۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

گزارش آکسیون حمایت از مبارزات مردم لیبی و مردم خاورمیانه در کلن

امروز جمعه آکسیونی به حمایت از مردم لیبی و مردم خاورمیانه برگذار شد که جمعیتی حدود 50 تا 60 نفر در آن شرکت کرده بودند.
در تریبون آزاد این آکسیون یکنفر از مصر در صحبتهای خود اشاره کرد که مصر 80 میلیون جمعیت دارد و  2 میلیون نیروی نظامی و امنیتی دارد و طی سالهای دیکتاتوری مبارک همین کشورهای غربی بودند که از حسنی مبارک حمایت می کردند و چشمشان را بر دیکتاتوری و نقض حقوق بشر بسته بودند.
یکنفر از تونس نیز به دیکتاتوری بن علی در بیش از 2 دهه اشاره و به آن انتقاد داشت.
نفر بعدی از ترکیه بود که معتقد بود وضع ترکیه از مصر هم بدتر است و دموکراسی کمتری وجود دارد و در مورد ترکیه سکوت می شود.
یک سخنران دیگر شدیدا انتقاد می کرد که چرا مردم اینجا ساکت هستند و بی توجه در مقابل کشتاری که هم اکنون در لیبی در جریان است و چرا به جای تظاهرات 20000 نفری فقط این تعداد کم شرکت کرده اند. ما در اینجا زندگی عادی خود را داریم حال آنکه در لیبی هر کسی بیرون می رود خانواده اش نمی دانند که دیگر بار بر خواهد گشت و آسیبی خواهد دید یا نه? در ضمن ما باید فعالانه وارد بحث اقناعی شویم و مردم را قانع کنیم که ضرورت شرکت در یک آکسیون حمایتی وجود دارد و ما می توانیم تا 2 هفته دیگر تلاش کنیم که با تعداد بیشتری صحبت کنیم که در تظاهرات بزرگ بعدی شرکت کنند.
یک سخنران آلمانی نیز می گفت که تماما و لحظه به لحظه داریم حوادث لیبی را دنبال می کنیم در اینترنت و به طور زنده مبارزین لیبی در تماس هستند و نگران مردن نیستند و تنها نگرانی آنها این است که در این نبرد و پیکار شکست بخورند و واقعا چگونه در این اوضاع اسفناک و کشتاری که دولت لیبی می کند سایر مردم در اینجا بی تفاوت هستند. 
ضمنا در این آکسیون به مبارزاتی که امروز در شهرهای  عراق در جریان است نیز اشاره شد.
همچنین در خلال این آکسیون یک ساعته  موزیک رپ عربی نیز پخش می شد.
در این آکسیون تعداد دیگری نیز صحبت کردند و به مبارزات مردم در کشورهای مختلف خاورمیانه اشاره کردند.

۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

چگونه از خود دفاع کنیم و امکان رهائی را در لحظه دستگیری برای خود و دیگران فراهم کنیم?

یکی از مسائلی که باعث می شود خطر دستگیری ها کمتر شود ایجاد ترس در مزدوران و عوامل رژیم است. باید ریسک دستگیری افراد را برای عوامل رژیم بالا ببریم. تا زمانی که نیروهای مزدور رژیم از بی دفاع بودن مردم مطلع هستند با اطمینان و بدون ترس اقدام به حمله  و دستگیری مردم می کنند.
همان اندازه که در سطح گسترده بحث آمادگی و مقابله با نیروهای سرکوب طرح شود حتی اگر کمتر کسی این آمادگی دفاع شخصی را داشته باشد ولی باز باعث می شود که به راحتی جرعت نکنند عده زیادی را دستگیر کنند و بدانند که می تواند هر دستگیری برای خودشان هزینه داشته باشد.


1- به هر وسیله ای که می توانیم باید ایجاد سروصدا کنیم و شهر را از حالت سکوت خارج کنیم تا در دل نیروی رژیم ایجاد ترس شود و موجبات سردرگمی آنها را فراهم کنیم و به این وسیله نیز می توان مردم شهر را از تظاهرات و گستردگی آن مطلع کرد.

2- سعی کنیم که در گروه های چند نفره بیرون برویم تا بتوانیم مراقب یکدیگر باشیم تا اگر یکی از ما را خطر دستگیری تهدید می کرد بتوانیم آزاد کنیم و هم اینکه عوامل رژیم بدانند تعرض به یک نفر امکان تعرض به خودشان را بالا می برد.

3- به همراه داشتن سیگار و فندک , گذاشتن پودر فلفل در ظرف های مختلف و مکانهای گوناگون, گذاشتن بنزین یا گازوئیل در ظرف های متفاوت و مکانهای مختلف ,گذاشتن کپسول های  آتش نشانی سایز کوچک مخصوص خودرو در محل های مناسب و گوناگون و گذاشتن  هر گونه وسیله دفاعی دیگر در مکانهای مختلف

4- گذاشتن تله برای عوامل رژیم و کشاندن آنها به محل های مورد نظر تا بتوانیم فرصت گریز از دستان آنها را پیدا کنیم.

5- فیلم برداری و شناسائی عوامل رژیم مثل حرکتهای گذشته تا اینکه در بین مردم شناخته شوند که نتوانند  به شکل پنهانی در خدمت دستگاه های امنیتی و سرکوبگر باشند.

6- در مکان اصلی تظاهرات  که توسط خود شما انتخاب می شود می بایست شناخت کامل به محل داشته باشید یا کسانی از جمع شما محل را کاملا بشناسد. بنابراین خود شما باید دقیقا بدانید که مسیر رفت و برگشت  چگونه خواهد بود.

7- فراموش نکنیم که در هنگام دستگیری حتی اگر فقط دستان شما فلفلی باشد با مالیدن به چشمان نیروهای سرکوب می توانید از دستان آنها بگریزید. حتی داشتن زیور آلات تیز می تواند در صورت لزوم موجبات رهائی را فراهم کند. داشتن شال محکم یا کمربند با سری مناسب می تواند برای رهائی در شرایط خاص ما را یاری کند.

8- نوع لباس  , کفش و حتی کوتاهی یا بلندی مو در رهائی ما یا دستگیری راحتر ما می تواند موثر باشد.

9- خود شما باید ابتکاراتی را بکار ببرید که نوین ,جدید و غافلگیر کننده باشد بنابراین هدف از این نوشته بیشتر همان ایجاد ترس و بالا بردن هزینه دستگیری آزادیخواهان است .

10- تا می توانیم در این زمینه مطلب بنویسیم و تبادل تجربه کنیم همانطور که گفتم حتی اگر با دستان خالی در تظاهرات باشیم ولی ترس را در مزدوران رژیم ایجاد کرده ایم. به هر حال انتخاب شیوه مبارزه مربوط به فرد و کاملا آزاد است .این نوشته فقط به عوامل رژیم گوشزد می کند که فکر نکنند می توانند بدون خطر عامل دست کسانی شوند که ثروت میلیاردی به جیب می زنند و آنها را برای این ثروت اندوزی خود به خطر می اندازند و هر وقت نیر اوضاع نا مساعد شود آنها نیز مانند مبارک و بن علی با ثروت فراوان فرار خواهند کرد و این نیروهای سرکوب هستند که مجبورند با همین مردم زندگی کنند و اینجا بمانند. قیام های خاورمیانه و اراده مردم این کشور ها بر تغییر رژیم ها است پس توصیه می کنیم به نیروهای نظامی رژیم که زیاد خود را وارد درگیری مرم با حاکمیت نکنند و به فکر آبرو و آینده زندگی خود باشند و سرنوشت خود را با حکومتگران گره نزنند.

11- از آنجائی که سرنگونی رژیم حتمی است و مردم در 25 بهمن بر این خواست و اراده جمعی همچنان پا فشردند امیدوارم  از تجربه انقلاب 1357 درس بگیریم چرا که  دیر یا زود 22 بهمن 57 تکرار می شود و به محض سرنگونی رژیم هیج کس را نباید خودمان شخصا مجازات کنیم و به کسی آسیب بزنیم و از انتقام کور و انتقام شخصی خود داری کنیم اما کسانی که در تظاهرات مردم را سرکوب می کنند و از آنها عکس و فیلم وجود دارد بالاخره در دادگاه های صالحه محاکمه خواهند شد پس بنابراین بهتر است عوامل سرکوب از این پس راه خود را از حاکمیت جدا کنند و در آینده حداقل از جامعه و فامیل خود طرد نشوند و خواری و ذلت حمایت از حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی را با خود و برای خانواده خود به یادگار نگذارند.

12- تا آنجا که امکان دارد سعی کنید در شرایط درگیری صورت خود را بپوشانیم.

13- در صورت امکان مسیر هائی را انتخاب کنیم که دوربین ندارد یا اگر می نوانید به شکلی آنها را از کار بیندازیم.

14- نیروهای موتوری سرکوبگر باید بدانند که از این پس آنها به راحتی نمی توانند به مردم یورش ببرند و هزینه آن را نپردازند.

15- نیروهای سرکوبگر باید بدانند که از این به بعد  احتمال دارد توسط بخشی از نیروهای امنیتی کشته شوید تا که حاکمیت آن را به گردن مردم بیندازد بنابراین مواظب باشید که توسط بخش امنیتی خود رژیم کشته نشوید که رژیم شدیدا به شهید واقعی نیاز دارد که بسیجی یا پاسدار یا نیروی انتظامی واقعی باشد که بر مزارش بتوانند اشک تمساح بریزند. بنابراین بیشتر از آنکه به فکر حمله به مردم باشید باید مراقب باشید که توسط خود رژیم قربانی نشوید.

در پایان تاکید می کنم این مطلب برای کسانی است که تصمیم خود را گرفته اند که در تظاهرات شرکت کنند چراکه شرکت یا عدم شرکت یک تصمیم فردی است و من در این زمینه به کسی نمی گویم که چه باید بکند.

ضمنا امیدوارم خانواده بسیجیان نگذارند که بیش از این فرزندانشان بازیچه جاه طلبی و قدرت طلبی حکومتگران شوند و باعث شود تا زمانی که زنده اند با حقارت و سر افکندگی بین مردم زندگی کنند.

نظام جلالی

بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟

سالهاست و بهتر بگویم که دهه هاست که در برابر هجوم وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی به مردم و نهادهای برخاسته از درون آنها یک ارزو در مخیله آزادگان خشک شده است. آرزوئی که مردم کشورمان, نهادهای سیاسی تشکیلاتی را در کنار یکدیگر و همچون ستونی در برابر حکومت و در کنار خود ببینند. ستونی که شعار آن نه قانون اساسی در تمامیت خود بلکه مطالبات و نیازهای مردم کشورمان نه یک کلمه بیش و نه یک واژه کمتر باشد. ستونی که علیرغم اختلافات نظری و سلیقه ای خود همچون کلیتی جدائی ناپذیر بوده و به پائینی ها خیره شده باشد.
اما بنظر می آید که در گرماگرم تحولاتی که در کشورمان و بخشا متاثر از حوادث جاری در منطقه است و میتواند ره صدساله ای را  یک شبه  به آزادیخواهان و زحمتکشان کشورمان نشان دهد, جای این بخش از اپوزیسیون خالی است.
 دنیا را آب برده و ما را خواب.
 تونس. الجزایر.یمن. عربستان. بحرین. مصر و.. آبستن حوادثی بوده و یا هستند و در کشورمان ایران امیدها زنده و شورش ها برپاست اما دریغ از کوششی برای پیوستن جویبارهای امید به یکدیگر. روی سخنم به تمامی سازمانهای چپ رادیکال و مارکسیستی است که از کنار نقد هزاران بهروز سورن هم بی توجه عبور میکنند تا گرد و خاک این طعنه ها گریبان مناسبات عمودی سازمانی آنها را نگیرد. تا غبار نارضایتی طیف منفرد و مستقل سیاسی تشکل آهنین!! آنان را خدشه ای وارد نیاورد. تا شخصیتهای خدای گونه آنان فرو نریزد. تا ضرورتها و نیازهای موجود پناهگاه آنان را روشنی نبخشد.
بحث این نیست که اعضای این نیروهای متشکل هر یک بنوبه خود تلاشگر در زمینه ای یا گوشه ای از اپوزیسیون خارج از کشور نیستند. گفتگو از این نیست که اینان نشسته اند و کاری نمی کنند. همه حضور دارند و باری را بدوش گرفته اند. باری که بر اصالت و حقیقت موجود جنبش پابرهنگان و گرسنگان استوار است و نه امتیاز خواهی و تلاش برای حفظ نظام,  چه در حوزه های دمکراتیک و چه در کانونهای جمعی و حتی بلحاظ فردی کوشش میکنند.
 اما جای خالی تشکلهای سیاسی شان در کنار هم و با اراده ای واحد در برابر رژیم دیده میشود. تردیدی نیست که زمانی که تشکلهای سیاسی سنتی در مذاکرات خود از حداکثر های خود شروع میکنند و اصل را بر کرنش سایرین در برابر مواضع خود میگذارند, مشکل در میان بالائی هاست در میان رهبران, در میان شخصیتهائی که دهه هاست لقب رهبری و شایستگی را سنتا بدوش میکشند. مشکل در میان اعضا نیست چرا که اینان در نهادهای دمکراتیک و کانونهای جمعی در کنار هم و در همبستگی نسبی فعالند. تلاشگرند و خستگی ناپذیرند.
متفکران و برگزیدگان جریانات سیاسی رادیکال و بویژه چپ در تحولات اخیر و جاری بوظایف خود عمل نمی کنند. این وظایف را صد البته ضرورتهای مبارزاتی کنونی بر عهده آنها قرار داده است. طفره میروند, چانه میزنند, نام مقدس و افتخارات  سازمانشان را حراست میکنند. در بستر های دمکراتیک در کنار یکدیگر قرار میگیرند اما در کنار هم و با نام سازمانی خود و برای اهداف مشترک  متناسب با منافع عمومی هرگز.
چنانچه فرض کنیم که هر جا سکوت است, ویرانه ای برجاست و چنانچه در نظر بگیریم سکوت علامت رضاست. درخواهیم یافت که  از این کوزه هم چیزی برون  تراوت نخواهد کرد و طرحی دگر باید انداخت.
بهروز سورن
17.2.2011
 

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

کشتار مردم کرد سلیمانیه توسط دولت و پلیس کرد و توجه به نظریات آنارشیستی در نقد دولتها

همانطور که می دانید در بسیاری از کشورهای خاورمیانه مانند  مصر , ایران , عراق , تونس , اردن , یمن,  الجزایر,  بحرین, لیبی ,مراکش, عربستان , سوریه , فلسطین شاهد تظاهرات و کشتار مردم توسط دولتها بوده ایم  و هشداری که آنارشیستها در مورد شکل گیری دولتهای جدید داده اند درستی این هشدار متاسفانه خود را در کشتار کرد های سلیمانیه عراق در روز چهارشنبه توسط پلیس و دولت کرد نشان داد.

بر اساس  گزارش بی بی سی دست کم 9 نفر بر اثر تیر اندازی پلیس به سوی تظاهرکنندگان در شهر سلیمانیه در شمال عراق، کشته شده و بیش از چهل نفر دیگر نیز مجروح شده اند.

زمانی که مردم بی پناه کرد توسط دولت عربی حزب بعث عراق کشته می شدند بسیاری از کرد ها تصور می کردند که با آمدن یک دولت کردی به آزادی و برابری خواهند رسید و عامل سرکوب را نه درماهیت دولت بلکه صرفا در غیر کرد بودن آن می دیدند.

بعد از فرار بن علی در تونس در تاریخ 20.01.2011 سئوالاتی را طرح کردم که متاسفانه کسی به آنها پاسخی نداد و اینک بعد از سرکوب و کشتار مردم سلیمانیه باری دیگر  توجه شما را به بخشی از این سئوالات جلب می کنم

۱- با توجه به حوادث تا کنونی‌ آیا حتا اگر حزب قبلی‌ از دولت موقت نیز به طور کامل بیرون رود و نمایندگانی از احزاب دیگر وارد دولت موقت شوند آن موقع مردم باید به خانه‌های خود بروند و منافع آنان را دولت جدید، آن هم از بالا ، تامین خواهد کرد؟

 
۲- آیا قدرت و ثروت جامعه که دوباره در دست احزاب و افراد خاصی‌ در دولت جدید قرار بگیرد موجبات فساد آنان را بعد از تحکیم قدرت سیاسی فراهم نخواهد کرد؟راه چاره برای پیشگیری چیست؟


۳- آیا ابزار سلطه و اقتدار در دست دولت جدید قرار نخواهد گرفت؟


۴- مردم چگونه میتوانند نهاد‌های مستقل خود را ایجاد کنند و به چه شکلی‌ میتوانند حد اکثر مشارکت اجتماعی را داشته باشند؟

 
۵- چه تضمینی وجود خواهد داشت که دولت جدید از ابزار سرکوب مانند زندان،ارتش و دستگاه قضایی‌ و در جهت به انقیاد در آوردن مردم برای حکومت کردن با استفاده از قدرت رسانه‌‌ای خود بهره‌مند نشود؟


۶- چه راهی‌ وجود دارد که قانون توسط احزاب و دولت جدید تدوین نشود و مردم در تدوین و اجرا آن نقش داشته باشند؟


۷- چه راهی‌ وجود دارد که مردم بر عملکرد دولت و احزاب نظارت داشته باشند؟

به هر حال امیدوارم بعد ار سقوط هر دولتی , دیگر مردم اجازه ندهند که هیج دولت جدیدی شکل بگیرد و بر آنها ستم و فرمانروایی کند و در مقابل آن  دمکراسی مستقیم شکل بگیرد و جامعه توسط همه مردم در واحدهای خود گردان و شوراهای مردمی مستقل اداره شود
نظام جلالی 
http://www.azadi-b.com/J/2011/02/post_595.html

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

کپسول های آتش نشانی وسیله دفاعی قابل دسترس برای همه در مقابله با پلیس ضد شورش!

کپسول های آتش نشانی سایز کوچک بهترین ابزار دفاعی قابل دسترس برای همه در مقابله با پلیس ضد شورش!


کپسول های کوچک آتش نشانی سایز کوچک مخصوص خودرو، زیر یک کیلو وزن دارند و در خودرو (یا درون کیف یا زیر لباس!) می توان آنها را نگه داری کرد تا به وقت فرصت دمار از روزگار ظالم برآورد! (جهت شادی روان سعدی شیرازی!)

هر کسی که هستید و در هرکجا که زندگی می کنید می توانید این وسیله کوچولو اما قدرتمند را با قیمت ارزان تهیه کنید و در ماشین خود نگه داری کنید و اگر روزی حرامزادگان در جلوی شما خودنمایی کردند می توانید از این ابزار کوچک جهت پاشیدن به صورت آنها و کور کردن موقتی دیدشان استفاده نمایید.

ویژگیهای ممتاز:
1- چند بار مصرف است و قابل شارژ می باشد.
2- جهت استفاده در خودرو به وفور استفاده می شود.
3- بسیار ارزان قیمت است.
کپسول آتش نشانی هالون قابل حمل در سایز کوچک

اطلاعات فنی بیشتر درباره این وسیله:
کپسول آتش نشانی نوعی دستگاه برای خاموش نمودن آتش است. این دستگاه جزء خاموش کننده‌های قابل حمل دستی آتش بوده و اغلب گاز دی اکسید کربن را تولید و با فشار بر روی آتش می‌افکند.
کپسول‌های آتش نشانی استوانه‌های فلزی محکمی هستند که با آب یا یک نوع ماده خفه کننده پر شده‌اند و وقتی اهرمی را که بالای این استوانه‌است فشار دهید، ماده با فشار زیادی از کپسول خارج می‌شود. در این کپسول‌ها یک لوله، مخزن تحت فشار کپسول را به قسمت بالای کپسول متصل و یک شیر فنری نیز ارتباط میان لوله را با دهانه خروجی مسدود کرده‌است. در بالای سیلندر، سیلندر کوچک دیگری وجود دارد که با گاز فشرده‌ای مانند دی اکسید کربن پر شده‌است و یک شیر جلوی انتشار دی اکسید کربن را می‌گیرد.
برای استفاده از کپسول آتش نشانی باید ضامن کپسول را کشیده و اهرم آن را فشار داد. این اهرم یک میله را فشار می‌دهد تا شیر فنری را به پایین فشار دهد و مسیر خروجی را باز کند. گاز فشرده شده بر اثر فشار رها می‌شود و با نیروی قابل ملاحظه‌ای از مخزن به دهانه خروجی منتقل شده ، خارج می‌شود.
باید آن را مستقیما روی سوخت هدف گیری و روی تمامی سوخت پخش کرد. کپسول را با اندازه‌های مختلف و گازهای مختلف می‌سازند.

آشنایی با کپسول های آتش نشانی قابل حمل
کپسول های آتش نشانی قابل حمل، طوری طراحی شده اند که به آسانی برای آتش سوزی های کوچک و قابل کنترل مورد استفاده قرار می گیرند.
جهت استفاده از این کپسول ها باید به بر چسب روی آنها توجه شود چرا که برروی این بر چسب ها اطلاعاتی در مورد کپسول مورد استفاده نوشته شده است. هر کپسول، ویژه ی خاموش کردن نوع خاصی از آتش طراحی شده و استفاده نادرست انها ممکن است باعث مشتعل تر شدن آتش و بروز خسارات جبران ناپذیری گردد. محل نصب و قابل دسترس بودن این کپسول ها، نکته مهم دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. باید دقت نمود که این کپسول ها در محل های قابل مشاهده و قابل دسترس، با برسی های دقیق فیزیکی ،نصب شده و در اختیار افرادی قرار گیرند که با کاربرد آنها آشنایی کافی داشته باشند. استاندارد (انجمن ملی حفاظت در برابر آتش سوزی) وجود یک مهندس یا بازرس آتش نشانی را جهت نظارت ماهیانه یا سالانه بر کپسول های آتش نشانی قابل حمل، الزامی ندانسته اما نگهداری و مراقبت و نیز تعمیرات آنها باید توسط مالک، ساکنان و یا نمایندگان مشخص انجام شود. بهتر است تعمیرات و نگهداری این کپسول ها توسط نماینده آتش نشانی و یا فردی آموزش دیده ایمنی صورت پذیرد.

چگونه با یک کپسول آتش نشانی کار کنیم؟
عملیات زیر را به ترتیب انجام دهید:
1. میله ضامن را بکشید.
2. سر شیلنگ کپسول را به سمت آتش (شما بخوانید پلیس ضد شورش!) قرار دهید.
3. دستگیره را فشار دهید.
4. شیلنگ کپسول را به سمت مرکز آتش (شما بخوانید پلیس ضد شورش!) قرار دهید!

بهروز سورن: آیا کوکتل مولوتف درد مردم کشورمان را دوا خواهد کرد؟

گفتمان دفاع از خود از سوی مردمی که هر روزه در خیابانها و بدلائل گوناگون مورد هجوم نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار می گیرند از موضوعاتی است که بویژه در در میان نیروهای سیاسی متشکل و منفرد در داخل و خارج از کشور مورد مجادله است. شکافی که در میان این نیروها موجود است بازتاب نگاه آنان به رهبری جنبش و آینده و سرنوشت اعتراضاتی است که بیش از سه دهه به حضور نامیمون جمهوری اسلامی در حکومت و هدایت کشور صورت می گیرد. در نظمی وحشیانه که جمهوری اسلامی به مردم ما تحمیل کرده است و تمامی حقوق فردی و اجتماعی را از آنان سلب کرده است, گزینه ای دیگر جز دفاع از خود در برابر وحوش مزدور این رژیم در برابر جوانان, دانشجویان و زنان و کارگران و.. نمیماند.
بیاد داریم که یک سال و نیم قبل زمانی که حضور خیابانی گسترده تیتر اول رسانه های ایران و جهان شده بود, بسیاری هنوز از مبارزه مدنی صحبت میکردند و مسالمت جوئی با چاقو کشان و قاتلان بسیجی و سپاهی را تبلیغ میکردند. شعار مرگ بر دیکتاتور و دیکتاتوری شعاری ضاله!! تعبیر میشد و غیر خودی تفسیر میشد.
شم و تجربه سیاسی  و شناخت بسیاری از نیروهای متشکل و منفرد در مقابل این سازشکاران قرار گرفت و امروزه همانطور که شاهدیم اصلی ترین شعار مردمی در خیابانها مرگ بر دیکتاتور و دیکتاتوری و سرنگونی جمهوری اسلامی ست. جدائی دین از دولت  در برابر شعار ارتجاعی قانون اساسی نه یک کلمه بیشتر و کمتر و دیدگاههای جلاد بزرگ دگر اندیشان خمینی قرار میگیرد.موسوی و کروبی آمال و آرزوهایشان  را در بیانیه اخیر خود نیز بیان کرده اند. حفظ نظام حاکم و بازگشت به دوران طلائی امام جلادشان خمینی
این آرزوها اما با درجه رشد و آگاهی و تجربه مردمی که در خیابانها مکررا چهره خونریز جمهوری اسلامی را تجربه میکنند بسیار فاصله دارد.اندیشه دفاع از خود و تدارک مقابله با نیروهای وحشی حافظ نظام هر روزه تقویت میشود. بدیهی است که چنانچه آلترناتیو حذف رژیم بدون خونریزی و با مراجعه به آراء آزادانه مردم انجام پذیر باشد احدی خواهان سرنگونی به جبر نخواهد بود.
بدیهی است که مردم هیچگاه جنگ طلب نیستند و صلح و آزادی و برابری را اندیشه میکنند. بدیهی است که هر انقلابی مستلزم تحمل خسارتهای جانی و مالی ست. حقیقت اما اینست که  استبداد هیچگاه با نصیحت و نجواهای دیپلماتیک صحنه را خالی نخواهد کرد.
حقیقت اینست که نظامی همانند جمهوری اسلامی بیش از سی و دو سال به فریب و سرکوب و چپاول مردم ایران مشغول بوده است و حقیقت دیگر اینکه مال اندوزی و ثروت اندوزی از بالا تا پائین نظام را انگیزه و ثبات بخشیده است. این اتوپی که زمانی حاکمان از ظلم و ستم خود دست شویند و طلب مغفرت!! کنند تنها از سوی کسانی اشاعه مییابد که منافع خود را در حفظ نظام و قانون اساسی اش میدانند.
کوکتل مولوتف در طول تاریخ نه یک وسیله خشونت زا بلکه سمبل مقاومت مردمی بی سلاح در دفاع از خود تصویر میشود. دفاع در برابر نیروهائی که سلاح در اختیار دارند و امتیاز  برای خود قائل میشوند در برابر مطالبات مردمی که با منافع حاکمان در یک راستا نیستند. نیروهای مسلحی که رسالت و علت وجودی خود را حفظ نظم حاکم میدانند.
پادگان و قرارگاه دارند. سلاح سرد و گرم دارند. زندان و ابزار شکنجه دارند. بخش بزرگی از بودجه کشور را در اختیار میگیرند تا در برابر گرسنگان صف بکشند. از توانمندان حمایت کنند و از تغییر وضع موجود جلوگیرند. دیر یا زود اما در برابر اراده مردمی قرار خواهند گرفت که بی شمارند. ابتکار دارند و به تجربیات سایر ملتها و همچنین خود بی توجه نیستند. بسیاری از این تجربیات را در سالهای اخیر بکار بسته اند و روی نت قرار داده اند. این آموزش ها هم اکنون در بسیاری از رسانه ها منتشر شده است. از جمله طرز تهیه کوکتل مولوتف برای دفاع از خود.
قطعا اعدامها و سرکوب و کشتار خیابانی جمهوری اسلامی با پاسخ شایسته معترضین در خیابانها مواجه خواهد شد.
بهروز سورن
16.2.2011

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

25 بهمن آغاز مبارزه ای بی امان و بی وقفه

آنطور که از شواهد معلوم است دور تازه ای از مبارزات خیابانی آغاز گشته است و مبارزات در خاورمیانه نیز تاثیر خودش را بر شرایط سیاسی ایران گذاشته است و رژیم نمی تواند عقریه زمان فرا رسیدن سرنگونی خود را تغییر دهد یا موجب توقف آن گردد. آتش زیر خاکستر امروز 25 بهمن از زیر خاکستر خود را نشان داد و در حال زبانه کشیدن است تا هستی و نیستی جمهوری اسلامی خون و جنایت را برای همیشه بر باد دهد. مردم ایران در مدت کوتاهی خود شاهد فرار بن علی و مبارک بودند و دیدند که توده های خروشان مردم می تواند به راحتی هستی و نیستی دیکتاتورها را بر باد فنا دهند

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

بهروز سورن: بهار در راه است و ما چشم انتظار

من یقین دارم که بهار خواهد آمد.زمستان هیچگاه پایدار نبوده است.سرما رفتنی است و یخ ها آب میشوند. شکوفه خواهند زد درختان و گلزارها از پس خشکسالی زمستانی  نمایان میشوند. کمتر کسی افکار خود را جهت میداد که در کشورهای عربی که مهد اسلام هستند اینچنین تشنه آزادی و عدالت اجتماعی به خیابانها بریزند  و با مشت گره کرده خود در برابر سلاح های گرم و سرد نیروهای ارتجاع و ستم در صفوفی پرشمار بایستند. مصر خاموش در برابر جنایات ارتش اسرائیل امروز دغدغه خاطر محافل دیپلماتیک غرب و هواداران پنهان و عیان خشونت زایان حاکم در اسرائیل شده است و غلیان توده ای در تونس - مصر الجزایر و در ابعادی در یمن و بحرین و عربستان سعودی حاکمان سرمایه را نگران و مشوش کرده است که مبادا از پس شورش بیکاران علیه گرانی و پارتی بازی و علیه غارت منابع ملی و چپاول خاندان حکومتی در این کشورها, اتحادیه ها و نمایندگان مردمی سر بر آورند و جریان سود رسانی به شکم گندگان غرب را مختل سازند.
پیکر عزیز خود را در زیر تانکهای ارتش قرار میدهند تا پرچم آزادی و عدالت را برافراشته نگاه دارند حماسه می افرینند و تاریخ مینویسند.
یقین دارم که قصرهائی نظیر کاخ مبارک بدست توانای مردم ستمدیده مصر فرو خواهد ریخت.

بی گمان میدانم که این اعتراضات ریشه در اعماق دارد. اعماقی که جز فقر و گرسنگی و بیکاری نمی شناسد و درد را جیره روزانه خویشتن دارند. پراکنده اما بی شمارند. آنها نیت کرده اند که کاخ ها را به آتش کشند و نشان دهند که  اعماق میتواند آسمان را آتش باران کند. در تونس یا مصر و شاید هم بزودی ایران که این هنوز نتیجه سحر است.
خستگی ناپذیرند و جان برکف و چیزی جز جان عزیزشان برای از دست دادن ندارند.
جمهوری اسلامی چنان تف سربالائی شده است که هر اعتراضی توده ای شکل می گیرد بلافاصله صفوف نظری و مطالباتی خود را از آنان مجزا میکند. در تونس و مصر برخی از رهبران اسلامی اپوزیسیون بلافاصله از عدم شیاهت خود به جمهوری اسلامی و بویژه خمینی جلاد گفتند
رهبر حزب اسلام‌گرای تونس: من آیت‌الله روح الله خمینی نیستم
اخوان المسلمین هم  خط فاصلی با جمهوری اسلامی و خامنه ای کشید.
تردیدی نیست که غلیانهای خودبخودی و انفجاری معمولا رهبران ارگانیک خود را به همراه ندارند و از سازماندهی نظری و تشکیلاتی منسجمی برخوردار نیستند. هم از اینرو به انحراف کشیده شدن جهتگیری ها و مطالبات حقیقی آغازگزان در تداوم خود میتواند به مسیری ناخواسته افتد و باز هم دوره ای را تاریخی به تعویق اندازد. ام بر این اعتقادم که دیر یا زود پرده ها دریده خواهد شد و سیمای کریه ستمکاران و مال اندوزان از پس آن نمایان خواهد شد.
شورش مردم عرب در این کشورها اما تنها شورش آنان نیست. همانطور که از اخبار و گزارشات هفته های اخیر پیداست امواج اعتراضات مرزها را پشت سر گذاشته است و همچنان کل مناطق عرب نشین را در می نوردد. در انتظار تحولات آتی در این کشورها باشیم و ضمن حمایت فعال از تهیدستان و آزادیخواهان این مناطق آرزومند پیروزی آنها بمانیم.
بهروز سورن

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

در صورت فروپاشی رژیم , آرایش نیروهای سیاسی اپوزسیون چگونه خواهد شد?

از آنجائی که احزاب دولتی چپ , هم اکنون در خارج از کشور  به ده ها گروه کوچک چند نفره تا چتدین نفره تقسیم شده است و قطعا در شرایط خلا قدرت سیاسی حاکم شاهد شکل گیری ده ها یا صدها گروه چپ کوچک دیگر خواهیم بود و در آن شرایط با صدها گروه کوچک و بی تاثیر چپ مواجه خواهیم شد که در بهترین حالت هر کدام از این گروها چند صد تا چند هزار عضو پیدا خواهند کرد.در اردوگاه راست دولتی نیز شاهد شکل گیری ده ها گروه جدید کوچک خواهیم بود که گرایشات مذهبی یا ناسیونالیستی یا ملی گرائی یا معجونی از همه آنها خواهیم داشت و دو جریان مجاهدین و سلطنت طلبها از سایر نیروها بیشتر نیرو خواهند داشت نسبت به سایر جریانات چپ و راست . جریانات ناسیونالیستی کردی, بلوچی ,عربی ,ترکی و...نیز نیروهای زیادی را به خود جلب خواهند کرد . علاوه بر اینها وبلاگهای شناخته شده , رادیو ها, تلویزیون ها, خوانندگان موسیقی اعتراضی ,سایتها و صفحات فیس بوکی شناخته شده نیز هر کدام نیروهائی را در درون جامعه سازماندهی و دور خود جمع خواهند کرد. علاوه بر آن تعداد بسیار زیادی تشکلهای دموکراتیک شکل خواهد گرقت. در مقابل تمامی جریانات راست و چپ خواهان تشکیل دولت و حکومت نیز نیروی زیادی با خواستها و مطالبات آنارشیستی پا به عرصه مبارزات و اعتراضات سیاسی خواهد گذاشت. ضمنا نیروهای حکومتی کنونی نیز به دستجات و گروه های مختلف و کوچکی تقسیم خواهند شد و اصلاح طلبان نیز نیروی قابل توجه ای را به سمت خود خواهند کشاند در صورتی که تغییری در سیاستهای تا کنونی خود بدهند.

در کشورهای استبدادی در حمایت و همبستگی با مردم مصر, معترضین می توانند به این عنوان در خیابان ها بمانند

میدان تحریر شهر قاهره که محل آغاز اعتراضات مردمی بود اینک به پایگاهی برای معترضان تبدیل شده است. اینجا محلی است که معترضان سعی کرده اند تاکنون با استقامت آن را همانند پایگاهی برا خود حفظ کنند.
 معترضان می گویند:” ما به آنهایی که فکر می کنند میدان تحریر را تخلیه خواهیم کرد باید بگوییم که ما اینجا را ترک نمی کنیم و این حسنی مبارک است که باید قاهره را ترک کند.”
هزاران نفر از معترضان به حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر شامگاه یکشنبه را نیز در میدان تحریر بسر بردند. این میدان طی دو هفتۀ گذشته محل تجمع مخالفانی است که می گویند تا تغییر حکومت و برکناری رییس جمهوری این کشور به تظاهرات خود ادامه خواهند داد.
اکنون وقایع مصر فرصت خوبی است که مردم معترض در دیگر کشورها ی استبدادی به عنوان حمایت و همبستگی با مردم مصر به خیابان بیایند و تا زمانی که آنها در خیابان هستند آنها نیز در خیابان بمانند.

۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

پیشنهاد نوشتن نامه سرگشاده وبلاگ نویسان و مردم خطاب به نیروهای مسلح با توجه به وقایع تونس و مصر

پیشنهاد : با توجه به وقایع تونس و مصر و عدم سرکوب جنبش مردمی توسط ارتش در این 2 کشور ما می توانیم نامه سرگشاده ای خطاب به ارتش و نیروهای مسلح ایران  بنویسیم و از آنها بخواهیم که سرنوشت و آینده خود را به سرنوشت و آینده جنایتکاران حکومتی گره نزنند و در رویارویی مردم با رژیم استبدادی بر روی هموطنان , همسایگان , همشهریان و فامیل های خود آتش نگشایند و از به خاک و خون کشیدن آنها پرهیز کنند و به خاطر حفظ قدرت کسانی که برای ملت خود کوچکترین ارزش انسانی قائل نبودند و نیستند, دستانشان را به خون آزادیخواهان و بی گناهان آلوده نکنند. در تونس بن علی فرار کرد و آن کسانی که  به خاطر بن علی بر روی مردم آتش گشودند جز این نیست که دستان خود را به خون انسانهای دیگر آلوده کردند آن هم به خاطر در قدرت بودن بن علی و خانواده اش  برای چپاول بیشتر و سرکوب آزادیخواهان تونس و به خاطر هیچ خود را قاتل هموطنانشان کردند و در نزد مردم تونس شرمگین خواهند بود. تحولات و انقلابات در خاورمیانه آغاز گشته است و سرنوشت محتوم تمامی دیکتاتورهای منطقه از جمله جمهوری اسلامی چیزی جز سرنگونی و شکست نیست. دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
امیدوارم با کمک دوستان بتوانیم هر چه سریعتر یک متنی را تهیه و منتشر کنیم.
با سپاس

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

سئوالی در باره آنارشیسم در بخش نظرات روشنگری

20:58 16 بهمن 1389 فمینیسم را تا حدودی میتوان درک کرد که میخواد در باره چی حرف بزنه ولی آنارشیسم قبول کنین که خیلی ثقیله.
آدم یاد هیپیهای دهه هفتاد می افته که لباس بودایی می پوشیدند و در خیابانهای نیویورک و گاهی هم در کلکته نقاره و طبل می زدند. می گفتند که ما روش زندگی این هندیهای عزیز را از هر چیزی بهتر میدانیم و می خواهیم با تمام وجود آنرا حس کنیم. البته خیلی با حرارت تر از خود هندیها بودند چون شهر وند غرب بودند و برخوردار از مواهب غربی بودن. و اگر جایی گیر میکردند سفارتشان آنها را نجات میداد ولی هندی باید در همان زباله دان می ماند تا توریست تارک دنیای بعدی برسد و او بتواند دوزار در بیاورد.

سرتان را درد نیاورم. داشتم فکر میکردم که آنارشیسم یعنی چه. مثلاً آشغالهای منازل را چه کسی باید سرو سامان بده و یا آب آشامیدنی را چه کسی باید به ما بده و یا جلوی دزد و تجاوزگر را چه کسی باید بگیره.
اگر کسی میدونه لطفاً با زبان ساده برای ما بزدلها شرح بده.





اول از اینکه اگر کسی مفهوم آنارشیسم را نداند و یا حوصله نداشته باشد که خودش در اینترنت به دنبال پاسخ بگردد  و کمی وقت بگذارد و نخواهد خودش به دنبال پیدا کردن سئوالش باشد که دلیلی بر بزدلی نیست و ربط ندانستن به بزدلی را من که نفهمیدم. بنابراین شما بزدل نیستید بلکه......اما آشغالهای منازل را چه کسی الان سرو سامان می دهد خوب در جامعه آنارشیستی هم که قرار نیست این بخش شهرداری منحل شود , مگر شما چه تصوری از جامعه آنارشیستی دارید ? و یا آب آشامیدنی را چه کسی  الان به شما می دهد , مگر اداره آب در جامعه آنارشیستی قرار است منحل شود ? و یا جلوی دزد و تجاوزگر بزرگ و  دولتی را الان چه کسی می گیرد? در جامعه آنارشیستی دولت منحل می شود و به جای آن واحدها و شورا های خودگردان ادارات , محلات , شهری , روستائی و... و تشکلات داوطلبانه اجتماعی شکل می گیرد. شما را رجوع می دهم به این لینک که سئوالهای انحرافی مشابه در آن وجود دارد.
با سپاس
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/08/blog-post_30.html
ضمنا لطفا 4 مقاله ضمیمه آن را نیز بخوانید.

نظام جلالی


02:15 17 بهمن 1389 به آقای نظام جلالی

نوشته شما بر اساس یک دید غیر واقع بینانه و رمانتیک از زندگی بشر است. البته این رمانتیسم شورائی مخصوص شما نیست. خیلیها در همین خیالات هستند. در واقع ریشه اش در بستن چشم بر روی واقعیت ها است و ترس از برخورد با آنها.
حتی اگر همه مرزهای عالم را بردارید و تمام افراد محله ها عاشق هم و رفیق جون جونی یکدیگر باشند باز چنین چیزی غیر ممکن است. چون بشر مطابق طبیعتش همیشه در پی آن است که قدرت را تا آخرین درجه بیازماید و محل واقعی خود را بیابد.
اما ایکاش دنیای واقعی هم مثل دنیای شما بود. 




پاسخ به دوست عزیز 02:15 17 بهمن 1389
در نوشته شما به دو موضوع اشاره شده است یکی اینکه نوشته من را بر اساس یک دید غیر واقع بینانه و رمانتیک از زندگی بشر ارزیابی کرده اید. اصلا فرض را بر صحت گفته شما بگذاریم و فراتر از وجود احتمالی دید غیر واقع بینانه و رمانتیک در نظرات آنارشیستها آن را به تاریخ گذشته افکار غیر واقع بینانه و رمانتیک و آرزوهای تخیلی  بشر رجوع دهیم. مثلا آرزوی پرواز مانند پرندگان برای بشر یک آرزوی حسرت آمیز بوده و هست ولی آیا کسی فکر می کرد بشر بتواند آنچنان از زمین دور شود که یک پرنده نمی تواند. آیا اینترنت بشر را به بسیاری از آرزوهایش که در گذشته غیر قابل تصور بوده است نرسانده است? و یا در زمینه پزشکی مانند http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=5393  یا مانند http://www.iransalamat.com/?file=hea&operation=show&id=10   نمونه های بسیاری در طول تاریخ بشر وجود دارد که دیگر نمی توان حکم قطعی صادر کرد که حتی تخیلات امروزین ما زمانی در آینده به واقعیت نپیوندد.
یا مثلا اگر در نظام  برده داری کهن و سنتی(که امروزه شکل مدرن و تغییر یافته آن وجود دارد) زندگی می کردیم http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C تصور آنکه روزی برده داری به آن شکل از بین خواهد رفت برای ما امری محال و تخیلی محسوب می شد.
یا اگر در عصر سنگ یا عصر حجر و یا در قرون وسطا و فئودالیسم زندگی می کردیم تصور پیشرفت امروزی بشر برای ما غیر ممکن می بود.
اما بحث دوم در نوشته شما اشاره به طبیعت بشر دارد که  همیشه در پی آن است که قدرت را تا آخرین درجه بیازماید و محل واقعی خود را بیابد.
اگر به خواهیم وارد این بحث شویم شاید بهتر باشد که به بحث قدرت  از 2 زاویه بپردازیم یکی طبیعت بشر که قدرت طلبی در او وجود دارد و به اشکال مختلف در کنشهای فرد عمل می کند. دوم آنکه اگر بخواهیم کشش قدرت و قدرت طلبی را در فرد مهار کنیم و یا باعث پخش قدرت یا تضعیف آن شویم اتفاقا جامعه آنارشیستی برای آن بهترین راه حل است (البته تا امروز )
به هر حال اگر بخواهیم بحث قدرت را باز کنیم باید از جمله وارد مباحث فوکو در این زمینه شویم و همچنین وارد مباحث آنارشیستی بشویم

نظام جلالی 


11:20 17 بهمن 1389 تلفن موبیلم زنگ زد و دوستم از آنطرف پس از مدتها احوالی از ما گرفت. می گفت سر چاره جویی برای آشغالها و آب آشامیدنی و برق و ... قراره چند کار خانه در محله مون بسازیم. برای همین در فکر تماس با آلمان برای تهیه تجهیزات هستیم. حالا هم فکر کردیم که احتیاج به یک وزارت خارجه و وزارت نفت داریم که آلمانیها بیان از توی چاههای نفت محله مون استخراج کنن و برامون کامیون و پمپ و چه میدونم چیزهای دیگه بیارن.
البته در مورد کامیون با بنز خاور که همون آلمانیها را مونتاز میکنه تماس گرفتیم و شورای آنارشیستی آنها گفت که دیگه کامیون مونتاژنمی کنن چون صرف نداره و قرار از این پس پوشک بچه تولید بکنن.
راستش میگفت که به یک نیروگاه اتمی یا گازی هم در محله شون نیاز دارن. خلاصه خیلی هیجان زده ولی کلافه بود. بعد از پایان صحبت صدای بع بع گوسفندها منو از فکر در باره نیروگاه آورد بیرون. آخه من چوپان هستم و گوسفندها را برای چرا آورده بودم صحرا. راستش برای اولین بار احساس خوبی به من دست داد که ما در دهات و صحرا مشکلات محله دوستمون رو نداریم. اما دوای گوسفند ها چی غذاشون چی. وانت و تراکتور از کجا بیا وریم. تو همین فکر ها بودم که به خانه رسیدم و دیدم ننه کبری و مشتی ضیغم با خوشحالی فریاد می زنند و سرود آنارشیستی میخوانند. تو اینترنت آنارشیسم رو پیدا کرده بودند و خوششون آمده بود. گفتم زیاد تند نرین این اینترنت یک چیز خارجیه. آنها هم جوابم رو با قدرت دادن و گفتن که خودشون قراره تو ده یک کار خانه کامپیوتر و یک شرکت نرم افزار درست بکنن. تازه ننه کبری که از نوع میلیتانتشه میگفت برای مسافرت های زیارتی اش میخواد یک کارخانه هواپیما سازی هم در ده بسازه. و من هم بشم وزیر صادرات که اضافه تولید را به دهات همسایه بیاندازم. من هم در جا پذیرفتم. 



دوست عزیز 11:20 17 بهمن 1389 می توانم درک کنم که آنقدر ترسیم چگونگی اداره جامعه آنارشیستی حتی در ذهنتان  برای شما غیر ممکن  است که برای رساندن منظورتان به نوشته طنز گونه روی آورده اید و نوشته شما نشان می دهد که هیج تصور درستی از جامعه آنارشیستی ندارید به هر حال عصر اینترنت است و خودتان می توانید چنانچه مایل باشید در این زمینه مطالعه کنید.
ضمنا می توانید به این 3 مطلب نیز نگاهی بیندازید شاید کمی اغتشاشات فکری شما را کم کند البته نمی دانم شاید هم بیشتر کند
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_17.html
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_25.html
http://sabotage.blogfa.com/post-10.aspx
نظام جلالی


به نقل ازبخش نظرات روشنگری
http://www.roshangari.net/as/sitedata/20110202091304/20110202091304.html

۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

فراخوان همبستگی بین المللی با قیام توده‌ای مستقل مصر و کشورهای منطقه‌

رفقای آزادیخواه‌، هر جای جهان که هستید
آنطور که‌ اطلاع دارید رفقای آزادیخواه‌ در مصر، یمن، اردون، الجزایر و مراکش زیر حمله ‌و سرکوب هستند، بخصوص بعد از خودنمایی یک ملیونی اول فوریه 2011 در میدان آزادی قاهره‌، از طرف مزدورهای دولتی در پوشش لباس شخصی و مثل بخشی از تظاهر کنندگان، به‌ آزادیخواهان حمله‌ می کنند.
آنطور که‌ معروف است، دولت مصر1،4 میلیون نیروی پلیس و بیش از یک میلیون مزدور و نیروی ضربت دارد و این نیروها را به عنوان طرفداران دولت به‌ خیابانها فرستاد و حمام خون براه انداخت.
لازم است هر طوری که‌ برایمان امکان دارد برای همبستگی و با فشارآوردن خود بر دولت های محلی و سفارتخانها و کنسولگری مصر، یمن، اردون، الجزایر، مراکش، لیبی، سوریه‌، عربستان سعودی و کشورهای دیگر تلاش کنیم.
لازم است دوش به‌ دوش و همراه آزادیخواهان شمال آفریقا برای آزادی بجنگیم، چون شکست قدرتهای دیکتاتوری آفریقا وآسیا، پایه‌های دولتهای بزرگ سرمایه‌داری را تضعیف میکند و جبهه‌ متحد مبارزه‌ جهانی را فراهم و گسترش می دهد. پیروزی قیام ماآزادیخواهان و قربانیان سرکوبگریهای اقتصادی، سیاسی و لشکری سرمایه‌داری در گرو همبستگی همه‌جانبه‌انترناسیونالیستی خود مااست.

زنده‌ باد مبارزه‌ آزادیخواهان مصر
پاینده باد همبستگی جهانی آزادیخواهان

۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه

نگاهی به فراخوان راهپیمایی 14 بهمن و تاثیرات تونس و مصر بر اوضاع سیاسی ایران

جمعی از دانشجویان چند دانشگاه  کشور و اساتید دانشگاه  در بیانیه های جداگانه و در فضای مجازی , عموم مردم را به راهپیمایی خودجوش روز پنج شنبه 14 بهمن ساعت 3 بعد از ظهر دعوت کرده اند و از همه مردم  ایران خواسته اند که ساعت 15 در میادین همه شهر های بزرگ تجمع کنند و شروع روز های خشم  ایران باشند. البته با اینکه این فراخوانها عمدتا در چند وبلاگ نه چندان شناخته شده منتشر شده است و بیشتر در سایت آژانس ایران خبر و در سایتهای لینک گذاری و سه سایت دیگر منعکس شده است  با این حال سایت هامون نیوز متعلق به رژیم در مطلبی با عنوان " امت حزب الله در کمین فتنه گران" نسبت به این فراخوانها واکنش نشان داده است و طبق رسم جمهوری اسلامی با ادبیات تحدید کننده , برای مردم , جلو جلو ,خط و نشان کشیده است. آنچه که مسلم است خود رژیم نیز می داند که ایران آتش زیر خاکستر است و حوادث تونس , مصر, اردن, الجزایر, یمن همچون بادی است که می تواند باعث روشن شدن مجدد این آتش زیر خاکستر شود. از طرفی دیگر رژیم امیدوار بود که با افزایش موج اعدام ها و ایجاد رعب و وحشت  , زمان سرنگونی خود را به عقب بیندازد اما غافل از آنکه اعدام های اخیر در دل مردم آنچنان انزجار و خشمی را کاشته است که دیر یا زود دامن رژیم را فرا خواهد گرفت و هست و نیست رژیم را بر باد خواهد داد. سقوط رژیم دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. رژیم با اعدام های بی رویه و سرکوب وحشیانه روزی نه چندان دور با بادی که کاشته است طوفان درو خواهد کرد و نیروهای نظامی با توجه به وقایع تونس و مصر به خاطر طولانی شدن حکومت یک عده مافیایی در قدرت دستان خود را به خون شهروندان ,همسایه  و فامیلهای خود آلوده نخواهند کرد و ارتش ایران همچون ارتش تونس و مصر عمل خواهد کرد و با طناب حماقت رژیم به اعماق بدنامی و ذلت و خواری  فرو نخواهد رفت و سرنوشت خود را به سرنوشت جنایتکاران حاکم گره نخواهد زد. سال 2011 سال انقلابات در خاورمیانه و کشورهای اسلامی است و ایران هم از این امر مستثنی نیست. به هر حال امیدوارم بعد ار سقوط این دولت دیگر مردم اجازه ندهند که هیج دولت جدیدی شکل بگیرد و بر آنها ستم و فرمانروایی کند و در مقابل دمکراسی مستقیم شکل بگیرد و جامعه توسط همه مردم در واحدهای خود گردان و شوراهای مردمی مستقل اداره شود

نظام جلالی 
14 بهمن

۱۳۸۹ بهمن ۲, شنبه

ژیژک در آرزوی دیکتاتوری لنینیسم و نئومدرنیته علیه جنبش-های افقی و ضد آتوریته(سلطه)


ژیژک ها به کدام سو میروند؟


اسلاوی ژیژک یک سیاستمدار، فیلسوف و روانکاو اهل اسلوونی است که این روزها با استفاده از روانشناسی لاکانی به عنوان یک منتقد فیلم در بازار پر زرق و برق کمپانی های غول پیکر فیلم سازی و رسانه های هنری غرب، بسیار گُل کرده است. ژیژک به مانند بقیه ساختارگرایان نئولیبرال تلاش می کند تمدن مدرنِ سرمایه داری غرب را در یک باز سازی ساختار فکاهی دیکتاتوری نخبگی کمونیسمِ دولتی، به شیوه فلسفی روانشناسی نجات دهد. او متوجه نیست که عقل گرایی ابزاریِ سلطۀ قدرت پدرسالاری آنقدر با ساختار مدرن دولتِ سرکوب عجین و رسوا شده است که نه تنها زمینِ متلاشی شده، بلکه خورشید و ماه هم از اوج این توسعۀ انتحاری، انهدامی و استبدادی به سطوح آمده اند. حال لیبرال های رنگین ما را قسم می دهند که این بار جبران مکافات کرده و امپراطوری انحصارات تخریب گرا را به گونه ای منصفانه تعدیل خواهند کرد. گویی آنها صدای مردم درمانده و طبیعت نابود شده را شنیده و به خود آمده که چگونه تاکنون ارگانهای حقوق بشری به سود حقوق کمپانی ها و دول پلیسی آنها عمل کرده اند! آنها ادعا می کنند که حواس شان بیش از حد در جهت توسعه و پیشرفت سریع تکنولوژی و پرشدن جیب های گشاد سرمایه داران جهانی و قلب های بی عاطفه-شان پرت شده بود و زمین و زمان و انسان و انسانیت را به کلی فراموش کرده بودند. اکنون به مردم می گویند که شما در مدنیت جدید صدای آمریکا و اروپا که برای نجات دوباره بشریت هجوم آورده، آسوده بخوابید که ما وحشتزده بیداریم!!!


حال" ژیژک امیدوار" با پناه بردن به فلسفه روانکاوی لاکانی، به شکل پلیسی می خواهد لنین مومیایی شده را دوباره زنده کند. اما اینکه چرا ساختار کمونیسم دولتی هم به فاجعه ای اسفبار تبدیل شد به هیچ وجه موضوع محوری آقای ژیژک نیست و یا اینکه احتمالاً در رقابت-های روانی قدرتهای امپریالیستی اشتباهی رخ داده !! و شاید اینبار از دعای خیر هگل(فیلسوف آلمانی اواخر قرن 18 و پدر مدرنیته)، نفیِ نفی، مسیر مثبتی را جوید و به یاری خدایان اتمی، پروژه ناتمام عقل ابزاری مدرنیته دراین خیزش جدید جنگ ویروسی تکنولوژیکی مدرن، دنیا را به اتمام رساند!


نظریات ژیژک آنچنان مبهم و پیچیده و به اصطلاح نخبگی- تخصصی نوشته شده که دست کمی از نظریات سردرگم پست مدرنها ندارد و این غیر از تفکر به هم ریخته خود نویسنده که در آرزوی سلطه وکنترل می باشد،چیز دیگری نیست. تصاویری از درون افکار متلاطم نخبگان تئوری ساز که مدام در پی حل بحرانهای از هم گسیخته وجودی خویشند تا آنرا به نوعی، دلیل بر آگاهی والای خود از اوضاع نابسامان سرمایه جهانی شده جلوه دهند. گویی این آنها هستند که همواره باید ناجی دیگران از خود بیگانه باشند در حالیکه خود از بانیان و ستایشگران این پروسه تخریب بوده و هستند. اینگونه برخوردهای روانپریش، خودشیفته و خود روشن بین، برآمده از کمبودهای مزمن روانی خود آنهاست که ریشه درجاه طلبی-های سیری ناپذیر شان دارد. همان بینهایت کامیابی بیمارگونه ای که خود ژیژک به صورت موضوع object petit a لاکانی مطرح میکند یعنی امیال پایان ناپذیر هیجانی دفرمه شده و ناهنجار در جهت آرزوهای فردی مهم و مشهور بودن، و حال نیاز شدید خود ژیژک به کنترل افکار دیگری با بزرگ جلوه دادن خود و پنهان کردن هویتهای توخالی و شکنجه دهنده درون خویش.اما به جای اینکه او از دخمه های ترس خود بیرون آید می خواهد دیگران را از انگیزه و خلاقیتهای متنوع فکری و تجسمی شان در هماهنگی با طبیعت زیستی خاموش سازد. چرا که برای سلطه گران، مناسبات ساده و زیبای همسایگی اکو زیستی نمی تواند قابل درک باشد. مدافعین کارشناسی سیاسی ساختار مدرنیسم، در حالتی تشنجی، تنشی و بسیار خودخوا هانه، یک سری سوژه های کلی ،کامل و مطلق را بهم می بافند تا بر طبق آن، ضوابط و قوانین مرد سالارانه سرمایه داری را منافع اخلاقی عموم جامعه جلوه دهند تا شاید این درد انزوا و بی هویتی و ناخودانگیختگی و بی اعتمادی به آزادی وآزادگی در آنها کمی آرام گیرد. طبعاً از نظر آنها این امر، جز با کنترل بر دیگری و طبیعتِ زیستی برایشان امکان پذیر نیست و هرچیزی خارج ازکنترل نظام ایدئولوژیک و حیطه شهوت قدرتی آنها باید مهار، نابود و به انقیاد کشیده شود. بنا بر این طبیعی است برای آرامش این بیماری ناامنی مالیخولیایی و فشارهای روانی قدرت مرگ پرستی همواره ناچارند به شیوه های مختلف دیکتاتوری حکومتی هرمی روی آورند . یعنی تاریخاً با حربه های تحمیلی تقسیم کار مزدوریٍ اجتماعی و امتیازات طبقه بندی احزاب دیوانسالاری قدرت در درون جامعه(مالکیت سیاسی اقتصادی، نژادی، جنسی، فرهنگی، قومی، تبعییت شهروندی...)، امنیت بیماری مزمن ناامن خویش را به جامعه زیستی تزریق کنند.

در همین راستا، پست مدرنها هم برای تسکین همین درد مشابه، به پوچیسم، بی مسئولیتی و خودشیفتگی و بی اعتمادی به همه چیز و همه کس وحتی حرکت تاریخ و طبیعت زیستی روی می آورند و تحت عنوان اینکه هر کسی متفاوت میاندیشد و چه کسی می داند حقیقت چیست و هرکس از حقیقت، تفاسیر خاص خودش را دارد، زمینۀ ایجاد هر گونه انسجام همکاری و اعتراض اجتماعی را پوچ میشمارند. گویی هیچ اشتراک نظر انسانی و نیازهای تفاهمی در مناسبات آزاد زندگی بوم زیستی انسانها بعنوان آرزوهای مشترکشان وجود ندارد و هرکس در دالانهای هزار توی خودش زیگزاگ می زند و با بحثهای ذهنی گرایی فیلسوفانۀ خودشیفته به مانند مردان فرصت طلب که ناچارند در همین رفاه مصنوعی و مصرفی ایدئولوژی بیرحم مدرنیسم غوطه خورند ، نق زنند و بازار مدرنیته را تزیین کنند، آن هم به فراخور ضرورت دوران فرا مدرن توسعۀ انهدامی بازارِ کالایی سرمایه داری رنگینِ پلورالیستیِ چند بعدی مصرفیِ تصویری رایانه ایِ فراملیتی. بنا بر این از آنجا که آدمیان را در غرایز فردی اشان خودمحور، نامحدود، ناامن و غیر قابل پیش بینی می انگارند، نهایتاً به ضرورت یک قانون کنترل"عادلانه" دولتی حکومتی و حقوقی سازمان ملل(انحصارات فرا ملیتی) برای حفظ امنیت شئ واره زندگی اتمیزه شده، تن میدهند تا در عرصه های گفتمان رفاه منشی خیال، این ناامنی" تعادل روانی" خویش را سپری کنند آنهم در عصر سرمایه داری نئو لیبرال که وطنش بازار جهانیست و همه چیز برای فروش است، از اجزای بدن گرفته تا زن و کودک وآب و اکسیژن، ورزش، عشق و فرهنگ و غیره و این خود یعنی عصر فرا مدرن یا پسا مدرن سرمایه داری که در ادامه این موضوع را بیشتر توضیح خواهم داد. البته برخی از نظریه پردازان این تفکر بمانند بودریار، فوکو، لیوتار،ژولیا کریستوا و چند تایی دیگر شاید نقدی نسبتاً جدی و متناقض بر پیکر مدرنیته وارد ساخته باشند اما نهایتاً اسیر جوهرۀ همان ساختار مدرنیسم هستند. حتی منتقدینی مثل ژیل دلوز فرانسوی هم از عوارض سنگین پسا مدرن بدور نمانده اند زیرا آنها درک و شهامت لازم را نداشتند که ارزش های تاریخ جنبش های افقی اجتماعی و کارگریِ ضد ساختارِ سلطه و دولتِ سرکوب، که از اواسط قرن نوزدهم به بعد علیه استبداد و سرمایه داری شکل گرفت را برجسته سازند. این جنبشها اساسا در مخالفت با نظریات و مناسبات سلطه جویانه انواع نظام های دیکتاتوری و دولتی به پا خواستند و به مفهوم آنارشی، آنارشیک و یا آنارشیسم شناخته شدند. متاسفانه ایدئولوژی خشک اقتصادی مارکس که از انقلاب ابزاری اروپا به وجد آمده بود بدون بررسی ماهیت تاریخی ساختار دیوانسالاری قدرت، زمینه دیکتاتوری حزب پروری کمونیسم و دولت سرکوبِ گذارِ سوسیالیستهای استبدادی و سرمایه داری را هم رقم زد. واژه آنارشی که از یونان باستان گرفته شده به مفهوم مقاومت در برابر سلطه گری یعنی همان روحیه تطبیق ناپذیری با حکومت حاکمان بوده است که امروزه از تنوع نگاه های بسیار غنی و متحول تری در ارتباط با موضوعات و مبارزات زندگی آزادانه اجتماعی زیستی مطرح میشود.


در دوران انقلاب اکتبر 1917 در روسیه، مردم ستمدیده زیر سلطه تزاریسم جانفشانی ها کردند اما نهایتا این پروژۀ مارکسیسم لنینیسم بود که به شکل کودتا، قدرت را در چنگ حزب بلشویک متمرکز ساخت. حزب لنین در اوایل دسامبر همان سال با تاسیس دستگاه اطلاعاتی تررور و جاسوسی، معروف به چکا، شورا های مستقل کارگری ، دهقانی، آنارشیستها و دیگر اقشار آزادیخواه اجتماعی را شدیداً سرکوب کرد. پس بی جهت نبود که لنین رهبر و دبیرکل حزب کمونیسم بلشویک، بمانند دیکر سلاطین قدرت به جنبش آنارشیک برچسب بی بند و باری و هرج و مرج طلبی میزد تا بتواند انضباط آهنین حزب حکومتی را علیه آزادی شوراها تضمین کند. در نقد به دیکتاتوری لنینی در به کجراه بردن انقلاب شورایی، نوشته ها و اسناد کلاسیک بیشماری بچاپ رسیده که در مقایسه با نوشته های رزا لوکزامبورک، زن برجسته و مبارز جنبش کارگری آلمان، نقدهای بسیار عمیق تر و ملموس تری بحساب میآیند. از آنجمله، دو جلد کتاب انگلیسی " چگونه زندگی کردم ، اثراما گلد من"(living my life نوشته (Emma Goldman حقیقتا حائز اهمیت است. زن آزاده ای که الگوی بی نظیری از مقاومت و آزاد اندیشی بود. او که اهل لیتوانی بود در بیست سالگی یعنی 1889 به شهر نیویورک درآمریکا رفت و جذب جنبش های کارگری شد.در نشریه Mother Earth بمعنی زمینِ مادر، زنان را به بیداری در برابر سرمایه داری مردسالار فرا خواند و چه سختیها و دشنامهایی را که حتی از جانب برخی اتحادیه های مردسالار کارگری متحمل نشد. دولت امپریالیستی آمریکا وحشت زده از نفوذ اما گلدمن در جنبش کارگری که تازه با وقوع انقلاب شوراها در روسیه، پر شورتر هم شده بود، با خشونت هر چه تمامتر بعد از بارها زندان و تهدید به مرگ، او و دلداده مبارزش آلکساندر برکمن را بهمراه تنی چند، در دسامبر 1919 به روسیه انقلابی شده، تبعید کرد. این در واقع شروع فصل جدیدی از مبارزات این دو اسطوره خستگی ناپذیر در زنده نگهداشتن دل تپنده انقلابی بود که صدها میلیون در جهان مشتاقانه چشم انتظارش بودند. با وجود اینکه شکست انقلاب از درون رنگ میباخت اما آنها برای دفاع از آزادی واقعی شوراها به هر تلاشی دست زدند اما بعد از مشاهده ماجراهای دلهره آور واعمال بسیار وقیحانه، خشونت آمیز و تاسف آور حزب بلشویک نسبت به آزادیخواهان و شوراهای مستقل کارگری، دهقانی، دانشجویی و هنری، سرانجام ، آندو بعد از دو سال تحمل ارعاب و تعقیب توسط ضد اطلاعات لنینی چکا، در دسامبر 1921 دولت دیکتاتوری کمونیستی روسیه را برای همیشه ترک کردند. از این جهت در مبحث افسانه بلشویسم به خلاصه ای از روند شکل گیری ساختار لنینیسم و استالنیسم خواهم پرداخت.


م_ع آوریل 2009

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک/1


بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش-های افقی و آنارشیک و جایگاه (Slavoj Zizek) اسلاوی ژیژک/1


م_ع آوریل 2009


قسمت یکم


نظریه ی ژیژک را من چند سال پیش در ایران مطالعه کردم و مقاله ای در مورد آن تهیه دیدم از آنجایی -که بیش از سه دهه در آمریکا زندگی کرده ام تصمیم گرفتم برخی از تجاربم را درباره فراز و نشیب های جنبش-های افقی و ضد سلطه در غرب بخصوص در آمریکا را به صورت کتابی ارائه دهم. اکنون چکیده ای از آن مطالب را در پیرامون نظرات ژیژک در ارتباط با سلطه دیکتاتوری چپ و راست اینجا می آورم و پرداختن بیشتر به جزئیات مهمتر شکل گیری این جنبش ها در غرب و تاثیر پذیری آنها از تاریخ مبارزاتی آمریکای لاتین، سرخ پوستان و سیاهپوستان و غیره را به فرصتی دیگرمیسپارم.

گرچه از اشغال سرزمین سرخ پوستان آمریکاتوسط نژادهای سفید اروپایی چند قرن می گذرد اما اکنون نسبت این جمعیت 350 میلیون نفری به برتری کمی نژادهای غیر سفید تغییر یافته است. تداخل این فرهنگ ها در طی چند نسل اخیر باعث تحولات جنبشی فکری و مبارزاتی عظیمی در مقابله با سلطۀ استثمار و استعمار سرمایه داری نئولیبرال غربی و جنگ طلبی هایش، درعرصه ی جهانی شده است. بخصوص که برخی ازاین مهاجرین در عین حال، واقعیات دردناک و تلخ دیکتاتوری های سرمایه داری دول سوسیالیستی را هم از نزدیک شاهد بوده اند که خود باعث رشد تنوع های فکری مبتکرانه ای در درون جنبشهای افقی جوامع غربی و لاتین شده است . بسیاری از اقشار سفیدپوست و اتحادیه های صنفی-شان در آمریکا که تا دیر زمانی خودخواهانه از کنار استعمار و استثمار دیگر سرزمین ها توسط دولتشان سود می بردند، امروزه به خاطر صدمات مخرب نئولیبرالیسم در کشورشان تا حد زیادی بیدار شده اند. بعد از شکست آمریکا در جنگ ویتنام که خونهای بسیاری ریخت، دامنه ذهنیت جنبش ضد جنگ طلبی در سراسر غرب شدیداً وسعت یافت. در نتیجه کشورهای غربی و در رأسش آمریکا سیاستهای خصوصی سازی را از اواسط دهه 1970 زیر نظر پروژه های چند رنگ و چند بعدی مصرفی انحصارات فرا ملیتی چون سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی، صندوق بین لملل و غیره در تنظیم نوع سرمایه گزاریها برای غارت بیشتر آغاز کردندکه به پروژه و دوران جدید سرمایه داری نئولیبراسیم جهانی معروف شد که جهان را شدیدتر از گذشته به ورطه نابودی حیات زیستی، فقر ، گرسنگی و بیماری کشاندند. انحصارات سرمایه داری غرب (حتی چین با فروش کارگر و تاسیسات ارزان) برای غارت هر چه بیشتر از کارگران ارزان تر، و فرار از هزینه های مالیاتی و حفاظت منابع اکوزیستی، عرصه های تولید را به کشورهای دیگر انتقال دادند تا کالاهای وارد و صادر شده را به قیمت گزافتری بفروش رسانند و در قبال این روند نابود کننده زندگی مردم و حیات اکو زیست، آنچنان فربه شدند که عملا درجا ترکیدند و بحران فزاینده آن، باعث ایجاد شکاف عظیم تری در ساختار سرمایه داری نئولیبرالیسم جهانی شد. حال حتی بسیاری از فرزندان سفید پوست از سلطه بیمار گونه" نژاد برتر" یعنی همان پدران سفیدشان روی برگردانده اند. اگر چه در حال حاضر جناحی از قدرت با وعده های عملی کردن مطالبات مردم، اکثریتی را در ظاهر به پای صندوق های راًی یک سیاهپوست کشانده اند که گویا مسئله در رنگ است و نه در ماهییت نظام سلطه، اما این رئیس جدید که توسط انحصارات قدرتی برای نجات بحران دیوانسالاری سرمایه داران از زیر فشار اعتراضات اجتماعی، به جلوی صحنه رانده شده، بزودی بسیاری از پرده های توهم دیگر اقشار مردم را هم کنار خواهد زد تا جامعه انسانی سرانجام با چشمهای باز بیاموزدکه انرژی و تاکتیک هایش در درون شکاف جناح های قدرت نئو لیبرالیسم به دام نیاندازد بلکه هر چه بیشتر در جهت توانا و خلاق کردن مناسابات جنبشِ افقی همبستگی همزیستی و آنارشیک از پایین در درون حیات آزادی اکو زیستی همت گمارد، تا قادر باشد فضای توری شکل ارتباطات شورا های مستقل و تصمیم گیرنده را در دامن زندگی عاشقی جهانی گسترده سازد.


هرچند میدانم آنچه در متن زیر می آید بر بسیاری از عزیزان جوانی که مدل دمکراسی غربی را در ذهنشان رویا پردازی کرده ، سنگین جلوه کند اما این مسئولیتی است که من هم به سهم خود در گسترش فضای سالم زندگی آزاد اکو زیستی حس میکنم و این همان فرایند جنبش-های افقی و مستقیم فرهیختگان و مبارزین آگاه نسل متنوع حاضر در غرب و لاتین است که از آن تاثیر گرفته ام بدون اینکه قصد پیروزی بر شخص خاصی را داشته باشم. اما بر این باورم اگر هر یک از ما جزیی از سازندگان جامعه انسانی برای بهبود بخشیدن هستی زیستی اجتماعی هستیم، پس به همان اندازه هم مسئولیم ازکودکانی که با هزار شوق و امید بدنیا هدیه میدهیم تا رویاهای رنگینشان را در رقص زندگی با دیگری پر و بال دهند،حمایت کنیم. و تنها در اینصورت است که آنها میتوانند دنیای عاطفی و عاشقی زیستی اشان را در استقلال عمل و شجاعت اندیشه انتقادی به بهترین روشهای همفکری و همکاری در مناسبات زیست اجتماعی متحدانه رشد دهند درست همانگونه که پرندگان در پرواز سفر آزادی، رقصانه آشیانه ها در وجود طبیعت خویش میسازند. این از غریزه طبیعی زندگیست که آزادی را به عنوان امر حیاتی زندگی، زنده نگه داریم و آن فضاها و مناسبات مخرب سلطه گری و خشونت نظامی که تحقق چنین آرزوهای طبیعی همدلی زندگی اکو زیستی ما را تهدید میکند، دائما تغییر دهیم و از مسیر پویایی جامعه کنار زنیم. ای کاش آنهایی که نمی نویسند و یا از دل نمیگویند، می دانستد که ما چقدر به شنیدن از یکدیگر نیاز داریم و تنها در حضور تنوع خلاقیت-های مبتکرانۀ آزاد همزیستی ما ست که قادریم ،طرحی نو در روابط عاشقانه هنر زیستی مان بر افکنیم.


قبل از اینکه دوستان و عزیزان این مقاله را بخوانند لازم است به یک نکته مهم اشاره کنم که نقد های این بحث اساسا به ریشه ها و گرایشات اصلی سیستمها و نظریات تئوریکی میپردازد که مستقیم و یا غیر مستقیم در خدمت دیوانسالاری قدرت و مداحی نظام سرمایه داری کمونیستی و یا پارلمانی قرار گرفته است. من کلیت یک سیستم فکری و برنامه ای بسته، کلیشه ای و مخرب را به نقد و چالش کشیده ام صرفنظر از اینکه برخی از این نویسندگان تا چه حد از نظر شخصیتی، تفکری و جایگاه اجتماعی قدرتی ممکنه پلید و زشت باشند. هدف این مقاله برای دادخواهی و دادگاهی کردن آنها در اینجا نیست هر چند در جای خودش از نقط نظر جامعه انسانی حائز اهمیت است. درس های ماکیاولی، هگل، فروید، هابرماس و فوکو و غیره ممکنه از منظر متفاوتی آموزنده باشند اما موضوع بر سر چگونه تاثیریست که این نظریات بر روند زندگی آزادی خواهی زیستی بشریت و طبیعت گذاشته است. مسئله این نیست که برخی از نظریات فروید در رابطه با خواب، عارضه های هیستریک و ضمیر ناخودآگاه ممکنه قابل توجه باشد بلکه زمینه سازیِ بیمارگونه گسترش افراطی این نظریات توسط فروید و پیروانش در راستای منافع دیوانسالاری زن ستیز، سلطه گر و تایید قدرت سرمایه داری مدرن در کنترل بر امیال غریزی آزادی خواهی جامعه زیستی است که به شدت مورد برخورد قرار میگیرد. سیستم غرب رباطی و تخصصی شده میخواهد شیوه برخورد بیمارگونه خود را نسبت به بروز ا نواع بیماریهای روانی جسمی که از ویژگی های زندگی ماشینی و مصرفی زنجیره ای نئولیبرالیسم میباشد را بطور مکانیکی و موزیانه بدیگر جوامع انتقال دهد هر چند اگر عوارض روان تَنی نئولیبرالیسم اپیدمیک باشد. اگر در آمریکا انجمن های روانشناسی آغوشگیری، بوییدن گلها، مثبت گرایی و امید و غیره مثل قارچ از زمین میرویند، در مجموع بیانگر واقعیات تلخ ومشکلات ساختاری عمیق تریست از زندگی های خشک و اتمیزه، تنها و بی روح، بدون جسارت اندیشه انتقادی به بانیان این تخریب گرایی (اکثریتی از طبقه متوسط به بالا). آیا مثلاً مردم لاتین اهمیت آغوشگیری و زندگی در گلستانه را نمیشناسند؟ اهمیت همدردی درشرایط ناگوار زندگی را نمیدانند؟ اتفاقا خشم آنها از تمدن ساختار غربی از همین جهت است که طبیعتِ زیستی آنها را به خاک و خون کشیده است. آنها نیازی به داشتن دکترای تخصصی ندارند تا به تجزیه و تحلیل ضمیر ناخود آگا ه شان از این بلایا بپردازند. پروژه" فرمان آفریقا" زیر نظر دولت آمریکا و پنتاگون در 15 سال اخیر، تنها دست انحصارات نفتی و پروژه خواری صادراتی و وابستگی وارداتی انگلی را در ادامه چپاول و نابودی زندگیِ زیستی، و ایجاد جنگ و گرسنگی بیشتر در آفریقا را باز کرده است. بقول نوام چامسکی آنارشیست معروف، کشور هایتی در نزد جهانیان بهشت روی زمین محسوب میشد اما تمدن غرب آنچنان غارتش کرد که به مخروبه ای تبدیل شد. نابودی جنگل های باران زا و سرزمینهای کشت وکار، ریزش خاکها، بیابان زایی، تغییرات جوی، وفور بیماریهای جسمی روانی، عاطفی جنسی، آب شدن کوه های یخی، آلودگی آب و هوا و در واقع تخریب کل فرایند حیاتِ زیست، بغیر از ثمره عقلانیت ابزاری تکنولوژیِ آزمایشگاهی بی عاطفۀ تمدنِ سرمایه داری برای کنترل احمقانه و انتحاری بر طبیعتِ زندگیِ زیستی، چیز دیگری نبوده و نیست.


ژیژک در آرزوی دیکتاتوری لنینیسم و نئومدرنیته علیه جنبش-های افقی و ضد آتوریته(سلطه)

۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

نظرخواهی از خوانندگان، وبلاگ نویسان و سایت‌های اینترنتی در باره حوادث تونس

همانطور که می‌‌دانید در پی تحولات اخیر و خیزش­های مردمی و فرار بن علی‌ , دیکتاتور و رئیس جمهور تونس , ما همچنان شاهد حضورحزب جنبش دموکراتیک قانون اساسی در قدرت سیاسی هستیم.روز دوشنبه 17 ژانویه سه حزب اپوزسیون و حزب حاکم قبلی برای ایجاد دولت موقت ، با اعلام لیستی از وزرا به پایان رسید. از دل این مذاکرات دولتی متشکل از سه وزیر در پستهای فرعی از احزاب اپوزیسیون و دادن پستهای حساس و مهم به حزب حاکم و وزرای قبلی ( پستهای اقتصاد، داخلی ، امنیت و...) تشکیل گردید. همزمان با این توافقات برای به خاموشی کشاندن اعتراضات مردم و حفظ نیروههای نظامی در خیابانها، مردم با حضور اعتراضی خود خواستهای خود که در راسا آن اعلام انحلال حزب حاکم و وزیران آنها در حکومت است را اعلام نمودند. پلیس با گاز اشک آور به مقابله با تظاهر کنندگان دست زد. ادامه این اعتراضات و گسترش آن به اکثر شهرها یک روز بعد از اعلام حکومت ، این حکومت را با اعلام استعفای 5 نفر از وزرای که سه تن از آنها از اعضای سندیکاههای کارگری بودند ، با بحران و سقوط روبرو نموده است. نخست وزیر اعلام عفو عمومی نمود، برای از زیر تیغ رد کردن حزب حاکم (حزب جنبش دموکراتیک قانون اساسی) بن علی و شش تن از نزدیکانش را از این حزب اخراج نمود. و یک ساعت بعد با اعلام استعفای رئیس جمهور موقت و نخست وزیر از این حزب تلاش نمودن که معترضان را آرام نمایند. اما اتحادیه کارگری تونس در اطلاعیه ای نارضایتی خود را به حضور اعضای از دولت قبلی در کابینه دولت موقت ملی اعلام نمود و از سه وزیر خود در این کابینه خواست به اعتراض به حضور این افراد در هیئت وزیران از مقام خود استعفا دهند بدنبال استعفای این سه تن دو نفر دیگر از كانديداها احزاب مخالف نیز استعفا داده و خبر ها حاکی از استعفای کسانی دیگری می دهد این عملا دولت را با سقوط مواجه نموده است. اینکه ادامه این اعتراضات و به چالش کشیدن حکومت در ادامه خود سرنوشت قدرت سیاسی در تونس را به چه مسیری خواهد کشاند امری است که تحولاات آتی می تواند آنرا نشان دهد. تا اینجا هنوز مردم با حضورشان در خیابانها و با بیان خواستهای رادیکال خود اراده جمعي خود را برای به ثمر رساند انقلاب نشان می دهند. تصاویر و گزارشات رسانه ها از این اعتراضات مردم خشمگینی را نشان می دهد که همچنان خواستار لغو احزب حاکم و محاکمه کلیه سران این حزب هستند. معلمی در یک مصاحبه می گوید«رفتن بن‌علی به تنهایی کفایت نمی‌کند، باید تمام دستگاه حکومتی وی برچیده شود.» جوان معترضی نیز گفت: «ما می‌خواهیم که در ثروت کشورمان سهیم باشیم.» به گفته وی «اعضای حزب حاکم، همه ثروتمندند و مردم دیگر فقیر.» اینها پیامهای مردم معترض برای به نتیجه رساند ن جنبش اعتراضیشان است. از طرفی‌ دیگر,درکنار نیروهای ارتش ,مردم نیزگروه های دفاع ازخود تشکیل داده تا درمحله های خود در مقابل هجوم شبه نظامیان و طرفداران بن علی در غارت اموال عمومی و همچنین در قبال دولت موقت از حقوق خود دفاع کنند. بسیاری ازآنها خودشان را "کمیته های هوشیاری" نام گذارده اند.گزارش‌های رسیده از تونس حاکی از آن است که تمامی زندانیان سیاسی دوران حکومت بن علی از زندان‌ها آزاد شده‌اند و این کشور در روزهای اخیر برای نخستین بار در طول ۲۳ سال گذشته مطبوعات آزاد را تجربه کرده است.تلویزیون رسمی تونس همچنین روز پنج‌شنبه گزارش کرد که مقامات تونس ۳۳ نفر از اعضای خانواده بن‌علی را به اتهام تصاحب اموال مملکتی دستگیر و اموال این افراد را مصادره کرده‌اند.نکته جالبی که الان تونس دارد، این است که بعد از 14 ژانویه یعنی فرار بن‌علی، مجال ظهور پیدا کرده، دیوارنویسی است. در بسیاری از دیوارهای شهر تونس به ویژه میادین اصلی شهر، شعارهایی به زبان فرانسه و عربی نوشته شده است: "زنده باد تونس"، "اعضای حزب دموکراتیک قانون اساسی باید محاکمه شوند" و ...


۱- با توجه به حوادث تا کنونی‌ آیا حتا اگر حزب قبلی‌ از دولت موقت نیز به طور کامل بیرون رود و نمایندگانی از احزاب دیگر وارد دولت موقت شوند آن موقع مردم باید به خانه‌های خود بروند و منافع آنان را دولت جدید، آن هم از بالا ، تامین خواهد کرد؟




۲- آیا قدرت و ثروت جامعه که دوباره در دست احزاب و افراد خاصی‌ در دولت جدید قرار بگیرد موجبات فساد آنان را بعد از تحکیم قدرت سیاسی فراهم نخواهد کرد؟راه چاره برای پیشگیری چیست؟




۳- آیا ابزار سلطه و اقتدار در دست دولت جدید قرار نخواهد گرفت؟




۴- مردم چگونه میتوانند نهاد‌های مستقل خود را ایجاد کنند و به چه شکلی‌ میتوانند حد اکثر مشارکت اجتماعی را داشته باشند؟






۵- چه تضمینی وجود خواهد داشت که دولت جدید از ابزار سرکوب مانند زندان،ارتش و دستگاه قضایی‌ و در جهت به انقیاد در آوردن مردم برای حکومت کردن با استفاده از قدرت رسانه‌‌ای خود بهره‌مند نشود؟


۶- چه راهی‌ وجود دارد که قانون توسط احزاب و دولت جدید تدوین نشود و مردم در تدوین و اجرا آن نقش داشته باشند؟




۷- چه راهی‌ وجود دارد که مردم بر عملکرد دولت و احزاب نظارت داشته باشند؟




۸- چنانچه در ایران نیز با حالتی مشابه روبرو شویم ، به نظر شما مردم چه اقداماتی میتوانند انجام دهند؟


۹- آیا خود شما نیز سوالاتی را دارید که جای طرح آن خالی‌ است که نیاز به پاسخ جمعی داشته باشد ؟






۱۰- حوادث آینده تونس و ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


لطفا اگر توضیحاتی لازم هست اضافه کنید واگر شما میتوانید این سوالات را برای دیگران نیز ارسال کنید و در انعکاس آن ما را همراهی کنید.شرکت در این مصاحبه برای همگان آزاد است.


با تشکر از مشارکت در این مصاحبه




نظام جلالی‌ ۲۱.۰۱.۲۰۱۱


لطفا پاسخ‌های خود را به یکی ازآدرسهای زیر ارسال دارید:


shahin.shahri@yahoo.de

ernestopak@googlemail.com


یا مستقیماً می‌‌توانید در یکی از وبلاگهای زیرنظر خود را بنویسید:






http://andishehnovin.blogspot.com/2011/01/blog-post_6118.html




http://shahinshahr-andisheh.blogspot.com/


http://shahinshar3.blogspot.com/





گزارشگران: به سرنیزه میتوان برای مدتی تکیه کرد اما روی آن نمیتوان نشست



وحشی گری و اعدام و شکنجه و تبعید جملگی از اهرم های سرکوب و ایجاد رعب و وحشت عمومی هستند. تداوم این روش ها شاید برای بسیاری که مسلح به تجربیات مشابه در سرزمینهای دیگر نیستند حاکمیت سرکوبگران را بعنوان غولی شکست ناپذیر تصویر کند. دستاوردهای مردمی کشورهای دیگر از جمله تحولات و وقایع اخیر در تونس میتواند ابزار دگر نگری زحمتکشان و جوانان کشورمان باشد که بی محابا در ابعاد میلیونی به خیابانها ریختند و با دستجات مسلح و اوباش چاقو کش و زنجیر بدست حاکمان روبرو گشتند. کشته ها دادند و فوج فوج به زندانها و سیاهچالهای مخوف رژیم روانه شدند.


نقش رهبری محافظه کار آنان که از هراس افتادن به گردونه انقلاب و خروج از صحنه سیاسی فرمان بازگشت به خانه ها را صادر کردند و در سر جز رویای مشارکت در حکومت کنونی را ندارند , امروزه در فروکش اعتراضات گسترده خیابانی واضح تر از هر زمانی است.


خیزش عمومی زحمتکشان تونس و نتایج آن را در روزهای اخیر همگان ناظر بودند. این تجربه یادآور قیام بهمن 57 مردم ایران است و نمایانگر پوشالی بودن حکومتهائی است که تا بدندان مسلح و خونخوار در برابر مطالبات به حق توده های مردم خود را قرار می دهند اما غافلند که به سرنیزه میتوان برای مدتی تکیه کرد ولی روی آن نمیتوان نشست.


پیروزی مردم تونس و اعتراضات آنان اگر چه در ابتدا با بی اعتنائی رسانه های بین المللی و دولت هایشان برابر و با سکوت آنان مواجه شد اما در تداوم بی شبهه آن برای زدودن دیکتاتوری حاکم و متواری نمودن رهبر آن دنیا را ناگزیر از بازتای اخبار جاری در این کشور کرد.

واقعیت اراده سراسری و همبسته زحمتکشان این کشور جهانیان را متوجه خود کرد.


این امر در تمامی زمینه ها تاثیرات حقیقی خود را گذاشته و خواهد گذاشت. نگرانی ها و هراس از سرایت و تاثیرات زنجیره ای آن در منطقه , افزایش قیمت نفت در بازار جهانی و احتمال سرایت استبداد زدائی همانند تونس در سایر کشورهای همجوار عربی و حتی سایر نقاط از جمله ایران در حال حاضر از موضوعات بحث انگیز محافل دیپلماتیک و سیاسی است.

بیکاری و گرانی – محرومیت و تضییقات سیاسی حاصل بیست و سه سال حاکمان وقت در تونس بوده است و مهمترین دغدغه مردم تونس هم اکنون در حفظ دستاورد های این پیروزی و پیشگیری از سرقت آن خواهد بود. این مهم تنها زمانی ممکن خواهد بود که مراکز قدرت در پائین همانند نهادهای شکل گرفته از بطن اعتراضات و اتحادیه ها ی کارگری و... زمام قدرت را در دست گیرند.

به امید آنکه نظاره گر تغییرات بنیادی دمکراتیک در تمامی زمینه های سیاسی اجتماعی در این کشور باشیم.

19.01.2011



www.gozareshgar.com











۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه

بهروز سورن: حسین را هم اعدام کردند, فردا نوبت کیست؟


حکومت دار و درفش و سرنیزه جمهوری اسلامی همچنان به اعدام و شکنجه فرزندان شریف کشورمان ادامه می دهد. سی و دو سال سرکوب و قلع و قمع مخالفان و منتقدان از سوی جمهوری اسلامی سپری شده است و نظام استبدادی حاکم همچنان به حصر و شکنجه و نابود کردن زندانیان سیاسی کارگران دانشجویان و زنان ایران با وقاحت تمام و کمال ادامه میدهد. حسین خضری را هم اعدام کردند, فردا نوبت کیست؟ بی شرمی این قاتلان تا حدی است که خبرگان و سرمایه های انسانی مردم کشورمان را در سیاهچال های مخوف خود افکنده و لحظه ای از آن غافل نشده و نمی شود. سایه اعدام و نیستی بر سر زحمتکشان و فرهیختگان خیمه افکنده است و سیاهی شوم آن دغدغه خاطر همه زنان و مردان متعهد و پایبند به حقوق انسانها میباشد.



گذشت زمان اما این رژیم فاسد را تکیده و رسوا تر از هر زمان دیگری کرده است. اعدام و نابودی مخالفان سیاسی همواره آخرین راه تصفیه حساب حکومتها با اعتراضات مردمی است. اینچنین است که پس از اعتراضات خیابانی صورت گرفته این جانیان حاکم ماشین اعدام ها را دوباره بکار انداخته اند. جمهوری اسلامی امروزه نه یک نظام مرموز در انظار عمومی بلکه حکومتی شناخته شده با مختصات خشونت طلبانه و انسان ستیزانه در دیده جهانیان بشمار میرود.



همبستگی بین المللی مردم و زحمتکشان سرزمینهای دیگر با کارگران و دانشجویان و زنان کشورمان رفته رفته در ابعادی بسیار گسترده تر از همیشه طرح و شکل می گیرد. این همبستگی که فراتر از منافع دولتها در ارتباط با حکومت جمهوری اسلامی است نوید آغاز مرحله ای است که نقش تبانی های میان دولتی در نهان و اشکار را کمرنگ تر و تحت الشعاع خود قرار میدهد. سکینه آشتیانی بعنوان یک قربانی تحجر اسلامی در ابعاد بین المللی مطرح میشود و حمایت گسترده از فعالین کارگری زندانی از سوی اتحادیه ها و سندیکاهای بین المللی همچنان تداوم دارد.



جمهوری اسلامی اما بی توجه به اعتراضات وسیع جامعه جهانی از هیچ اقدامی برای پیشبرد اهداف ضدبشری و خشونتبار خود کوتاهی بعمل نمی آورد. هم از اینروست که شق اصلاح پذیری این نظم موجود را میتوان بی پایه و اساس خواند . قهر این رژیم با فرزندان شریف و متعهد مردم کشورمان نظیر حسین خضری هم اکنون بیش از پیش نمایان شده است. اصلاح این رژیم جز با ریشه کن کردن آن ممکن نیست.



جمهوری اسلامی از ابتدا تا هم اکنون جز بر پایه ریا, فساد و تباهی و انسان ستیزی استوار نبوده است. از آن جمله اند:



دروغگوئی و تحمیق عوام از ابتدای مبارزات عمومی سراسری – مجانی شدن آب و برق و پول نفت



تشکیل دستجات لباس شخصی برای ممانعت از طرح عقاید شخصی و سازمانی تشکل های سیاسی و مدنی



تهدید و ارعاب صاحبان قلم و به آتش کشیدن و تصرف مراکز انتشاراتی



تشکیل گروه های غیر رسمی برای به چماق و زنجیر بستن جوانان و دانشجویان در مراکز علمی



دستگیری و شکنجه و اعدام مخالفان



فشار و تهدید جامعه زنان برای اجرا و رسمیت بخشیدن به قوانین پیدا و نهان حجاب اجباری در کشور



ایجاد دخمه های مخوف برای زندانی کردن مخالفان مضاف بر زندانهای ستم شاهی



دستگیری های گسترده فعالین سیاسی اجتماعی و هنری و ورزشی و اعدام های فله ای سالهای 1359 و 1360 برای ایجاد ترس و وحشت عمومی در جامعه



کشتار هزاران زندانی سیاسی در دهه شصت و بویژه کشتار جمعی زندانیان سیاسی در تابستان 67



بی اعتنائی به هر گونه روند قانونی و حقوقی و عرفی در اجرای احکام بیدادگاههای این دوران



سرکوب اقوام و ملل ساکن ایران در ترکمن صحرا کردستان بلوچستان خوزستان و اذربایجان



ایجاد جو نظامی و سرکوب در سراسر ایران با اتکا به نهادهای سرکوب سپاه ارتش کمیته های انقلاب و بسیج همراه با دستجات و وحوش سازمانیافته لباس شخصی



ترور ده ها مخالف سیاسی و تبعیدی در خارج از مرزهای کشور



بحران سازی و ایجاد تورم گرانی و فقر اعتیاد ناامنی برای شهروندان



تداوم جنگ خانمان برانداز 8 ساله با عراق و صدمات اقتصادی و جانی وسیع و جبران ناپذیر برای کشور و مردم ایران



ایجاد جو خفقان و سانسور بر جراید وحق آزادی بیان



اقدام و تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای در شرایطی که گفتمان تجزیه این سلاح ها و دستیابی به صلح جهانی معضل و مشغله جوامع انسانی است .



و..........



این همه مهر ننگی هستند بر دامان ناپاک این نظام استبدادی و هرگونه تلاش برای شستن و یا کمرنگ تر کردن آلودگی های آن کوششی برای حفظ نظام و تداوم این جنایات است.



حسین را نیز همانند فرزاد و هزاران ستاره دیگر در یادها زنده نگاه داریم




بهروز سورن



15.1.2011



www.gozareshgar.com

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

حسین جان، چرا بودنت باعث می شد که ارکان مقتدر نظام پوسیده اسلامی بلرزد و فرو ریزد؟

حسین جان ، جایت خالی ، امروز تظاهرات ضد اعدام بود و وجدان های بیدار آمده بودند ، اما شرمنده ام حسین جان که از بیشمار مبارزین خبری نبود و فقط از هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت انبوه ایرانیان شهر ما تنها یکی آمده بود ، حالا میفهمم که چرا حتا از جان یکی هم نمیگذرند ، چرا که می دانند وجدان های بیدار همچون تو در این روزهای سیاه انگشت شمارند و دراکولای جنون مذهب نیاز به خون وجدان های بیدار دارد . حسین جان اعدام تو نه نشان اقتدار اسلام پوسیده شان است (که بوی گندش دنیا را بر داشته است و آن را به نماد لجن زار مذهبی تبدیل کرده اند ) بلکه نشان ضعف و زبونی اسلام حقیرشان است

۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

امروز تونس , فردا ایران

به دنبال ناآرامی‌ها و تظاهرات ضد دولتی ِ چند هفته‌ی اخیر در شهرهای مختلف تونس، زین‌العابدین بن علی، ديکتاتور 74 ساله و رئیس جمهوری تونس از قدرت کناره گیری و از این کشور فرار کرد. هر چند که پیروزی مردم تونس کامل نشده است و جانشینان رئیس جمهور سابق همچنان در قدرت هستند و ارتش و نیروی پلیسی تونس همچنان در خیابان و آدم می کشند ولی پیروزی کامل مردم تونس نزدیک است ودر صورت پیروزی کامل مردم تونس و جشن پیروزی آنها می توانیم ما هم در خیابان ها ریخته و شادی کنیم. باید این خبر را همه جا رساند و آماده بود.مردم تونس توانستند بن علی را فراری دهند و مردم ایران هم می توانند سید علی را فراری دهند. باید تلاش کرد پیروزی نهائی مردم تونس را وسیله ای سازیم برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی

پیشنهاد شرکت در تظاهرات امروز تونسی ها در شهر کلن

پیشنهاد رسیده : همانطور که می دانید امروز شنبه ساعت 16.00 جلوی در اصلی ایستگاه مرکزی قطار گردهمائی ایرانیان در اعتراض به اعدام ها در زاهدان و دیگر شهرها برگزار خواهد شد و در همان نزدیکی و جلو در اصلی کلیسا کلن تظاهرات مربوط به تونس در همان ساعت 16.00 خواهد بود بنابراین ما می توانیم ساعت 15.30 تا 16.30 در گردهمائی ایرانیان شرکت کنیم و سپس به تظاهرات تونسی ها بپیوندیم و هم اینکه می توانیم در همانجا با برگزارکنندگان ایرانی وتونسی  هماهنگ کنیم و تصمیم جمعی بگیریم.
در اینجا  هر 2 فراخوان را می توانید باری دیگر بخوانید.

فراخوان به گردهمائی اعتراضی در کلن


در حمایت از مردم بلوچستان و اعتراض به اعدام ها در ایران

اعدام ، قتل عمد دولتی است.

با توجه به اعدام های اخیر صورت گرفته در زاهدان توسط رژیم جمهوری اسلامی و ضرورت محکوم کردن این اعدام های غیر انسانی ؛ ما همه نبروهای آزادیخواه و ضد اعدام را دعوت به شرکت در یک آکسیون اعتراضی بر علیه اعدام ها ی صورت گرفته در قم ؛ زاهدان ، کردستان، تهران و ....می نمائیم . با توجه به احکام غیر انسانی اعدام در جمهوری اسلامی و آغاز موج اعدام در ایران ، ضرورت برگزاری آکسیون های اعتراضی گسترده در شهرهای مختلف جهان وجود دارد. امیدواریم در دیگر کشورها نیز نسبت به اعدام های صورت گرفته در زاهدان , شاهد تظاهراتهای اعتراضی آزادیخواهان باشیم.
از تمامی نهاد ها ، افراد و تشکلها درخواست می کنیم که در مقابل این جنایات صورت گرفته ، سکوت نکرده و آن همبستگی و دفاعی که از مبارزین کرد و اعتراض به اعدام ها نموده اند نسبت به مردم بلوچ نیز داشته باشند.


سرنگون باد جمهوری اسلامی

جمعی از چپهای شهر کلن
جمعی ازآنارشیستهای شهر کلن
فعالین هسته اقلیت شهر کلن
کانون همبستگی با کارگران ایران - نورد راین وستفالن


Ort: Haupteingang von Hauptbahnhof 
Wann: Am Samstag 15.01.2011 um 16:00-17:00

Das Volk von Tunesien braucht unsere Solidarität

Tunesien ist seid 200 Jahren eine französische Kolonie. Daran änderte auch die "Unabhängigkeit" 1956 nichts. In Tunesien herrschte und herrscht ein von Frankreich und von der EU abhängiger und kontrollierter Diktator. Seid 1987 ist dies Präsident Zine El Abidine Ben Ali, eine korrupte Marionette der Europäischen Union. Während uns das Land als Urlaubsparadies verkauft wird, mit kilometerlangen "Traumstränden", saugen internationale und besonders französische und EU-Banken und Konzerne Tunesien aus. Von EU-Polizisten trainierte Geheimdienst-Schläger sorgen dafür, dass das Volk weiter mitmacht. Doch das Leben der Menschen in Tunesien wird immer unerträglicher. Jeder vierte Tunesier ist arbeitslos, in vielen Region sogar jeder Zweite ! Zeitungen,Internet und TV “ alles wird zensiert, natürlich im Namen des "Kampfes gegen den Terrorismus". Im Dezember 2010 nun hat es der junge arbeitlose Akademiker Mohamed Bouazizi nicht mehr ertragen: Nachdem er trotz Studium keinen Job fand, wollte er wenigstens Gemüse verkaufen. Als man ihm auch das nicht genehmigte, zündete er sich aus Protest selbst an und verbrannte in aller Öffentlichkeit. Seid dem ist das tunesische Volk in Aufruhr. Es hat seine Unterdrücker satt und ist nicht mehr bereit, sich kampflos erniedrigen und ausbeuten zu lassen. Seid einem Monat gibt es täglich Demonstrationen, Versammlungen und  dank der von der EU ausgerüsteten Polizei  Staatsterror, Straßenkämpfe, Schüsse und Tote. Am Donnerstag, 13.Januar 2011, kam es in der Hauptstadt Tunis zu Kämpfen, die Polzei tötete 8 Demonstranten. Innerhalb der letzten Tage sind mehr als 60 Regimegegner vom Staat ermordet worden. Alle Schulen und Universitäten sind geschlossen, Präsident Ben Ali lässt die Armee aufmarschieren (Natürlich auch trainiert und bewaffnet von der EU).Am Morgen des 12.Januars hat die Polizei den Vorsitzenden der tunesischen Kommunistischen Arbeiterpartei PCOT, Hamma Hammami, in seiner Wohnung verhaftet und verschleppt. Mit ihm wurden bereits hunderte Menschen aus dem ganzen Land entführt, verhaftet und in Gefängnissen und Folterkellern gequält. Der Diktator rechtfertigt den Staatsterror, indem er die Demonstranten selbst mit "Terroristen" und "Extremisten" gleichsetzt.

Wir fordern die sofortige Freilassung von Hamma Hammami und allen Werktätigen, die wegen ihrem gerechten Widerstand gegen Diktatur und Armut in Gefängnissen sitzen !
Wir fordern ein Ende des Staatsterrors gegen das tunesische Volk !
Wir fordern ein Ende der Unterstützung der Diktatur durch Frankreich, Deutschland und die EU !
Weg mit dem korrupten Regime Ben Alis ! Für eine demokratische Republik Tunesien !
Hoch die internationale Solidarität !

Solidaritätsaktion  Samstag 15.01.2011  Domplatte  Köln
um 16uhr

سرانجام شورش بر حق مردم تونس چه خواهد بود!؟

  دقایقی پیش رسانه های عمومی بر با تیتر درشت در صفحه اول خویش نوشتند:" قیام مردم تونس پیروز شد: رييس جمهوری تونس از کشور گریخت" *

دوستان! شکی نیست که از مبارزات قهرمانانه مردم تونس باید دفاع کرد. شورش مردم تونس علیه رزیم مستبد و وابسته به امپریالیسم بر حق است. اما در عین حال نباید از هول حلیمی که سران کشورهای امپریالیستی غربی برای به انحراف کشادن مبارزات خودانگیخته مردم تونس پخته اند یا خواهند پخت با سر به دیگ جوشان افتاد! سرانجام این مبارزات قهرمانانه مردم تونس معلوم نیست! هنوز معلوم نیست در پشت درهای بسته حاکمان تونس چه زد و بندهائی با قدرتهای خارجی صورت گرفته یا خواهد گرفت.چارچوب رژیم ارتجاعی تونس کماکان برقرار است. ضربه ای کاری خورده است، اما هنور شیرازه و ریشه اش از بین نرفته است و موجود است. به یاد آوریم که با رفتن شاه سران کشورهای غربی بختیار را به سر کار آوردند تا مبارزات مردم ایران در سال 1357 را که میرفت هر چه رادیکالیزه تر شود به انحراف کشاند! در نهایت سران کشورهای غربی به رهبری امپریالیسم آمریکا در جزیره گوادالوپ با یک زد و بند فاجعه آمیز با دارودسته خمینی حکومت را به رژیم آمریکائی پهلوی به خمینی و جمهوری اسلامی واگذار نمودند. به یاد داشته باشیم هیچ مبارزه خوانگیخته توده ای فرجامی جز به زیر پروبال رژیم حاکمان مستبد قدیم یا جدید ندارد. بدون خرد و داغان کردن ماشین دولتی ( ارتش و وزا تخانه ها، موسسات دولتی زندانها و دادگاه) مبارزات بحق مردم تونس نمی تواند یک حکومت نوین دمکراتیک با استقلال از امپریالیستها برای تعیین سرنوشت خویش بوجود آورد.
برهان عظیمی
2011 ،14 ژانویه



۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

حفظ تمامیت ارضی یا تجزیه کشور های موجود یا برداشتن تمامی مرزها

از زمانی که در جوامع بشری , پس از جنگها و خونریزی های فراوان در طول تاریخ  که منجر به شکل گیری کشور های گوناگون شد,  ما یا شاهد کشور گشائی ها بوده ایم , یا شاهد به استقلال رسیدن کشورهای تحت مستعمره , یا شاهد تجزیه کشورهای شکل گرفته و به رسمیت شناخته شده بوده ایم  یا تلاش برای حفظ تمامیت ارضی کشورهای شکل گرفته به هر قیمتی را دیده ایم که در بسیاری از این موارد با جنگها و کشتار های زیادی همراه بوده است و صدمات زیادی به لحاظ جانی و مالی به بشر زده شده است و کلا محیط زیست آسیب های فراوانی دیده است.
در رابطه با مسئله ملی و چگونگی برخورد با آن تا کنون نظرات و راه حل های متفاوتی ارائه شده است . سوای اینکه نظرات داده شده ، پیشنهاد 1 نفر است یا طرفدار میلیونی دارد را می توان اینگونه تقسیم بندی کرد. 1- طرفداران ناسیونالیست حافظ تمامیت ارضی ، که با هر گونه تغییرات در چارچوب مرزهای کنونی مخالف بوده و حاضر است حتی با کشتار ، آدم کشی و قتل  در محل سکونت ملیتها ، همچنان مرزهای موجود را حفظ کند. 2- طرفداران یک حاکمیت فدرال بر اساس تقسیمات استانها در هر کشوری 3 - طرفداران یک حاکمیت فدرال بر اساس سکونت ملیتها ، این طرح به اختلافات ملی و قومی شدیداً دامن می زند و از طرفی تعدادی از شهرها در بسیاری از کشورها چند ملیتی است و این طرح در این شهرها دچار مشکلات جدی و خشونت می شود. این دیدگاه آدمها را بر اساس نژاد ، ملیت یا زبانشان تقسیم و جدا سازی می کند . 4 - احیای  ایران بزرگ یا امپراطوری بزرگ عثمانی و... طرفداران ناسیونالیست این نظر به دنبال آن هستند که به مرزهای قدیم کشورهای بزرگ برگردند. 5 - طرفداران تشکیل کشورهای بزرگتر بر اساس زبان مشترک. 6- جدائی ملیتهای مختلف از ایران ، افغانستان و ... وتشکیل کشور کوچک مستقل توسط ناسیونالیستها حتی با کشتار ، آدم کشی و قتل برای رسیدن به هدف 7- طرح خود مختاری ملیتهای ساکن در هر کشور 8- طرح جدائی در هر کشور، تشکیل کشور و دولت مستقل و سپس برداشتن مرزها مانند اتحادیه اروپا ( اما در حد همان کشور سابق قبل از جدائی) ، این نظر ناسیونالیستی معتفد است که این اتحادیه زبان مشترک ندارد و هر کسی به زبان خودش صحبت می کند. 9 - دیدگاه رفرم که معتقد است صرفاً باید حقوقی را به آنها داد مانند حق صحبت به زبان مادری ، حق تدریس زبان مادری ، حق نوشتن به زبان مادری در نشریات و کتابها و... اما با حفظ مرز کنونی 10- مخالفان وجود دولتها , که طرفدار برداشتن تمامی مرزهای موجود هستند و معتقدند که این دولتها هستند که به جدائی انسانها دامن می زنند و هدفشان حکومت کردن بر مردم بخشی از کره زمین تحت لوای حاکمیت ملی است. به نظر من ، وجود ملیتهای مختلف در بسیاری از کشورها و تبعیض هائی که به آنها می شود یک واقعیت دردناک است , اما راه حلی که من کاملاً از آن دفاع می کنم ، برداشتن تمامی مرزها از روی کره زمین و نابودی دولتهای به اصطلاح ملی است و بنابراین با تشکیل دولتهای ملی جدیدتر و حتی آن دولتهای ملی که وجود دارد نیز مخالفم. چراکه اگر اعتقادی به حاکمیتهای ملی چه غالب و چه مغلوب ، چه کوچک و چه بزرگ نداشته باشیم ، اگر انسانها را نخواهیم بر اساس نژاد ، فرهنگ، جنسیت، مذهب ، زبان ، ملیت، رنگ پوست، محل تولد ، خاک بخشی از زمین، سرزمین پدری و مادری (وطن)، مرزهای موجود و...تقسیم کنیم و اگر به جای آنها انسان محور باشیم آن موقع سیاست ما با کسانی که اولویت و محوریت شان با ما فرق می کند یکسان نخواهد بود. برداشتن مرزها بصورت مرحله ای شدنی است یعنی هر کسی مرزهایش را با همسایگانش بر می دارد و هر کسی هر جائی که می خواهد می تواند کار، مسافرت یا زندگی کند. سپس حاکمیتهای ملی و ارتش کشورها نیز منحل شوند . آن موقع نمی توان انسانها را با توجه به ملیتشان و مرزهای موجود تعریف و تقسیم بندی کرد و به جای حاکمیتهای ملی،
واحد های خود گردان محلات ، ادارات ، کارخانه ها و شورا های مختلف محلات  که در هر منطقه شکل میگیرد و همه مردم محل در آن شرکت میکنند ( نه نمایندگان آنان ) و مشارکت در اشکال متفاوت تشکلات داوطلبانه اجتماعی , که در این زمینه می توانید به این 2 لینک مراجعه کنید.
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_17.html
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_25.html
نظام جلالی

۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

فراخوان به گردهمائی اعتراضی در کلن


در حمایت از مردم بلوچستان و اعتراض به اعدام ها در ایران

اعدام ، قتل عمد دولتی است.

با توجه به اعدام های اخیر صورت گرفته در زاهدان توسط رژیم جمهوری اسلامی و ضرورت محکوم کردن این اعدام های غیر انسانی ؛ ما همه نبروهای آزادیخواه و ضد اعدام را دعوت به شرکت در یک آکسیون اعتراضی بر علیه اعدام ها ی صورت گرفته در قم ؛ زاهدان ، کردستان، تهران و ....می نمائیم . با توجه به احکام غیر انسانی اعدام در جمهوری اسلامی و آغاز موج اعدام در ایران ، ضرورت برگزاری آکسیون های اعتراضی گسترده در شهرهای مختلف جهان وجود دارد. امیدواریم در دیگر کشورها نیز نسبت به اعدام های صورت گرفته در زاهدان , شاهد تظاهراتهای اعتراضی آزادیخواهان باشیم.
از تمامی نهاد ها ، افراد و تشکلها درخواست می کنیم که در مقابل این جنایات صورت گرفته ، سکوت نکرده و آن همبستگی و دفاعی که از مبارزین کرد و اعتراض به اعدام ها نموده اند نسبت به مردم بلوچ نیز داشته باشند.


سرنگون باد جمهوری اسلامی

جمعی از چپهای شهر کلن
جمعی ازآنارشیستهای شهر کلن
فعالین هسته اقلیت شهر کلن
کانون همبستگی با کارگران ایران - نورد راین وستفالن

Ort: Haupteingang von Hauptbahnhof
Wann: Am Samstag 15.01.2011 um 16:00-17:00