۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه
مدعیان حقوق بشر و دموکراسی! سکوت تا کی؟
یادداشتی به بهانهٔ روز جهانی کریستوفر استریت ،
سالگرد اعدام دو نوجوان به اتهام همجنسگرایی در مشهد و
خطر اعدام یک نوجوان دیگر به اتهام واهی همجنسگرایی در تبریز!
روز جهانی کریستوفر استریت مثل همهٔ روزهای جهانی انتخاب شده است، مثل روز جهانی کارگر، روز جهانی کودک و مثل همهٔ روزهای جهانی به منظور جلب توجه جهانیان به حقوق گروهی از مردم یا موضوعی مهم برای ادامه حیات همهٔ موجودات روی زمین.
از همین رو، در این روز برای ایجاد حساسیت به حقوق به حقوق کشیده شدگان جنسی و جنسیتی همه ساله در بیشتر کشورهایی که این گروه خاص از آزادیهای نسبی برخوردار هستند مراسمی برگزار میشود، حال این مراسم جشن آزادیخواهانه به اقلیت کشیده شدگان جنسی و جنسیتی میتواند باشد یا یک تجمع اعتراضی در رابطه با سرکوب همجنسگرایان در نقطهای از جهان.
در نیویورک هر ساله در آخرین شنبه ماه ژوئن در گرامیداشت رویدادی که در بامداد ۲۸ ژوئن ۱۹۶۹ به حملهٔ خشونت بار پلیس به مسافرخانهای در نیویورک به نام استون وال انجامید، تظاهراتی برپا میشود. این موضوع تبدیل به سنتی بین المللی شده است و از آن تاریخ به عنوان سر آغاز جنبش آزادی خواهانه همجنسگرایان و دیگر به اقلیت کشیده شدگان جنسی و جنسیتی که به شورش استون وال معروف است، نام برده میشود.
در کشور ما ایران نیز مانند همهٔ کشورهای جهان به اقلیت کشیده شدگان جنسی و جنسیتی وجود داشته و دارند. هرچند هیچ کس چشم بصیرت دیدن این بخش از جامعه را ندارد(!)، ولی واقعییت این است که ما وجود داریم و در همه جا حضور فعال و موثرمان احساس میشود؛ در جامعه فرهنگی، علمی، هنری، اقتصادی و سیاسی دنیا و در جنبشهای آزادی خواهانه از جمله جنبش سبز!
ما مثل همه حق آب و گل داریم و حق حیات! اما متاسفانه این حق نه فقط از طرف حکومت دینی بلکه از طرف روشنفکران و اپوزوسیون به اصطلاح سیاسی و حقوق بشری نیز همواره نادیده گرفته میشود.
در چند سال اخیر که مبارزات مسالمت آمیز و مدنی و حقوق بشری در ایران گسترش پیدا کرده، خوشبختانه شاهد اعتراضات وسیع به شیوههای مختلف سرکوب، از جمله اعدام حتی کسانی که مرتکب قتل عمد شده اند بوده ایم، ولی هرگز، هرگز، هرگز نسبت به اعدام یک همجنسگرا هیچکس تا کنون کلامی بر زبان نرانده است.
احمدی نژاد رئیس جمهور کنونی حکومت فاشیستی ایران سال ۲۰۰۷ در دانشگاه کلمبیا میگوید: " ما در ایران همجنس باز نداریم."!!!
محمد خاتمی رئیس جمهور "دوران اصلاحات" در سال ۲۰۰۶ در دانشگاه هاروارد درست چند ماه پس از مورد پر سر و صدای دو نوجوان در مشهد که در سال ۱۳۸۴ پیش از حلق آویز شدن، ۲۲۸ ضربه شلاق خوردند، ضمن تائید و به رسمیت شناختن جرم و مجازات برای همجنسگرایان، میگوید : " اثبات لواط تقریبا غیر ممکن است."
محسن کدیور و ناصر زرافشان و بسیاری دیگر نیز بارها هموفبیای درون خود را به طرزی عریان در نوشتههای خود نمایان کرده اند!
در ۳۰ تیر ۱۳۸۷ چهار نفر از قضات شعبه دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی بدون توجه به دفاعیات متهمین پرونده، حکم اعدام ابراهیم حمیدی و سه نوجوان دیگر را به اتهام لواط به استناد علم قاضی!! صادر مینمایند، که بعد از گذشت دو سال شاکی پرونده در دفترخانه اسناد رسمی حاضر و نامهای خطاب به قضات شعبه ۱۲ دادگاه کیفری استان نوشت و اعلام نمود که شکایتش را که بر پایهٔ دروغ بوده پس گرفته و شکایتش به دلیل فشارهای پدر و مادرش بوده و سو تفاهمی پیش آماده و ابراهیم حمیدی هیچگونه تجاوزی به وی ننموده است! با این حال هنوز چوبه دار بر سر ابراهیم حمیدی سایه انداخته است!!
مدعیان حقوق بشر و دموکراسی! سکوت تا کی؟!!
آیا سکوت شما با اظهارنظر حکومت مداران اسلامی تفاوتی دارد؟
دموکراسی در ایران بدون آزادی ما به اقلییت کشیده شدگان جنسی و جنسیتی و برابری ما با دگرجنسگراها و به رسمیت شناخته شدن ما، معنا و مفهومی ندارد و این فقط در حرف نیست، در عمل نیز باید برای احقاق حقوق همجنسگرایان و دیگر گرایشهای جنسی تلاش کرد.
تنها راه رسیدن به جنبشی تمام عیار پیوند جنبشهای مدنی و اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی، زنان، کارگران، معلمان و همجنسگرایان است، که جنبش را به پیروزی میرساند!
"سکوت در برابر جنایت عین جنایت است."
برتولت برشت
نامه به تمام زنان و مردان آزادی خواه ایرانی در ایام سالگرد اعدام دو همجنس گرا در مشهد
برلین، لندن، تورنتو ، کلن و..... این روزها شاهد صدای به حاشیه نشستگان جنسی و جنسیتی ایرانی است. ما صدای تکثیر شده رنج نامه زن و مرد همجنس گرا ،ترانس و دو جنس گرای ایرانی هستیم. ما صدای تن های حذف شده نامرئی شده ای هستیم که حق زیستن را درخود از ترس اعدام ، شکنجه ، طرد و تمسخر زنده به گور باید کنند.
رنج نامه ی اقلیت کشیده شدگان جنسی که در نظام جمهوری اسلامی از کوچکترین حقوق احتماعی ، سیاسی و شهروندی برخوردار نبوده اند.
در این سالها فقط احمدی نژاد جنایتکار نبوده است که وجود ما را انکار کرده است سکوت شما در قبال حق زیسته برابر ما ،همان انکار ما است.
ای رفیق ای آزادی طلب ، ای برابری خواه ،ای سرخ ،ای سبز چگونه ایمانت را به آزادی خواهی ،به برابری به حق شهروندی باور کنیم زمانی که تنها سکوت می کنید به تعویق می اندازید حق آزادی انسانی ما را! پس صدایت کو؟ فریادت ؟
امروز یکی از بزرگترین تابو های جمهوری اسلامی که بارها در دادگاه هایش امثالی مثل شریعتمداری از آن ابزار فشار درست کرده همجنس گرایی و.... است چرا در برار این ابزار سکوت کرده اید؟
از برلین تا لندن وکلن تنهایمان گذاشته اید در این روزها که صدای در اقلیت کشیده شدگان ایرانی بلند تر از همیشه در خیابان ها بلند شده است.
ما همچنان استوار می گوییم حق گرفتنی است و برایش می جنگیم مبارزه ما از هموغوبیای درونی آغاز شده است از خانواده ها برای اینکه امروز به خیابان ها بیاییم سالها است که جنگیده ایم و می جنگیم.
بگذار روسیاهی برای کسانی بماند که بر طبل دموکراسی ،آزادی ،حقوق بشر مدام می کوبند اما در جهان صدا های خود حبس شنیدن تک صدایی هستند. این تمامیت خواهی تک صدایانه، تک رنگی در جهان رنگین کمانی جایی ندارد و نخواهد داشت.
در ایام سالگرد اعدام دو همجنس گرای ایرانی در زمان ریاست جمهوری خاتمی هستیم . دو نوجوان همجنس گرای ایرانی،سال ها قبل از اینکه جوانان ما برای حقوق شهروندی در خیابان های تهران گلوله بخورند . در زمانه اصلاح طلبان این دو نوجوان برای عشق خود به دار آویخته شدند.
ناقوس مرگ جمهوری اسلامی با تمام شعار های اصلاح طلبانه اش آن روز به صدا در آمد نه پس از سی خرداد سال پیش.آن دو نوجوان همجنس گرا اسطوره و سمبل زندگی ، عشق و آزادگی هستند و نقطه شرمناک سکوت در برابر عاشق کشانی که سالها است جمهوری اسلامی در هر لباسی به راه انداخته است. و این سکوت سرشار است ، به بی ایمانی شعار هایی که می دهیم وتا زمانی که این سکوت در قبال دردناک ترین جرم در ایران یعنی دیگری بودن به اقلیت کشیده شدگان ادامه دارد تمام شعارهای آزادی خواهانه خبر از تمامیت خواهی می دهد وبس.
احمدی نژاد جنایتکار اگر انکار کرد،در زمانه خاتمی و پیش تر ها اعدام کردند.از اتاق های فکر آقایانٍ، کدیور همجنس گرایی را انحراف از اصول طبیعی و همجنس بازی ، خاتمی آن را لواط و جرم خواند.
اما امروز حاشیه کشیده شدگان جنسی ،ترانس و دوجنس گرا و همجنس گرا از تمام موانع سیاسی شخصی و خانوادگی با تحمل بالاترین فشارهای خانوادگی ،سیاسی و اجتماعی پریده اند و از پستوها بیرون آمده اند تا از حق زیستن ،حق تن ،از حق آزادی ،ازحق شهروندی از آزادی رنگ ها و میل ها بگویند .
از نه به هرگونه تمامیت خواهی چه در لباس سیاه ارتجاعی چه سرخ و سبز بگویند . از لندن تا برلین و تورنتو و کلن و آمستردام ما سفیران رنگین کمانی هزاران هزار انسان به اقلیت کشیده و در پستوها حبس شده ایرانی هستیم . این حرکت ها با اتکا به مستقل بودن و تمام اختلافات نظری اماحول خواست مشتر ک ما ، یعنی حق زیسته برابرادامه دارد
زنده باد همیشگی برای دو همجنس گرای ایرانی اعدام شده ، این دو سمبل ، عشق و زندگی
سپهر مساکنی
۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه
جنسیت، زن، زندان
با سلام به حضار شرکت کننده در این مراسم!
من در این چند دقیقه می خواهم به سه نکته که برایم مهم است بپردازم.
نکتۀ اول:
من خودم را با هویت زندانی سیاسی تعریف نمی کنم .
نکته دوم:
در مورد آپارتاید جنسیتی است که رژیم می خواست از همان ابتدای به روی کار آمدن، در جامعه پیاده کند و زنان را بویژه بوسیلۀ حجاب به زیر سلطه بکشد.
نکته ی سوم:
استفادۀ رژیم های توتالیتر و ایدئولوژیک از زندان برای سرکوب و آزمایش کردن مناسبات و ساختارهائیکه می خواهند در جامعه پیاده کنند. زندان بهترین آزمایشگاه برای رژیم های توتالیتر است.
نکته ی اول برایم خیلی مهم است و می خواهم روی آن تاکید کنم که هویت من زندانی سیاسی نیست. من خودم را با هویت زندانی سیاسی تعریف نمی کنم. من قبل از زندان، فعال جنبش چپ بودم و هویت کنونی خود را فعال جنبش زنان می دانم. در واقع به زندان افتادن، یکی از عواقب فعالیت سیاسی من بود. مقوله ی زندانی سیاسی به خودی خود گویای همه ی مسائل نیست.
در زندان من کنار یارانم زندگی کردم، اشک ریختم و خندیدم، لودگی کردم و ترسیدم. ولی خیلی درسها از آنجا آموختم و حالا دارم تمام آن آموخته ها را به کار می برم، از جمله اینکه زندگی با تمام پستی و بلندیهایش برایم زیباست، یاد گرفتم که چطور با خودم و دیگری در مورد قدرت طلبی، عشق، و دوستی رفتار کنم و برای تمام این واژهای خوب ارزش قائل باشم. و اینکه نگاه ام به انسان به عنوان نیرو، ابزار، یا عنصر نباشد. یاد گرفتم بدون هیچ چشم داشتی عشق بورزم، و همین عشق ورزی به تمام وجوه انسانی و طبیعی را دوست بدارم. و این جنبه های انسانی و طبیعی است که به من نیرو و انرژی می دهد تا بتوانم روی پاهای خودم به درستی به ایستم.
نکته ی دوم که همه ی شما ها آن را می دانید و فکر می کنم تکراری باشد. ولی من معتقدم آنقدر باید تکرار کرد و گفت و روی آن نقاط منفی ومثبت کوبید تا همگان بشنوند و آنهاییکه نشنیده اند هم بشنوند، تا بصورت خودآگاهی همگانی در آیدمثلاً در مورد اعدام. من امروز مثل بسیاری از شما آموخته ام که اعدام عملی ضد بشریست. اگر 32 سال پیش من، به عنوان زن چپ از همان فردای انقلاب آگاه به این مسئله بودم، به همۀ آن اعدام های وحشیانه اعتراض می کردم تا به اینجا نرسد که الان رسیده است. دیگر خودی و غیرخودی نمی کردم. مانند امروز که ما هنوز زنانی را می بینیم و می شنویم که با صدای بلند می گویند الان وقتش نیست که مطالبات زنان را مطرح کنیم، مانند آن زمان که دوستان سیاسی مرد ما می گفتند رفیق الان وقتش نیست که در مورد حجاب حرف بزنیم. اگر من زن در آن دوره همین آگاهی نسبی را داشتم که امروز در مورد حجاب و مطالبات زنان به آن رسیده ام، حتماً سعی می کردم به عنوان یک زن سیاسی چپ آن دوره مطالبات زنان را در درجه ی اول قرار دهم. مانند کولنتای که در آن دوره در مقابل لنین ایستاد ولی متاسفانه او را به یک کشور دیگر تبعید کردند و گفتند تو سفیر این کشور باش مسئله ی زنان با این انقلاب حل شده است.
متاسفانه با گذشت 32 سال از عمر رژیم اسلامی هنوز هم بخشی از زنان ما می گویند که هنوز وقتش نیست که ما زنان، مطالبات خودمان را مطرح کنیم.
وقتی به مسائل دیگر از جمله خواسته های دمکراتیک می پردازیم، هم زنان و هم مردان براحتی از این خواسته ها دفاع می کنیم، اما در مورد مسائل زنان اما و اگر پیش می آید.
من در اینجا از همه ی دوستان سئوالی دارم. مگر مطالبات زنان دموکراتیک نیست ؟من نمی دانم چطور در کشورما وقتی این مطالبات مطرح می شود می گوییم الان نه! من می پرسم پس کی؟
نکته سوم
رژیم توتالیتر و ایدئولوژیک اسلامی از همان فردای به قدرت رسیدن رسیدن، زنان را تحت انقیاد، سرسپردگی، اطاعت و فرمان برداری در آورد تا بدین وسیله تمام جامعه را تحت سلطه ی خود در آورد. ما زنان سازمان های سیاسی چپ و غیر چپ بصورت فردی در مقابل رژیم مقاومت کردیم، و می بینیم که چطور جنبش زنان در ایران سیاسی تر از سایر جنبش های دیگر است. البته من نمی خواهم سایر جنبش های دیگر را نادیده بگیرم یا اینکه برای آنها ارزش قائل نباشم. ولی همان طور که همه ی شما به خوبی می دانید و به یاد دارید از همان فردای روزیکه خمینی دستور داد همه زنان حجاب داشته باشند، آن 8 مارس بیاد ماندنی سال 58 بوجود آمد.
همه ی ما بخوبی می دانیم که تمام رژیم های دیکتاتوری نیازمند یک توجیه ایدئولوژیک هستند. از جمله رژیم اسلامی که فرهنگ و اسلام را در جامعه ی ما در هم تنیده و از آن یک ایدئولوژی حکومتی درست کرد و توانست با این حربه به توجیه آدم کشی های خود بپردازد. هر رژیمی برای ماندگاری خود باید بتواند مردم را خوب توجیه کند. زیرا باید از خود مردم که به ماندن رژیم کمک می کنند، استفاده کند. باید از آنها آدم کشهای خوب تربیت کند، تا این آدم کشها با توجیه دفاع از اسلام یا سرزمین اسلامی، خودشان را فدای دیکتاتورهای حاکم کنند. بله رژیم توانست از این حربه ها استفاده کند این زنان و مردانی که امروزه دارند زندان ها را می چرخانند باید برای آدم کشی های خود شان توجیهی داشته باشند. این توجیهات چیست؟ یک روز ما داریم با عراق می جنگیم پس برای دفاع از سرزمین اسلامی باید عده ای را بکام مرگ فرستاد. روز دیگر با مخالفان داخلی روبرو هستیم باید این توجیه را آورد که این زندانی ها منافق و چپ بی خدا و بهایی هستند، یا اینکه این ها آدمها ی غیر اخلاقی هستند و... بله باید این حرف ها را بزنند تا بتوانند آدم کشی هایشان را توجیه و منطقی جلوه دهند. رژیمهای توتالیتر و ایدئولوژیک خوب می توانند انسان ها را شست و شوی مغزی بدهند، ما نمونه های زیادی از آن را می شناسیم، مانند آلمان هیتلری، که هنرمندان و نظریه پردازان خودش را داشت که به توجیه کردن رفتارهای فاشیستی می پرداختند. خوب یک رژیم توتالیتر و هار تمام آن حاکمیتی را که می خواهد در جامعه پیاده کند، می تواند در زندان آزمایش کند. حالا من زن در دست او اسیر هستم و خیلی راحت به عنوان یک موش آزمایشگاهی در سیستم ایدئولوژیک و توتالیتری او مورد آزمایش قرار می گیرم. او می خواهد روی من زن زندانی به صورت عریان و خشن آزمایش کند.
آنها می خواهند من زن را تحت سلطه ی بی چون چرای خود در آورند. اعمال قدرت بصورت مطلق! می خواهند جدایی جنسیتی را بطور مطلق در تمام محورهای جامعه به وجود بیاورند. می خواهند در ندامتگاه خودشان مرا تربیت ایدئولویک نمایند.
تربیت ایدئولوژیک در زندان یعنی چه؟
من زن هستم در دستان او اسیر، اصلن در این رژیم زنانگی من به رسمیت شناخته نمی شود چه به رسد به اینکه از لحاظ قانونی به عنوان یک زندانی حقوق قانونی من به رسمیت شناخته شود. من زن پریود می شدم، حتی بعضی از ما بر اثر شکنجه های زیاد همیشه دچار خونریزی بودند. و ما همیشه با کمبود نوار بهداشتی روبرو بودیم، امکان حمام کردن در هفته یک بار و آن هم فقط 20 الی 30 دقیقه برای تعدا زیاد بود که ما این مدت را برای کودکان و مادران حامله و پیر و بیماران در نظر می گرفتیم حالا تصورش را کنید که چه فاجعه ای بوجود می آمد. تمام بند را شپش و بیماری گال فرا می گرفت. تقریبن تمام ما موهایمان را کوتاه می کردیم .
نشانه های زنانگی و جوانی ما، که همان تن وبدنمان بود با فشار طاقت فرسایی انکار می شد. چه گونه؟ ما حق پوشیدن لباس تنگ یا شلوار تنگ و کوتاه نداشتیم. ما حق استفاده از رنگهای شاد و زنده را نداشتیم. تا آنجاییکه برای آنها مقدور بود می خواستند ما زیبا و سر زنده نباشیم. ولی زندان بان نمی توانست در همه ی عرصه ها بتازاند ما مقاومت می کردیم به خانواده با ایما و اشاره می گفتیم لباسهایی با رنگهای شاد بفرستید. یا بعنوان نمونه یکی از دوستان مرد که درزندان قزل حصار دوران زندان را گذرانده بود تعریف می کرد که در یکی ازمصاحبه های اجباری، یک زن زندانی بنام شهرنوش پارسی پور هنگام مصاحبه از پوشیدن چادر اجتناب می کند و تنها با مانتو و روسری حاضر به مصاحبه می شود که مسئولان قبول می کنند.
ما به عنوان زن زندانی همیشه از تجاوز ترس داشتیم به خصوص در روزهاییکه زیر بازجویی بودیم. خودم با چشمان بسته و گوشهای باز شاهد بودم که بازجو حامد چگونه می خواست به دختر بچه ی 12 یا 13 ساله ای که به خاطر خواهران و برادرانش گروگان گرفته شده بود، تجاوز کند . زن زندانی به خصوص در سلولهای انفرادی بیشتر در معرض این خطر قرار داشت.
داشتم از تربیت ایدئولوژیک می گفتم. از وقت نماز صبح تا نماز مغرب و عشا، مدام از بلندگو سرودهای جنگ ونوحه های آهنگران پخش می شد. و از تلویزیون مدام فیلم هاییکه که می توانست به توبه کردن ما کمک کند پخش می کردند. تئوریسین های تواب از چپ و راست که با زندانبانان به یک تفاهم ضمنی رسیده بودند، در یک هم کاری تنگاتنگ وخشونت بار می خواستند هر چه بیشتر ما را در هم شکنند. البته بعضی مواقع موفق بودند و بعضی مواقع هم دچار شکست می شدند و این بیشتر دیکتاتورها و توابین بیچاره را وادار به خشونت در تمام عرصه ها می کرد. آنها هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی از هیچ کاری دریغ نمی کردند. هر شب باید به زور با چادر و چشم بند در صف، به حسینیه می رفتیم به قصد تواب پروری. تا به مزخرفات برادرهای تئوریسین حزب الله گوش کنیم. یا روزهایی که باید از تلویزیون مدار بسته به مزخرفات سران برگشته ی تمام سازمان ها گوش می کردیم و بیچاره بچه های کوچولو را باید تمام مدت ساکت نگه می داشتیم. و در بیشتر این مصاحبه ها موضوع اصلی مسئله زنان بود و ادعای این که زنان با مردان در سازمانها یا خانه های تیمی رابطه نا مشروع داشتند.
دیگر بیشتر از این نمی خواهم بگویم زیرا همه ی شما بعد از 32 سال درنوشته های بی شماری که بصورت خاطرات زندان منتشر شده است، با این مسائل آشنا هستید. بیش از این وقت شما عزیزان را نمی گیرم.
من امروز می توانم با تمام سلولهای وجودم اسیرانی را که در بند رژیم آدمکشان هستند، حس کنم. امیدوارم که روزی در دنیا مسئله ی شکنجه، زندان و اعدام از بین برود و ما در این سالن ها ننشینم تا در مورد این مسائل صحبت کنیم.
در خاتمه شعری را که روی دیوارسلول حک شده بود و من آن را مانند تشنگان به روحم تزریق می کردم برایتان بخوانم. با این شعرها روحم جان می گرفت.
شبانه شعری چگونه توان نوشت
تا هم از قلب من سخن گوید، هم از بازویم؟
شبانه
شعری چنین
چگونه توان نوشت؟
من آن خاکستر سردم که در من
شعله ی همه ی عصیان هاست.
من آن دریای آرامم که در من
فریاد همه ی طوفان هاست،
من آن سرداب تاریکم که در من آتش همه ی ایمان هاست.
در خاتمه ممنون از شما عزیزان که با صبر و شکیبایی به دادنامه ی من گوش کردید.
اکرم خرداد2010
۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه
گزارش و نقد گردهمایی جوانان و دانشجويان موج سبز ـ کلن در یکشنبه ۳۰ خرداد (۲۰ یونی)
ندا جان گرچه فریاد آزادی خواهانه ات بیرحمانه در سینه خفه شد ، ولی بدان که ندای آزادی خواهانه ات جهان را به لرزه درآورده است .در روز یکشنبه ۳۰ خرداد (۲۰ یونی) بزرگداشت شهدای راه آزادی ایران و سالگرد به شهادت رسیدن ندای آزادیخواهی ملت ایران ندا آقا سلطان توسط جوانان و دانشجویان سبز کلن (آلمان) برگزار خواهد شد. به مناسبت مراسم سالروز قتل ندا صالحی آقا سلطان در تهران و دیگر شهرهای جهان، ما نیز برای همبستگی با خانوادۀ او و گرامیداشت خاطرۀ جاودانش در کلن گرد هم میآییم تا یاد او، سهراب، اشکان، مسعود، ترانه، کیانوش و همۀ کشته شدگان وقایع اخیر در ایران را زنده نگاه داریم .از همهٔ دوستان با هر مرام مسلکی دعوت میکنیم تا با حضور خود در این مراسم، خود را در غم خانوادگان این شهیدان راه آزادی میهن شریک دانسته و همزمان ندای ازادیخواهی ملتمان را به گوش سنگین جهانیان برسانیم.
۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه
دعوت به همکاری : پزشک جهت معاینه و پیگیری درمانی کودکان
نکات زیر قابل توجه است
1-همکاری می تواند بصورت حضوری در محل پروژه واقع در نعمت آباد باشد و یا پذیرش این کودکان در محل معرفی شده از طرف داوطلب باشد
2-همکاری بهتر است قانونمند و دارای برنامه منظم باشد تا در زمینه ها مختلف بتوان پیش بینی های لازم صورت بگیرد
3-معرفی درمانگاه های اشنا یا بیمارستان هایی که با معرفی از طرف شما می توانند در ماه به حدود 5 تا 10 نفر از این کودکان سرویس های درمانی رایگان بدهد بسیار کارگشا و عملی است
ایده های دیگری از طرف شما قابل بررسی است
با تشکر
مدیر سایت فیس بوک جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
http://www.facebook.com/friends/?ref=tn#!/group.php?gid=55746206870
http://www.koodakekar.org/MainPage/default.ngo
۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه
امام آمد ، امام با طناب دار آمد
امام انگلیس و آمریکا ، امام در نمک خوابیده ، امام با نازو بی احساس آمد
امام روسری و توسری ، امام سرکوبگر آزادی ، امام با اسلام در خطر آمد
امام فقر و فحشا ، امام رجم و صلب ، امام با اسلام ناب محمدی آمد
امام هم شرقی و هم غربی ، امام دشمن آزادی ، امام با استقلال و آزادی آمد
امام احکام و رساله ، امام عمه و زلزله ، امام سید سیدان آمد
امام جنگ و ویرانی ، امام جنگ تا پیروزی ، امام جام زهر آمد
امام حکم و جهاد ، امام راه قدس به کربلا ، امام با کلید بهشت آمد
امام سنگسار و بربریت ، امام رهبر آدمکشان ، امام شکنجه و قتل آمد
امام واپسگرا و مرتجع ، امام با صیغه و چند همسری ، امام با اسید و چاقو آمد
امام خون و جنون ، امام سرمایه و مذهب ، امام اسلام طالبانی آمد
امام زور و تزویر ، امام سیزدهم مسلمین ، امام با اسلام راستین آمد
امام حروم و حلال ، امام مقدس با صلوات، امام خلایق هر چی لایق آمد
امام صلوات و الله اکبر ، امام آفتابه در گردن ، امام با مهدی در چاه آمد
امام ریا کار و شارلاتان ، امام با تجاوز به دختران ، امام با صدور دختران آمد
امام دروغگو و تروریست ، امام جنگ 8 ساله ، امام گورستان ها آمد
امام ویرانگر و انسان ستیز ، امام دشمن دیگر ادیان ، امام ستمگر آمد
امام حوزه و بازار ، امام انجمن حجتیه ، امام هیئت موتلفه آمد
امام شلاق و تعزیر ، امام با امر به معروف و نهی ازمنکر، امام جهان اسلام آمد
امام لاکن و اینطور ، امام دشمن مهاجرین افغان ، امام در ماه آمد
امام نادانی و جاهلیت ، امام با بانک اسلامی ، امام ناجی مافیا آمد
امام با حوزه و دانشگاه ، امام دشمن علم و معرفت ، امام با اقتصاد مال خر آمد
امام مرد سالار و ستمگر ، امام بسیجیان و پاسداران ، امام با قوانین اسلامی آمد
امام کاخ و کوخ نشینان ، امام حلبی آباد و کپرنشینان ، امام شمش طلا آمد
امام دختران و کودکان خیابانی ، امام کارتون خوابان و بی پناهان ، امام با صدور انقلاب آمد
امام پیروان و رهروان ، امام هاله نور و چاه جمکران ، امام امام زاده ها آمد
امام هکرها و سانسور چیان ، امام یاغیان و مزدوران ، امام بی ترمزان و بی مغزان آمد
امام مسدودگران و فیلترینگ ، امام دشمن قلم و آگاهی ، امام با طناب دار آمد
امام دشمن وبلاگ و بالاترین، امام دشمن سایت های اینترنتی ، امام با هکرهای مزدور آمد
امام قاتل کردستان و ترکمن صحرا ، امام قاتل ندا و سهراب ، امام خون و جنایت آمد
امام گوساله و بزغاله ، امام محارب و عوضی ، امام با معلم اعدامی آمد
امام باتوم و شیشه نوشابه ، امام قاتل شیرین و فرهاد ، امام کهریزک و اوین آمد
اعدام عبدالحميد ريگي و یا اعدام هر انسان دیگری را محکوم کنیم
نه به تروریسم دولتی و تروریسم غیر دولتی که زاده عملکرد دولت ها است .
راه پایان دادن به خشونت در جامعه ایران ، پایان دادن به خشونت دولتی و استبداد مذهبی و در هم شکستن انباشت ثروت و تمرکز قدرت و از بین بردن نابرابری ها، تبعیض ها و فقر است
يکشنبه 19 ارديبهشت بود!
يکشنبه 19 ارديبهشت اما روز ديگری بود. نگاه پُرسوی 5 اعدامی با چشمان تيزبين وهوشيار از ميان چند قطعه عکس کوچک، سکوت سحرگاه آرام جهان را شکست و موج درموج نام شيرين علم هولي، فرزاد کمانگر، علی حيدريان ، فرهاد وکيلي، مهدی اسلاميان را به پرچم برافراشته و همبسته ی وجدان های بيدارمبدل نمود.
وجدان بيدار، بيداری جان بی قرارهمه ی کسانی ايست که امروزيکشنبه تکان خوردند تا با ابراز نفرت ازجنايت اعدام، سهمی ازبارگران بازمانده گان ومادران وپدران و همسران وکودکان سرزمينمان بردارند وشاهدند که دارد اين وطن بازهم فاصله ی گسست نسل هايش را با لاله های سرخ می پوشاند.
امروزيکشنبه 19 ارديبهشت بود و اين روزنيزبرای حاکمان پيامی دارد : هرآنچه بگيريد وبه بنديد و بکُشيد وبخوريد و بتاراجيد وبا داس مرگ جولان دهيد، هرگزنخواهيد توانست شوق تابناک و شکوهمند آرمان يک جامعه ی همبسته وآزاد را ازدستهای بهم تنيده مردمان سرزمين ما بدزديد. بر خود لرزيد که فرزاد وشيرين ها در راهند و مادران شال های سرخ بسته اند.
نادر ساده
1 شنبه 9 ماه مه 2010
آقا معلم در بند !
آقا معلم در بند !
آقا معلم در بند !
منهم اگر "شرعا " و "عرفا " گناه نباشد
خانم معلمی از صنف توام
و با اندیشه هایی از جنس اندیشه های تو
اما نه ! شک دارم که به آن پاکی و زلالی باشم .
و شک دارم که دخترانم به خوبی
پسران معلم در بندی باشند
که به قیمت جان درسشان داده است
معلمی که در چار دیوارهای بلند
زندان رجایی شهر برای "کوروش"
آن قربانی فقر میگرید و
دلش برای گل خوردن از پسرکان خود
تنگ شده
و چقدر و چقدر رویای پسرانش را
هر چند به "نومیدی" دوست می دارد.
اندیشه های پاکش نمی گذارند
به رویا ها و لیلا ها پشت کند.
بگذار من هم با ذغال
نه ! نه! با ذغال ! نه
با روژ لب شکسته
در جیب روپوش سیاه مریم
از ترس آن ناظم اخمو که خوب
می شناسیمش
درس" کوکب خانم" را
خط قرمزی بکشم تا
بگویم" عمه قزی" شدن
دیگر رسم نیست
من هم دلم تنگ است
من هم دلم تنگ است
من هم خسته از منطق تفریق ها و تبعیض ها
درس ریاضیات را زیر آن سنگ می گذارم
و در شیمی دنبال ماده ای هستم تا
نگذارد دخترکان آفتاب در ایفای نقش
"جنس دومی" خویش ٬ جوان نشده
پیر شوند.
آیا ممکن است؟!!!!
آه که اینجا میان کودکی و نه سالگی
چه فاصله ی حقیریست!!!!!
میان بی گناهی و گناهکار شدن
در این" تلخ سرزمین"
چه فاصله ی ناچیزیست!!!
و میان زندگی نکرده های به مرگ محکوم شده
چه زمان 7 دقیقه ای ناچیزیست!!!
و آن که از عشق می گوید
و به انتظار معجزه ای
در یافتن یک جفت کفش نو
سفره ای از نقل و شیرینیست
و می خواهد به جای مادر "دایه " بگوید و بنویسد
چه جنایتکار بزرگیست که جز
به مرگ " محکوم" نمی شود !!!!
آه که در این "سیاه زمین " ٬
"امنیت ملی" چه ارتفاع ناچیزی دارد!
که همه چیز به خطر میاندازدش!
همه چیز
همه چیز
کارگر نالان از فقرش
زن محروم از "حق بدنش"
چه زود حق شلاق می گیرند!
و رقصند ه های زیر سیمفونی طبیعت
دست و پای بریده خود را
به جای" نفت بر سر سفره شان " کادو می گیرند!!
آه که چه خوب گفتی
میان دوست داشتن
لیلاها و رویا ها
و مصیبت مرد گشتن
میان خند ه های کودکی
و گریستن از غم نان
چه فاصله ناچیزیست!!!
آه که درسم چه عقب است !
هنوز به دخترانم نگفته ام
از درس چند تا چند زندگی امتحان است
هنوز به آنها نگفته ام مصیبت جنس دوم بودن
در سرزمین اهورا مزدا
مصیبتی به
چند سکه اسیر شدن است!!
و تاج بنفشه بر سر نهادن
و تاج بنفشه بر سر نهادن تا کجا در هزار توی
گم شدن است !
وای که درسم چه عقب است !
هنوز دخترانم نمی دانند
قامت زیبایشان" شرم آور"است!
گیسوان زیبایشان در معرض دید
خورشید خانوم هم
"حرام " است !
و آرزوی پوشیدن شنل قرمز رنگ و
گل زرد بر سر نهادن
اقدام علیه " امنیت ملی " است!
هنوز به فرشتگان خود نگفته ام
کشتگاهی خواهند شد
برای هر بذر نا مطلوبی!
و به چند سکه و اندی
تازیانه خوردن را خواهند آموخت!
درسم از"
ترسم" عقب است !
درسم از" ترسم" عقب است !
ترسم از آن روزی است که دخترانم
درگوشه دفتر خاطراتشان
به جای" کاش دختر به دنیا نمی آمدیم"
بنویسند
کاش زاده نمی شدیم.
http://www.youtube.com/watch?v=5whgVyll25I
مراسم بزرگداشت جان باختگان راه آزادی
جان باختگان راه آزادی
شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، مهدی اسلامیان و فرهاد وکیلی
بار دیگر رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی تعدادی از زندانیان سیاسی را به جرم دفاع از انسانیت اعدام کرد. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در راستای اهداف دیکتاتورمنشانه خود و در جهت سرکوب مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران بار دیگر پنج تن از جوانان را به جوخه اعدام سپرد. جرم اینان دفاع از آزادی و پایداری قهرمانانۀ آنان در بیدادگاه ها و زندانهای قرون وسطایی رژیم بود. شیرین، فرزاد، علی، فرهاد و مهدی اعدام شدند، بدون آنکه جرمی مرتکب شده باشند. با اعدام آنان راه مبارزه بسته نخواهد شد بلکه دانشآموزان سراسر ایران راه معلم بزرگ خود، فرزاد و فرزادها را ادامه خواهند داد. این اعدامها نه اولین وبدون شک نه آخرین اعدام است. رژیم جمهوری اسلامی با چوبه های دار، تیرباران، ترور، تجاوز و ... زاده شد و تنها با مرگ آن این اعدام ها پایان خواهند پذیرفت. وظیفهای که فرزاد به دوش ما نهاد بس دشوار است، ماندن، مقاومت کردن و سرنگونی رژیم اسلامی. امروز مردم ایران چه در داخل و چه در خارج در اندوه جانباختگان خود، با مشتهای گره کرده، بار دیگر به نام آزادی سوگند یاد میکنند تا سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از پای ننشینند.
حمایت از اعتصاب عمومی و سراسری در کردستان
ما، چپ های شهر کلن نیز به مانند میلیونها ایرانی آزاده، وظیفه خود میدانیم تا برای جلوگیری از ماشین کشتار رژیم خون و وحشت، از فراخوان اعتصاب عمومی که از جانب کومهله، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران اعلام شده است، دفاع کنیم. مبارزه ادامه دارد و سپیده پیروزی نزدیک است.
به یاد جانباختگان اخیر گرد هم میآییم و با نمایش فیلم، گفتگو و شعرخوانی یاد آن عزیزان را گرامی می داریم.
سرنگون باد رژيم جمهورى اسلامى
نابود باد اعدام
زنده باد آزادى
شنبه 15 مه ساعت 17
در محل Naturfreundehaus Köln-Kalkkapelle
Kapellenstr. 9a
Tel.: 0178 6242546
چپهای کلن
chapkoeln@gmail.com
فراخوان سایت گزارشگران در محکومیت جنایت هولناک اعدام 5 تن از زندانیان سیاسی دربند
حاکمان با دست یازیدن به این عمل شنیع در پی آن هستند تا فضای سرکوب و ترس را بر جامعه بیش از پیش مستولی کنند و به جنایات بی حد و حصر خود ادامه دهند. همچنین و بر اساس گزارش دیده بان حقوق بشر 17 تن از زندانیان کرد دیگر در خطر اعدام فوری میباشند. واکنش سریع جامعه بین الملل میتواند از جنایتی بمراتب هولناکتر جلو گیری نماید.
سکوت را بشکنیم و فریاد دادخواهی خانواده های داغدیده اعدام شدگان را هر چه رساتر کنیم.
ما فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی ضمن محکوم کردن این جنایت حکومتی از مجامع ذیصلاح میخواهیم تا با محکوم کردن قاطع جمهوری اسلامی مانع از تداوم و تکرار این جنایات در کشورمان شوند.
ما خواستار رسیدگی بی واسطه نهادهای مدافع حقوق بشر و بین المللی – شخصیتها و ارگانهای مدافع زندانیان سیاسی به این جنایت هولناک هستیم.
رونوشت به زبانهای رایج به نهادهای مربوطه بین المللی و رسانه های مستقل و ازاد
gozareshgar67@yahoo.de
لغو مجازات اعدام بطور کلی و آزادي همهی زندانيان سياسي!
فرزاد کمانگر
با نزديک شدن به سالگرد کودتايي 88 در ايران، فشارها بر زندانيان سياسی که در بند اين رژيم هستند بالا گرفته است. رژيم فاشیستی اسلامی هنوز جسد شهيدان 19 ارديبهشت را تحويل خانوادههای اين عزيزان نداده است و اين درحاليست که برای ديگر ستارههاي اين ديار تاريخ اعدام صادر کرده است. هفتههاست که زينب جلاليان در سلول انفرادی ثانيههای معکوس را ميشمارد، تا چون ديگر يارانش بدون سروصدا طناب دار را بوسه زند. حبيبالله گليپری و محیالدين آزادي دو زندانی سياسی و محکوم به اعدام از اواخر ارديبهشت ماه اعتصاب غذا کردهاند. دستگاه قضايي رژيم روز 17 خرداد را تاريخ اجراي حکم اعدام حبيبالله لطيفی، دانشجويی کُرد را اعلام کرده است و دهها زندانی ديگر نيز در معرض خطر اعدام قرار دارند. چه بايد کرد؟
اگر به جاي اشکهايی که پس از اعدام عزيزانمان میريزيم، کمي تامل کنيم و بدانيم که با تنها گامی کوچک، با بلندکردن صدای اعتراضمان بر عليه احکام اعدام، برای لغو مجازات اعدام بطور کلی و برای آزادي همهی زندانيان سياسي به گوش همگان برسانيم، عزيزترين ما، اين انسانهای مبارز طعمه قاتلان حکومت اسلامی ايران نمیشدند. پس اين کورسوی اميد را از دربندانمان دريغ نکنيم. هرروز مي تواند خبری بد با خود داشته باشد. بايد آمادهباش بود و همانگونه که بعد از اعدامها عمل کرديم، میبايد قبل از آن نيز عمل کنيم!
در همين راستا ما، جوانان مستقل کلن، همراه با دوستان دیگرمان در شهرهای تورینو (ایتالیا)، پاریس (فرانسه)، کلن و دورتموند (آلمان) وشهرهای دیگر جهان که در حال آماده سازی این برنامه هستند از همه ايرانيان درخواست داريم، در آکسيون اعتراضی که به همين مناسبت برای دفاع از همهی دربندان و با شعار "نه به اعدام" در روز شنبه برابر با 5 ژوئن تدارک ديدهايم، شرکت کرده، تا با هم صدای اعتراضمان را پيش از آنکه اتفاق ناگوار و جبرانناپذير ديگري رخ دهد، بلند کنيم. در روز ياد شده برابر با 5 ژوئن 2010 در شهر کلن از ساعت 17 در محل Hohenzollernring 31 , (Kölner Bank) اين آکسيون اعتراضی حضور به هم رسانيم تا با تشکيل زنجيره انساني و صدای سوتهای ممتد جهت جلب توجه همگان به اين مهم و سپس با تظاهرات به سمت Zülpicher Platz و در نهايت با موسيقی و برنامه هنری حمايت خود از تمامی زندانيان سياسی اعلام بداريم و درخواست لغو اعدام را براي بار ديگر به گوش جهانيان برسانيم.
جوانان مستقل کلن (آلمان)
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سهشنبه
فعالیت جوانان چپ خارج از کشوری نیاز به باز نگری , سازماندهی مجدد و نوین دارد
البته ، توضیحات بیشتر در جلسات درونی داده خواهد شد .
با احترام
مجید جعفری
04.05.2010
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه
فراخوان-برای همبستگی سراسری با زندانیان سیاسی در ایران دوشنبه، سوم ماه مه از ساعت 18.30

هم اکنون بسیاری از زندانیان سیاسی بدون هیچگونه محاکمهای در بازداشت بسر میبرند و هیچ چشماندازی از آینده خود ندارند. بسیاری از آنها به هنگام بازجویی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته و در حال حاضر بلاتکلیف در سلولهای انفرادی محبوسند. همچنین برخی از آنها به اعدام محکوم شدهاند و ماهها و یا سالهاست که به وضعیت حقوقی آنها رسیدگی نمیشود.
اخیراً برخی از زندانیان سیاسی در اعتراض به رفتار غیرانسانی و شرایط غیرقابل تحمل زندانها، اقدام به اعتصاب غذا کردهاند که در همین رابطه نیز همبستگی خود را با کارگران، معلمان و جنبش آزادیخواهی مردم ایران اعلام کردهاند.
ما نیز برای اعلام همبستگی و حمایت سراسری خود از زندانیان سیاسی، شما را دعوت میکنیم تا با تشکیل زنجیرههای انسانی و نمایش تصاویر و اسامی زندانیان سیاسی در ساعت 18.30، سوم ماه می 2010، توجه عرصهی عمومی را به وضعیت غیرانسانی و نقض حقوق بشر در زندانهای ایران جلب کنیم.
محل تجمع:
Hohenzollernring, Vor der Deutschen Bank, 31
زمان: 18.30
همزمان در شهرهای کلن، هامبورگ، آمستردام، تورین، تورنتو، ونکوور و اوتاوا
جمعی از جوانان مستقل شهر کلن
دعوت به اعتصاب غذای معلمان در ایران و همراهی با آنان را می توانیم به یک اعتراض عمومی تبدیل کنیم
از ۱۲ تا۱۸ اردیبهشت ۸۹ اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز ۱۲ اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.
اقدامات پیشنهادی :
۱- برای همبستگی و رساندن صدای معلمان ایران ، کارگران ، زنان ،دانشجویان و همه زندانیان سیاسی در مراکز شهری خارج از کشور، هم زمان با معلمان ایران می توانیم اعتصاب غذا کنیم. خواست ما در اعتصاب غذا های خارج از کشور ، رساندن صدا و خواست آزادی کارگران ، زنان ، دانشجویان ، معلمان زندانی ،همه زندانیان سیاسی وهمه کسانی خواهد بود که به هر دلیل خطر اعدام تهدیدشان میکند. در این میان خواست لغو حکم اعدام ۳۰۰۰ افغان در ایران را نیزفراموش نکنیم . البته اگر میتوانستیم از فردا در مراکزی که تظاهرات کارگری است ، اعتصاب را آغاز کنیم ، میتوانست حمایت کارگران جهانی را نیز داشته باشیم
۲- هر گونه اعتصاب دانشجویی ، دانش آموزی ،کارگری و... در این یک هفته نیز میتواند اقدام موثری باشد ، همانطور که دانشجویان برخی از دانشگاه های کشور در روز جهانی کارگر دست به اعتصاب خواهند زد. به گزارش دانشجونیوز، این اعتصاب در روز ۱۱ اردی بهشت ماه (۱ مه) و به مناسبت روز جهانی کارگر و ۱ روز پیش از روز معلم، در همبستگی با معلمان و کارگران سراسر کشور برگزار خواهد شد.
دانشجویان قصد دارند با اعتصاب نمادین، اعتراض خود را نسبت به وضعیت سخت معیشتی و مشکلات کارگران و معلمان و فشارهای اجتماعی بر آنان اعلام نمایند. در این اعتصاب، دانشجویان ضمن حمایت از تمامی کارگران، همبستگی خود با معلمان و به خصوص اساتید سراسر کشور را اعلام خواهند کرد.اعتصاب غذای دانشجویان در صحن دانشگاه های مختلف کشور در روز شنبه ۱۱ اردیبهشت برگزار خواهد شد.
۳- سایت ها و رفقای وبلاگ نویسی که موافق باشند میتوانند یک کمپین تبلیغاتی وسیع ایجاد کنند و به این موضوع در سایت ها و وبلاگ های خود نیز بپردازند
۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه
آیا تشکیل و ادامه کمپین Boobquake ( پستان لرزه ) می تواند تبدیل به یک پیش زمین لرزه سیاسی برای جمهوری اسلامی شود؟
بیش از 185,000زن در گروه فیس بوکی boobquake و بیش از 40,000 نفر در گروه مشابه ای ، امروز فعالیت خود را شروع کرده اند تا ثابت کنند که صدیقی، امام جمعه تهران اشتباه می کند و زلزله ربطی به پستان یا نحوه پوشش زنان ندارد! / این گروه توسط جنیفر مک رایت، 22 ساله بنیان نهاده شده است
آنچه که مهم است ، اینک بیش ازده ها هزار نفر از سراسر جهان وارد این کمپین شده اند ، پتانسیلی که میتوان آن را در خدمت مبارزات زنان در خیابان گرفت . جمهوری اسلامی امید واراست که امسال نیز در تابستان به بهانه طرح حجاب و عفاف موسوم به "مبارزه با مفاسد اجتماعی" ، یورش خود را بر زنان و جوانان آغاز کند ، اما اینک با حساس شدن افکار عمومی جهانی نسبت به رابطه پوشش زنان با زلزله و آشنا شدن بیشتر مردم جهان به افکار و اهداف عقب افتاده ضد زن جمهوری اسلامی با کوچکترین اقدام جمهوری اسلامی در سرکوب زنان به بهانه پوشش ، می توان فورا یک کارزار جهانی راه انداخت که نتیجه چنین تفکراتی در راس قدرت اسلامی است که دست به چنین جنایاتی میزند . شاید هم بتوان با عضو شدن در این کمپین و ترجمه گفته های مقامات جمهوری اسلامی در لزوم سرکوب زنان ، قبل از حمله جمهوری اسلامی یک کمپین تدافعی و پیش گیرانه ایجاد کرد .
از جمله میتوان به گفته های مریم مجتهدزاده ، خامنه ای ( خ . ر ) ،احمدی مقدم ، علم الهدی ، آخوند عزیزاله خوشوقت ، مصطفی محمد نجار ،احمد رضا رادان و خطیبان نماز جمعه تهران ( کاظم صدیقی، احمد جنتی و احمد خاتمی ) اشاره کرد :
رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گفت ممکن است در اجرای طرح حجاب و عفاف از «زور» و «گشت ارشاد» استفاده شود.
مریم مجتهدزاده افزوده که هنوز زمان استفاده از این عامل برای گسترش حجاب و عفاف نرسیده است.
مجتهدزاده اظهار داشت: «جامعه ما اسلامی است، بنابراین در صورتی که کار فرهنگی در زمینه اشاعه عفاف و حجاب در جامعه جواب نگرفت، برای حفظ ارزشها باید از ابزار دیگری استفاده کرد.»
وی در عین حال افزود: «بعید میدانم که کار فرهنگی در زمینه اشاعه حجاب و عفاف جواب ندهد و مبادرت بهزور برای ایجاد امنیت اجتماعی مرحله آخر است.»
با نزدیک شدن به سالگرد مبارزات خیابانی در خرداد ماه و آمدن تابستان ، رهبر جمهوری اسلامی( خ . ر ) با فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی گفت : طرح عفاف و حجاب باید با جدیت و قاطعیت اجرا شود. باید در مقابل کج روی و عمل مفسدانه فردی، اجتماعی و سیاسی بطور قاطع برخورد شود. در برخورد با برخی افراد که تعمداً یا از روی بی توجهی چهره جامعه را از لحاظ دینی، نجابت و عفاف خارج می کنند نیز باید برخوردی قوی و صحیح انجام شود.
مصطفی محمد نجار، وزیر کشور دولت محمود احمدی نژاد از آمادگی همه جانبه نظام برای اجرای طرح عفاف و حجاب خبر داد و دامنه آن را "از خانواده تا مهد کودک" اعلام کرد.
احمد رضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی گفت :
در آیندهای نزدیک شاهد اجرای طرحهایی خواهیم بود که موجب افزایش احساس امنیت در تهران و کشور خواهد شد.
وی افزود: برای مقابله با گردنکشان و متجاوزان به حقوق مردم با دستگاه قضایی هماهنگی شده و این تبهکاران مورد برخورد پلیس قرار خواهند گرفت.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۵, یکشنبه
پیش به سوی اول ماه می

رفقا، کارگران، زنان و دانشجویان
انسانهای آزاد و بی ارباب
روز جهانی کارگر را بدون پیوند به هر حزب و سازمانی برگزار کنید.تا همگان بدانند جنگ طبقاتی کار و سرمایه جناحی و گروهی نیست و متعلق به کلیت بدنه جامعه بشریست.
همه در این روز پرچم آزادی و برابری را فارغ از هر این و آن بر افراشید و به هر گونه دولت و حکومت به دلیل اینکه ذات آنها ایجاد زندان و قانون برای غالبیت اکثریت جامعه بر اقلیت آن است و در هر صورت گروهی از جامعه و انسانهای آن مورد بهره کشی و ستم قرار میگیرند نه بگویید.
رهایی طبقه کارگر رهایی جامعه جهانی و بشریت است.کارگر مرز ندارد و هیچ وابستگی حزبی و ایدئولژیک ندارد زیرا در غیر این صورت وظیفه تاریخی ،طبقاتی خود که همان رهایی بشر از مناسبات برده داری،بهره کشی و استثمار است را نمیتواند اجرا کند.
کارگران که متشکل از تمام اقشار جامعه میشوند ،مطالبات حقی و حقوقی زنان ،دانشجویان،کودکان،و همه رنجبران جامعه را تنها با شعار نه دولت نه قانون میتواند طلب کنند.
حکمرانان تاریخ را با خون نوشته اند.خون ما ،خون استثمار شوندگان،خون آنها که نه گفتند، و اقتدار گرایان برای تداوم سلطه سرمایه و قدرت و ساختار( خانواده دین دولت)به عنوان ۳ رکن اصلی استیلای حکومت به آزادی ما زندگی ما و فردیت ما اعلان جنگ داده اند.
اول ماه می خیابانها مال ماست.برای نه گفتن به سلطه، اقتدار،قدرت و سرمایه.
با شورش و انقلاب تا آزادی و برابری بدون مرز و محدوده حتی اگر یک نفر از ما باقی بماند.
اتحاد و مبارزه.
http://anarchoanarchia.blogspot.com/2010/04/blog-post_25.html۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه
پیشنهاد به آنارشیست ها ی NRW برای شرکت در اول ماه می در کلن
Sozialrevolutionärer Block auf der Bündnisdemo,
Treffpunkt: 11:30 Uhr, Hans-Böckler-Platz / LC36
۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه
آقای ابراهیم نبوی ، من هم یک عوضی ، گوساله ، بزغاله و محارب هستم
البته آقای نبوی ، غرض مرضی نداشتم ( منظور از "غرض مرضی " اینجا نه به این معنا بلکه به آن معنا است ، نه اولی بلکه دومی است ) ، همین جوری از سر بی کاری ۳ سالی رفتم وزارت کشور ، خوب چی کار کنم ، جوان بودم و بی کار، یک دفعه یک پست معاونت به ما پیشنهاد کردند ، نه اینکه فکر کنید پارتی بازی کردند ، باور کنید چون جوان لایقی بودم و سوابق انقلابی از سال ۵۷ داشتم و درخدمت نظام بودم ، آقای ناطق نوری در گوشم تو مسجد گفت : چون شما بعد از انقلاب جزو ۳۰۰۰۰ معلم اخراجی نبودین ، در تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری شرکت نکردین ، جزو هزاران کارگر و دانشجوی اخراجی نبودین ، بین هزاران انقلابی ، شما را انتخاب میکنیم .
آقای نبوی ، جان شما ، سر جریان طرح اسب تروا برای ۲۲ بهمن نیز چون از دوران بچه گی از داستان اسب تروا خوشم میامد ، گفتم آن را یک امتحانی بکنم ، البته آقای نبوی ، یک دفعه فکر بد نکنین که الان در اپوزسیون نیز دارم نقش اسب تروا را بازی میکنم ، چون از بچه گی این داستان را دوست داشتم ، نه جان شما ، سید که دروغ نمیگه ، حتی اگر خ . ر باشه ، پس به جان هر چی سید است ، راست میگم .
بعدش هم برای تقویت بالاترین ، هر کاری از دستم آمد در جرس و خود نویس انجام دادم ، اصلا هدف ما از این ۲ تا سایت تقویت بالاترین و تحکیم اتحاد بوده است ، جان آقای نبوی در این ۱۰ ماه با طنز نویسی و جدی نویسی در این سایت ها فقط در جهت اتحاد قلم زدم ، در این باره میتوانید از ج . ا نیز سوال کنید .
آقای نبوی سر قضیه بلژیک (گردهمایی 23 سپتامبر۲۰۰۹ در بروکسل ) نیز ، برای من حرف در آوردن ، آخه شما به سال ها سابقه مبارزاتی من در وزارت کشور نگاه کنید ، آیا ممکن است با آن سوابق مبارزاتی در وزارت کشور من گفته باشم که "آنها در سالهای 60 یک مُشت کمونیست بودن و باید می مردن و شما هم 5% هستید و حقتون همونه"
نوشته شده توسط : یک عوضی طنز نویس
۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه
به هم بپیوندیم!
دعوت از تمام مبارزان علیه سیستم سرمایه داری
- فعالین جنبش جوانان، زنان، دانشجویان، کارگران، حاشیه نشینان، "غیر"قانونی- و خارجی ها
- مبارزان چپ، آنارشیست ها، آتانوم ها ،ضد فاشیست ها و سوسیالیست های آزادمنش
- فمینیستها، طرفداران محیط زیست و حیوانات، کوئیر ها (همجنسگرایان، بای سکسوال ها، ترنس ها و ...)
- دوستان و رفقای علیه نظامی گری
- .....
آنان که مخالف تمرکز قدرت، انباشت سرمایه، هر نوع اقتدار ، سلسله مراتب، اتوریته، سانترالیسم، سرور و صاحب، دولت، حکومت، حزب، مرز، تسلیحات نظامی، نیروگاه اتمی، فقر، ارتش، سربازی، زندان، سرمایه داری، مرد سالاری، نابرابری، مذهب، خدا و...هستند.
ما خواهان حاکم شدن جامعه بشری بر سرنوشت خویش هستیم و مبارزه میکنیم تا هیچ قانون و هنجاری در مقابل آزادی و برابری انسان وجود نداشته باشد.
ما برای گذر از دوران اقتدار سرمایه داری، دوران بهره کشی انسان از انسان نیاز به نابودی تمام ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سیستم سرمایه داریم. ما بهترین آلترناتیو کنونی را آنارشی میدانیم و هدفمان ایجاد یک کارزار تبلیعاتی جهت ترویج روحیه ی خودگردانی است.
موضوعات مورد بحث و گفتگو را خود جمع تعیین می کند.
موضوعات پیشنهادی فعلی به نشست عبارتند از:
- مالکیت خصوصی و نظام استثمارگرانه ی سرمایه داری (اعم از سرمایه داری دولتی و غیر دولتی)
- آتوریته، سلطنت، ولایت، رهبریت ، مرکزیت و دیکتاتوری
- ناسیونالیسم، نژادپرستی، مردسالاری و نخبه گرایی
- فدرالیسم، شوراها، خود مدیریتی و خودگردانی
- ......
بیاییم ایدهایمان را به اشتراک بگذاریم.
بیاییم در یک نشست حضوری تجربیاتمان را اینترناسیونال منتقل کرده و گامهایمان را هماهنگ کنیم.
تاریخ و مکان نشست بزودی در وبلاگ های زیر اعلام میشود:
وبلاگ شاهین شهر - اندیشه های ( سیاسی) نوین و مترقی
صدای آنارشیسم
KAF فورومی آنارشیستهای کردستان
در همین رابطه از کمک نظری و فکری دوستان ممنون میشویم. دوستان میتوانند برای درج نظرات از بخش ارسال نظرات این بلاگ و دیگر آدرس های داده شده و ایمیل بلاگها استفاده کنند.
نظر ههژێن:
حرکت کنید تا چیزی هم با شما به حرکت درآید.
آن کهدیروز در قیام ها و تظاهرات (1357 و پارساڵ شکست خوردیم، بهخاطر آن بود، که قربانی آرمانهائی شدیم و فرمانی خودرا بهدیگران، بهاقتدارگراها و سلطهجوها سپردیم، آنهائی کهتنها هدفشان حکمرانیشان بر ما بوده و است.
۱۳۸۹ فروردین ۱۱, چهارشنبه
مراسم چهارشنبه سوری در شاهین شهر
گرد همایی و خواندن یار دبستانی من
دیکتاتور پینوشه ، جای تو آتیشه ( البته صدا خوب مفهوم نیست )
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
رفراندم ،رفراندوم ، این است شعار مردم
نترسید ، نترسید ، ما همه با هم هستیم
۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه
پیشنهاد تدوین فراخوان فوری برای نجات جان بیش از سه هزار افغان که در ایران منتظر اعدام هستند
انسان های آزاده سر تاسر جهان
خبر نگاران و روز نامه نگاران
مجامع حقوق بشری و نیرو های چپ
خبر باور نکردنی است ، جان ۳۰۰۰ انسان در ایران در خطر است . در ایران ۵۶۳۰ نفر افغان محبوس اند و از میان آنها بیشتر از ۳۰۰۰ نفر بر اساس فیصله نهایی (حکم قطعی) محکوم به اعدام هستند. من به عنوان یک وبلاگ نویس از سایر همکاران وبلاگ نویس ایران و افغانستان تقاضا میکنم در ایجاد یک کمپین دفاع از جان این ۳۰۰۰ انسان و سایر کسانی که در خطر اعدام در ایران قرار دارند ، اقدام فوری صورت دهیم .
کاربران و هم کاران بالاترین ، لطفآ خبر را بیشتر منعکس کنیم و برای آن لینک داغ ایجاد کنیم .
وبلاگ نویسان علیه اعدام ، پیشنهاد میکنم ، لطفآ فراخوان سومی تهیه کنید و در این رابطه امضا حمایتی جمع کنیم و از حمایت کننده گان بخواهیم که در این زمینه به اشکال مختلف فعال شوند.
لطفآ به هر شکل ممکن در این زمینه تلاش کنیم و پیشنهاد ارائه بدهید .
با سپاس
مجید جعفری هرستانی
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2010/03/100313_k02-afghan-iran-presinors.shtml
از تکرار مجدد تجربه های شکست خورده ، در جهت اتحاد عمل مکانیکی توسط کانون ها و یا احزاب بپرهیزیم
اگر نیرو های چپ در تشکلات زنان ، ملیت ها ، جوانان ، هم جنس گرایان ، کارگری ، وبلاگ نویسان ، تشکلات شهری ، کانون های دموکراتیک و... یک فراخوان مشترکی برای یک حرکت با جهت سوسیالیستی بدهند ، آنگاه ما نیز میتوانیم به آنها بپیوندیم ، نه اینکه حرکتی را به جای آنها و به نام آنها آغاز کنیم و یا اینکه حرکت های ما نیرو های چپ ، با پرچم مستقل چپ نباشد .
این مطلب نقد این ۲ حرکت است .
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=14370
http://nedayeazadi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=591
منظورم از این نقد این است که ۲ نگاه و بینش متفاوت درون جنبش چپ وجود دارد ، یک نگاه که خود را محور تغییرات در ایران میداند که نگاه احزابی است که میخواهند کسب قدرت سیاسی کنند ، بدون آنکه حزب سراسری به معنای واقعی آن باشند و فقط نام آن را یدک میکشند ، مانند مورچه ای که وقتی آب میبردش ، فریاد میزند که آب دنیا را برد ، پس شکست خود را شکست چپ تصور میکنند . نگاهی که میخواهد جنبش ها را بررسی کند ، بدون آنکه لااقل فعالین و تشکلات همان جنبش ها در آن نشست و بررسی ها حضور داشته باشند . اگر تمامی احزاب موجود چپ دور هم جمع شوند باز بر روی فعالین چپ جنبش زنان ، جنبش کارگری ، جنبش دانشجویی و ... تاثیر گذار نخواهند بود تا زمانی که یک حرکتی شکل بگیرد که لااقل تشکلات و فعالین چپ موجود جنبش ها ی اجتماعی نیز در آن حضور داشته باشند .
اما در مورد نقد نشست کانون ها در هامبورگ میتوانید به مقاله زیر مراجعه کنید .
http://chapkoeln.blogspot.com/2010/03/blog-post_1647.html
صبح چهارشنبه 10 مارچ 2010 آنارشیست 35 ساله ی یونانی توسط پلیس به قتل رسید.
-
صبح چهارشنبه، 10 مارچ 2010، Lambros Foundas، آنارشیست 35 ساله ی یونانی در حومه ی Dafni (جنوب آتن) توسط پلیس به قتل رسید.
پلیس ادعا می کند که Lambros Foundas یک "تروریست" بوده و سلاح گرم با خود حمل می کرده و در حین سرقت یک اتومبیل مورد تیراندازی پلیس قرار گرفته و جان باخته است.
Lambros Foundas یکی از 500 آنارشیستی بود که در تظاهرات دانشگاه پلی تکنیک آتن در سال 1995 دستگیر شده بود.
۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه
پاشیدن رنگ به عنوان اعتراض جلوی درب ورودی شرکت درگر
http://de.indymedia.org/2010/03/275199.shtml
مطالبات و خواست ها
۲ - کارخانه های اسلحه سازی را در سر تاسر جهان تعطیل کنید .
۳- سازمان ملل ، سازمان دولت هاست . سازمان ملل را ، خود ایجاد کنیم .
۴- نیرو گاه های اتمی در سر تاسر جهان را تعطیل کنید .
۵- زندان ها را در سر تاسر جهان تعطیل کنید . ۶
- نه قفس برای حیوانات و نه زندان برای انسان ها .
۷-
به یاری فوری پناهجویان ایرانی در ترکیه بشتابیم
ضرورت برگزاری نشست مشورتی آنارشیست ها
پیشنهاد : روز زن ۸ مارس در ایران بین مردم در سطح گسترده شیرینی پخش کنیم
پیشنهاد ایجاد شبکه وبلاگ نویسان بالاترین
چگونگی کارکرد شبکه وبلاگ نویسان: هر وبلاگ نویس یک وبلاگ به این کار اختصاص میدهد و در آن فقط یک لیست پیوند از سایت های بروز شده اعضای شبکه وبلاگ نویسان ایجاد میکند . مثلا اگر این شبکه ۵۰۰ وبلاگ نویس داشته باشد ، هر وبلاگ ایجاد شده دارای ۵۰۰ آدرس وبلاگ خواهد بود . در این وبلاگ ها چیزی نوشته نخواهد شد و فقط لیست پیوند دارد . طبیعتا با نوشتن هر گونه مطلب در وبلاگ خود ، دیگران نیز از مطلب ما نیز مطلع خواهند شد. با این کار هیچ تمرکزی نیز در بین خود ایجاد نخواهیم کرد و همه به یک اندازه در آن مشارکت خواهند داشت .
در واقع ۵۰۰ وبلاگ جدید و هم شکل ایجاد می شود که اگر هم زمان هر وبلاگی ۱۰۰ بازدید کننده داشته باشد ، ۱۰۰ ضربدر ۵۰۰ می شود ۵۰۰۰۰ بازدید کننده را همزمان پاسخگو خواهد بود . در واقع این ۵۰۰ وبلاگ یک شبکه وسیع ارتباطی را ایجاد خواهد کرد و یک وسیله ارتباط دائمی بین ما نیز خواهد بود و همدیگر را در شبکه اینترنت گم نخواهیم کرد . در واقع کاربرد اصلی این شبکه در روز مبادا خواهد بود و در عین حال مثل اتحادیه صنفی وبلاگ نویسان می تواند عمل کند و چنانچه سوال یا کمکی در باره وبلاگ نویسی داشتیم بتوانیم از این طریق اقدام کنیم . به نظر من در این شبکه فقط دشمنان آزادی قلم و بیان و اعمال کنندگان و طرفداران سانسور و سرکوب وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران جایی ندارند .
۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه
پیشنهاد : ایجاد شبکه وبلاگ نویسان بالاترین
گفتگو : قسمت دوم - برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟
ای دژخیمان ابله
نقد چپ به نشست هامبورگ
جمعی از چپهای شهر کلن