۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

جوانان ایران یک یار وفادار را از دست دادند




در سال ۲۰۰۹ که جهان شاهد تظاهرات جوانان بود، oculusnonvidit از طریق twitter همهٔ توان خود را به کار می‌برد، تا جهانیان را متوجهٔ این حوادث در ایران کند. برای نمونه، نشریهٔ معتبرِstandard طی‌ گزارشی نوشت که "چشم" به طور مداوم از تهران اخبار را بلاواسطه از طریق twitter به جهانیان عرضه می‌کند. standard از فعالیت این ایرانی‌ که در تهران نشسته بود و به زبان انگلیسی‌ این اخبار را منتشر میکرد در شگفت بود. نویسندهٔ مقاله‌ مزبور در standard  نمیدانست که آن فرد یک آلمانی‌ ساکن در وین بود که از طرق گوناگون و تلاشی شبانه روزی این اخبار را تهیه و در twitter میگذاشت . oculusnonvidit [ چیزی که تا بحال نه چشم دیده و نه گوش شنیده oculus non vidit, nec auris audivit] دوست وفادار جوانان در ایران در ۲۱ اردیبهشت  با زندگی‌ وداع گفت. نام واقعی این فرد  esther marian بود. استر آنچنان شیفتهٔ این حوادث شده بود که آغاز به یادگیری زبانِ فارسی کرد. استر همانند بتهون در شهر بن در آلمان زاده شد و به مانند بتهون در شهرِ وین چشم از جهان فرو بست. استر در شهرِ ماربورگ در رشته‌های فلسفه، سیاست و نقاشی تحصیل کرد و در وین در اینسیتو ludwig boltzmann عضو تیم محققین علمی‌ بود. مبانی فکری استر، مارکسیزم انتقادی بود. استر خودکشی‌ کرد. زندگی‌ او، و نه مرگش، میتواند برای ما راهنما باشد
http://derstandard.at/1259282779548/Das-Auge-das-nicht-sieht-schreibt-aus-Teheran

  
http://gtb.lbg.ac.at/de/team/wissenschaft/esther-marian

 فرهاد فردا

۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

کتاب سوزی , زندان , اعدام , انرژی اتمی و آنارشیسم

گزارشی پیرامون تظاهرات علیه انرژی اتمی, مراسم یادبود اعدامیان 19 اردیبهشت و در باره ویدئو کتاب سوزی شاعران معاصردریوتوب و حواشی آن

صبح شنبه 28.05.2011 قبل از رسیدن به محل تظاهرات علیه انرژی اتمی در شهر بن , خبری را شنیدم راجع به اینکه ویدئویی در یوتوب آمده به اسم سیمین بهبهانی سوزی که در آن کتاب شاعر ارجمند سیمین بهبهانی را آتش می زنند و بسیار احمقانه آتش زدن کتاب شعرا را یک حرکت آنارشیستی می نامند. در یک ویدئو دیگر به نام نیما سوزی کتاب نیما یوشیج را آتش می زنند . بسیار عجیب است که کتاب شعرائی را آتش می زنند که هرگزمدح قدرت زمانه خود را نگفتند و همیشه اشعارشان در خدمت مردم برای مبارزه با استبداد زمان بوده است.
در ویکی پدیا در باره نیما می خوانیم : 
(دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفانهای سهمگین سیاسی - اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تاسیس جمهوری سرخ گیلان، روح حساس نیما نمیتوانست از این توفان‌های اجتماعی بی تاثیر بماند. نیما از نظر سیاسی تفکر چپگرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) [۷] [۸] که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. [۹] دیرتر در دهه بیست خورشیدی در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیات مدیره کنگره بود و اشعار وی در نشریات چپگرای این دوران منتشر می گردید.)
در ویکی پدیا در باره کتاب سوزی می خوانیم:
کتاب‌سوزی به بیان ساده اقدام به نابودی یک یا چندین نسخه از کتاب یا دیگر مکتوبات به وسیله آتش است. امروزه دیگر شکل‌های رسانه مانند سندهای صوتی، نوارهای ویدئویی و سی‌دی‌ها نیز به این روش سوزانده شده، خمیر شده و یا رنده[۱] می‌شوند. این عمل که معمولاً به طور علنی انجام می‌شود، عموما دارای انگیزه‌های سیاسی، دینی و اخلاقی است. همچنین این عمل ممکن است به طور پنهانی صورت گیرد، مانند هزاران کتاب نابود شده در شوروی سابق و بلوک شرق.
برخی موارد خاص از کتاب‌سوزی آسیب‌های جبران ناپذیری را به میراث فرهنگی کشورها وارد کردند چراکه بسیاری از کتاب‌های سوخته شده به هیچ عنوان قابل جایگزینی نبودند. از این دست می‌توان به اقداماتی مانند سوزاندن کتابخانه اسکندریه، سوزاندن کتاب‌ها و دفن دانشمندان در چین، نابود کردن کدکس‌های مایاها به وسیله اسپانیایی‌ها و در دوران معاصر کتاب‌سوزی‌های انجام گرفته به وسیله نازی‌ها اشاره کرد.[۲]


  • به گفتهٔ مرتضی راوندی «یکی از آثار شوم و زیان‌بخش حملهٔ اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. آنها کلیهٔ کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.» وی در دنباله می‌نویسد سعد وقاص پس از چیرگی بر تیسفون و دست‌یابی به کتابخانه‌ها و بنمایه‌های فرهنگی ایران، درباره چگونگی رفتار با آن‌ها از خلیفه آن زمان(عمر) خواهان دستورشد. عمر هم چنین فرمان‌داد که: «کتاب‌ها را در آب بریزید زیرا اگر در آنها راهنمایی باشد با هدایت خدا از آن بی‌نیازیم و اگر متضمن گمراهی‌است وجود آنها لازم نیست، کتاب خدا برای ما کافی‌است.»[۳] راوندی می‌افزاید:«پس از وصول این دستور سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.» سپس این گفته جلال‌الدین همایی را می‌آورد که: «همان کاری را که قبل از اسلام، اسکندر با کتابخانهٔ استخر، و عمرو عاص به امر عمر با کتابخانهٔ اسکندریه و فرنگی‌ها بعد از فتح طرابلس شام با کتابخانهٔ مسلمین و هلاکو با دارالعلم بغداد کردند، سعد بن ابی‌وقاص با کتابخانهٔ عجم کرد.» [۴]
در ماه آپریل درقسمتی ازیک مقاله نوشتم :
اخیرا نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی نیزنسبت به وجود آنارشیسم در جامعه حساس شده اند. از جمله روزنامه كيهان  در  شماره   19899 خود در مطلبی به نوشته حسین حسینی با عنوان : انشقا ق هاي گروهكي (بخش آخر )
باز خواني سير تحولات جريان چپ ماركسيستي در دانشگاه

می نویسد : 
سال 1385(در نخستين مرحله برآمد مجدد چپ در دانشگاه ها، مجموعه ناهمگون و نابالغي از انديشه هاي سوسيال دموكراتيك، آنارشيستي، كمونيستي، ملي- مذهبي هاي سوسياليست و غيره در ابتداي شكل گيري نظري و اجتماعي در فضاهاي دانشگاهي درهم آميخته بودند.)
در صورتی که در سال 1385 تا کنون هیچ صحبتی از وجود اندیشه آنارشیستی در دانشگاه ها نبود و معلوم نیست که چگونه تازه امروز متوجه شده اند که اندیشه آنارشیستی در آن سالها وجود داشته است ?
چند هفته پیش هم آنارشیستها در فیس بوک متوجه شدند که فردی با تفکرات و ادبیات آخوندی در فیس بوک با آیدی صفر مطلق با جا زدن خود به نام آنارشیست در حال تبلیغ تفکرات ارتجاعی جمهوری اسلامی و خراب کردن نام آنارشیستها است. اینک هم این 2 ویدئوی مشکوک که باز می خواهند به خیال خود نام آنارشیسم را تخریب کنند یا اینکه اصلا نمی دانند آنارشیسم چیست و به چه معنا است.

گزارش تظاهرات علیه انرژی اتمی در شهر بن

حدود ساعت 12 به شهر بن رسیدیم . جمعیتی بیش از6000 نفر تظاهرات خود را آغاز کردند که در این روز در کل آلمان جمعیتی بیش از 150000 نفر در بیش از 20 شهر آلمان در این تظاهرات اعتراضی و سراسری شرکت داشتند. در این تظاهرات یک نفر از ایران شعار هایی را در رابطه با جنگ در لیبی به همراه داشت که مورد توجه مردم قرار گرفت. حضور آنارشیستها از شهرهای کلن و بن در تظاهرات بسیار به چشم می آمد به دلیل اینکه اکثرا پرچم های زرد رنگ مربوط به مخالفان انرژی اتمی یا پرچم حزب سبزها یا پرچم قرمز مربوط به چپها و سوسیال دموکرات ها را در دست داشتند و پرچم آنارشیستها به دلیل متفاوت بودن مورد توجه قرار می گرفت و عده زیادی نمی دانستند که این پرچمها مربوط به آنارشیستها است . آنارشیستهای غیر آلمانی بسیار مورد سئوال قرار می گرفتند مخصوصا از ما سئوال می شد که آیا از اسپانیا یا یونان هستیم ? وقتی که متوجه می شدند از ایران هستیم و ایران هم آنارشیست دارد برایشان جالبتر هم می شد. 

بعد از تظاهرات , در جلسه آنارشیستی ,  به موضوعات مختلف روز پرداختیم از جمله در مورد وضعیت اسپانیا که در این باره با رفقای اسپانیایی گفتگو کردیم و به جنبشهای موجود در آلمان , یونان و ایتالیا پرداختیم. پس از جلسه به سمت کلن حرکت کردیم تا بتوانیم در 2 برنامه شرکت کنیم. به دلیل همزمان شدن یک تظاهرات در کلن و برنامه سالگرد اعدامیان 19 اردیبهشت 1389 به دو بخش تقسیم شدیم و رفقای آلمانی وبرخی از رفقای ایرانی  به محل تظاهرات رفتند که در اعتراض به حمله پلیس به فعالین سیاسی در فرانکفورت و رفتار وحشیانه پلیس در دستگیری و ضرب و شتم یکی از فعالین سیاسی و حمله و دستگیری چند نفر از فعالین سیاسی فرانکفورت برگزار می شد. 

در برنامه سالگرد یاد 5 اعدامی سال گذشته در 19 اردیبهشت , جمعیتی بیش از 60 نفر شرکت کرده بودند . در نیم ساعت پایانی برنامه , بحث آزاد آغاز شد. در حین بحث , همه شرکت کنندگان در بحث به مسئله ضرورت لغو اعدام , شکنجه و نبود زندانی سیاسی تاکید داشتند ولی کسی نمی گفت که چه گونه می توان آن را عملی کرد ? تنها کسی که بحث متفاوتی دارد در این زمینه آنارشیستها هستند. در آنجا من در حین بحث تاکید داشتم که ما فعالین سیاسی عملا با طرح خواست آزادی زندانیان سیاسی صرفا به فکر خود هستیم و کسانی که فقط خواستشان آزادی زندانیان سیاسی است از نگاه الیت گرایانه آنها نشات می گیرد. برای رسیدن به یک جامعه بدون اعدام و زندان ما نیاز به یک جنبش گسترده و عمومی داریم. اگر ما, خواست حذف زندان از جامعه را مطرح کنیم , طبیعتا جامعه بدون زندان شامل حال زندانیان سیاسی نیز خواهد شد. اگر در یک جامعه زندانی سیاسی نباشد آنگاه حاکمیتها و دولتها ما را با اتهام به جرائم اجتماعی به زندان خواهند کشید . نباید فراموش کنیم که زندان ابزار سرکوب و سلطه دو لتها بر مردم است فارغ از اینکه چه کسانی دولت را تشکیل می دهند . زندان برای به انقیاد کشیدن افراد یک جامعه توسط حاکمیتها است . در واقع با بودن یکنفر در زندان نه تنها آن فرد بلکه خانواده آنها نیز آسیب می بیند و خسارات زیادی به کل جامعه وارد می شود. بنابراین چگونه ممکن است که افراد سیاسی که هدفشان از مبارزات یک دنیای بهتر باشد و خود بسیاری نیز تجربه زندان را داشته باشند ولی به فکر زندانیان و خانواده آنها که در جامعه زندگی می کنند نباشند و صرفا به فکر منافع خود باشند? آیا منافع فعالین سیاسی جدا از منافع دیگر افراد جامعه است ? به راستی نقش سیاست و سیاستمداران در ایجاد ناهنجاریها ومعضلات اجتماعی یا عدم پاسخگوئی و عدم ارائه راه حل عملی کجاست ? نقش قانون و قانون گذاران در ایجاد این معضلات یا عدم حل مشکلات مردم کجاست ? 

نظام جلالی 29.05/2011

۱۳۹۰ خرداد ۶, جمعه

مبارزات پیگیر مردم سوریه تجربه ای درخشان برای ادامه مبارزات مردم ایران

9 هفته مقا ومت و مبارزه مداوم مردم سوریه علی رقم سرکوب وحشیانه و بیش از 850 نفر کشته و بیش از 7000 بازداشتی و ربوده شده  , تحسین برانگیز و نشانگرعزم جدی آنان برای مبارزه با دیکتاتوری بشار اسد است که نوید گر آزادی در آینده ای نه چندان دور برای آنان از چنگال رژیم بشار اسد می باشد. 
امروز جمعه نیز، مردم شهرهای دمشق ، حمص ، داعل ، القامشلی ، اللاذقیه ، دیر الزور ، تل کلخ ، حما ، عمودا ، برزا، بانیاس، البوکمال و الرستن پس از برگزاری نماز جمعه به خیابانها آمده وبر ضد دولت دمشق شعار دادند. برخی گزارش های خبری اعلام کردند شهرهای حمص ,بانیاس و تل کلخ با وجود حضور گسترده مأموران امنیتی و محاصره چند روزه از سوی تانک های ارتش ، مردم معترض به خیابانها آمدند و شعار " ملت سقوط اسد را می خواهند" سر دادند.
عواملی که نزدیکی پیروزی مردم سوریه را نوید می دهد , تداوم مبارزه و افزایش حضور مردم در خیابانها است. سرکوب گسترده و وحشیانه مردم توسط رژیم بشار اسد موجب شده است که بر خشم مردم افزوده شود و باورشان به خود، آنها را تا پیروزی در خیابان نگه خواهد داشت.حضور گسترده مردم سوریه , رژیم بشار اسد را سردرگم کرده است و مشاورین و متخصصین سرکوبگر سپاه پاسداران نیز نه تنها نتوانسته اند کمکی به رژیم بشار اسد بنمایند بلکه اوضاع سیاسی سوریه را برای بشار اسد وخیم تر کردند و با عدم شناخت خودشان از روحیات و روانشناسی مردم سوریه و عدم جامعه شناختی مردم سوریه , تصور کردند با کنترل اوضاع در ایران حال می توانند نسخه غیر انسانی سرکوب یکسانی را برای مردم سوریه نیز بپیچند. قطعا شکست دولت سوریه شکست نهاد های امنیتی ایران نیز محسوب خواهد شد و به نفع جنبش مبارزاتی مردم ایران خواهد بود. مبارزات مردم سوریه برای مردم ایران آموزه های مهمی به همراه خواهد داشت و روحیه مردم ایران با پیروزی نهایی مردم سوریه افزایش خواهد یافت و به همان نسبت مراکز امنیتی رژیم تضعیف خواهند شد.

نظام جلالی 27.05.2011

۱۳۹۰ خرداد ۵, پنجشنبه

مراسم ناصر حجازی، فردا جمعه در شهرک غرب تهران فرصتی استثنائی برای جنبش اعتراضی مردم

عرصه سیاست یعنی خلق ( به وجود آوردن) فرصت ها و یا استفاده از فرصت های خلق شده ( به وجود آمده ) است . در عرصه سیاست گاهی باید منتظر فرصتها و شرایط بود و گاهی باید از فرصتها و شرایط پیش آمده نهایت استفاده را کرد. در جنگ بین مردم و حاکمیت می بایست مردم نیز همیشه حالت آماده باش را داشته باشند تا چنانچه فرصتی پیش آمد معادلات رژیم را بر هم بزنند. اگر تا دیروز مردم زمان اعتراضات خود را با فراخوانهای کروبی و موسوی هماهنگ می کردند و یا حتی قبل از آن در بازی های فوتبال در استادیوم آزادی هر آنچه نتیجه بازی بود فارغ از آنکه تیم محبوب برده  یا باخته بود جوانان از آن محل برای اعتراضات هماهنگ استفاده می کردند اینک نیز از فرصت پیش آمده در روز جمعه می توان استفاده کرد و به شکل وسیع در مراسم ناصر حجازی شرکت کرد. همانطور که
آتیلا حجازی با دعوت از مردم برای حضور در مراسم یادبود ناصرخان نوشته است: "به یاد او فردا جمعه، مورخ ششم خرداد نود از ساعت یازده تا یک بعد از ظهر، در مسجد جامع شهرک غرب، به نشانی شهرک غرب، خیابان صیف، مسجد جامع چشم انتظارتان هستیم."

لازم به یادآوری است مسجد جامع شهرک غرب روبروی مرکز خرید میلاد نور واقع شده است.

۱۳۹۰ خرداد ۴, چهارشنبه

چرا اختلافات درونی رژیم بهترین فرصت برای تحرکات سیاسی جنبش مردمی است ?

چرا اختلافات درونی رژیم در حال حاضر بهترین فرصت برای تحرکات سیاسی جنبش مردمی است ?
از آنجائی که دو جناح رژیم منتظر فرصت هستند تا سر بزنگاه یکدیگر را حذف کنند بنابراین هر کدام برای آنکه کفه ترازو معادلات سیاسی را به نفع خود سنگین تر کنند و تعادل قوای طرف مقابل را بر هم بزنند از هر گونه فرصت و تحرکات سیاسی که تماما بر علیه خودشان تمام نشود  به گونه ای و به شکلی استقبال خواهند کرد چراکه  می تواند برای هر کدام  ازاین 2 جناح از بازی باخت باخت خارج شود. 
هر کدام از جناح های مافیایی رژیم امکانات گسترده ای را دارند که تماما برای جناح های دیگر شناخته شده نیست. با توجه به اینکه مناسبات و روابط 2  جناح عمده رژیم گل آلود است بنابراین در مورد بسیاری از تحرکات مردمی سکوت نسبی خواهند کرد و تمامی امکانات خود را در خدمت سرکوب که به نفع طرف مقابل تمام شود قرار نخواهند داد یعنی امکانات غیر علنی خود را در اختیار جناح مقابل نخواهند گذاشت. در این کشاکش قدرت بین 2 جناح تمامیت خواه لازم نیست که یکی را در مقابل دیگری تقویت کنیم بلکه نیاز به برهم زدن توازون قوای طرف مقابل آنها را مجبور خواهد کرد که در بسیاری از حرکتها , طرف جنبش مردمی را بگیرند تا حدی که جناح مقابل تضعیف شود چراکه برای هر کدام جناح مقابل خطر بالفعل است که با پشت کردن و غفلت یکی , آن دیگری ضربه نهایی را وارد خواهد کرد. بنابراین در شرایطی که هر 2 جناح حواسشان به یکدیگر است جنبش مردمی می تواند حرکت هایی را آغاز کند و بداند که هر 2 جناح مانند گذشته همه امکانات خود را برای سرکوب مردم بکار نخواهند برد و یکی از این جناح ها مجبور است تا حدی جنبش مردمی را تقویت کند که آسیب پذیری خودش را در مقابل جناح رقیب بالا ببرد. هر کدام از این 2 جناح در آینده تلاش می کند که طرف مقابل را در مقابل جنبش مردمی قرار دهد و حتی اگر به ظاهر افراد شناخته شده هر 2 جناح در مقابل مردم موضع یکسانی اتخاذ کنند ولی در بدنه خود سیاست دیگری را به پیش خواهند برد . از آنجا که هر 2 جناح رژیم از یک جنس هستند و شیوه و روش یکسانی در حذف رقیب دارند بنابراین عنصر زمان برای هر 2 طرف بسیار تعیین کننده خواهد بود یعنی هر لحظه یک اتفاق غیر منتظره و حذفی می تواند برای هر کدام از رقبا روی دهد بنابراین اگر هر چه زودتر معادلات و توازن قدرت بین آنها بر هم نخورد یکدفعه طرف مقابل یک ضربه کاری وارد خواهد کرد پس یکی از این 2 جناح که ضعیف تر است مجبور است تا حدی جنبش مردمی را به اشکالی تقویت کند که جناح رقیب را مشغول کند و هم توازون قوا را بر هم بزند.

نظام جلالی26.05.2011

گرامیداشت یاد اعدامیان 19 اردیبهشت 89 در کلن

اعدام برادران فتحی ساکن شاهین شهر و گفته های افشاگرایانه مادرشان




راه برون رفت از شرایط سکون اوضاع سیاسی فعلی چیست ?

برای بررسی و اقدام عملی برای  پیدا کردن راه برون رفت از شرایط سکون اوضاع سیاسی ایران قبل از هر چیز نیاز به مشارکت عمومی همراه با خرد جمعی دارد . یعنی آنکه با همکاری مشترک و تبادل فکری جمع است که با دادن طرح های مختلفی که متضاد هم نباشند می توانیم راه کار های عملی برای برون رفت از شرایط و اوضاع سیاسی راکد کنونی را پیدا کنیم.
برای برداشتن اولین گام می باید ابتدا این توافق چمعی وجود داشته باشد که مایل باشیم با گفتگو مشترک چاره جوئی کنیم. پس از اعلام آمادگی تعداد زیادی از فعالین سیاسی و اجتماعی با ارائه طرح های خودمان سپس وارد فاز پیش بردن طرح های عملی خواهیم شد. در واقع اولین قدم ارتباط گیری گسترده و همراه کردن و توافق تعداد هر چه بیشتری از افراد برای آغاز گفتگو و دادن طرح های عملی و قابل اجرا است. بنابراین باید راه حل ها منطبق با میزان توان جمع باشد. در این حرکت مشترک وارد بحث های فرسایشی نخواهیم شد و قرار نیست مباحث اقناعی را پیش ببریم و یا اختلافات سیاسی را مابین خود حل کنیم چراکه ما فقط به شکل فردی وارد یک پروژه مشخص برای پیش بردن یک هدف مشترک خواهیم شد.
تجربه های تا کنونی نشان داده است که اگر پشت هر ایده ای یک نیروی مادی عینی وجود نداشته باشد امکان تحقق آن ایده یا طرح بسیار ضعیف خواهد بود. 
 به عنوان مثال در بسیاری از وبلاگها طرح ها و ایده های خوبی داده می شود ولی چون آن طرح صرفا پیشنهاد یکنفر است و کار جمعی تبلیغی حول آن صورت نمی گیرد در نتیجه آن طرح ها عملی و اجرائی نمی شوند. به نظر من مشکل نبودن طرح و ایده نیست بلکه عدم هماهنگی بین فعالین جنبش هست.در واقع نرسیدن انسانها به ضرورت انجام یک کار در یک مقطع مشخص باعث خرده کاری و کارهای پراکنده می شود. قبل از پیشنهاد هر طرحی ابتدا باید خواست همکاری بوجود بیاید و یک جمعی هم زمان به یک ضرورت مشترک رسیده باشند. به عنوان مثال من اکنون به ضرورت بررسی راه برون رفت از شرایط سکون اوضاع سیاسی فعلی رسیده ام ولی زمانی که عده بیشتری به این ضرورت برسند آن موقع باید وارد گفتگو شد به منظور آنکه طرح های پیشنهادی یکدیگر را مورد بررسی و اجرا قرار دهیم.به همین خاطر از دادن طرح و پیشنهاد های خودم فعلا خود داری می کنم  تا زمانی که عده زیادی به ضرورت پیدا کردن راه حل عملی شکستن فضای سیاسی ایران برسند و خواهان تبادل نظر و حرکت عملی در این زمینه باشند.

۱۳۹۰ خرداد ۲, دوشنبه

کمپین " ما همه جا هستیم " اقدامی درست و تجربه ای برای ادامه مبارزات سیاسی و اجتماعی

در 17 مه سال ۱۹۹۲ میلادی ، سازمان بهداشت جهانی، همجنسگرایی را از فهرست بیماریها حذف کرد.در چند سال اخیر، فعالان مدافع حقوق همجنسگرایان تلاش کرده اند تا روز بیست و هفتم اردیبهشت ماه را به روزی برای مبارزه با همجنسگرا هراسی یا هوموفوبیا (Homophobia) تبدیل کنند که در این راستا تعدادی از فعالین آن , اقدام به ایجاد یک صفحه فیس بوکی نموده اند.
علاوه بر آن تا الان خلاقانه 35 ویدئو درست کرده اند و به این موضوع پرداخته اند که این خود قدمی برای تابو شکنی و به رسمیت شناختن حق انسانی آنان است. 
دیدن این ویدئو ها اطلاعات و حقایقی را از جامعه منعکس می کند که خودم همه این 35 ویدئو را نگاه کردم. پیشنهادی که می توان کرد آن است که از حقوق و خواست های انسانی آنان حمایت کنیم و به صفحه فیس بوکی آنان بپیوندیم و با نوشتن مقالات متعدد هر چه بیشتر تلاش کنیم که صدای آنان به جامعه برسد.
این ابتکار تهیه ویدئوهای متعدد و اعلام وجود گرایشات گوناگون جنسی در جامعه می تواند در زمینه های گوناگون مورد استفاده قرار بگیرد که از جمله می توان به زبان های مختلف ویدئو تهیه کنیم و اعلام کنیم که ما جمهوری اسلامی را نمی خواهیم که این امر باعث خواهد شد افکار عمومی جهانی هر چه بیشتر از مبارزات مردم ایران حمایت کند و بر روحیه مردم در داخل کشور تاثیر خوبی بگذارد.

We Are Everywhere 

در صفحه فیس بوکی کمپین نوشته شده است : 

ما همه جا هستیم --- اگر خودتان را همجنسگرا، دوجنسگرا، ترنسجندر، ترنسشکوال، اینترسکشوال، کوئیر، یا عضوی از جامعه ی رنگین کمانی ها می دانید چند دقیقه ی کوتاه از خودتان و آرزوهایتان و تجربه های زیست شده تان و مشکلاتتان بگویید و فیلم بگیرید و اگر خطری برایتان ندارد روی این صفحه بگذارید تا در روز بیست و هفت اردیبهشت، روز جهانی مبارزه با همجنسگراهراسی، رنگین کمان مان بلندتر شود.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۱, شنبه

تقاضایی از دوستان و آشنایان پس از مرگ ( وصیت نامه )

انسان هیچگاه نمی داند که چه زمانی خواهد مرد و در بسیاری از موارد مرگ افراد را غافلگیر می کند. از آنجا که من دوست ندارم غافلگیر شوم نکاتی را در این باره خواهم نوشت و تلاش می کنم هر از چند گاهی آن را به روز کنم.
لطفا هر گاه من مردم ابتدا بدنم را به بیمارستان دهید تا اعضای سالم بدنم را به بیماران دهند و بقیه آن را بسوزانید لطفا و خاکستر من را بر دست باد بسپارید.
ضمنا برای یادبود من لطفا هیچگونه مراسم رسمی یا غیر رسمی برگزار نکنید.
همه انسانها و بسیاری از حیوانات را دوست دارم  ولی همه انسانهایی را که می شناسم بیشتر دوستشان دارم و همه آنهایی را که با هم تماس داشتیم خیلی دوست دارم.
با مهر و محبت


نظام جلالی
22.05.2011

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

دانشجویان زندانی دانشگاه ازمیر ترکیه را آزاد کنید

اطلاعیه شماره 1


نزدیک به یکماه است که  تعدادی از دانشجویان دانشگاه ازمیر ترکیه در دانشگاه توسط پلیس و با اتهامات واهی دستگیر شده اند که چنانچه پلیس و دولت ترکیه از آزادی فوری و بی قید و شرط آنان خود داری کند ما در اطلاعیه بعدی اطلاعات بیشتری را در این زمینه منتشر و حقایق غیر قانونی بودن این دستگیری ها را افشا خواهیم کرد .
با توجه به پز دموکراتیک پوشالی دولت ترکیه , اگر دوستان دانشجوی ترکیه ای هر چه زودتر آزاد نشوند , ما با ارائه اسناد و مدارک این اتهامات واهی را افشا خواهیم کرد و با مراجعه به تمامی ارگانهای حقوق بشری , وکلای بین المللی , وکلای بدون مرز و تمامی سایت ها و خبر گزاری ها و افکار عمومی جزئیات و حقایق این دستگیریهای غیر انسانی دانشجویان را بر ملا خواهیم کرد.
ما خواهان آزادی هر چه سریعتر دانشجویان دستگیر شده و رفتن آنها بر سر کلاس های درس دانشگاه هستیم.

جمعی از انسانهای آزادیخواه بدون مرز
16.05.2011

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

اختاپوس دیکتاتوری دولت و حزب

دیکتاتوری: قدرت دولتی از آغاز شکل گیری به طور سازمان یافته از تاریخ باستان تا کنون در جهت کنترل و سلطه بر جامعه و مردم بوده است. این خصلت اِعمال قدرت سرکوب دولتی،دیکتاتورینامیده میشود. این واژه امروزه معنای روشن خودش را در رفتار و نظریۀ سادیستی سرکوب و سلطه گری نمایان می سازد. این بیماری سادیستی اعمال کنترل و سرکوب میتواند حتا از جانب یک فرد در درون جامعه هم صورت پذیرد که طبعا منشا آن در ساختار و فرهنگ ایدئولوژی حزب و دولت پدرسالاری و سرمایه داری مسلط دوران معاصر کاملا قابل رویت است. چنانکه تفکر، شخصیت و انگیزۀ رشد یافتۀ صاحبان قدرت در ماهیت دیکتاتوریست پس آن ها به ساختار ماشینی سیستماتیزۀ مخوفی نیاز دارند که از طریق ابزار چنگالی و مکانیزم کنترل پیچیدۀ فیزیکی و روانی آن بتوانند اِعمال دیکتاتوری کنند. بنا بر این آن ساختار اختاپوسی مخوف، دولت نامیده میشود. حال مهم نیست که آن را با واژگان فریب دهنده ای به مانند، دولت دمکراسی پارلمانی، دولت رفاه، دولت فدرالیستی، دولت جمهوری، دولت سوسیالیستی، دولت پرولتاریایی، دولت اسلامی و غیره تزیین کنند



۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه

گزارش تظاهرات ضد فاشیسم در کلن

روز شنبه 07.05.2011 تقریبا حدود بیش از 300 نفر از فاشیستهای  "پروکلن "که از چند کشور اروپائی و شهرهای دیگرنیز آمده بودند در شهر کلن به بهانه مخالفت با ساخت مسجد بزرگ دست به تظاهرات زدند. در مقابل هزاران نفر از چپها , آنارشیستها و... در قسمتهای مختلف و عمدتا در حوالی تظاهرات فاشیستها حضور داشتند. ساعت 10 صبح ما ( آنارشیستها ) با پلاکارت نه به مذهب و نه به فاشیسم به محل گردهمائی چپ ها و آنارشیستها مقابل ایستگاه مرکزی قطار رفتیم. ساعت حدود 10.30 چند صد نفری آمده بودند که ما به همراه حدود 200 نفر با قطار به سمت شهر" لورکوزن-اوپ لادن " رفتیم تا به کمک چپها و آنارشیستهای آنجا برویم و جلوی حرکت حدود 60 نفر از فاشیستهای آنجا را که به سمت کلن می آمدن را سد کنیم . در ایستگاه قطار , با رسیدن ما,  فاشیستها,  در سالن قطار آنجا منتظر ماندند تا با کمک پلیس سوار قطار شوند. بیش از 100 نفر از مخالفین فاشیستها با نشستن بر روی ریل قطار سعی کردند که از جابجائی و حرکت فاشیستها جلوگیری کنند. پلیس در آنجا با لباس های مخصوص و تجهیزات کامل سرکوب از جمله کلت کمری ,گاز فلفل ,دستبند , باتون , شوک برقی,  دوربین و.... حضور داشت. مخالفین فاشیستها  در محاصره پلیس قرار گرفتند و پلیس  از گاز فلفل نیز استفاده کرد. فاشیستها سپس با کمک پلیس و با اتوبوس خود را به محل تظاهرات در کلن رساندند . پس از بسته شدن مسیر حرکت قطار توسط بخشی از مخالفین فاشیستها, ما نیز که در محاصره نبودیم خود را به کلن رساندیم تا به سایر تظاهرکنندگان چپ و آنارشیست بپیوندیم. ابتدا به گروهی چند صد نفره رسیدیم که کنار رود راین جمع شده بودند که از سبزها , اتحادیه ها , سوسیال دموکراتها و.... بودند و سپس به رفقای چپ و آنارشیست در میدان   "هوی مارکت" رسیدیم که چند صد نفر بودند. پس از رسیدن فاشیستها به میدان ما به خیابانهای اطراف محل رفتیم که در خیابانهای منتهی به آکسیون فاشیستها صدها نفر دیگر از جوانان ضد فاشیست حضور داشتند و در هر خیابان منتهی به میدان و محل فاشیستها پلیس راه را بسته بود و مخالفین در دسته های چند صد نفره حضور داشتند و اعتراض می کردند. تا ساعت 16.00 ما در تظاهرات بودیم و ما که رفتیم همچنان تظاهرات ادامه داشت.


نظام جلالی 08.05.2011

اسامی 81 نفر از کسانی که بعد از کودتا در بالاترین حسابشان همچنان بسته است

بالاترین از لیست ۳۰۱ نفره کودتا ، اکنون تنها حساب ۸۰ نفر را تا امروز همچنان بسته نگه داشته است . اسامی این ۸۰ نفر عبارتند از:


 http://balatarin.com/users/yakamoz


http://balatarin.com/users/khashak45


http://balatarin.com/users/zeus_1


http://balatarin.com/users/khalesoske


http://balatarin.com/users/malekius


http://balatarin.com/users/truepars


http://balatarin.com/users/shooresh_1


http://balatarin.com/users/malcolm


http://balatarin.com/users/kohaix


http://balatarin.com/users/elmira2009


http://balatarin.com/users/sansor


http://balatarin.com/users/mohareb

http://balatarin.com/users/jacklondon

http://balatarin.com/users/jouyandeh


http://balatarin.com/users/dahri


http://balatarin.com/users/cansu


http://balatarin.com/users/shahinfm


 http://balatarin.com/users/elmielnaz


http://balatarin.com/users/yahoo


http://balatarin.com/users/s.jf


http://balatarin.com/users/datiss


http://balatarin.com/users/dr.mosadeq


http://balatarin.com/users/tabrizian


http://balatarin.com/users/bijan62


https://balatarin.com/users/hichkas


 http://balatarin.com/users/redson




http://balatarin.com/users/vafa


http://balatarin.com/users/abcdefgh


http://balatarin.com/users/vakil


http://balatarin.com/users/swaziland


http://balatarin.com/users/albeka


http://balatarin.com/users/yuxari


http://balatarin.com/users/avantgarde


http://balatarin.com/users/babek


http://balatarin.com/users/qartal


http://balatarin.com/users/yilmaz


http://balatarin.com/users/SadeqRahimi


http://balatarin.com/users/raelian


http://balatarin.com/users/humanwatch


http://balatarin.com/users/2fun


http://balatarin.com/users/divaneh


http://balatarin.com/users/aypirzan


http://balatarin.com/users/maraliran


http://balatarin.com/users/eng.saraf


http://balatarin.com/users/gece


http://balatarin.com/users/dad_bidad


http://balatarin.com/users/sarv


http://balatarin.com/users/_30morgh


http://balatarin.com/users/w12345


http://balatarin.com/users/why09


http://balatarin.com/users/euro


http://balatarin.com/users/Rebin

http://balatarin.com/users/genius.man


http://balatarin.com/users/persianmjt


http://balatarin.com/users/koala

http://balatarin.com/users/turkoglan


http://balatarin.com/users/shoqad


http://balatarin.com/users/elegance


http://balatarin.com/users/Jinus


http://balatarin.com/users/baghlava


http://balatarin.com/users/joojajan


http://balatarin.com/users/pelang


http://balatarin.com/users/saeed2000


http://balatarin.com/users/moonman


http://balatarin.com/users/sooshians1


http://balatarin.com/users/neutronix


 http://balatarin.com/users/122333


http://balatarin.com/users/afebrahimi


http://balatarin.com/users/turksabz


http://balatarin.com/users/paeez.e.88


http://balatarin.com/users/gorgeous


http://balatarin.com/users/omid57


https://balatarin.com/users/mehdiyahya


http://balatarin.com/users/chopin


http://balatarin.com/users/2ris


http://balatarin.com/users/varliq


http://balatarin.com/users/turksevan


http://balatarin.com/users/Toronto

http://balatarin.com/users/s.azerbaijan


     http://balatarin.com/users/serpico

http://balatarin.com/users/baskervile

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

اطلاق واژه چپ , آنارشیست و یا راست , برای چه کسانی توهین آمیز محسوب می شود ?

در ادبیات سیاسی ,عده ای خود را راست و عده ای دیگر خود را چپ تعریف می کنند و عده ای دیگر خود را آنارشیست می دانند. در ادبیات سیاسی چپ ها , (یعنی کسانی که خود را چپ تعریف می کنند و خود را چپ می دانند) استفاده از کلمه راست برای آنها و خطاب کردنشان به عنوان راست و اطلاق این کلمه به آنان  , به عنوان یک توهین سیاسی محسوب می شود و حتی اگر به چپ ها بگوئیم آنارشیست باز برای خیلی از آنها یک توهین سیاسی است. در ادبیات سیاسی راست ها ( یعنی کسانی که خود را راست تعریف می کنند و خود را راست می دانند ) اگر آنها را چپ خطاب کنیم , موجبات ناراحتی آن افراد را فراهم خواهیم کرد و یا اگر آنارشیست خطابشان کنیم باز آن را به عنوان یک توهین سیاسی محسوب خواهند کرد. در ادبیات سیاسی آنارشیستها اگر آنها را راست یا چپ خطاب کنند معمولا در جواب خواهند گفت که ما نه راست هستیم و نه چپ , بلکه آنارشیست هستیم.
به باور من , هر کسی را باید آنگونه خطاب کرد که خود فرد نسبت به خود به کار می برد هر چند که دیگران نیز نسبت به ما دید و نظر خاص خودشان را دارند و هر کسی ما را این یا آن خواهد دانست و گاهی کاملا بر خلاف آن تعریفی است که ما از خودمان داریم. به عنوان مثال , من خود را یک آنارشیست می دانم و آنارشیست بودن را نه ارزش می دانم و نه مقدس و اینکه دیگر افراد من را چپ یا راست یا آنارشیست بدانند یا ندانند و یا اینکه چه چیزی خطاب کنند , برای من اصلا اهمیتی ندارد وچپ یا راست یا آنارشیست بودن برای من یک کنش سیاسی است که فرد سعی می کند خود را در حوزه مشخصی تعریف کند. من هیچ یک از این تعاریف چپ یا راست یا آنارشیست را توهین سیاسی نمی دانم و دیگران مختارند که من را راست یا چپ یا آنارشیست بدانند یا ندانند.


نظام جلالی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۵, پنجشنبه

شرکت در تظاهرات ضد فاشیسم در کلن روز شنبه با شعار نه به فاشیسم نژادی و مذهبی

با توجه به اینکه روز شنبه  07.05.2011 فاشیستهای  "پروکلن " همچنان با شعار مخالفت با ساخت مسجد بزرگ کلن به خیابان می آیند و در دو طرف دعوا دو نیروی ارتجاعی هستند بنابراین می بایست با شعار نه به مذهب و نه به فاشیسم به خیابان برویم.

ساخت مسجد بزرگ آلمان در شهر کلن همچنان دارای اهمیت و مسئله ای مورد مناقشه است.( در گذشته  نیزشاهد تظاهرات حزب فاشیستی"پرو کلن" در مخالفت با مسجد سازی بودیم از جمله در  تاریخ  09/05/2009 که فاشیستها حدود 200 نفر بودند و نیروهای مخالف فاشیستها چند هزار نفر، که چند صد اسلامیست با ریش و پشم و چادر و روسری و با تی شرت های سفید که خود را آلمانیهای مسلمان خطاب می کردند در بین تظاهرکنندگان بودند و هزاران تی شرت سفید و سی دی مجانی را بین تظاهر کنندگان پخش می کردند.) مسجد بزرگ که با ظرفیت پذیرش 4 هزار نماز‌گزار با گنبدی 37 متری ، دو مناره 55 متری و دیوارهای شیشه ای ساخته می شود.ساخت این مسجد بین 15 تا 20 میلیارد یورو هزینه در برخواهد داشت که از سوی مسلمانان و کشورهای اسلامی تأمین و قرار بود تاسال 2010 تکمیل شود که هنوز ساخت آن به پایان نرسیده است.  طبق آماردر سایت رادیو آلمان در سال 2007 از مجموع 1199 مسجد در آلمان تعداد 27 مسجد در شهر کلن قرار داشته است. طیق آماری که در خبرگزاری مهر به تاریخ ۱۳۸۷/۰۷/۰۶آمده است 206 مسجد بزرگ و 2600 مسجد کوچک برای پاسخ به نیازهای دینی مسلمانان آلمان در این کشور فعالیت می‌کنند. با توجه به سیاست افزایش و ساخت دائمی مساجد در آلمان احتمالا تا امروز چیزی  حدود 3000 مسجد بزرگ و کوچک در آلمان وجود دارد.

شورای شهر کلن به رغم مخالفت شدید از سوی گروه‌های راست‌گرا در 2 سال پیش با ساخت بزرگترین مسجد آلمان موافقت کرد. شورای شهر کلن اجازه ساخت این مسجد را در منطقه "ارن فلد" کلن را در 2 سال پیش صادر کرد. احزاب چپ  (البته حماقت و عدم درک شرایط و عدم احساس و شناخت خطر و عدم آگاهی از نقش ویرانگر مذهب توسط احزاب چپ را می رساند.آنان مانند ما با خون و پوست خود فاشیسم مذهبی را لمس نکرده اند.آنان حمایت احمدی نژاد و دعوت از 67 فاشیست از 30 كشوررا فراموش کرده اند)، احزاب میانه رو و شهردار کلن با ساخت این مسجد موافق بوده درحالی که احزاب دموکرات مسیحی و گروه راست گرای "پرو کلن" علیه ساخت این مسجد رأی داده اند.

آنچه که مسلم است بین مذهب و فاشیسم رابطه تنگاتنگی می تواند بوجود بیاید و نمونه آن رابطه احمدی نژاد با احزاب فاشیستی یا رابطه فاشیستهای ترکیه (گرگ های خاکستری) با اسلام است و مساجد نیز در آلمان محل تجمع گرگهای خاکستری می باشد.
از طرفی ایرانی ها،افغانها،الجزایزی ها و... با خطر رشد و گسترش تفکر اسلامی آشنا هستند.همه ما می دانیم که اگر مواظب نباشیم خطر مذهب کمتر از فاشیسم نیست و دوران وحشتناک انگیزاسیون ، طالبان و جمهوری اسلامی مثل روز روشن مقابل چشمان ما است.کار مذهب سلب آسایش از انسان است. تا چند سال دیگر علاوه برناقوس کلیسا باید شاهد اذان مساجد نیز باشیم و شاید هم بعد از آن دسته های عزاداری مسلمانان به راه خواهد افتاد.
همه جا از حق مسلمانان و حق مسیحی ها صحبت می شود اما کسی از حقوق شهروندی غیر مسلمانان و غیر مسیحیان صحبت نمی کند، انگار که دیگران آدم نیستند و حق شهروندی ندارند.
آیا دیگران شهروند آلمان محسوب نمی شوند؟ حق آنان کجاست؟ اگر داشتن کلیسا و شنیدن ناقوس حق مسیحیان است ، اگر ساختن مسجد با ندای الله اکبر و اذان حق مسلمانان است ، پس شهروندانی که می خواهند نه صدای ناقوس را بشنوند ونه صدای اذان را ، حق آنان چه می شود؟ اسقف اعظم رابرت زولیچ از شهر فرایبرگ آلمان به عنوان رئیس اسقفهای آلمان از ساخت مساجد برای مسلمانان حمایت کرده و آن را آزادی دینی می داند( طبیعی است که مرتجعین از همدیگر دفاع کنند)
پس آزادی غیر دینی چه می شود؟
آیا حق ما نیست که اعلام داریم نه فاشیسم را می خواهیم و نه مراکز مذهبی را، ما فقط آرامش و آسایش خود را می خواهیم و وجود مساجد و کلیسا برای ما ایجاد آرامش نمی کند و از وجود آنها لذت نمی بریم. ما نه مزاحم آرامش و آسایش کسی می شویم ونه خواهان سلب آسایش خود توسط فاشیستها و مذهبیون هستیم.
ما خواهان حق برابر انسانی و شهروندی خود هستیم.
طبیعتاً از آن جائی که با جمهوری اسلامی منافع مشترک نداریم و منافع ما متضاد است، وقتی که سیاست جمهوری اسلامی در رشد و گسترش مساجد در اروپا است، سیاست ما نقطه مقابل آن خواهد بود.

زمان و مکان تظاهرات :

Zeitraum:

07.05.2011, 10:00 Uhr

Adresse:

Bahnhofvorplatz Hbf
Bahnhofstr.
Köln

نه به فاشیست
نه به مذهب
حقوق شهروندی برابر

نظام جلالی 05.05.2011

۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

رفتار آنارشیستی انسان ذاتی و به قدمت تاریخ بشری است

جنبش آنارشی به غیر ازهزارها سال غریزه آزادی حداقل دویست سال تجربه نظری و عملی را پشت سر گذاشته و مدام رنگین تر و غنی تر شده است و امروزه  تنوع وسیعی ازموضوعات و فعالیت های زیست اجتماعی را در بر میگیرد (نقل قول از  م _ ع )


تفکر و رفتار آنارشیستی انسانها به کسانی که صرفا خود را آنارشیست می دانند محدود نمی شود چراکه رفتار آنارشیستی همان کنش ها و واکنشهای طبیعی است که دربین انسانها نیز در طول تاریخ بشری وجود داشته است و به همین دلیل است که بسیاری عملا رفتارهای آنارشیستی دارند بدون آنکه خود بدانند این رفتار ها آنارشیستی است. آنارشیستها از کسی یا جائی فرمان نمی گیرند و در واقع هر فردی مستقلا تصمیم می گیرد که چگونه به عنوان یک آنارشیست حرکت کند.


دولتها فقط زمانی نامی از وجود آنارشیستها می برند که هدفشان سرکوب آنها باشد.  اخیرا نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی نیزنسبت به وجود آنارشیسم در جامعه حساس شده اند. از جمله روزنامه كيهان  در  شماره   19899 خود در مطلبی به نوشته حسین حسینی با عنوان : انشقا ق هاي گروهكي (بخش آخر )
باز خواني سير تحولات جريان چپ ماركسيستي در دانشگاه

می نویسد : 
سال 1385(در نخستين مرحله برآمد مجدد چپ در دانشگاه ها، مجموعه ناهمگون و نابالغي از انديشه هاي سوسيال دموكراتيك، آنارشيستي، كمونيستي، ملي- مذهبي هاي سوسياليست و غيره در ابتداي شكل گيري نظري و اجتماعي در فضاهاي دانشگاهي درهم آميخته بودند.)


در صورتی که در سال 1385 تا کنون هیچ صحبتی از وجود اندیشه آنارشیستی در دانشگاه ها نبود و معلوم نیست که چگونه تازه امروز متوجه شده اند که اندیشه آنارشیستی در آن سالها وجود داشته است ?

 در کشور های غربی گروه های آنارشیستی عمدتا جمع های کوچک هستند . علت کوچک بودن جمع های آنارشیستی به چند دلیل است : 1- مربوط به سبک کار آنارشیستی است 2- عدم بوجود آمدن اتوریته در جمع 3- حفظ استقلال فردی در حوضه فکر و عمل 4- رشد استعداد های فرد و افزایش روحیه به خود متکی بودن و عدم وابستگی به سایر افراد 5- عدم امکان ضربه پذیری از طرف دولتها


آنارشیستها پیشاهنگ یا پیشروان جنبش مردمی که به جای مردم مبارزه کنند نیستند. آنارشیسم و جامعه آنارشیستی توسط فعالین آن متحقق نمی شود بلکه آگاهانه  و آن هم توسط خود مردم قابل تحقق است. نحوه فعالیت آنارشیستها با توجه به تصمیمات فردی و شرکت در حرکت های اجتماعی و توده ای است و کسی از بالا چیزی را به آنها دیکته نمی کند.فعالیت آنها شبیه به هم نیست ودر کشورهائی مانند ایران که سرکوب شدیدتر است آنارشیستها عمدتا فردی فعالیت می کنند و فعالیت آنها نیزاصولا فکری و در حوضه اندیشه آنارشیسم است تا اینکه این تفکر به یک جنبش عظیم توده ای تبدیل شود. آنارشیستها به جای کسی مبارزه نمی کنند و تلاششان آگاهی بخشی در جامعه است که انسانها بدانند بسیاری از اعمالی را که ارادی انجام می دهند نامش آنارشیسم است.آنارشیسم رسیدن به مرحله آگاهانه عملکرد های آنارشیستی است که در گذشته نیز فرد آنها را انجام داده است. تبلیغ آنارشیسم تلاشی است برای دادن افق و ایجاد امید وچشم انداز یک آلترناتیوانسانی همراه با مشارکت جمعی توده های مردم در جوامعی  که بی افق و نا امید هستند.
آنارشیستها مستقلا عمل و فکر می کنند و نه از کسی پیروی می کنند و نه کس دیگری پیرو آنهاست.آنارشیسم بازگشت به خود انسان و نجات ازخود بیگانگی و پیدا کردن خود است. آنارشیسم خود رهائی و تثبیت آزادی فرد و فردیت اوست. در اندیشه آنارشیسم گوناگونی زیادی در شیوه و عمل مبارزاتی وجود دارد.آنارشیستها نه به کسی گزارش می دهند و نه از کسی گزارش می گیرند و در واقع هیچ فرد آنارشیستی نه می گوید که چه می کند و نه می پرسد که دیگری چه کرده است چراکه نحوه فعالیت فردی نیز مربوط به حوضه خصوصی و شخصی فرد می شود و در چنین شرایطی است که نبوغ فکری افراد رشد می کند و خود را به کسی وابسته نمی داند و مسئولیت هر آنچه را که خود انجام می دهد به صورت فردی به عهده می گیرد. آنارشیستها منجی بشریت نیستند و به جای مردم مبارزه نمی کنند و سبک کار فعالیت آنها با فعالین سیاسی حزبی کاملا متفاوت است . تحقق جامعه آنارشیستی در یک مشارکت جمعی و عظیم توده ای در یک جامعه بدون دولت معنا پیدا می کند. آنارشیسم از خواست ها و رفتار های طبیعی انسان نشأت می گیرد پس بنابراین تاریخ رفتار طبیعی انسانها زمان پیدایش عملی آن است.آنارشیسم در حوضه سیاسی خواهان مشارکت جمعی در حق تعیین سرنوشت افراد یک جامعه به شکل مستقیم است.نخستین آنارشیستها و آنارشیستهای نخستین عملا همان انسان های نخستین هستند که عملا دولتی وجود ندارد , آزادی فردی و فردیت فرد حرف اول را می زند و نشانی از اقتدار, اتوریته , تمرکز قدرت,  انباشت سرمایه,  سلطه , خانواده , مرد سالاری ,خدا , مذهب, رهبر سیاسی یا مذهبی و...عملا نیست و انسان هنوز به خدائی , سروری, پادشاهی و رهبری سجده نکرده است و آزادی فردی و فردیت انسان هنوز به اندازه امروزاز بین نرفته است و آسیب ندیده است.تفاوت کسانی که خود را آنارشیست می دانند با کسانی که چنین تعریفی از خود ندارند مسئله شناخت آگاهانه و یا عدم شناخت و تعریف رفتارها و نیازهای طبیعی فرد است.


نظام جلالی 28.04.2011

اطلاعیه به مناسبت اول ماه مه

پروسه ی بوجود آمدن روز اول ماه مه بازتابی از تکامل جنبش کارگری است. بحث وگفتگو درمورد اینکه یک روز را کارگران دست از کار بکشند به سال 1884 برمی گردد. اولین قدم اين مهم از طرف اتحادیه های فدرال در آمریکا و کانادا برداشته شد. اصلی ترین مطالبه کارگران کم کردن ساعت کار بود. از اینرو در اول ماه مه 1886 کارگران مبارزات خود را برای تقلیل ساعت کار تشدید کردند.

در اول ماه مه سال 1886، بیش از 340.000 کارگر آمریکایی دست از کار کشیدند. تنها در شيکاگو تعداد اعتصاب کنندگان 40.000 نفر بود. چند روز بعد پلیس در میدان Haymarket به ضرب و شتم و کشتار کارگران پرداخت که بیش از 7 کارگر کشته شدند. اما دررسانه های دولتی اعلام گرديد که یک افسرپلیس و 6 پلیس ديگر بوسیله بمب دستی یک آنارشیست در درگیریها کشته شدند.

بعد از آن دادگاهی نمایشی تشکیل شد که درآن 8 نفر از آنارشیستها محاکمه و به اعدام محکوم گرديدند. آنها در رابطه با آنارشیستی که طبق گزارش رسانه های دولتی با بمبش یک پلیس را کشته بود٬ محاکمه شدند. از آنجایی که هیچ مدرکی دال بر محکومیت این 8 نفر به دادگاه ارائه نشد٬ عاقبت قاضی Joseph Gary اعلام حکم این 8 نفر را اینگونه توجیه کرد: مردی که بمب را انداخته به رهنمود دستگیرشدگان عمل کرد. اگر چه مدرکی دال بر همدستی مستقیم محکومین وجود ندارد.

از نظر قاضی دادن این رهنمود مثل این می ماند که محکومین خودشان این بمب را انداختند.

August Spiest، Albert Parsons ٬ Georg Engel و Adolph Fischer (دو نفر آخری از سردبیران روزنامه کارگران سوسیالیست بودند) به چوبه دار سپرده شدند، Louis Lingg Beging در سلولش خودکشی کرد٬

Oscar Neebe به پانزده سال حبس محکوم گرديد٬

Michael Schwab و Samuel Fielden محکوم به اعدام شدند که بعدا” حکم اعدام آنها به حبس ابد تقلیل يافت.

یک هئیت آمریکایی در تاریخ 14 ژوئیه 1889 به مناسبت گرامیداشت ياد جانباختگان شيکاگو٬ در کنگره بین المللی کارگران در پاريس اول ماه مه را روز جهانى کارگر اعلام کرد.

ما باید به عنوان آنارشیستهایی که به اتحادیه های مستقل کارگرى گرایش داريم٬ روز اول ماه مه را آنچنان که قبلا” بود٬ به یک روز مبارزاتى جنبشهای کارگری جهانی تبدیل کنیم.

اهميت اول ماه مه صرفا در مبارزه کارگرى و مبارزات اقتصادی نيست٬ بلکه بيشتر مبارزه با سرمایه داری، با نژادپرستی، با نظامی گری، با مردسالاری و در جهت همبستگی جهانی است.

جمعی از آنارشیستها / صدای آنارشیسم

www.anarchoanarchia.tk

فروم آنارشیستهای کردستان

www.anarkistan.tk

شبکه خبررسانى آنارشيستى خاورميانه

www.anarchistan.co.cc

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

رفیق بهزاد کاظمی از میان ما رفت و بر رنج و اندوه ما افزود

رفیق بهزاد (علیرضا) کاظمی از میان ما رفت و غم و اندوه جانکاهی قلب ما را فرا گرفته است .رفیق  بهزاد روز یکشنبه ۱۰ آوریل ۲۰۱۱، بدنبال حمله ای شبیه به سکته مغزی به بیمارستانی در شهر لندن منتقل گردید. تشخیص اولیه پزشکان سکته مغزی بود. اما سپس اعلام شد که بهزاد دچار مننژیت است و عفونت به همه قسمت های مغز وی سرایت کرده و مغز او کاملا از کار افتاده است. در بعد از ظهر جمعه ۲۲ آوریل ۲۰۱۱، در سن ۵۷ سالگی برای همیشه دیده از جهان فرو بست.
رفیق علیرضا کاظمی یکی از صادق ترین , فعالترین و پی گیرترین کمونیست هایی بود که در طول فعالیت سیاسی خود شناختم که تا آخرین لحظه زندگی خود , کار سیاسی و مطالعه سیاسی را با همه مشکلات و بیماری هایی که داشت رها نکرد. رفیق کاظمی یکی از کوشندگان اصلی و فعال فراخوان کمونیستی بود.
رفیق بهزاد از یاران و همکاران قدیمی اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران  بود و نقش و سهم بسیار ارزنده ای در فعالیت ها و کمپین های حمایت از جنبش کارگری در ایران داشت.
رفیق بهزاد یکی از فعالین کوشا و پر توان جنبش کارگری و سوسیالیستی بود.رفیق بهزاد همچنین به همراه  جمعی  دیگر ، از بنیان گذاران و اعضای هیئت تحریریه نشریه پژوهش های سوسیالیستی "سامان نو" بود که از سه سال پیش بطور مرتب انتشار می یابد.  بهزاد کاظمی همچنین از بنیان گذاران و گردانندگان اتاق پالتاکی  "اتحاد سوسیالیست ها" بود. رفیق بهزاد کاظمی نویسنده کتاب :
ملی گرایان و افسانه ی دموکراسی 
است. رفیق بهزاد از یاوران پناهندگان بی پناه در ترکیه و یونان بود و همه تلاش خود را برای کمک بی دریغش به آنها می نمود. 
یادش زنده و راهش پر رهرو باد

در سوگت نشستیم رفیق
پشتمان را شکستی رفیق


نگو جایت خالی نیست رفیق
جایت بسی خالی است رفیق


نیستی و خونین دلیم رفیق
اندوهگین و دل تنگیم رفیق

 نظام جلالی 23.04.2011 


در اینجا به یاد رفیق بهزاد می توانیم به این ویدئو نگاه کنیم


گفتگو بهزاد کاظمی وبهروز خباز 

۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

آیا در شرایط کنونی امکان ایجاد یک جبهه وجود دارد ?

آن طور که شنیده می شود دوباره در گوشه و کنار بحث تشکیل جبهه توسط احزاب موجود که از سر ناتوانی و ضعف سازمانها است دوباره  مطرح شده است و جالب است کسانی بیشترین تلاش را می کنند که در اتحاد چپ کارگری که فقط نامی از آن مانده است اسما همچنان حضور دارند و در اتحاد انقلابی چپ و کمونیست که منحل شد نیز حضور داشتند و اینبار دوباره بحث ضرورت جبهه چپ انقلابی و راهکارهای آن را مطرح می کنند و از گذشته نیز درس نمی گیرند و از طرفی دیگر وقتی سازمان مورد بحث در 3 سال پیش حتی نتوانست وحدت درونی خود را حفظ کند و با رفقای منتقد خود کنار بیاید و یک سوم از اعضای کنگره چهارم خود را 1 سال بعد از کنگره از دست داد و.........حالا می خواهد دوباره احزاب موجود ورشکسته سیاسی را به دور هم جمع کند در حالی که حتی در اسناد کنگره پنجم سر جدائی بخش قابل توجهی از رفقای سازمان و دلایل آن صحبتی نشده و مسکوت گذاشته شده است. به هر حال تا سازمانها ی چپ , سانترالیسم بروکراتیک , اپورتونیسم , راست روی , جاه طلبی رهبران , نگاه مطلق به کسب قدرت سیاسی برای حکومت کردن بر مردم توسط حزب مطبوعشان و عدم صداقت را کنار نگذارند نخواهند توانست یک اتحادی را پایه ریزی کنند که اگرچه به درد مردم نمی خورد بلکه لااقل خود را جدی ترمشغول کرده باشند.

به هر حال تجربه شکست خورده اتحاد های قبلی که احزاب نقش اساسی در به شکست کشاندن آن داشتند را نمی توان نادیده گرفت و ضمنا شرایط ذهنی و عینی تشکیل جبهه همچنان نیز وجود ندارد و همان عواملی که اتحاد های قبلی را به شکست منجر کرد همچنان آن عوامل به قوت خود باقی هستند و همان نیروهایی که در شکست اتحاد ها نقش داشتند در بهترین حالت برای مدتی دوباره وارد اتحاد جدیدی خواهند شد که  برای مردم که هیچ , حتی برای خودشان نیز دستاوردی حتی موقتی در پی نخواهد داشت.

۱۳۹۰ فروردین ۲۸, یکشنبه

سئوالاتی از مرجع تقلید شیعیان جهان : هر کس مانند سید علی موقع تولد یا علی نگوید حکمش چیست ?


 سئوالاتی از مرجع تقلید شیعیان جهان آیت الله علی خامنه ای:
1- امام خامنه ای , با توجه به اینکه شما آیت و نشانه خدا هستید چرا موقع تولد یا الله نگفتید ?
2- هر کس مانند سید علی موقع تولد یا علی نگوید حکمش چیست ?
3- آیا هر کس مانند سید علی موقع تولد یا علی نگوید مسلمان است یا کافر است و آیا ریختن خونش مباح می باشد ?
4- آیا علی ابن ابی طالب نیز موقع تولد یا علی گفت ? اگر امام علی یا علی گفته است منظورش شما بوده اید یا خودش ?اگر امام علی نیز موقع تولد یا علی نگفته است پس حکمش چیست ?
5- آیا اگر کسی موقع تولد یا علی بگوید معجزه محسوب می شود ?  اگر معجزه محسوب می شود این معجزه کار خدا است یا کار رحم یا کار بچه متولد شده یا کار امام علی یا کار قابله یا کار اسپرم  محسوب می شود?
6-  آنانی که یا علی گفتن خامنه ای را موقع تولد شنیده اند و با این حال به او ایمان نیاورده اند و تا امروز سکوت کرده اند و زبانشان در کونشان بوده است حکمشان چیست ?
7- آیا امامان پس از امام علی نیز موقع تولد یا علی گفته اند اگر نگفته اند حکمشان چیست ?
8- آیا اگر کسی موقع زایمان بگوزد و بچه اش یا علی بگوید حکمش چیست ?
9- با توجه به دروغگوئی و خایه مالی شما توسط حجت الاسلام محمد سعیدی آیا ایشان را به عنوان جانشین خود به رسمیت می شناسید ? 




نوشته ای ازمرجع تقلید طنز نویسان مذهبی




حجت الاسلام محمد سعیدی علاوه بر امامت جمعه قم، عهده دار سمت ریاست شورای فرهنگ عمومی استان قم و ریاست ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منكر این استان نیز هست. از آذر ماه سال 89 وی علاوه بر سمتهای فوق از سوی خامنه ای به تولیت آستانه حضرت معصومه و مراكز و مناطق وابسته به آن منصوب شده است. وی از سال 79 تا كنون عضو هيات امناي مسجد جمكران نيز هست.

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

پیش به سوی گسترش اعتصابات تا اول ماه می‌ 2011


ازاعتصاب گسترده و بزرگ کارگران مجتمع‌های پتروشیمی ماهشهر حمایت می کنیم


به گزارش اتحادیهٔ آزاد کارگران ایران، این اعتصاب که از روز ۲۰ فروردین ماه جاری با اعتصاب و تجمع کارگران پیمانکاریهای مجتمع پتروشیمی بندر امام آغاز شد طی روز‌های گذشته بسرعت سایر مجتمع‌های پتروشیمی منطقه از قبیل پتروشیمی‌های امیرکبیر، خوزستان، شیمائی رازی، تندگویان، بوعلی و اروند را نیز دربرگرفته است. روز جهانی‌ کارگر را بدون پیوند به هر حزب و سازمانی برگزار کنیم تا همگان بدانند جنگ طبقاتی کار و سرمایه‌ جناحی و گروهی نیست و متعلق به کلیت بدنه جامعه بشریست.
همه در این روز ها پرچم آزادی و برابری را فارغ از هر این و آن بر افراشیم و به هر گونه دولت و حکومت به دلیل اینکه ذات آنها ایجاد زندان و قانون برای غالبیت اکثریت جامعه بر اقلیت آن است و در هر صورت گروهی از جامعه و انسانهای آن مورد بهره کشی‌ و ستم قرار میگیرند نه بگوییم.
رهایی طبقه کارگر رهایی جامعه جهانی‌ و بشریت است.کارگر مرز ندارد و هیچ وابستگی حزبی و ایدئولژیک ندارد زیرا در غیر این صورت وظیفه تاریخی‌ ،طبقاتی خود که همان رهایی بشر از مناسبات برده داری،بهره کشی‌ و استثمار است را نمیتواند اجرا کند.
کارگران که متشکل از تمام اقشار جامعه میباشند ،مطالبات حقی‌ و حقوقی زنان ،دانشجویان،کودکان و همه رنجبران جامعه را تنها با شعار نه دولت نه قانون میتوانند طلب کنند.
حکمرانان تاریخ را با خون نوشته اند.خون ما ،خون استثمار شوندگان،خون آنها که نه گفتند، و اقتدار گرایان برای تداوم سلطه سرمایه‌ و قدرت و ساختار( خانواده, دین ,دولت)به عنوان ۳ رکن اصلی‌ استیلای حکومت به آزادی ما, زندگی‌ ما و فردیت ما اعلان جنگ داده اند.
اول ماه می‌‌ خیابانها مال ماست. برای نه گفتن به سلطه، اقتدار،قدرت و سرمایه ,
با شورش و انقلاب تا آزادی و برابری بدون مرز و محدوده



پیش به سوی گسترش اعتصابات تا اول ماه می‌ 2011



آنارکو سندیکالیست های صدای آنارشیسم
http://anarchoanarchia.blogspot.com/

قروم آنارشیستهای کردسنان
http://sakurdistan.kurdblogger.com

بهزاد کاظمی درپی سکته مغزی در بیمارستان بستری شد



بامداد روز یکشنبه ۱۰ آوریل ۲۰۱۱، بهزاد کاظمی دچار سکته مغزی شد و از آن زمان تا کنون در بخش مراقبت های ویژه در بیمارستانی در لندن بستری است و تحت درمان قرار دارد. به گفته پزشکان معالج، وضع سلامتی او تحت کنترل است. پزشکان ازروز چهارشنبه تلاش می کنند که با کاهش داروی بیهوشی، او را به هوش بیاورند اما تا این لحظه او همچنان در بیهوشی بسر می برد. به گفته پزشکان، سکته مغزی شدید بوده و آنها هنوز از میزان صدمات سکته اطلاع دقیقی ندارند.
بهزاد کاظمی یکی از فعالین سخت کوش و پر کار جنبش سوسیالیستی است. او از بنیان
گذاران و عضو هیئت تحریریه نشریه "سامان نو" و از فعالین قدیمی "اتحاد بین
المللی در حمایت از کارگران در ایران" است.
ما ضمن تاسف بسیار عمیق از این حادثه ناگوار، با نگرانی و بی صبرانه در انتظار
شنیدن خبر بهبودی رفیق بهزاد بسر می بریم.
برای اطلاعات بیشتر و آگاهی از آخرین خبر در مورد وضع سلامتی بهزاد کاظمی می
توانید با ایمیل زیر تماس بگیرید:


Ettehad_ma@yahoo.co.uk


اتحاد بین المللی درحمایت از کارگران در ایران


۱۴ آوریل ۲۰۱۱

info@workers-iran.org

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

پاسخ و نظر یک آنارشیست به چند سئوال

با تشکر از رفقا

آیا (آنارشیست‌ها) به سرنگونی جمهوری اسلامی معتقد هستند یا نه؟ اگر نیستند، چگونه خود را آنارشیست میدانند؟ چگونه به ایده‌آل‌های خود خواهند رسید؟

اگر هستند، پس مگر به این معنی‌ نیست که باید یک دولتی را جایگزین جمهوری اسلامی کرد؟

اگر به این معنی‌ است، آیا می‌توان بدون کار حزبی و یا همکاری با احزاب یک دولت جایگزینی را در عمل تشکیل داد؟
 
به نظر من در بسیاری از زمینه ها آنارشیست ها نظر یکسانی ندارند و نه می خواهند نظر خود را به کسی تحمیل کنند و نه کسی سخنگوی آنارشیسم است. در واقع کسی به جای دیگری نه فکر می کند و نه پاسخ می دهد.هر فردی مستقلا فکر و عمل می کند در نتیجه تنوع فکری و عملی در آنارشیسم زیاد است و کسی نمی خواهد در جامعه یکسان سازی کند. تفکر آنارشیسم همیشه در حال شدن و پویا است.
 
من از سقوط هر دولتی استقبال می کنم و در مورد جمهوری اسلامی اگر یک جبهه مردمی شکل بگیرد که هدفش صرفا سرنگونی جمهوری اسلامی باشد و نه تشکیل دولت موقت یا دائمی , از آن استقبال می کنم و به آن می پیوندم در صورتی که احزاب در آن شرکت نداشته باشند چراکه احزاب هدفشان صرفا کسب قدرت سیاسی است.
 
من فکر می کنم ایده آل بسیاری از آنارشیستها و به طور مشخص ایده آل خود من در یک جامعه آنارشیستی است که (وقتی یک جنبش وسیع آنارشیستی و مردمی شکل بگیرد و تئوری آنارشیستی فراگیرو همه گیر شود و صرفا محدود به فعالین آنارشیست تا کنونی آن نباشد ) که در آن دولتها و احزاب و نیروهای سرکوبگرشان وجود ندارند. 

تا آنجا که می دانم , آنارشیستها اصلا نمی خواهند یک دولت را جایگزین یک دولت دیگر کنند و من تاکنون چنین چیزی را نشنیده ام و اگر کسی چنین نظری داشته باشد اصلا نمی توان او را آنارشیست تعریف کرد مگر اینکه تعریف جدیدی از آنارشیسم داشته باشیم.البته هر فردی می تواند خود را با هر چیزی تعریف کند و یا خود را معتقد به هر چیزی بداند و این حق اوست و همینطور اگر کسی به سرنگونی جمهوری اسلامی یا سرنگونی دولت کانادا یا هر دولت دیگری به هر دلیل اعتقاد نداشته باشد باز می تواند خود را آنارشیست تعریف کند سوای اینکه این تعریف با تعاریف تا کنونی آنارشیسم هم خوانی نداشته باشد. البته کسانی که به دولت چپ جایگزین به جای جمهوری اسلامی اعتقاد دارند و خود را آنارشیست می دانند به نظر من چپ هایی هستند که گرایشات آنارشیستی دارند. البته به نظر من آنارشیست بودن یک ارزش نیست که بخواهم بگویم اگر آنارشیست نیست یا فقط گرایشات آنارشیستی دارد پس اشکال وجود دارد کما اینکه مثلا در باره خود من نیزبا تعاریف آنارشیستی تا کنونی یا با توجه به  نظرات دیگران شاید مرا هم آنارشیست ندانند. آنارشیست بودن برای من صرفا نامی است که وقتی از آن استفاده می شود کار خودمان را برای تعریف و توضیح سمت و سوی نظراتمان به مخاطب را آسانتر می کنیم و نه چیزی بیشتر از آن , که اگر مخاطبین و شنوندگان با شنیدن کلمه دیگری منظور ما را متوجه شوند و ما بتوانیم منظور خود را بیان کنیم خوب ما می توانیم از یک کلمه دیگر استفاده کنیم و هر کلمه ای که بهتر بتواند ما را تعریف کند از آن می توان استفاده کرد همانطور که بسیاری از آنارشیستها از کلمات دیگری برای خود استفاده می کنند مانند آزادیخواه , سوسیالیست آزادیخواه , ضد اقتدار و اتوریته , ضد دولتها , شورشگر, طرفدار دموکراسی مستقیم , علیه سلطه و....
آنارشیستها خواهان مشارکت حداکثری مردم در حق تعیین سرنوشت خویش به شکل مستقیم و بی واسطه هستند و در این راه هر دولتی بزرگترین مانع است.
 
 به امید تشکیل جبهه مردمی برای سرنگونی جمهوری اسلامی

به امید نابودی دولتها و احزاب آنان بدست خود مردم

به امید جامعه انسانی آنارشیسم
 
در پایان خواندن مطلب زیر را پیشنهاد می کنم :

http://sabotage.blogfa.com/post-10.aspx
 
نظام جلالی 14.04.2011
 

۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

مواضع آنارشیست‌ها در قبال انقلاب , دولت و حزب

به نظر من قاعدتا و اصولا آنارشیستها خواهان سرنگونی همه دولتها هستند و استثنا قائل نیستند و بنابراین در رسیدن هیچ نیروی سیاسی به قدرت  و تشکیل دولت جدید نیز همکاری نمی کنند و اعتقادی به دولت موقت یا دائمی ندارند اما در همه زمینه ها نظرات و ارزیابی های سیاسی گوناگونی حتی در بین آنارشیستها وجود دارد. آنارشیستهایی مانند باکنین  , پرودون , اما گلدمن , کروپتکین , رودلف روکر , گوستاو لندوار , اریکو مالا تستا , ویلیام گادوین , ماکس اشتینر , نوام چامسکی و…. نیز آنارشیستهایی بودند که صرفا نظرات خاص خود را به رشته تحریر در آوردند و تفکر آنارشیستی نه با نظرات آنان و نه با نظرات هیج فرد دیگری تعریف نمی شود و حتی با نفد نظرات آنان نمی توان به نقد آنارشیسم رسید.آنارشیستها مستقلا بر اساس تفکرروز و با توجه به نیازها و مقتضیات زمان تصمیم گیری می کنند . تفکر آنارشیستی ایستا نیست و قائم به فرد نیز نیست . هیچ آنارشیستی نماینده تفکر آنارشیستی نیست و هر فرد آنارشیستی صرفا نظرات شخصی خود را بیان می کند که من نیز از این امر مستثنی نیستم. آنارشیسم را من در فعالین آنارشیست خلاصه نمی کنم بلکه آنارشیسم یک جنبش سیاسی , فرهنگی و اجتماعی است که نوید یک جامعه آلترناتیو بدون دولت را می دهد در مقابل دولتهای راست و چپ که درست بر عکس آنها با مشارکت حداکثری مردم در جوامع گوناگون و ایجاد دموکراسی مستقیم قابل تحقق است.آنارشیستها به جای مردم مبارزه نمی کنند و پیشگامان مبارزه  مردمی  نیستند و قرار نیست جامعه بدون دولت را آنان ایجاد کنند. آنارشیسم و جامعه آنارشیستی زمانی تحقق پیدا می کند که انسانها به خود باوری برسند و توانائی و قدرت خود را باور کنند و تصمیم بگیرند که به این جامعه نابرابر و ضد انسانی دولتها پایان دهند. دولتهای راست و چپ اشتراکاتی دارند که از اساسی ترین نقد های عمده آنارشیستها است و صرفا مذهبی نبودن دولتهای چپ باعث نخواهد شد که آنارشیستها اصول اساسی نقد خود را به وجود هر نوع دولتی نادیده بگیرند و مبارزات اصولی و اساسی خود را با دولتها به فراموشی بسپارند. بسیاری از آنارشیستها با همه احزاب و دولتها مرزبندی دارند. آنارشیستهایی که مخالف تسلط عده ای خاص برسرمایه همگانی و انباشت ثروت هستند برایشان فرق نمی کند که کنسرنها و کارتل های عظیم اقتصادی سرمایه داری باشند یا تسلط چپ ها بر سرمایه همگانی و انباشت ثروت در غالب سرمایه داری دولتی باشد. فرقی نمی کند که دیوان سالاران راست حاکم باشند یا چپ , زمانی که مثلا یک حزب انقلابی چپ باشد صرف چپ بودن یا اعتقاد به انقلاب باعث نمی شود که دیدگاه ها و انتقادات آنارشیستها به ساختار و کارکرد احزاب حتی چپ نادیده گرفته شود و اصول و پرنسیبهای آنارشیستی را نادیده بگیریم. اگر کسی به دولت چپ و احزاب چپ اعتقاد داشته باشد صرفا یک چپ است و البته شاید چپی با گرایشات آنارشیستی باشد که البته اصلا اشکالی هم ندارد . به هر حال در روند مبارزه می توان با افراد چپ و کمونیستی که ضد اتوریته و اقتدار هستند همکاری مشترک داشت ولی به هیچ عنوان تلاش نخواهم کرد که بعد از سقوط هر دولتی باز دولتی جدید شکل بگیرد حتی اگر دولتی چپ باشد و از آنجائی که آنارشیسم یک نیروی سوم است در مقابل دولتهای راست و چپ بنابراین تمام تلاش خود را می کنم که راه سوم را تبلیغ کنم و زمانی که یک دولت خون انسانها را با ابزار سرکوبش بر زمین می ریزد و زندان و پلیس دارد دیگر فرقی نمی کند که چپ است یا راست , مردم به وکیل و وصی به نام دولت و حزب احتیاج ندارند و دولت اسم رمز سلطه و به انقیاد در آوردن مردم است. بسیاری چون با شیوه کار و مبارزات آنارشیستی که مستقل و غیر متمرکز است آشنائی ندارند تصور می کنند که این فقط مبارزات حزبی سانترالیسمی و بروکراتیکی است که نتیجه بخش خواهد بود. ناسیونالیسم دردولتهای چپ  به اشکال دیگری عمل می کند و با ایجاد دولت ملی و حفظ مرزها و با ایجاد پلیس و ارتش ملی و میهنی و منافع ملی در غالب یک منطقه جغراقیایی خاص عملا در خدمت ناسیونالیسم خواهند بود .


نه به هر نوع دولت , اقتدار ، سلسله مراتب ، تمرکز ، اتوریته ، سرور و صاحب ، حکومت ، حزب ، مرز ، سلطه , قانون دولتها , تسلیحات نظامی ، نیروگاه اتمی ، فقر، ارتش ، سربازی ، زندان ، سرمایه داری، مرد سالاری ، نابرابری ، الیت گرائی ، مذهب ، خدا و نه به انباشت ثروت و تمرکز قدرت و …

زنده باد انقلاب ضد سلطه گران


نابود باد دولتهای اقتدار گرای راست و چپ


نظام جلالی12.04.2011