاهرات سکوت راضی شوند و در خیابان تصمیم دیگری نگیرند ولی اگر فراخوان بر حرکت تهاجمی تاکید می ورزید آنگاه بسیاری از سیاهی لشگر رژیم مردد می شدند و تلاش می کردند که فاصله خود را با مردم معترض حفظ کنند .

اگر تظاهرات مانند عاشورا ی 2 سال پیش تهاجمی شود و روزهای متوالی ادامه پیدا کند آنگاه در ایران نیز شاهد ریزش نیروهای رژیم مانند سوریه خواهیم بود .

اگر حتی فضا امنیتی شود و مردم نتوانند حضور خود را به جهانیان نشان دهند با این حال به نفع جنبش اعتراضی تمام خواهد شد و خود حضور گسترده رژیم نشان خواهد داد که رژیم آسیب پذیر است و از حضور مردم در خیابان می هراسد.

از آنجائی که 
سوریه اکنون برای رژیم ایران حکم پاشنه آشیل را پیدا کرده است و حمایت بی دریغ رژیم و حمایت علنی خامنه ای از رژیم بشار اسد , نشان از آن دارد که شکست حکومت بشار اسد یعنی آسیب پذیر بودن حکومت ایران و شکست دستگاه های امنیتی حکومت خامنه ای و شرکا است. اکنون سوریه برای حکومت ایران حکم خط اول جبهه را پیدا کرده است برای همین خامنه ای می داند اگر حکومت بشار اسد شکست بخورد تمامی نیرو های سرکوبگر رژیم روحیه خود را از دست می دهند و به همان نسبت روحیه مبارزاتی مردم در ایران بالا خواهد رفت. حضور نیروهای سرکوبگر سپاه پاسداران در سوریه بر روابط آینده مردم سوریه و مردم ایران تاثیرات بسیار بدی را خواهد گذاشت و نفرتی را در دل مردم سوریه بر علیه مردم ایران خواهد کاشت ولی ما با حمایت گسترده از مردم سوریه باعث خواهیم شد که جنایات صورت گرفته سپاه پاسداران پای مردم ایران نوشته نشود.
چگونه می توانیم از مردم سوریه و ایران حمایت کنیم : 1-  نوشتن شعار هایی بر روی دیوارها به زبان عربی و فارسی در ایران و فیلم برداری از آن و گذاشتن بر روی یوتوب مانند : مرگ بر دیکتاتور , چه سوریه , چه ایران /بشار اسد جنایت می کند, خامنه ای حمایت می کند/ مبارک , بن علی , نوبت سید علی /بن علی ,مبارک , نوبت بشار اسد/ خامنه ای , بشار اسد , دو جانی برادر/ 2- شعار دادن بر بالای پشت بام ها و در خیابان بر علیه بشار و خامنه ای به فارسی و عربی و شعار برعلیه چین و روسیه

۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه

فراخوان به تجمع اعتراضی پناهجویان ایالت بایرن آلمان در تاریخ 13 فوریه


فراخوان تجمع اعتراضی پناهجویان


در اولین ساعات بامدادی بیست و نهم ژانویه، در هایم پناهجویی ورتسبورگ در ایالت بایرن آلمان، یکی از پناهجویان با ملحفه خود را از پنجره اتاق حلق آویز کرد و به تلاش اش برای یافتن امکانی برای زیستن به مثابه یک انسان در جامعه بشری پایان داد. اما محمد رهسپار، اولین و تنها دردمندی نیست که ظلم حاکم بر سرزمین محل اقامتش و رنج مهاجرت پر خطرش با ستم ناشی از سیستم حاکم بر سرزمینی که به آن پناه آورده است پیوند می خورد و به عنوان پناهجو در برزخی قرار می گیرد که مجموعه ای از بلاتکلیفی و سردرگمی، نگرانی و ترس از بازگشت به وطن، محدودیت های بهداشت، غذا، درمان، … و محرومیت های غیر انسانی، اهانت و تحقیر، ... ستمی مضاعف را بر وی که درد دوری از خانه و خانواده، افسردگی و تنهایی و خاطرات دردناک گذشته و … بخشی از زیست روزانه اش شده است، تحمیل می کند تا جایی که جانش را به لبش می رساند … .

اما چه باید کرد؟ مسلما پاسخ، فرو خوردن خشم و تحمل ستم روزمره و مداوم نیست، از طرفی مظلوم نمایی برای جلب توجه و عنایت دیگران، در جهت کسب کمک های مقطعی "بشردوستانه" نیز در شرایط موجود تغییری ایجاد نمی کند. در برابر ستم - فارغ از زمان و مکان اعمال آن - باید ایستاد و مبارزه کرد. باید با سر دادن فریاد اعتراض، ستم پنهان شده در ژست حقوق بشری  اتوریته ریاکار را تا حد ممکن عریان کرد و در جهت تغییر تلاش کرد. پناهجویی که با ترک دیار خود و مهاجرت به سرزمین متعهد به "حقوق بشر"، به جایگاهی که مد نظرش بوده دست نیافته است، باید برای ایجاد امکان زندگی در جایگاه انسانی، خود قدم بردارد.


قدم اول برای شکل دهی مقاومت در برابر ستم، پیوند یافتن بدن های رنجور ولی معترض پناهجویان است. زندگی جمعی در هایم ها و کمپ ها، نقطه قوت همه پناهجویانی است که هویت شان به عنوان پناهجو هیچ ارتباطی به سرزمین مادری، زبان، فرهنگ، دین، رنگ پوست، جنسیت و … نداشته و در عوض مشکلات و دردهای مشترکی دارند که در کنار هم می توانند به خواسته ها و حقوق و نیازهای عمومی شان دست یابند.


ما به عنوان گروهی از پناهجویان مقیم ایالت بایرن آلمان، با تمام وجود به حرکتی که آغاز شده است متعهدیم و  باور داریم که در صورت پایبندی به این حرکت، جمع های پناهجویی معترض و همبسته شکل خواهند گرفت و به خواسته هایشان دست خواهند یافت حتی اگر این مهم در دوران پناهجویی ما محقق نشود. همبستگی و همراهی پناهجویان از هایم های مختلف، می تواند در روند یک مبارزه جمعی با تاکید بر دستیابی به اهداف مشخص محلی در کوتاه مدت، به جریانی قوی در جهت تغییر شرایط غیر انسانی پناهجویان در ایالت بایرن آلمان بدل گردد. هر چند به باور ما، به محض شکل گیری تجمعات اعتراضی و انجام اقدامات اولیه، امکان این که پناهجویان هایم های سایر ایالات کشور آلمان و حتی پناهجویان کشورهای دیگر نیز پا به عرصه بگذارند بسیار زیاد است.


ما از همه جمع های پناهندگان، مهاجران، دانشجویان، تشکل های سیاسی، جمع های مدافع حقوق بشر، جمع های مخالف جنگ، و همه کسانی که برای ساختن دنیایی بهتر تلاش می کنند درخواست حمایت می کنیم. همراهی و حمایت شما از هر طریق و به هر مقیاسی که باشد، برای تقویت و گسترش این حرکت اعتراضی بسیار مغتنم و مفید خواهد بود. لطفا توجه فرمایید که ما در جهت سازمان دادن حرکت اعتراضی در راستای تغییر وضعیت دشوار پناهجویان تلاش می کنیم و در عین حال که معتقدیم مبارزه با مولد ستم سبب هم پوشانی جریان های تحول خواه می گردد، اما تاکید می کنیم که هدف از این حرکت اعتراضی مطرح کردن و دستیابی به خواسته های پناهجویان بوده و از شما به عنوان حامیان این جریان، خواهشمندیم در این راستا به ما بپیوندید.


ما؛ شماری از پناهجویان ایرانی، افغانی، کرد، عراقی و …  از هایم های مختلف پناهندگی در ایالت بایرن، در اولین حرکت اعتراضی از دریافت بسته های غذایی هفتگی خود، خودداری نموده و حتی با وجود تهدیدها و فشارهای وارد شده، به نافرمانی خود ادامه دادیم تا نشان دهیم تا دست یابی به خواسته هایمان آرام نخواهیم نشست. اما در حرکت بعدی؛ در حال شکل دادن و هماهنگی یک تجمع اعتراضی هستیم، چرا که معتقدیم "خیابان" - همچون همیشه - بهترین مکان برای پیوند خوردن بدنه های معترض و حامی، و نیز بهترین مجال برای بیان خواسته ها و اهداف این حرکت، مستقیما از زبان خود معترضان می باشد.


از این رو از همه کسانی که امکان همراهی دارند خواهشمندیم با پیوستن به تجمع اعتراضی که توسط پناهجویان ایالت بایرن سازمان داده شده است، ما را در برگزاری هر چه پر رنگ تر و توانمندتر آن یاری نمایید. فراموش نکنیم که شکل دادن هر چه موثرتر و منسجم تر اولین اعتراض جمعی خیابانی، در جهت تثبیت این حرکت اعتراضی، بسیار ارزشمند و پر اهمیت خواهد بود.


زمان : روز 13 فوریه - ساعت 14:00

مکان : Würzbrug , Sternplatz


جمعی از پناهجویان ایالت بایرن

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه

برای مردم بی پناه سوریه خون باید گریست. وجدانهای بیدار کاری باید کرد


ارتش سوریه در یکی از شدید‌ترین حملاتش، روز دوشنبه شهر حمص را بار دیگر به گلوله بست و حداقل ۵۰ نفر را کشته است و وجدانهای بیدار حداکثر در دنیای مجازی اخبار این جنایات را در سایتهای اشتراک لینک می گذارند ولی آیا کافی است ?آیا برای آرامش وجدانهایمان کافی است تا آرام بگیرد ?آیا اگر با همین وضعیت در ایران مواجه شویم باز به همین شیوه بسنده خواهیم کرد? آیا اگر در ایران با چنین وضعیتی روبرو شویم آنگاه انتظار حمایت مردم جهان را از مبارزات مردم ایران نخواهیم داشت ?آیا نباید اقدامی کرد که افکار عمومی را در جهت حمایت مردم سوریه بسیج کنیم?آیا هیچ راهی برای توقف ماشین کشتار بشار اسد نیست ?

ما می توانیم با اعتصاب غذا و تظاهرات و دیگر آکسیونهای اعتراضی در مقابل سفارتهای سوریه در کشورهای مختلف  از مبارزات مردم آن حمایت کنیم یا به سفارتهای سوریه حمله کنیم و یا دوستانی که عربی می دانند تلاش کنند با فعالین اینترنتی سوریه ارتباط برقرار کنند تا بدانند که ما برخلاف جمهوری اسلامی که از رژیم بشار اسد حمایت می کند اما ما از مردم سوریه جهت رسیدن به آزادی و برابری آنان حمایت می کنیم.ما بخشی از وبلاگنویسان می توانیم به عنوان جمعی از وبلاگنویسان ایرانی جمع ایرانیان حامی مبارزات مردم سوریه را تشکیل دهیم . ما می توانیم یک جمعه را به عنوان جمعه حمایت جهانی از مردم سوریه را پیشنهاد کنیم و یا هر جمعه را به نام حمایت مردم یک کشور از مردم سوریه پیشنهاد کرده تا انگیزه حمایت جهانی را بیشتر کنیم. البته باید تلاش کنیم که مخصوصا از نیروهای غیر مذهبی سوریه حمایت کنیم چراکه خطر اخوان المسلمین در آینده سیاسی سوریه جدی است.ما وبلاگ نویسان غیر مذهبی باید تلاش کنیم با وبلاگ نویسان سوریه ای غیر مذهبی ارتباط برقرار کنیم .

 سوریه اکنون برای رژیم ایران حکم پاشنه آشیل را پیدا کرده است و حمایت بی دریغ رژیم و حمایت علنی خامنه ای از رژیم بشار اسد , نشان از آن دارد که شکست حکومت بشار اسد یعنی آسیب پذیر بودن حکومت ایران و شکست دستگاه های امنیتی حکومت خامنه ای و شرکا است. اکنون سوریه برای حکومت ایران حکم خط اول جبهه را پیدا کرده است برای همین خامنه ای می داند اگر حکومت بشار اسد شکست بخورد تمامی نیرو های سرکوبگر رژیم روحیه خود را از دست می دهند و به همان نسبت روحیه مبارزاتی مردم در ایران بالا خواهد رفت. حضور نیروهای سرکوبگر سپاه پاسداران در سوریه بر روابط آینده مردم سوریه و مردم ایران تاثیرات بسیار بدی را خواهد گذاشت و نفرتی را در دل مردم سوریه بر علیه مردم ایران خواهد کاشت ولی ما با حمایت گسترده از مردم سوریه باعث خواهیم شد که جنایات صورت گرفته سپاه پاسداران پای مردم ایران نوشته نشود. اگر جنگ داخلی اسپانیا کشورهای جهان را به دو گروه فاشیست و ضد فاشیست تقسیم نمود اینک در کشور سوریه یکطرف رژیم ایران و رژیم سوریه قرار دارند و در طرف دیگر مردم ایران و مردم سوریه که ما ایرانیان با توجه به تعداد زیادمان در سطح جهان می توانیم صدای مردم ایران و سوریه در این مبارزه مشترک باشیم. چگونه می توانیم از مردم سوریه و ایران حمایت کنیم : 1- تظاهراتهایی را در مقابل سفارتخانه های سوریه سازماندهی کنیم تا مردم سوریه بدانند که از مبارزات آنها حمایت می کنیم و کشتار مردم سوریه توسط سپاه پاسداران را محکوم کنیم. 2- نوشتن شعار هایی بر روی دیوارها به زبان عربی و فارسی در ایران و فیلم برداری از آن و گذاشتن بر روی یوتوب مانند : مرگ بر دیکتاتور , چه سوریه , چه ایران /بشار اسد جنایت می کند, خامنه ای حمایت می کند/ مبارک , بن علی , نوبت سید علی /بن علی ,مبارک , نوبت بشار اسد/ خامنه ای , بشار اسد , دو جانی برادر/ 3- شعار دادن بر بالای پشت بام ها بر علیه بشار اسد و خامنه ای به فارسی و عربی 4- کشیدن کاریکاتور مشترک از خامنه ای و بشار اسد 5- پیدا کردن وبلاگهای مخالف رژیم بشار اسد و لینک کردن آنها در وبلاگ هایمان 6- نوشتن هر چه بیشتر مقالات در باره سوریه در وبلاگ ها 7- استفاده از کاریکاتور ها یی که بر علیه بشار اسد کشیده شده است در وبلاگهایمان 7- درست کردن ویدئو های حمایتی از مردم سوریه و گذاشتن در یوتوب 8- ساختن موزیک عربی و فارسی در حمایت از مبارزات مردم سوریه و گذاشتن در یوتوب 9- سرودن شعر در حمایت از مردم سوریه 10- ایجاد وبلاگ در جهت انعکاس اخبار مبارزات مردم در سوریه 11- ایجاد صفحه فیس بوکی در حمایت از مردم سوریه

دختران نینجا کار در تهران


گروهی از دختران جوان که در تهران آموزش نینجاتسو می‌بینند. 

از سال 1368 تا حالا بیش از 24000 نفر عضویت رسمی را  دارند که در این رشته فعالیت کردند
.



ویدئو درگیری حامیان رژیم در تظاهرات ضد جنگ در لندن و عکس دوعدد ساندیس خور

فیلم درگیری حامیان رژیم در تظاهرات ضد جنگ در لندن ,  ۸ بهمن ۱۳۹۰ 
 عکس دوعدد ساندیس خور مقیم لندن در تظاهرات ضد جنگ علیه ایران 


 



دولت‌هاي بي ليِاقت اروپا عامل مرگ چند صد بی‌ خانمان در سرمای زمستان هستند

دولتهايي اروپايي كه دم از منشور حقوق بشر ميزنند و بودجه هاي هنگفتي براي تسليحات نظامي اختصاص ميدهند ، وجود حدود سه میلیون بی‌سرپناه در اروپا و مرگ حدود 280  نفر در سرمای زمستان را چگونه توصيف مينمايند؟ ايا اين جنایت علیه بشریت نيست؟
" بر اساس معاهده رم  جنایات علیه بشریت شامل جنایاتی می‌شود که شان انسان را کاسته و مقام و منزلت انسانی را پایمال می‌کنند"  

بنابر این به نظر من وجود بی‌ خانمان‌ها و عدم اختصاص بودجه برای رفع این مشکل نیز خود جنایت علیه بشریت است چرا که اینگونه زندگی‌ , شان انسان را کاسته و مقام و منزلت انسانی را پایمال می‌کند.

 درمصداق جنایت بر علیه بشریت آمده است که " دیگر اعمال غیر انسانی که منجر به صدمات و لطمات غیر قابل جبران و جدی بر جسم، ذهن و یا سلامتی افراد گردد "
به نظر من مجبور بودن انسان‌ها برای خوابیدن در خیابان و نداشتن خانه و وجود فقری که عامل آن باشد و عدم توجه دولت‌ها برای حل ریشه ای‌ آن یک عمل غیر انسانی است که منجر به صدمات و لطمات غیر قابل جبران و جدی بر جسم، ذهن و یا سلامتی افراد مي گردد.

 

به گفته ایرو نیوز: 

 02.02.2012
"سرمای شدید اروپا  در برخی مناطق با منفی ۳۰ درجه سانتیگراد زندگی بی‌خانمان‌ها را با تهدید جدی روبرو کرده است.

در پی موج یخبندان در اروپا بیش از یکصد نفر از بی‌خانمان‌ها جان خود را از دست دادند.

در میان ۲۷ عضو اتحادیه اروپا، لهستان بیشترین آسیب را دیده است. هر ساعت بر تعداد قربانیان سرما افزوده می‌شود و هنوز برای بی‌خانمان‌ها در اروپا سرپناه کافی وجود ندارد.

..........

سرما هر چه شدید‌تر می‌شود، تعداد بیشتری از فقرا و بی‌خانمان‌ها را قربانی می‌گیرد.

با بحران اقتصادی، ۶ میلیون فرصت شغلی در اروپا از دست رفت. برآورد‌ها حاکی از آن است که در سال جاری ۲۵ درصد اروپایی‌ها در معرض فقر هستند. گرچه آمار دقیقی در دست نیست اما در حدود سه میلیون بی‌سرپناه در اروپا وجود دارند، پدیده‌ای که صرف نظر از شرایط اقتصادی، تمام کشور‌ها با آن دست به گریبان‌اند از جمله فرانسه که سهم آن بیش از دیگر کشورهای اروپایی است.

در یونان طی دو سال گذشته ۲۵ درصد بر تعداد بی‌سرپناهان افزوده شده و رقم آن به ۲۰ هزار نفر رسیده است.........."

   03.02.2012
 ....... میان سه تا چهار هزار بی خانمان در خیابانهای بروکسل گذران عمر می کنند.......
یک مدد کار می گوید:

“اینها اغلب مشاغل کم درآمد داشته اند که برای پرداخت اجاره خانه پانصد یورویی در بروکسل کافی نبوده است و ناگزیر به خیابانها پناه برده اند”..........

 05.02.2012

...... در اوکراین شمار قربانیان سرما به بیش از ۱۰۰ نفر رسید و نزدیک ۱۶۰۰ نفر نیز به دلیل عوارض سرمای شدید در بیمارستان بستری شده‌اند.....


04.02.2012



برف سنگین و سرمای شدید اروپا با گرفتن جان101 تن بیشترین تلفات را در اوکراین برجای گذاشته است. در لیتونی و لیتوانی دما به منهای 30 درجه سانتیگراد رسیده است و سرمای کم سابق در رومانی و بلغارستان 35 قربانی گرفته است.

در شمال اسلوواکی درجه هوا به منهای 37 درجه است، صربستان با کشته شدن 6 نفر، در 19 ناحیه وضعیت اضطراری اعلام کرده است و برودت بوسنی کم از صربستان نیست..........روزهای سخت و سرد و دشوار مثل هر زمستان دیگر رخت خواهد بست اما تا بهار از راه رسد، آنان که شبی راحت را سر نخواهد کرد بیخانمان گوشه و کنار قاره سبزند چرا که اولین قربانیان سرمای شدید زمستان آنان هستند.


03.02.2012



در ورشو پایتخت  لهستان ، تاکنون 29 نفر بر اثر سرما جان خود را از دست داده اند.........
اغلب کسانی که بر اثر سرما درگذشته اند بی خانمانهایی بوده اند که جسدشان در خیابان پیدا شده است.
.......
در ماه گذشته میلادی در روسیه مرگ 64 نفر بر اثر سرما ثبت شده است.
...........

03.02.2012




..........خیابانهای کی‌یف، پایتخت اوکراین، خوابگاه حدود دوازده هزار بی خانمان است.


03.02.2012



شمار جان باختگان سرمای شدید در اروپا افزایش یافت. تاکنون دست کم ۱۲۰ نفر در سرمای زمستان در کشورهای مختلف این قاره از پا درآمده‌اند. اکثر این افراد بی خانمان بوده‌اند.

در شرق اروپا سرما شدید‌تر است. بنا بر اعلام وزارت کشور لهستان در ورشو پایتخت آن، تاکنون ۲۹ نفر در سرمای این کشور جان باخته‌اند........"

۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه

چگونه می توانیم توازن قوا را به نفع دموکراسی مستقیم برهم بزنیم ?



تجربه خاورمیانه , تجربه ای که قابل تکرار نیست :

از تجربه مبارزات خاورمیانه باید آموخت , تجربه ای که قابل تکرار نیست.

تجربه تا کنونی خاورمیانه در یک سال گذشته نشان داده است که قبل از سرنگونی دیکتاتور و بعد از سرنگونی آن , 3 نیروی اصلی در چگونگی تغییرات سیاسی و اجتماعی سهیم هستند که 2 نیرو داخلی است و یک نیرو خارجی است. ابتدا در مقابل دیکتاتورهای خاورمیانه 2 نیرو در مقابل هم صف آرائی کردند که یکی را مدافعان دیکتاتور یا مدافعان وضع موجود می نامیم و گروه دوم را نیروهای مخالف دیکتاتور می نامیم که خود شامل 2 بخش عمده می شود (که یکی را نیروهای مذهبی , واپس گرا و ارتجاعی می نامیم
و دیگری را نیروهای مترقی و سکولار می نامیم) پس از سرنگونی یا فرار دیکتاتور که با دخالت و حضورمستقیم یا غیر مستقیم نیروی خارجی صورت می گیرد تلاش می کنند با استفاده از نیروهای دولتی سابق, به همراه نیروهای مذهبی , واپس گرا و ارتجاعی که در اپوزیسیون بودند دولت جدید را تشکیل دهند و برای بزک کردن چهره دولت جدید بخشی از افراد و محافل راست سکولار و لیبرال بدون پشتوانه توده های مردم را وارد بازی انتخاباتی می کنند و در مقابل , نیروهای مستقل , رادیکال و مترقی  زنان ,جوانان , کارگران , وبلاگنویسان , کمونیستها , چپها و آنارشیستها و..... به مبارزات خود در خیابان با کشته و زخمی و زندانی بسیار همچنان ادامه می دهند بدون آنکه بتوانند توازن قوا را به نفع جنبش مردمی مترقی و مستقل برهم بزنند چراکه در واقع فاقد آلترناتیو و راه حل به جای دولت هستند و ضرورت وجود دولت را نفی نمی کنند و دولتی که راستگرا و وابسته به کشورهای خارجی است و قادر نیستند که از تمرکز قدرت در دست دولتمندان و سیاستمداران نیروهای راست, ارتجاعی و مذهبی جلوگیری کنند. 

 ایران:
 در ایران نیز تلاش خواهند کرد که از نیروهایی مانند اصلاح طلبان , بخشی از اصولگرایان منتقد , سازمان اکثریت , سازمان زحمتکشان عبدالله مهتدی , سلطنت طلبان, جمهوری خواهان ملی و ..... که «کنگره ملی» و «شورای ملی» در جهت «آلترناتیو سازی » و تشکیل « دولت موقت» و سپس «دولت دائمی» را به جای آلترناتیو جمهوری اسلامی علم کنند و دولت جدید را شکل دهند و در مقابل , نیروهای مستقل , رادیکال و مترقی  زنان ,جوانان , کارگران , وبلاگنویسان , کمونیستها و آنارشیستها وسایر نیروهای راست یا چپ رانده شده از بازی انتخاباتی قدرت سیاسی و..... یا باید صرفا به آنها رای دهند یا اینکه به مبارزات خود در خیابانها همچنان ادامه دهند درست مانند مبارزاتی که بدرستی  در تونس و مخصوصا درمصر و در میدان التحریر ادامه دارد ولی کافی نیست و نمی توانند با صرفا مبارزه در خیابان,  فرصت طلبان تشنه قدرت را که تازه به پست و مقام رسیدن را از روی صندلی ریاستشان تکان دهند و سرنگون کنند بنابراین 99 درصدی ها باید بدانند که بدون مشارکت مستقیم درعمل سیاسی, اجتماعی و جایگزین شدن خود به جای دولت و حذف دولت هیچ راهی دیگر برای رسیدن به خواستهای انسانی خود ندارند و نباید اجازه دهند که بر فراز سر آنها دولتهای دیگر دولت دلخواه و وابسته به خود را تشکیل دهند و ازهمان اول باید روشن گفت که در بازی انتخاباتی به کسی رای نمی دهیم و انتخابات پای صندوق رای چیزی جز تعیین و مشروعیت دادن به وکیل و وصی برای توده های مردم نیست در حالی که نیاز به آقابالاسری به نام دولت نداریم وخود مردم با مشارکت جمعی و مستقیم قادر خواهند بود جامعه را اداره کنند و نیازی به رئیس, رهبر, پادشاه  و رئیس جمهور ندارند.
 با کدام طرح و ساختار آلترناتیو می توان عملا به سمت یک جامعه بدون دولت برویم ?
  به محض سقوط دولت جمهوری اسلامی باید از تشکیل دولت جدید جلوگیری کرد و سریعا  مردم با مشارکت مستقیم خود در اداره جامعه  شروع به ایجاد شورا ها ,کمیته ها , تعاونیها و انجمنهای آزاد و تشکلات داوطلبانه خودگردان و مستقل اجتماعی و سیاسی خود کنند.
برای طی کردن دوران گذر به یک ساختار بدون دولت ,
از همین امروز ,جمع های کوچک غیرعلنی , که پایه های اولیه تشکیل «شوراهای دانشکده ها » را در شرایط علنی و در زمان سقوط جمهوری اسلامی شکل خواهند داد می توانند شکل بگیرند و در فضای مجازی نیزمی توانند همین شوراها را به شکل مجازی تشکیل دهند تا بتوانند بر سر آن تبلیغ کنند وبا روشن شدن زوایای ناروشن چگونگی تغییربرای ما مردم بدانیم که در عمل چگونه می توان از یک ساختاری که در آن دولت وجود دارد با تغییر آن و گذر به یک ساختار بدون دولت عملا گام برداشت .در واقع  این  «شوراهای دانشکده ها » به جای مردم تصمیم نمی گیرد بلکه "نقش هماهنگ کننده موقت" را پیدا می کند تا شوراهای خود گردان و مستقل مردمی فرصت کنند در همه نهاد ها , شهرها ,روستاها , ادارات و کارخانجات شکل بگیرند.
 هر کدام از شوراهای دانشگاهی دانشکده ها بر اساس رشته و تخصص خود وظایف وزارت خانه های یک دولت  را به طور موقت در یک دوره مثلا 3 ماهه به عهده می گیرند به عنوان مثال:
 شورای دانشکده علوم قضائی و شورای دانشکده حقوق موقتا وظایف اداره قوه قضائیه را به عهده خواهند گرفت .

شورای دانشکده علوم سیاسی وظایف وزارت امور خارجه را بطور موقت به عهده خواهند گرفت.

 شورای دانشکده علوم پزشکی وظایف وزارت خانه بهداشت و درمان را به طور موقت به عهده می گیرند.


شورای دانشکده تربیت معلم موقتا وظایف وزارت آموزش پرورش را به عهده می گیرد.



شورای  
روابط بین الملل دانشکده علوم سیاسی موقتا اداره سفارت خانه های وزارت امور خارجه را به عهده می گیرد . 


شورای دانشکده مدیریت می تواند وظایف وزارت کشور را به طور موقت به عهده می گیرد.



شورای دانشکده اقتصاد وظایف وزارت اقتصاد و دارائی را به طور موقت به عهده می گیرند.



دانشکده فنی وظایف  وزارت صنایع و مسکن را موقتا به عهده می گیرد. 

و.........



هدف از این نوشته صرفا طرح موضوع به طور کلی است که به این وسیله بتوان ایجاد بحث و گفتگو در این زمینه بین علاقه مندانی که معتقدند جهانی دیگر آنهم جهانی بدون دولت ممکن است فراهم شود.



نظام جلالی 04.02.2012

۱۳۹۰ بهمن ۱۲, چهارشنبه

پناهندگان کمپ وورتسبورگ آلمان همچنان در اعتصاب غذا به سر می برند


امروز 4روز از فوت پناهجوی ایرانی محمد رهسپار در کمپ وورتسبورگ ایالت بایرن در کشور آلمان می گذرد و پناهندگان همچنان در اعتصاب غذا به سر می برند.ما از تمام سازمان های حقوق بشری و پناهندگی و سیاسیون و مسئولین و کسانی که برای انسان ها ارزش قائل هستند می خواهیم که حمایت خود را از این پناهندگان اعلام نمایند.به زودی بیانیه ی مطالبات پناهندگان برای رسیدگی و تغییر شرایط به مسئولین و سازمان ها و عموم مردم ارائه می شود.

امام آمد ، امام با طناب دار آمد



امام انگلیس و آمریکا ، امام در نمک خوابیده ، امام با نازو بی احساس آمد


امام روسری و توسری ، امام سرکوبگر آزادی ، امام با اسلام در خطر آمد


امام فقر و فحشا ، امام رجم و صلب ، امام با اسلام ناب محمدی آمد


امام هم شرقی و هم غربی ، امام دشمن آزادی ، امام با استقلال و آزادی آمد


امام احکام و رساله ، امام عمه و زلزله ، امام سید سیدان آمد


امام جنگ و ویرانی ، امام جنگ تا پیروزی ، امام جام زهر آمد


امام حکم و جهاد ، امام راه قدس به کربلا ، امام با کلید بهشت آمد


امام سنگسار و بربریت ، امام رهبر آدمکشان ، امام شکنجه و قتل آمد


امام واپسگرا و مرتجع ، امام با صیغه و چند همسری ، امام با اسید و چاقو آمد


امام خون و جنون ، امام سرمایه و مذهب ، امام اسلام طالبانی آمد


امام زور و تزویر ، امام سیزدهم مسلمین ، امام با اسلام راستین آمد


امام حروم و حلال ، امام مقدس با صلوات، امام خلایق هر چی لایق آمد


امام صلوات و الله اکبر ، امام آفتابه در گردن ، امام با مهدی در چاه آمد


امام ریا کار و شارلاتان ، امام با تجاوز به دختران ، امام با صدور دختران آمد


امام دروغگو و تروریست ، امام جنگ 8 ساله ، امام گورستان ها آمد


امام ویرانگر و انسان ستیز ، امام دشمن دیگر ادیان ، امام ستمگر آمد


امام حوزه و بازار ، امام انجمن حجتیه ، امام هیئت موتلفه آمد


امام شلاق و تعزیر ، امام با امر معروف و نهی منکر، امام جهان اسلام آمد


امام لاکن و اینطور ، امام دشمن مهاجرین افغان ، امام در ماه آمد


امام نادانی و جاهلیت ، امام با بانک اسلامی ، امام ناجی مافیا آمد


امام با حوزه و دانشگاه ، امام دشمن علم و معرفت ، امام با اقتصاد مال خر آمد


امام مرد سالار و ستمگر ، امام بسیجیان و پاسداران ، امام با قوانین اسلامی آمد


امام کاخ و کوخ نشینان ، امام حلبی آباد و کپرنشینان ، امام شمش طلا آمد


امام دختران و کودکان خیابانی ، امام کارتون خوابان و بی پناهان ، امام با صدور انقلاب آمد


امام پیروان و رهروان ، امام هاله نور و چاه جمکران ، امام امام زاده ها آمد


امام هکرها و سانسور چیان ، امام یاغیان و مزدوران ، امام بی ترمزان و بی مغزان آمد


امام مسدودگران و فیلترینگ ، امام دشمن قلم و آگاهی ، امام با طناب دار آمد


امام دشمن وبلاگ و وبلاگنویسان ، امام دشمن سایت های اینترنتی ، امام با هکرهای مزدور آمد



در اینجا منظور از امام ، عملکرد و اندیشه خمینی به اضافه عملکرد رهروان و ادامه دهندگان راه و تفکر و حاکمیت به جا مانده از اوست.


۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

گزارش تصویری از مراسم و تظاهرات پناهنده گان شهر وورتسبورگ آلمان

14 عکس از مراسم و تظاهرات پناهنده گان شهر وورتسبورگ آلمان در رابطه با خودکشی محمد رهسپار که به خاطر شرایط غیر انسانی این کمپ و قوانین ضد حقوق بشری ایالت بایرن خود را در اتاقش حلق آویز کرد و جان سپرد.
فیلم وضعیت پناهنده ها در وورتسبورگ آلمان....جایی که محمد رهسپار خودش را حلق اویز کرد.

۱۳۹۰ بهمن ۹, یکشنبه

خودکشی یک پناهنده در وورتسبورگ آلمان



خبری تکانده...
شب گذشته در کمپ پناهندگی در شهر وورتسبورگ آلمان یک جوان ایرانی سی ساله به نام محمد رهسپار که از مامورین نیروی انتظامی در ایران بوده است و به خاطر مخالفت با دولت جمهوری اسلامی مجبور شده بود ایران را ترک کند و در آلمان تقاضای اقامت داده بود بر اثر فشارهای دولت ...... آلمان و مخصوصا ایالت ... بایرن خودش را به دار آویخت و خود کشی کرد.لطفا این خبر را انعکاس بدهید تا خون محمد پایمال نشود و همه از جنایات دولت .... و جمهوری اسلامی مطلع بشوند...
منبع خبرفیس بوک 
بر اساس خبرهای رسیده محمد رهسپار 7 ماه پیش تقاضای پناهندگی داده بود و متاسفانه دیشب بوسیله ملافه خودش را دار زده است .
 
خبرهای مرتبط از سایت های گوناگون:

«یک پناه جو ایرانی خود را حلق آویز کرد» 

 


خودکشی پناهجوی ایرانی و مسئولیت ایرانیان مقیم خارج از کشور 

 

تویی که بعد از دریافت پناهندگی نوروز را در ایران در حال تعریف خاطراتِ "خارج" بودی، تو مسول مرگ محمد رهسپار هستی

بررسی محتوای وبلاگها از نگاهی دیگر


چند سالی است که ما با رسانه ای همه گیر و متنوع مواجه شده ایم به نام وبلاگ که هر فردی قادر است حتی اندیشه ,ادبیات و اصطلاحات فردی, خواستها و آمال های فردی  خاص و ویژه خود را نیز به رشته تحریر در آورد .


وبلاگها ما را با پدیده های عجیب و غریبی در عرصه فرهنگ ,سیاست,اندیشه, هنر, مسائل اجتماعی ,شیوه های مبارزه ,ادبیات, تاریخ و.... مواجه ساخته است و صرفا نمی توان آنها را در دسته های عمومی و معمول دسته بندی کرد مانند : سیاست, هنر, تاریخ ,طنز, طنز سیاسی ,نقد, نقد مذهبی, تحلیل سیاسی, محیط زیست و....


وبلاگهائی که خالق ادبیات خاص فردی و شغلی وبلاگ نویس هستند یا بروزدهنده نیازهای سرکوب شده یا تمایلات فردی , احساسی یا روانی وبلاگ نویس هستند مانند زمانی که در خشم بسر می برند و یا بکرات از فحش در نوشته های خود استفاده می کنند و انگ ,اتهام , تهمت ,افترا و....بخشی از فرهنگ نوشتاری آنها را در برمی گیرد.

حتی افرادی که دچار بیماری های روحی و روانی هستند و در عین حال وب نویس هستند ما را با نوشته یا وبلاگ جدیدی به لحاظ محتوائی مواجه می کنند که دسته بندی و عناوین جدیدی برای هم خوانی وتعریف محتوای وبلاگ باید بکار برد.

وبلاگ نویسانی که به هر دلیل به کرات به دیگران فحاشی می کنند یا به عالم و آدم بدبین هستند یا مرتب کلمات سکسی و جنسیتی در نوشته های خود استفاده می کنند و گفتار و رفتاری سکسیستی دارند و......که در واقع ما را با محتواهای جدیدی روبرو می کنند. اگر وبلاگ نویس مرتب در نوشته های خود به دیگران فحاشی کند و از ادبیات لمپنی استفاده کند بنابراین می توان وبلاگ را "فحش نامه" یا "لمپن نامه" نامید و اگر این فحش ها در عرصه سیاست باشد می توان آن را همچنین "وبلاگ سیاسی - فحاشی" یا "وبلاگ سیاسی - لمپنی " نامید که با محتوای آن همخوانی داشته باشد و اگر وبلاگ سراسر انگ, اتهام ,تهمت, افترا به مخالفین باشد می توان آن را "انگ نامه ", "اتهام نامه"," تهمت نامه"," افترانامه" نامید.

اگر فرد نویسنده وبلاگ دچار بیماری یا بیماریهای روحی و روانی باشد طبیعتا بیماری فرد در نوشته اش نیز خود را نشان می دهد و اندیشه اش را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و بنابراین ما را با نوشته هایی عجیب و غریب  روبرو می کند. به عنوان مثال وبلاگ نویسانی که همه را دشمن می پندارند و با کینه و غضب و نفرت با همه برخورد می کنند و مرتب با همه در حال دشمنی هستند یا به همه بدبین هستند یا دچار توهم هستند یا
فرد بیمارقادر نیست‌ تخیلات‌ خود را از واقعیت‌ افتراق‌ دهد و بنابراین‌ رفتاری‌ غیرمنطقی‌ و غیرعادی‌ دارد و مسائلی را به دیگران نسبت می دهد که هرگز رخ نداده است و طبیعتا تخیل خود را به عنوان واقعییاتی که اتفاق افتاده است را در نوشته های خود می آورد یا تصور می کند که همه بد و اهریمن هستند و خودشان بهترین انسان روی زمین یا اینکه تلاش می کنند که در دیگران نسبت به خود ایجاد ترهم و دلسوزی کنند و مرتب در هر مسئله ای آگاهانه پای کودکشان را به وسط می کشند یا اگر زن باشند از زنانگی ویا مرد باشند بر بیماربودن یا مورد جفا و ظلم واقع شدن همیشگی خود تاکید می ورزند و همیشه همه را در حال توطئه بر علیه خود می بینند و یا اگر افسردگی شدید داشته باشند نوشته ها ناامیدانه خواهد بود و یا هیچگاه امید و چشم اندازی در تغییر اوضاع نمی بینند و..... 
در واقع نوشته بطور مستقیم از حالت روحی و روانی نویسنده یا چگونگی شخصیت و کاراکتر آن می تواند نشات بگیرد و بطور مستقیم بر محتوای وبلاگ تاثیر بگذارد.

زمانی که نویسنده همه چیز را در زندگی سیاه می بیند اگر مطلب سیاسی می نویسد باعث می شود که اوضاع سیاسی را همیشه سیاه و تیره و تار ببیند .

اگر نویسنده بدبین باشد این بدبینی در نوشته هایش نیز خود را نشان می دهد و نسبت به آینده سیاسی یا اجتماعی بدبین باشد یا نویسنده ای که به همه موضوعات سیاسی و اجتماعی با شک و شبهه نگاه می کند و همه مسائل را توطئه آمیز می بیند.

البته بعضی از وبلاگ نویسان نیز عمدا با بکار بردن کلمات سکسی بدنبال ازدیاد خوانندگان وبلاگ هستند و یا برخی عقده های فروخفته جنسی خود را ارضا می کنند یا اینکه از بچگی با این ادبیات به هر دلیل سر کار داشته اند و با آن بزرگ شده اند و برایشان کاملا طبیعی است و اصلا برای آنها عجیب نیست.

 

۱۳۹۰ بهمن ۴, سه‌شنبه

ضرورت تعریف روابط و مفاهیم عملکرد ما در دنیای مجازی

ضرورت تعریف روابط و مفاهیم عملکرد ما در دنیای مجازی و تشابه سازی آن با دنیای واقعی در روابط اجتماعی

مقدمه : از آنجائی که دنیای مجازی نیز مانند دنیای واقعی بخشی از زندگی سیاسی, اجتماعی و... انسانها را دربر گرفته است بنابراین برای خاتمه دادن به بعضی از سردرگمی ها
برای خودمان و دیگران  در رابطه با چگونگی توضیح رفتاری ما و ضرورت تعریف روابط و مفاهیم عملکرد ما در دنیای مجازی و تشابه سازی آن با دنیای واقعی  شاید لازم باشد که با همفکری و تبادل نظر یکدیگر این دنیای جدید را توضیح دهیم و بتوانیم آنرا تا حدی تعریف کنیم.علت سردرگمی ما در چگونگی  تعریف عملکرد مان در دنیای مجازی آن است که بیشتر از آنکه دارای مفهومی سیاسی باشد مفهومی اجتماعی است یعنی برای توضیح آن وتشابه آن با چگونگی عملکرد ما عمدتا در حوضه روابط اجتماعی قابل تعریف است نه صرفا در حوضه سیاست یعنی در مباحث سیاسی که در دنیای مجازی مطرح می کنیم انگیزه سیاسی وجود دارد و بخشی از رفتارهای ما نیز می تواند با انگیزه سیاسی باشد اما در پاره ای از موارد به هیچ عنوان نمی توان تشابه سازی کرد و آنها را معادل یکدیگر ارزیابی کرد .
به عنوان مثال , اعدام
وقتل و عام  در دنیای واقعی متاسفانه وجود دارد ولی چیزی به نام اعدام اینترنتی یا قتل و عام مجازی وجود ندارد.اعدام یعنی حذف فیزیکی و کامل فرد برای ادامه زندگی اوست و در اعدام همه حقوق فرد با اعدامش از او ستانده می شود در حالی که چنین موردی در دنیای مجازی اساسا وجود ندارد.


امروز در فریند فید دوستی با تیتر"
اعترافات یک دیکتاتور" نوشته بود: 


"در این 11 ماهی که عضو فرندفید بودم هیچ گاه کسی رو بلاک نکردم و این جز خط قرمز های من بود و دلیلم هم این بود که استانه تحملم را بالاتر ببرم .تا این چند وقت که ایدی های یدکی زیاد شد .سنت شکنی کردم و همه رو بلاک کردم .بعد از اون دیدم ایدی هایی هم هستند که فیک نیستند اما فحاشن .اون ها رو هم بلاک کردم .نوبت به ارزشی ها رسید .دیدم حوصلشون رو ندارم .نتیجه این شد که بلاک شدند . دیروز هم چند تا ایدی که نه ارزشی بودند و نه فحاش و تنها مشکلشون این بود که فید هاشون رو دوست نداشتم رو بلاک کردم . در اخر هم کسانی موندند که یا از دوستان بودند یا می شد باهاشون کنار اومد.

  
امروز که داشتم فکر می کردم دیدم چه قدر شبیه دیکتاتور ها شدم .از بدترین آدم ها شروع کردم تا رسیدم به بیگناه تر ین افراد .حلقه دور خودم رو هر بار کوجک و کوچکتر کردم .امروز فهمیدم برای دیکتاتور شدن نیازی نیست که عمامه داشته باشی یا تاج سلطنت بر سرت باشه . سرهنگ باشی یا اقا زاده .برای دیکتاتور شدن تنها یک جرقه لازمه . هیچ کس دیکتاتور دنیا نمی یاد اما همه می تونند یک دیکتاتور باشند امروز فهمیدم چه قدر مرز بین ازادی خواهی و دیکتاتوری باریکه .برای من جرقه ، از بلاک کردن جعلیون شروع شد با قتل و عام مجازی شدت گرفت و به بهانه نادیده گرفتن کسانی که از لحاظ تفکری با انها مشکل داشتم این مرز را شکستم . امروز به جز کسانی که فحاشی می کردند یا یدکی بودند همه رو از بلاک در آوردم . برای من راه برگشت بود اما اگر این رویه در دنیای واقعی اتفاق می افتاد برگشتی هم در کار بود ؟ "



بحث بسیار خوبی است و من مدتها است که می خواستم در این مورد مطلب کوتاهی بنویسم چراکه بسیاری از افراد از جمله خود من تعریف درستی از چگونگی رفتار انسانها در دنیای مجازی ارائه نمی دهند و این سر درگمی برای همه از جمله خود من نیزوجود دارد.

این بحث را باید از جای دیگری شروع کرد.دنیای مجازی دنیای جدیدی است که ما با آن روبرویم.در این عرصه نیز می توان با دنیای واقعی آن را مقایسه کرد اما گاهی با مقایسه اشتباه باعث می شود که انتظار ما از خودمان یا دیگران افزایش پیدا کند و باعث سوتفاهم یا حتی سرخوردگی ما یا دیگران گردد و یا از خودمان یا دیگران طلبکار شویم و به قول معروف احساس گناه یا وجدان درد بگیریم .

ما باید بتوانیم این دنیا را تعریف کنیم و در شبیهه سازی هر موردی را سر جای خودش بررسی کنیم .تلاش کنیم دنیای مجازی را با دید مثبت نیز ارزیابی کنیم و همه رفتار ما صرفا با دیکتاتور بودن با اعدام یا زندان قابل مقایسه نیست.

مثلا اگر در "فریند فید" کسی ما را بلاک کرد حق طبیعی او است و حق کسی رو ضایع نمیکند که دیکتاتور خطابش کنیم.حق بلاک کردن را برای خود و دیگران بهتر است که برسمیت بشناسیم و از آن هیچ کس نباید ناراحت شود به عنوان مثال هر کس در فریند فید من را بلاک کند ناراحت نمی شوم.

در دنیای واقعی نیز همه روابط اجتماعی ما بر اساس کنش یا منش دیکتاتورها قابل تعریف نیست و اساسا به آن ارتباطی ندارد. 

در دنیای واقعی نیز ما با همه انسانهای پیرامونی خود روابط اجتماعی یکسانی نداریم و نمی توانیم با همه هم رابطه ایجاد کنیم .به عنوان مثال همه همسایه های ما یا همه همکاران ما با ما رفت و آمد خانوادگی ندارند و در خانه ما به روی همه باز نیست .در دنیای واقعی انسانهایی که با هم دوست هستند اعصاب یکدیگر را خراب نمی کنند و هر کسی با دیگری وارد گفتگو می شود که از این گفتگو یا لذت ببرد یا چیزی یاد بگیرد یا تبادل تجربه و اطلاعات کند و یا مشکلی را حل کند.

کسانی هستند که در دنیای واقعی یا دنیای مجازی مانند پالتک ,فیس بوک ,وبلاگ ,فریند فید,تویتر ,گوگل پلاس و......که به دیگران فحاشی  می کنند و انگ,اتهام,تهمت, افترا می زنند بدون آنکه سند یا مدرکی داشته باشند و یا اجازه دهند که فرد از خودش دفاع کند او را غیابا در دادگاه خود محاکمه می کنند چراکه می دانند معمولا  برای آنها هزینه و ضرری به دنبال ندارد . به عنوان مثال افرادی در وبلاگ یا صفحات اینترنتی خود به دیگرافراد حقیقی و حقوقی اتهاماتی می زنند بدون آنکه پاسخگو اتهامات خود باشند ولی در دنیای واقعی همان افراد چنین نمی کنند چراکه می دانند نمی توانند اتهامات بی اساس خود را ثابت کنند و دچار مشکل قانونی خواهند شد.

طبیعتا در دنیای واقعی کسی اگر چنین کند یعنی
فحاشی کند یا انگ,اتهام,تهمت, افترا بزند باید پاسخگوی گفتارش باشد و حتی می توان از فرد شکایت کرد و او را به دادگاه کشاند
در دنیای واقعی هر کسی نمی تواند با ما رفت و آمد کند و مزاحم ما شود اما در دنیای مجازی اگر در منزل دنیای مجازی بروی همه باز باشد طبیعتا همانطور که در جامعه همه گونه افرادی وجود دارد در دنیای مجازی نیز وجود دارد تازه در دنیای مجازی بدتر است چراکه با مشخص نشدن هویت فرد بعضی چهره واقعی خود را نشان می دهند و اگر مجبورند یک سری اصول و روابط اجتماعی را رعایت کنند اما چنین اجباری در دنیای مجازی کمتر است یا اینکه اساسا بعضی از انسانها دو چهره هستند و اگر در دنیای واقعی مجبورند که چهره واقعی خود را پنهان کنند اما در دنیای مجازی چهره واقعی خود را نشان می دهند.در دنیای مجازی به عنوان مثال فیس بوک و صفحه شخصی ما در آن مانند خانه ما است که همسایگانی دارد.در دنیای واقعی ما مجازیم که همسایگان خود را انتخاب کنیم و با رضایت ساکنین 2 خانه رابطه و رفت و آمد ایجاد می شود و هر گاه اشکالی در این رابطه به وجود بیاید می توان به این رابطه دوستی خاتمه دهیم یا طرف مقابل حق دارد چنین تصمیمی بگیرد یا اصلا هر دو به این نتیجه می رسند و در خانه را بروی هم باز نمی کنند و یا دیگر به خانه یکدیگر نمی روند. در صفحه فیس بوک خودمان نیز باید رفتار و کنش دموکراتیک داشته باشیم و آن را مانند خانه هر فردی بدانیم که همسایگانی دارد و این حق را برای خودمان و دیگران قائل شویم که کسانی که به عنوان دوست در لیست دوستان خود داریم و یا به عنوان دوست در لیست دوستان دیگران قرار داریم هر گاه خواستیم یا خواستند به این دوستی خاتمه دهیم یا خاتمه دهند به همان راحتی که بسیاری را که نمی شناختیم و به لیست دوستان اضلفه کردیم و یا ما را نمی شناختند و به لیست دوستان خود اضافه کردند حال به دلیل ایجاد این شناخت یا بر اساس تصمیم فردی ما یا آنها به هر دلیلی که باشد باید خاتمه دوستی توسط یکدیگر یا یکی از طرفین را براحتی برسمیت بشناسیم و تازه زمانی می توانیم کسی را یا خودمان را نقد کنیم که به زور بخواهیم در صفحه فیس بوک کسی باشیم یا فردی به زور بخواهد در صفحه فیس بوکی ما باشد یا ما بزور بخواهیم در لیست وبلاگ کسی باشیم یا فردی بخواهد بزور در لیست وبلاگ ما باشد که در واقع چنین رفتاری یعنی کم یا زیاد کردن لیست دوستان در دنیای مجازی مانند فیس بوک فریند فید و....حذف کردن نیست بلکه حق انتخاب دوست نام دارد و در دنیای واقعی نیز ما باید بپذیریم و به رسمیت بشناسیم که اگر فردی قبلا دوست ما بوده است و الان دوست سابق ما می باشد و قبلا به دوستی مشترک یا به زندگی مشترک خود با ما پایان داده است و دقیقا در دنیای واقعی و مجازی کسانی که این جدائی را نمی پذیرند در واقع کنش و منشی غیر دموکراتیک دارند و می خواهند با کسی بزور دوست یا همسر کسی در دنیای واقعی و یا بزور دوست مجازی باشند و در واقع خود را تحمیل کنند.

در دنیای مجازی اگر کسی در فیس بوک یا وبلاگ سیاسی ما نظر و کامنتی را گذاشت که صرفا به دلیل سیاسی آن را حذف کنیم می توان گفت که آن فرد تحمل سیاسی و کنش و منش دموکراتیک ندارد و یا چون پاسخی نداشته است چنین کرده است. البته در این مورد خاص یعنی وبلاگ سیاسی یا صفحه فیس بوک یک فرد از طرفی شخصی محسوب می شود و از طرفی دیگر به موضوعاتی می پردازند که مربوط به حوضه سیاسی و اجتماعی در عرصه کنش جمعی و اجتماعی مربوط می شود.


توضیح : منظور و مخاطب من در این بحث اصلا شخص خاصی نیست بلکه عمومی است و صرفا هدفم ایجاد بحث و تبادل نظر در این زمینه بوده است و مدتی بود که تصمیم داشتم مطلبی در این زمینه بنویسم که در بین خوانندگان و وبلاگ نویسان ایجاد بحث کنم که با دیدن این بحث در فریند فید تصمیم گرفتم که بالاخره در این باره متن کوتاهی بنویسم چراکه متن طولانی خواننده کمتری دارد و من معمولا تلاش می کنم کوتاه و مختصر بنویسم.


نظام جلالی 24.01.2012