۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه

جنسیت، زن، زندان

با سلام به حضار شرکت کننده در این مراسم!

من در این چند دقیقه می خواهم به سه نکته که برایم مهم است بپردازم.

نکتۀ اول:

من خودم را با هویت زندانی سیاسی تعریف نمی کنم .

نکته دوم:

در مورد آپارتاید جنسیتی است که رژیم می خواست از همان ابتدای به روی کار آمدن، در جامعه پیاده کند و زنان را بویژه بوسیلۀ حجاب به زیر سلطه بکشد.

نکته ی سوم:

استفادۀ رژیم های توتالیتر و ایدئولوژیک از زندان برای سرکوب و آزمایش کردن مناسبات و ساختارهائیکه می خواهند در جامعه پیاده کنند. زندان بهترین آزمایشگاه برای رژیم های توتالیتر است.

نکته ی اول برایم خیلی مهم است و می خواهم روی آن تاکید کنم که هویت من زندانی سیاسی نیست. من خودم را با هویت زندانی سیاسی تعریف نمی کنم. من قبل از زندان، فعال جنبش چپ بودم و هویت کنونی خود را فعال جنبش زنان می دانم. در واقع به زندان افتادن، یکی از عواقب فعالیت سیاسی من بود. مقوله ی زندانی سیاسی به خودی خود گویای همه ی مسائل نیست.

در زندان من کنار یارانم زندگی کردم، اشک ریختم و خندیدم، لودگی کردم و ترسیدم. ولی خیلی درسها از آنجا آموختم و حالا دارم تمام آن آموخته ها را به کار می برم، از جمله اینکه زندگی با تمام پستی و بلندیهایش برایم زیباست، یاد گرفتم که چطور با خودم و دیگری در مورد قدرت طلبی، عشق، و دوستی رفتار کنم و برای تمام این واژهای خوب ارزش قائل باشم. و اینکه نگاه ام به انسان به عنوان نیرو، ابزار، یا عنصر نباشد. یاد گرفتم بدون هیچ چشم داشتی عشق بورزم، و همین عشق ورزی به تمام وجوه انسانی و طبیعی را دوست بدارم. و این جنبه های انسانی و طبیعی است که به من نیرو و انرژی می دهد تا بتوانم روی پاهای خودم به درستی به ایستم.

نکته ی دوم که همه ی شما ها آن را می دانید و فکر می کنم تکراری باشد. ولی من معتقدم آنقدر باید تکرار کرد و گفت و روی آن نقاط منفی ومثبت کوبید تا همگان بشنوند و آنهاییکه نشنیده اند هم بشنوند، تا بصورت خودآگاهی همگانی در آیدمثلاً در مورد اعدام. من امروز مثل بسیاری از شما آموخته ام که اعدام عملی ضد بشریست. اگر 32 سال پیش من، به عنوان زن چپ از همان فردای انقلاب آگاه به این مسئله بودم، به همۀ آن اعدام های وحشیانه اعتراض می کردم تا به اینجا نرسد که الان رسیده است. دیگر خودی و غیرخودی نمی کردم. مانند امروز که ما هنوز زنانی را می بینیم و می شنویم که با صدای بلند می گویند الان وقتش نیست که مطالبات زنان را مطرح کنیم، مانند آن زمان که دوستان سیاسی مرد ما می گفتند رفیق الان وقتش نیست که در مورد حجاب حرف بزنیم. اگر من زن در آن دوره همین آگاهی نسبی را داشتم که امروز در مورد حجاب و مطالبات زنان به آن رسیده ام، حتماً سعی می کردم به عنوان یک زن سیاسی چپ آن دوره مطالبات زنان را در درجه ی اول قرار دهم. مانند کولنتای که در آن دوره در مقابل لنین ایستاد ولی متاسفانه او را به یک کشور دیگر تبعید کردند و گفتند تو سفیر این کشور باش مسئله ی زنان با این انقلاب حل شده است.

متاسفانه با گذشت 32 سال از عمر رژیم اسلامی هنوز هم بخشی از زنان ما می گویند که هنوز وقتش نیست که ما زنان، مطالبات خودمان را مطرح کنیم.

وقتی به مسائل دیگر از جمله خواسته های دمکراتیک می پردازیم، هم زنان و هم مردان براحتی از این خواسته ها دفاع می کنیم، اما در مورد مسائل زنان اما و اگر پیش می آید.

من در اینجا از همه ی دوستان سئوالی دارم. مگر مطالبات زنان دموکراتیک نیست ؟من نمی دانم چطور در کشورما وقتی این مطالبات مطرح می شود می گوییم الان نه! من می پرسم پس کی؟

نکته سوم

رژیم توتالیتر و ایدئولوژیک اسلامی از همان فردای به قدرت رسیدن رسیدن، زنان را تحت انقیاد، سرسپردگی، اطاعت و فرمان برداری در آورد تا بدین وسیله تمام جامعه را تحت سلطه ی خود در آورد. ما زنان سازمان های سیاسی چپ و غیر چپ بصورت فردی در مقابل رژیم مقاومت کردیم، و می بینیم که چطور جنبش زنان در ایران سیاسی تر از سایر جنبش های دیگر است. البته من نمی خواهم سایر جنبش های دیگر را نادیده بگیرم یا اینکه برای آنها ارزش قائل نباشم. ولی همان طور که همه ی شما به خوبی می دانید و به یاد دارید از همان فردای روزیکه خمینی دستور داد همه زنان حجاب داشته باشند، آن 8 مارس بیاد ماندنی سال 58 بوجود آمد.

همه ی ما بخوبی می دانیم که تمام رژیم های دیکتاتوری نیازمند یک توجیه ایدئولوژیک هستند. از جمله رژیم اسلامی که فرهنگ و اسلام را در جامعه ی ما در هم تنیده و از آن یک ایدئولوژی حکومتی درست کرد و توانست با این حربه به توجیه آدم کشی های خود بپردازد. هر رژیمی برای ماندگاری خود باید بتواند مردم را خوب توجیه کند. زیرا باید از خود مردم که به ماندن رژیم کمک می کنند، استفاده کند. باید از آنها آدم کشهای خوب تربیت کند، تا این آدم کشها با توجیه دفاع از اسلام یا سرزمین اسلامی، خودشان را فدای دیکتاتورهای حاکم کنند. بله رژیم توانست از این حربه ها استفاده کند این زنان و مردانی که امروزه دارند زندان ها را می چرخانند باید برای آدم کشی های خود شان توجیهی داشته باشند. این توجیهات چیست؟ یک روز ما داریم با عراق می جنگیم پس برای دفاع از سرزمین اسلامی باید عده ای را بکام مرگ فرستاد. روز دیگر با مخالفان داخلی روبرو هستیم باید این توجیه را آورد که این زندانی ها منافق و چپ بی خدا و بهایی هستند، یا اینکه این ها آدمها ی غیر اخلاقی هستند و... بله باید این حرف ها را بزنند تا بتوانند آدم کشی هایشان را توجیه و منطقی جلوه دهند. رژیمهای توتالیتر و ایدئولوژیک خوب می توانند انسان ها را شست و شوی مغزی بدهند، ما نمونه های زیادی از آن را می شناسیم، مانند آلمان هیتلری، که هنرمندان و نظریه پردازان خودش را داشت که به توجیه کردن رفتارهای فاشیستی می پرداختند. خوب یک رژیم توتالیتر و هار تمام آن حاکمیتی را که می خواهد در جامعه پیاده کند، می تواند در زندان آزمایش کند. حالا من زن در دست او اسیر هستم و خیلی راحت به عنوان یک موش آزمایشگاهی در سیستم ایدئولوژیک و توتالیتری او مورد آزمایش قرار می گیرم. او می خواهد روی من زن زندانی به صورت عریان و خشن آزمایش کند.

آنها می خواهند من زن را تحت سلطه ی بی چون چرای خود در آورند. اعمال قدرت بصورت مطلق! می خواهند جدایی جنسیتی را بطور مطلق در تمام محورهای جامعه به وجود بیاورند. می خواهند در ندامتگاه خودشان مرا تربیت ایدئولویک نمایند.

تربیت ایدئولوژیک در زندان یعنی چه؟

من زن هستم در دستان او اسیر، اصلن در این رژیم زنانگی من به رسمیت شناخته نمی شود چه به رسد به اینکه از لحاظ قانونی به عنوان یک زندانی حقوق قانونی من به رسمیت شناخته شود. من زن پریود می شدم، حتی بعضی از ما بر اثر شکنجه های زیاد همیشه دچار خونریزی بودند. و ما همیشه با کمبود نوار بهداشتی روبرو بودیم، امکان حمام کردن در هفته یک بار و آن هم فقط 20 الی 30 دقیقه برای تعدا زیاد بود که ما این مدت را برای کودکان و مادران حامله و پیر و بیماران در نظر می گرفتیم حالا تصورش را کنید که چه فاجعه ای بوجود می آمد. تمام بند را شپش و بیماری گال فرا می گرفت. تقریبن تمام ما موهایمان را کوتاه می کردیم .

نشانه های زنانگی و جوانی ما، که همان تن وبدنمان بود با فشار طاقت فرسایی انکار می شد. چه گونه؟ ما حق پوشیدن لباس تنگ یا شلوار تنگ و کوتاه نداشتیم. ما حق استفاده از رنگهای شاد و زنده را نداشتیم. تا آنجاییکه برای آنها مقدور بود می خواستند ما زیبا و سر زنده نباشیم. ولی زندان بان نمی توانست در همه ی عرصه ها بتازاند ما مقاومت می کردیم به خانواده با ایما و اشاره می گفتیم لباسهایی با رنگهای شاد بفرستید. یا بعنوان نمونه یکی از دوستان مرد که درزندان قزل حصار دوران زندان را گذرانده بود تعریف می کرد که در یکی ازمصاحبه های اجباری، یک زن زندانی بنام شهرنوش پارسی پور هنگام مصاحبه از پوشیدن چادر اجتناب می کند و تنها با مانتو و روسری حاضر به مصاحبه می شود که مسئولان قبول می کنند.

ما به عنوان زن زندانی همیشه از تجاوز ترس داشتیم به خصوص در روزهاییکه زیر بازجویی بودیم. خودم با چشمان بسته و گوشهای باز شاهد بودم که بازجو حامد چگونه می خواست به دختر بچه ی 12 یا 13 ساله ای که به خاطر خواهران و برادرانش گروگان گرفته شده بود، تجاوز کند . زن زندانی به خصوص در سلولهای انفرادی بیشتر در معرض این خطر قرار داشت.

داشتم از تربیت ایدئولوژیک می گفتم. از وقت نماز صبح تا نماز مغرب و عشا، مدام از بلندگو سرودهای جنگ ونوحه های آهنگران پخش می شد. و از تلویزیون مدام فیلم هاییکه که می توانست به توبه کردن ما کمک کند پخش می کردند. تئوریسین های تواب از چپ و راست که با زندانبانان به یک تفاهم ضمنی رسیده بودند، در یک هم کاری تنگاتنگ وخشونت بار می خواستند هر چه بیشتر ما را در هم شکنند. البته بعضی مواقع موفق بودند و بعضی مواقع هم دچار شکست می شدند و این بیشتر دیکتاتورها و توابین بیچاره را وادار به خشونت در تمام عرصه ها می کرد. آنها هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی از هیچ کاری دریغ نمی کردند. هر شب باید به زور با چادر و چشم بند در صف، به حسینیه می رفتیم به قصد تواب پروری. تا به مزخرفات برادرهای تئوریسین حزب الله گوش کنیم. یا روزهایی که باید از تلویزیون مدار بسته به مزخرفات سران برگشته ی تمام سازمان ها گوش می کردیم و بیچاره بچه های کوچولو را باید تمام مدت ساکت نگه می داشتیم. و در بیشتر این مصاحبه ها موضوع اصلی مسئله زنان بود و ادعای این که زنان با مردان در سازمانها یا خانه های تیمی رابطه نا مشروع داشتند.

دیگر بیشتر از این نمی خواهم بگویم زیرا همه ی شما بعد از 32 سال درنوشته های بی شماری که بصورت خاطرات زندان منتشر شده است، با این مسائل آشنا هستید. بیش از این وقت شما عزیزان را نمی گیرم.

من امروز می توانم با تمام سلولهای وجودم اسیرانی را که در بند رژیم آدمکشان هستند، حس کنم. امیدوارم که روزی در دنیا مسئله ی شکنجه، زندان و اعدام از بین برود و ما در این سالن ها ننشینم تا در مورد این مسائل صحبت کنیم.

در خاتمه شعری را که روی دیوارسلول حک شده بود و من آن را مانند تشنگان به روحم تزریق می کردم برایتان بخوانم. با این شعرها روحم جان می گرفت.

شبانه شعری چگونه توان نوشت

تا هم از قلب من سخن گوید، هم از بازویم؟

شبانه

شعری چنین

چگونه توان نوشت؟

من آن خاکستر سردم که در من

شعله ی همه ی عصیان هاست.

من آن دریای آرامم که در من

فریاد همه ی طوفان هاست،

من آن سرداب تاریکم که در من آتش همه ی ایمان هاست.

در خاتمه ممنون از شما عزیزان که با صبر و شکیبایی به دادنامه ی من گوش کردید.

اکرم خرداد2010

۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

گزارش و نقد گردهمایی جوانان و دانشجويان موج سبز ـ کلن در یکشنبه ۳۰ خرداد (۲۰ یونی)

گزارش : این برنامه با حضور حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر و با پخش خرما ، حلوا ، شعله زرد ، شمع و عکس با روسری ندا و با حمایت ۷ تشکل دیگر ( 1- حاميان مادران عزادار در ايران - مادران صلح دورتموند 2- جمعيت کردهای مدافع حقوق بشر - کلن 3- چپ دمکرات آذربايجان - هئيت تحريريه سايت آذربايجان 4- جمعی از ايرانيان Ruhrgebit
۵- ما هستیم6- اتحاد برای ايران کلن – بن7- جمعيت پشتيبانی از مبارزات دموکراتيک مردم ايران ـ کلن ) بر گذار شد .
در بیانیه آنان می خوانیم :
ندا جان گرچه فریاد آزادی خواهانه ات بیرحمانه در سینه خفه شد ، ولی بدان که ندای آزادی خواهانه ات جهان را به لرزه درآورده است .در روز یکشنبه ۳۰ خرداد (۲۰ یونی) بزرگداشت شهدای راه آزادی ایران و سالگرد به شهادت رسیدن ندای آزادیخواهی ملت ایران ندا آقا سلطان توسط جوانان و دانشجویان سبز کلن (آلمان) برگزار خواهد شد. به مناسبت مراسم سالروز قتل ندا صالحی آقا سلطان در تهران و دیگر شهرهای جهان، ما نیز برای همبستگی با خانوادۀ او و گرامیداشت خاطرۀ جاودانش در کلن گرد هم میآییم تا یاد او، سهراب، اشکان، مسعود، ترانه، کیانوش و همۀ کشته شدگان وقایع اخیر در ایران را زنده نگاه داریم .از همهٔ دوستان با هر مرام مسلکی دعوت می‌کنیم تا با حضور خود در این مراسم، خود را در غم خانوادگان این شهیدان راه آزادی میهن شریک دانسته و همزمان ندای ازادیخواهی ملتمان را به گوش سنگین جهانیان برسانیم.

نقد : درست است که این تشکلات بخش راست جامعه را نمایندگی میکنند و این نیرو ها سکولار نیستند ولی پنهان کردن چهره به شدت مذهبی آنها در فراخوان خطاب به مردم ، عدم برخورد صادقانه با مردم است . استفاده از نام ندا و دیگر کشته شدگان راه آزادی و ارائه یک برنامه مذهبی ، دادن آدرس غلط به مردمی است که می دانند راه آزادی در گذر از هر نوع حکومت مذهبی است . مردمی که مبارزه می کنند ، میخواهند از حکومت و دخالت مذهب آزاد و رها باشند . به هر حال اینگونه برنامه ها هم به چهره مبارزات آزادیخواهانه مردم در جهان لطمه وارد می کند و هم به اعتماد مردم لطمه می زند و هم باری دیگر مورد سوء استفاده و عدم صداقت بخشی دیگر از نیرو های مذهبی جامعه در عمل قرار می گیرند .
لازم به ذکر است که این برنامه اعتراض و نارضایتی بسیاری از شرکت کنندگان را فراهم کرد .

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

دعوت به همکاری : پزشک جهت معاینه و پیگیری درمانی کودکان

جمعیت دفاع با زیر پوشش قرار دادن 350 کودک که بیشتر کودک کار و یا وابستگان این کودکان هستند از اعضا فیس بوک خود تقاضا دارد که در صورت داشتن تخصص لازم در زمینه دندان ، چشم ، پوست و یا در رده پزشکی عمومی جهت همکاری با اتاق بهداشت جمعیت اعلام آمادگی کند
نکات زیر قابل توجه است
1-همکاری می تواند بصورت حضوری در محل پروژه واقع در نعمت آباد باشد و یا پذیرش این کودکان در محل معرفی شده از طرف داوطلب باشد
2-همکاری بهتر است قانونمند و دارای برنامه منظم باشد تا در زمینه ها مختلف بتوان پیش بینی های لازم صورت بگیرد
3-معرفی درمانگاه های اشنا یا بیمارستان هایی که با معرفی از طرف شما می توانند در ماه به حدود 5 تا 10 نفر از این کودکان سرویس های درمانی رایگان بدهد بسیار کارگشا و عملی است
ایده های دیگری از طرف شما قابل بررسی است
با تشکر
مدیر سایت فیس بوک جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
http://www.facebook.com/friends/?ref=tn#!/group.php?gid=55746206870
http://www.koodakekar.org/MainPage/default.ngo

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

امام آمد ، امام با طناب دار آمد

به مناسبت نزدیکی به سالگرد مرگ خمینی ، شعر امام آمد را با تغییراتی بروز می کنم.

امام انگلیس و آمریکا ، امام در نمک خوابیده ، امام با نازو بی احساس آمد
امام روسری و توسری ، امام سرکوبگر آزادی ، امام با اسلام در خطر آمد
امام فقر و فحشا ، امام رجم و صلب ، امام با اسلام ناب محمدی آمد
امام هم شرقی و هم غربی ، امام دشمن آزادی ، امام با استقلال و آزادی آمد
امام احکام و رساله ، امام عمه و زلزله ، امام سید سیدان آمد
امام جنگ و ویرانی ، امام جنگ تا پیروزی ، امام جام زهر آمد
امام حکم و جهاد ، امام راه قدس به کربلا ، امام با کلید بهشت آمد
امام سنگسار و بربریت ، امام رهبر آدمکشان ، امام شکنجه و قتل آمد
امام واپسگرا و مرتجع ، امام با صیغه و چند همسری ، امام با اسید و چاقو آمد
امام خون و جنون ، امام سرمایه و مذهب ، امام اسلام طالبانی آمد
امام زور و تزویر ، امام سیزدهم مسلمین ، امام با اسلام راستین آمد
امام حروم و حلال ، امام مقدس با صلوات، امام خلایق هر چی لایق آمد
امام صلوات و الله اکبر ، امام آفتابه در گردن ، امام با مهدی در چاه آمد
امام ریا کار و شارلاتان ، امام با تجاوز به دختران ، امام با صدور دختران آمد
امام دروغگو و تروریست ، امام جنگ 8 ساله ، امام گورستان ها آمد
امام ویرانگر و انسان ستیز ، امام دشمن دیگر ادیان ، امام ستمگر آمد
امام حوزه و بازار ، امام انجمن حجتیه ، امام هیئت موتلفه آمد
امام شلاق و تعزیر ، امام با امر به معروف و نهی ازمنکر، امام جهان اسلام آمد
امام لاکن و اینطور ، امام دشمن مهاجرین افغان ، امام در ماه آمد
امام نادانی و جاهلیت ، امام با بانک اسلامی ، امام ناجی مافیا آمد
امام با حوزه و دانشگاه ، امام دشمن علم و معرفت ، امام با اقتصاد مال خر آمد
امام مرد سالار و ستمگر ، امام بسیجیان و پاسداران ، امام با قوانین اسلامی آمد
امام کاخ و کوخ نشینان ، امام حلبی آباد و کپرنشینان ، امام شمش طلا آمد
امام دختران و کودکان خیابانی ، امام کارتون خوابان و بی پناهان ، امام با صدور انقلاب آمد
امام پیروان و رهروان ، امام هاله نور و چاه جمکران ، امام امام زاده ها آمد
امام هکرها و سانسور چیان ، امام یاغیان و مزدوران ، امام بی ترمزان و بی مغزان آمد
امام مسدودگران و فیلترینگ ، امام دشمن قلم و آگاهی ، امام با طناب دار آمد
امام دشمن وبلاگ و بالاترین، امام دشمن سایت های اینترنتی ، امام با هکرهای مزدور آمد
امام قاتل کردستان و ترکمن صحرا ، امام قاتل ندا و سهراب ، امام خون و جنایت آمد
امام گوساله و بزغاله ، امام محارب و عوضی ، امام با معلم اعدامی آمد
امام باتوم و شیشه نوشابه ، امام قاتل شیرین و فرهاد ، امام کهریزک و اوین آمد

اعدام عبدالحميد ريگي و یا اعدام هر انسان دیگری را محکوم کنیم

زندانی یعنی اسیر و اعدام یعنی کشتن اسرا ،از حق انسانی عدم اعدام هر انسانی باید دفاع کرد .
نه به تروریسم دولتی و تروریسم غیر دولتی که زاده عملکرد دولت ها است .
راه پایان دادن به خشونت در جامعه ایران ، پایان دادن به خشونت دولتی و استبداد مذهبی و در هم شکستن انباشت ثروت و تمرکز قدرت و از بین بردن نابرابری ها، تبعیض ها و فقر است

يکشنبه 19 ارديبهشت بود!

جلادان سرها را شکسته بر سينه می خواستند تا دريابيم دروحشت سرای جنون وخون که ولايت ستون خيمه زده و به تخت جلوس فرموده، امنيت مقدس جاريست. تا مردمان بدانند سرها بدار است وهمچنان مادران داغدار وطن محکوم که به قدمت اين سالهای سياه، تنها و تنها تر ازهميشه گيسوان سفيد چنگيده شان را روی بستر خاک با مويه به باد افشانند.

يکشنبه 19 ارديبهشت اما روز ديگری بود. نگاه پُرسوی 5 اعدامی با چشمان تيزبين وهوشيار از ميان چند قطعه عکس کوچک، سکوت سحرگاه آرام جهان را شکست و موج درموج نام شيرين علم هولي، فرزاد کمانگر، علی حيدريان ، فرهاد وکيلي، مهدی اسلاميان را به پرچم برافراشته و همبسته ی وجدان های بيدارمبدل نمود.

وجدان بيدار، بيداری جان بی قرارهمه ی کسانی ايست که امروزيکشنبه تکان خوردند تا با ابراز نفرت ازجنايت اعدام، سهمی ازبارگران بازمانده گان ومادران وپدران و همسران وکودکان سرزمينمان بردارند وشاهدند که دارد اين وطن بازهم فاصله ی گسست نسل هايش را با لاله های سرخ می پوشاند.

امروزيکشنبه 19 ارديبهشت بود و اين روزنيزبرای حاکمان پيامی دارد : هرآنچه بگيريد وبه بنديد و بکُشيد وبخوريد و بتاراجيد وبا داس مرگ جولان دهيد، هرگزنخواهيد توانست شوق تابناک و شکوهمند آرمان يک جامعه ی همبسته وآزاد را ازدستهای بهم تنيده مردمان سرزمين ما بدزديد. بر خود لرزيد که فرزاد وشيرين ها در راهند و مادران شال های سرخ بسته اند.
نادر ساده
1 شنبه 9 ماه مه 2010

آقا معلم در بند !

بنفشه م. از مهاباد- 12 اسفند 1386 برابر با 2 مارس 2008

آقا معلم در بند !
آقا معلم در بند !
منهم اگر "شرعا " و "عرفا " گناه نباشد
خانم معلمی از صنف توام
و با اندیشه هایی از جنس اندیشه های تو
اما نه ! شک دارم که به آن پاکی و زلالی باشم .
و شک دارم که دخترانم به خوبی
پسران معلم در بندی باشند
که به قیمت جان درسشان داده است
معلمی که در چار دیوارهای بلند
زندان رجایی شهر برای "کوروش"
آن قربانی فقر میگرید و
دلش برای گل خوردن از پسرکان خود
تنگ شده
و چقدر و چقدر رویای پسرانش را
هر چند به "نومیدی" دوست می دارد.
اندیشه های پاکش نمی گذارند
به رویا ها و لیلا ها پشت کند.

بگذار من هم با ذغال
نه ! نه! با ذغال ! نه
با روژ لب شکسته
در جیب روپوش سیاه مریم
از ترس آن ناظم اخمو که خوب
می شناسیمش
درس" کوکب خانم" را
خط قرمزی بکشم تا
بگویم" عمه قزی" شدن
دیگر رسم نیست


من هم دلم تنگ است
من هم دلم تنگ است
من هم خسته از منطق تفریق ها و تبعیض ها
درس ریاضیات را زیر آن سنگ می گذارم
و در شیمی دنبال ماده ای هستم تا
نگذارد دخترکان آفتاب در ایفای نقش
"جنس دومی" خویش ٬ جوان نشده
پیر شوند.

آیا ممکن است؟!!!!

آه که اینجا میان کودکی و نه سالگی
چه فاصله ی حقیریست!!!!!
میان بی گناهی و گناهکار شدن
در این" تلخ سرزمین"
چه فاصله ی ناچیزیست!!!
و میان زندگی نکرده های به مرگ محکوم شده
چه زمان 7 دقیقه ای ناچیزیست!!!

و آن که از عشق می گوید
و به انتظار معجزه ای
در یافتن یک جفت کفش نو
سفره ای از نقل و شیرینیست
و می خواهد به جای مادر "دایه " بگوید و بنویسد
چه جنایتکار بزرگیست که جز
به مرگ " محکوم" نمی شود !!!!
آه که در این "سیاه زمین " ٬
"امنیت ملی" چه ارتفاع ناچیزی دارد!
که همه چیز به خطر میاندازدش!
همه چیز
همه چیز
کارگر نالان از فقرش
زن محروم از "حق بدنش"
چه زود حق شلاق می گیرند!

و رقصند ه های زیر سیمفونی طبیعت
دست و پای بریده خود را
به جای" نفت بر سر سفره شان " کادو می گیرند!!
آه که چه خوب گفتی
میان دوست داشتن
لیلاها و رویا ها
و مصیبت مرد گشتن
میان خند ه های کودکی
و گریستن از غم نان
چه فاصله ناچیزیست!!!

آه که درسم چه عقب است !
هنوز به دخترانم نگفته ام
از درس چند تا چند زندگی امتحان است
هنوز به آنها نگفته ام مصیبت جنس دوم بودن
در سرزمین اهورا مزدا
مصیبتی به
چند سکه اسیر شدن است!!
و تاج بنفشه بر سر نهادن
و تاج بنفشه بر سر نهادن تا کجا در هزار توی
گم شدن است !

وای که درسم چه عقب است !
هنوز دخترانم نمی دانند
قامت زیبایشان" شرم آور"است!
گیسوان زیبایشان در معرض دید
خورشید خانوم هم
"حرام " است !
و آرزوی پوشیدن شنل قرمز رنگ و
گل زرد بر سر نهادن
اقدام علیه " امنیت ملی " است!
هنوز به فرشتگان خود نگفته ام
کشتگاهی خواهند شد
برای هر بذر نا مطلوبی!
و به چند سکه و اندی
تازیانه خوردن را خواهند آموخت!

درسم از"
ترسم" عقب است !
درسم از" ترسم" عقب است !
ترسم از آن روزی است که دخترانم
درگوشه دفتر خاطراتشان
به جای" کاش دختر به دنیا نمی آمدیم"
بنویسند
کاش زاده نمی شدیم.
http://www.youtube.com/watch?v=5whgVyll25I

مراسم بزرگداشت جان باختگان راه آزادی

مراسم بزرگداشت
جان باختگان راه آزادی
شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، مهدی اسلامیان و فرهاد وکیلی

بار دیگر رژیم سرمایه‏داری جمهوری اسلامی تعدادی از زندانیان سیاسی را به جرم دفاع از انسانیت اعدام کرد. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در راستای اهداف دیکتاتورمنشانه خود و در جهت سرکوب مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران بار دیگر پنج تن از جوانان را به جوخه اعدام سپرد. جرم اینان دفاع از آزادی و پایداری قهرمانانۀ آنان در بیدادگاه ها و زندانهای قرون وسطایی رژیم بود. شیرین، فرزاد، علی، فرهاد و مهدی اعدام شدند، بدون آنکه جرمی مرتکب شده باشند. با اعدام آنان راه مبارزه بسته نخواهد شد بلکه دانش‏آموزان سراسر ایران راه معلم بزرگ خود، فرزاد و فرزادها را ادامه خواهند داد. این اعدامها نه اولین وبدون شک نه آخرین اعدام است. رژیم جمهوری اسلامی با چوبه های دار، تیرباران، ترور، تجاوز و ... زاده شد و تنها با مرگ آن این اعدام ها پایان خواهند پذیرفت. وظیفه‏ای که فرزاد به دوش ما نهاد بس دشوار است، ماندن، مقاومت کردن و سرنگونی رژیم اسلامی. امروز مردم ایران چه در داخل و چه در خارج در اندوه جانباختگان خود، با مشتهای گره کرده، بار دیگر به نام آزادی سوگند یاد میکنند تا سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از پای ننشینند.

حمایت از اعتصاب عمومی و سراسری در کردستان
ما، چپ های شهر کلن نیز به مانند میلیونها ایرانی آزاده، وظیفه خود می‏دانیم تا برای جلوگیری از ماشین کشتار رژیم خون و وحشت، از فراخوان اعتصاب عمومی که از جانب کومه‏له، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران اعلام شده است، دفاع کنیم. مبارزه ادامه دارد و سپیده پیروزی نزدیک است.

به یاد جانباختگان اخیر گرد هم می‏آییم و با نمایش فیلم، گفتگو و شعرخوانی یاد آن عزیزان را گرامی می داریم.

سرنگون باد رژيم جمهورى اسلامى
نابود باد اعدام
زنده باد آزادى

شنبه 15 مه ساعت 17
در محل Naturfreundehaus Köln-Kalkkapelle
Kapellenstr. 9a
Tel.: 0178 6242546

چپ‏های کلن
chapkoeln@gmail.com

فراخوان سایت گزارشگران در محکومیت جنایت هولناک اعدام 5 تن از زندانیان سیاسی دربند

وجدانهای آگاه و بیدار!: جنایتی هولناک توسط جمهوری اسلامی بوقوع پیوست. 5 تن از فعالین سیاسی و روزنامه نگار دربند که مدتهای مدید تحت شکنجه های قرون وسطائی حکومت جمهوری اسلامی قرار داشتند در میان بهت و حیرت همگان بدار آویخته شدند. مرگ و نیستی منتقدین و مخالفان سیاسی رهاورد حاکمان از ابتدا تاکنون برای مردم کشورمان بوده است. از اسمان تاریک و غم انگیز ایران خون میبارد و کابوس مرگ پاکترین جوانان و اندیشمندان سیاسی پایان ندارد. فرزاد کمانگر – شیرین علم هولی – مهدی اسلامیان – فرهاد وکیلی – علی حیدریان بجرم دگر اندیشی طعمه خشونت طلبی و کینه توزی رهبران و دستگاه قضائی جمهوری اسلامی شدند.

حاکمان با دست یازیدن به این عمل شنیع در پی آن هستند تا فضای سرکوب و ترس را بر جامعه بیش از پیش مستولی کنند و به جنایات بی حد و حصر خود ادامه دهند. همچنین و بر اساس گزارش دیده بان حقوق بشر 17 تن از زندانیان کرد دیگر در خطر اعدام فوری میباشند. واکنش سریع جامعه بین الملل میتواند از جنایتی بمراتب هولناکتر جلو گیری نماید.

سکوت را بشکنیم و فریاد دادخواهی خانواده های داغدیده اعدام شدگان را هر چه رساتر کنیم.

ما فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی ضمن محکوم کردن این جنایت حکومتی از مجامع ذیصلاح میخواهیم تا با محکوم کردن قاطع جمهوری اسلامی مانع از تداوم و تکرار این جنایات در کشورمان شوند.

ما خواستار رسیدگی بی واسطه نهادهای مدافع حقوق بشر و بین المللی – شخصیتها و ارگانهای مدافع زندانیان سیاسی به این جنایت هولناک هستیم.

رونوشت به زبانهای رایج به نهادهای مربوطه بین المللی و رسانه های مستقل و ازاد



gozareshgar67@yahoo.de

لغو مجازات اعدام بطور کلی و آزادي همه‌ی زندانيان سياسي!

"هر شب ستاره‌اي به زمين مي‌کشند و باز اين آسمان غمزده غرق ستاره‌هاست."

فرزاد کمانگر

با نزديک شدن به سالگرد کودتايي 88 در ايران، فشارها بر زندانيان سياسی که در بند اين رژيم هستند بالا گرفته است. رژيم فاشیستی اسلامی هنوز جسد شهيدان 19 ارديبهشت را تحويل خانواده‌های اين عزيزان نداده‌ است و اين درحاليست که‌ برای ديگر ستاره‌هاي اين ديار تاريخ اعدام صادر کرده‌ است. هفته‌هاست که‌ زينب جلاليان در سلول انفرادی ثانيه‌های معکوس را مي‌شمارد، تا چون ديگر يارانش بدون سروصدا طناب دار را بوسه‌ زند. حبيب‌الله‌ گلي‌پری و محی‌الدين آزادي دو زندانی سياسی و محکوم به‌ اعدام از اواخر ارديبهشت ماه‌ اعتصاب غذا کرده‌اند. دستگاه‌ قضايي رژيم روز 17 خرداد را تاريخ اجراي حکم اعدام حبيب‌الله‌ لطيفی، دانشجويی کُرد را اعلام کرده‌ است و ده‌ها زندانی ديگر نيز‌ در معرض خطر اعدام قرار دارند. چه‌ بايد کرد؟

اگر به جاي اشک‌هايی که پس از اعدام عزيزانمان می‌ريزيم، کمي تامل کنيم و بدانيم که با تنها گامی کوچک، با بلندکردن صدای اعتراضمان بر عليه‌ احکام اعدام، برای لغو مجازات اعدام بطور کلی و برای آزادي همه‌ی زندانيان سياسي به گوش همگان برسانيم، عزيزترين ما، اين انسانهای مبارز طعمه‌ قاتلان حکومت اسلامی ايران نمی‌شدند. پس اين کورسوی اميد را از دربندانمان دريغ نکنيم. هرروز مي تواند خبری بد با خود داشته باشد. بايد آماده‌باش بود و همانگونه که بعد از اعدامها عمل کرديم، می‌بايد قبل از آن نيز عمل کنيم!

در همين راستا ما، جوانان مستقل کلن، همراه‌ با دوستان دیگرمان در شهرهای تورینو (ایتالیا)، پاریس (فرانسه‌)، کلن و دورتموند (آلمان) وشهرهای دیگر جهان که‌ در حال آماده‌ سازی این برنامه‌ هستند از همه ايرانيان درخواست داريم، در آکسيون اعتراضی که به همين مناسبت برای دفاع از همه‌ی دربندان و با شعار "نه به اعدام" در روز شنبه برابر با 5 ژوئن تدارک ديده‌ايم، شرکت کرده، تا با هم صدای اعتراضمان را پيش از آنکه اتفاق ناگوار و جبران‌ناپذير ديگري رخ دهد، بلند کنيم. در روز ياد شده برابر با 5 ژوئن 2010 در شهر کلن از ساعت 17 در محل Hohenzollernring 31 , (Kölner Bank) اين آکسيون اعتراضی حضور به‌ هم رسانيم تا با تشکيل زنجيره انساني و صدای سوت‌های ممتد جهت جلب توجه همگان به اين مهم و سپس با تظاهرات به سمت Zülpicher Platz و در نهايت با موسيقی و برنامه هنری حمايت خود از تمامی زندانيان سياسی اعلام بداريم و درخواست لغو اعدام را براي بار ديگر به‌ گوش جهانيان برسانيم.



جوانان مستقل کلن (آلمان)

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

فعالیت جوانان چپ خارج از کشوری نیاز به باز نگری , سازماندهی مجدد و نوین دارد

پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ ما در خارج از کشور شاهد حضور گسترده و تلاش جوانان چپ آنارشیست و غیر آنارشیست برای دفاع از مبارزات مردم ایران در خیابان بودیم اما نه به عنوان چپ بلکه در قالب تشکلات عام دموکراتیک دانشجویی ، کمپینی و حقوق بشری و تلاش نا موفق برای احیای کنفدراسیون دانشجویی و ... که بتواند بیشترین نیروی جوان را فارغ از گرایش سیاسی در بر بگیرد . این تشکلات دانشجویی عمدتا در همین مدت شکل گرفت و اکنون نیز متاسفانه برخی از آنها عملا دیگر فعال نیستند و فقط نامشان باقی مانده است چراکه حرکت های کمپینی دفاعی موقتی است و در دراز مدت دوام نخواهد یافت . یکی از مشکلات چپ در سال های اخیردر خارج از کشور آن بوده است که نخواسته به عنوان بخشی از چپ ( که در خارج از کشور است ) به عنوان یک نیروی اجتماعی و سیاسی،همراه با چپ در ایران عامل تغییر در جامعه ایران باشد و گاهی صرفآ به خود نگاهی حمایت کننده و پشتیبانی کننده داشته است و گاهی همچو احزاب موجود با نگاهی معطوف به قدرت ، که چشمانش را کور کرده است و به انحراف رفته و از آن ور بام افتاده و نقش وکیل و وصی مردم را بازی کرده است ، در حالی که چپ می تواند در جامعه ( و نه رو به جامعه و از بالا ) با مبارزات هدفمند و مشترک خود ایجاد افق کند. چپ ایران به عنوان عامل تغییر و تحولات ، اعتماد به نفس خود را گویا از دست داده است . اکنون سه اقدام عاجل در مقابل جوانان چپ در خارج از کشوروجود دارد . ۱- ایجاد دیالوگ بین جوانان برای فعالیت مشخص به عنوان جوانان چپ در خارج از کشور ۲- سازماندهی مجدد و نوین با توجه به تاکتیک و استراتژی جدید ۳- خروج از نقش تدافعی و پشتیبانی و ورود به مرحله جدید و اتخاذ سیاست های مقتضی و هدفمند .
البته ، توضیحات بیشتر در جلسات درونی داده خواهد شد .
با احترام
مجید جعفری
04.05.2010

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

فراخوان-برای همبستگی سراسری با زندانیان سیاسی در ایران دوشنبه، سوم ماه مه از ساعت 18.30




هم اکنون بسیاری از زندانیان سیاسی بدون هیچ‌گونه محاکمه‌ای در بازداشت بسر می‌برند و هیچ چشم‌اندازی از آینده خود ندارند. بسیاری از آنها به هنگام بازجویی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته و در حال حاضر بلاتکلیف در سلولهای انفرادی محبوسند. همچنین برخی از آنها به اعدام محکوم شده‌اند و ماه‌ها و یا سالهاست که به وضعیت حقوقی آنها رسیدگی نمی‌شود.

اخیراً برخی از زندانیان سیاسی در اعتراض به رفتار غیرانسانی و شرایط غیرقابل تحمل زندانها، اقدام به اعتصاب غذا کرده‌اند که در همین رابطه نیز همبستگی خود را با کارگران، معلمان و جنبش آزادیخواهی مردم ایران اعلام کرده‌اند.

ما نیز برای اعلام همبستگی و حمایت سراسری خود از زندانیان سیاسی، شما را دعوت می‌کنیم تا با تشکیل زنجیره‌های انسانی و نمایش تصاویر و اسامی زندانیان سیاسی در ساعت 18.30، سوم ماه می 2010، توجه عرصه‌ی عمومی را به وضعیت غیرانسانی و نقض حقوق بشر در زندانهای ایران جلب کنیم.


محل تجمع:

Hohenzollernring, Vor der Deutschen Bank, 31

زمان: 18.30

همزمان در شهرهای کلن، هامبورگ، آمستردام، تورین، تورنتو، ونکوور و اوتاوا


جمعی از جوانان مستقل شهر کلن

دعوت به اعتصاب غذای معلمان در ایران و همراهی با آنان را می توانیم به یک اعتراض عمومی تبدیل کنیم

همانطور که می دانید شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران با صدور بیانیه‌ای از اعتصاب غذای یک‌هفته‌ای جمعی از فعالان صنفی در اعتراض به «احکام غیرقانونی اعدام و حبس» صادر شده برای معلمان خبر داد. :
از ۱۲ تا۱۸ اردیبهشت ۸۹ اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز ۱۲ اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.
اقدامات پیشنهادی :
۱- برای همبستگی و رساندن صدای معلمان ایران ، کارگران ، زنان ،دانشجویان و همه زندانیان سیاسی در مراکز شهری خارج از کشور، هم زمان با معلمان ایران می توانیم اعتصاب غذا کنیم. خواست ما در اعتصاب غذا های خارج از کشور ، رساندن صدا و خواست آزادی کارگران ، زنان ، دانشجویان ، معلمان زندانی ،همه زندانیان سیاسی وهمه کسانی خواهد بود که به هر دلیل خطر اعدام تهدیدشان میکند. در این میان خواست لغو حکم اعدام ۳۰۰۰ افغان در ایران را نیزفراموش نکنیم . البته اگر میتوانستیم از فردا در مراکزی که تظاهرات کارگری است ، اعتصاب را آغاز کنیم ، میتوانست حمایت کارگران جهانی را نیز داشته باشیم
۲- هر گونه اعتصاب دانشجویی ، دانش آموزی ،کارگری و... در این یک هفته نیز میتواند اقدام موثری باشد ، همانطور که دانشجویان برخی از دانشگاه های کشور در روز جهانی کارگر دست به اعتصاب خواهند زد. به گزارش دانشجونیوز، این اعتصاب در روز ۱۱ اردی بهشت ماه (۱ مه) و به مناسبت روز جهانی کارگر و ۱ روز پیش از روز معلم، در همبستگی با معلمان و کارگران سراسر کشور برگزار خواهد شد.
دانشجویان قصد دارند با اعتصاب نمادین، اعتراض خود را نسبت به وضعیت سخت معیشتی و مشکلات کارگران و معلمان و فشارهای اجتماعی بر آنان اعلام نمایند. در این اعتصاب، دانشجویان ضمن حمایت از تمامی کارگران، همبستگی خود با معلمان و به خصوص اساتید سراسر کشور را اعلام خواهند کرد.اعتصاب غذای دانشجویان در صحن دانشگاه های مختلف کشور در روز شنبه ۱۱ اردیبهشت برگزار خواهد شد.
۳- سایت ها و رفقای وبلاگ نویسی که موافق باشند میتوانند یک کمپین تبلیغاتی وسیع ایجاد کنند و به این موضوع در سایت ها و وبلاگ های خود نیز بپردازند

۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

آیا تشکیل و ادامه کمپین Boobquake ( پستان لرزه ) می تواند تبدیل به یک پیش زمین لرزه سیاسی برای جمهوری اسلامی شود؟

پس از آنکه کاظم صدیقی، که از مقامات قضایی و مدرسان حوزه علمیه قم، در مراسم نماز جمعه ، وقوع زلزله را به گسترش آنچه که او گناه و عدم رعایت ارزش های دینی نامید، مربوط دانسته و گفت " گناه در جامعه زیاد شده است." و "وقتی زنا توسعه پیدا کند زلزله فراوان می شود."
بیش از 185,000زن در گروه فیس بوکی boobquake و بیش از 40,000 نفر در گروه مشابه ای ، امروز فعالیت خود را شروع کرده اند تا ثابت کنند که صدیقی، امام جمعه تهران اشتباه می کند و زلزله ربطی به پستان یا نحوه پوشش زنان ندارد! / این گروه توسط جنیفر مک رایت، 22 ساله بنیان نهاده شده است
آنچه که مهم است ، اینک بیش ازده ها هزار نفر از سراسر جهان وارد این کمپین شده اند ، پتانسیلی که میتوان آن را در خدمت مبارزات زنان در خیابان گرفت . جمهوری اسلامی امید واراست که امسال نیز در تابستان به بهانه طرح حجاب و عفاف موسوم به "مبارزه با مفاسد اجتماعی" ، یورش خود را بر زنان و جوانان آغاز کند ، اما اینک با حساس شدن افکار عمومی جهانی نسبت به رابطه پوشش زنان با زلزله و آشنا شدن بیشتر مردم جهان به افکار و اهداف عقب افتاده ضد زن جمهوری اسلامی با کوچکترین اقدام جمهوری اسلامی در سرکوب زنان به بهانه پوشش ، می توان فورا یک کارزار جهانی راه انداخت که نتیجه چنین تفکراتی در راس قدرت اسلامی است که دست به چنین جنایاتی میزند . شاید هم بتوان با عضو شدن در این کمپین و ترجمه گفته های مقامات جمهوری اسلامی در لزوم سرکوب زنان ، قبل از حمله جمهوری اسلامی یک کمپین تدافعی و پیش گیرانه ایجاد کرد .
از جمله میتوان به گفته های مریم مجتهد‌زاده ، خامنه ای ( خ . ر ) ،احمدی مقدم ، علم الهدی ، آخوند عزیزاله خوشوقت ، مصطفی محمد نجار ،احمد رضا رادان و خطیبان نماز جمعه تهران ( کاظم صدیقی، احمد جنتی و احمد خاتمی ) اشاره کرد :
رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست‌ جمهوری گفت ممکن است در اجرای طرح حجاب و عفاف از «زور» و «گشت ارشاد» استفاده شود.
مریم مجتهد‌زاده افزوده که هنوز زمان استفاده از این عامل برای گسترش حجاب و عفاف نرسیده است.
مجتهدزاده اظهار داشت: «جامعه ما اسلامی است، بنابراین در صورتی که کار فرهنگی در زمینه اشاعه عفاف و حجاب در جامعه جواب نگرفت، برای حفظ ارزش‌ها باید از ابزار دیگری استفاده کرد.»
وی در عین حال افزود: «بعید می‌دانم که کار فرهنگی در زمینه اشاعه حجاب و عفاف جواب ندهد و مبادرت به‌زور برای ایجاد امنیت اجتماعی مرحله آخر است.»
با نزدیک شدن به سالگرد مبارزات خیابانی در خرداد ماه و آمدن تابستان ، رهبر جمهوری اسلامی( خ . ر ) با فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی گفت : طرح عفاف و حجاب باید با جدیت و قاطعیت اجرا شود. باید در مقابل کج روی و عمل مفسدانه فردی، اجتماعی و سیاسی بطور قاطع برخورد شود. در برخورد با برخی افراد که تعمداً یا از روی بی توجهی چهره جامعه را از لحاظ دینی، نجابت و عفاف خارج می کنند نیز باید برخوردی قوی و صحیح انجام شود.
مصطفی محمد نجار، وزیر کشور دولت محمود احمدی نژاد از آمادگی همه جانبه نظام برای اجرای طرح عفاف و حجاب خبر داد و دامنه آن را "از خانواده تا مهد کودک" اعلام کرد.
احمد رضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی گفت :
در آینده‌ای نزدیک شاهد اجرای طرح‌هایی خواهیم بود که موجب افزایش احساس امنیت در تهران و کشور خواهد شد.

وی افزود: برای مقابله با گردنکشان و متجاوزان به حقوق مردم با دستگاه قضایی هماهنگی شده و این تبهکاران مورد برخورد پلیس قرار خواهند گرفت.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۵, یکشنبه

پیش به سوی اول ماه می‌



رفقا، کارگران، زنان و دانشجویان

انسانهای آزاد و بی‌ ارباب

روز جهانی‌ کارگر را بدون پیوند به هر حزب و سازمانی برگزار کنید.تا همگان بدانند جنگ طبقاتی کار و سرمایه‌ جناحی و گروهی نیست و متعلق به کلیت بدنه جامعه بشریست.

همه در این روز پرچم آزادی و برابری را فارغ از هر این و آن بر افراشید و به هر گونه دولت و حکومت به دلیل اینکه ذات آنها ایجاد زندان و قانون برای غالبیت اکثریت جامعه بر اقلیت آن است و در هر صورت گروهی از جامعه و انسانهای آن مورد بهره کشی‌ و ستم قرار میگیرند نه بگویید.

رهایی طبقه کارگر رهایی جامعه جهانی‌ و بشریت است.کارگر مرز ندارد و هیچ وابستگی حزبی و ایدئولژیک ندارد زیرا در غیر این صورت وظیفه تاریخی‌ ،طبقاتی خود که همان رهایی بشر از مناسبات برده داری،بهره کشی‌ و استثمار است را نمیتواند اجرا کند.

کارگران که متشکل از تمام اقشار جامعه میشوند ،مطالبات حقی‌ و حقوقی زنان ،دانشجویان،کودکان،و همه رنجبران جامعه را تنها با شعار نه دولت نه قانون میتواند طلب کنند.

حکمرانان تاریخ را با خون نوشته اند.خون ما ،خون استثمار شوندگان،خون آنها که نه گفتند، و اقتدار گرایان برای تداوم سلطه سرمایه‌ و قدرت و ساختار( خانواده دین دولت)به عنوان ۳ رکن اصلی‌ استیلای حکومت به آزادی ما زندگی‌ ما و فردیت ما اعلان جنگ داده اند.

اول ماه می‌‌ خیابانها مال ماست.برای نه گفتن به سلطه، اقتدار،قدرت و سرمایه.

با شورش و انقلاب تا آزادی و برابری بدون مرز و محدوده حتی اگر یک نفر از ما باقی‌ بماند.

اتحاد و مبارزه.

http://anarchoanarchia.blogspot.com/2010/04/blog-post_25.html

۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

پیشنهاد به آنارشیست ها ی NRW برای شرکت در اول ماه می در کلن

پیشنهاد به آنارشیست ها برای شرکت در اول ماه می در کلن
اول ماه می فرصت خوبی است که آنارشیست ها در کنار هم قرار بگیرند و با یکدیگر آشنا شوند و تبادل نظر کنند ، بدین منظور میتوانیم در تظاهرات روز کارگر همراه هم باشیم .
Sa., Erster Mai, Köln,
Sozialrevolutionärer Block auf der Bündnisdemo
,
Treffpunkt: 11:30 Uhr, Hans-Böckler-Platz / LC36

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

آقای ابراهیم نبوی ، من هم یک عوضی‌ ، گوساله ، بزغاله و محارب هستم

آقای نبوی من کلا عوضی و اشتباهی هستم ، چرا که به جای آنکه به عنوان همکاری با ج . ا که معاون سیاسی وزیر کشور در سال های سرکوب (۶۴ - ۶۱ ) سرم خم و کج باشد و شرمنده مردم باشم در مقابل در غالب اپوزسیون صادراتی ج .ا ( خود را رنگ نموده و به جای قناری معرفی کرده )، از مبارزین جوان ایرانی و هلندی طلبکار بوده و از همان ادبیات دوران معاونت وزارت کشور ج . ا و ائمه جمعه کنونی و ا . ن استفاده کرده ( منظورم این ا . ن نیست ، بلکه همان ا . ن که خود رییس جمهور خوانده می باشد هست ) و با هزاران قسم حضرت عباس دم خروسی ، که مبارزی آزادی خواه هستم و در دوران وزارت کشور ناطق نوری نیز همین نقش را داشتم و سندش نیز هنوز در کشو میز وزارت کشور ج ا است و حتی هنوز یک کپی آن نزد آقای ناطق نوری است ،البته شاید باز مرا باورنکنید چونکه قرار بود نقش قناری را بازی کنم ولی یک دفعه رفتم تو نقش کلاغ .
البته آقای نبوی ، غرض مرضی نداشتم ( منظور از "غرض مرضی " اینجا نه به این معنا بلکه به آن معنا است ، نه اولی بلکه دومی است ) ، همین جوری از سر بی کاری ۳ سالی رفتم وزارت کشور ، خوب چی کار کنم ، جوان بودم و بی کار، یک دفعه یک پست معاونت به ما پیشنهاد کردند ، نه اینکه فکر کنید پارتی بازی کردند ، باور کنید چون جوان لایقی بودم و سوابق انقلابی از سال ۵۷ داشتم و درخدمت نظام بودم ، آقای ناطق نوری در گوشم تو مسجد گفت : چون شما بعد از انقلاب جزو ۳۰۰۰۰ معلم اخراجی نبودین ، در تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری شرکت نکردین ، جزو هزاران کارگر و دانشجوی اخراجی نبودین ، بین هزاران انقلابی ، شما را انتخاب میکنیم .
آقای نبوی ، جان شما ، سر جریان طرح اسب تروا برای ۲۲ بهمن نیز چون از دوران بچه گی از داستان اسب تروا خوشم میامد ، گفتم آن را یک امتحانی بکنم ، البته آقای نبوی ، یک دفعه فکر بد نکنین که الان در اپوزسیون نیز دارم نقش اسب تروا را بازی میکنم ، چون از بچه گی این داستان را دوست داشتم ، نه جان شما ، سید که دروغ نمیگه ، حتی اگر خ . ر باشه ، پس به جان هر چی سید است ، راست میگم .
بعدش هم برای تقویت بالاترین ، هر کاری از دستم آمد در جرس و خود نویس انجام دادم ، اصلا هدف ما از این ۲ تا سایت تقویت بالاترین و تحکیم اتحاد بوده است ، جان آقای نبوی در این ۱۰ ماه با طنز نویسی و جدی نویسی در این سایت ها فقط در جهت اتحاد قلم زدم ، در این باره میتوانید از ج . ا نیز سوال کنید .
آقای نبوی سر قضیه بلژیک (گردهمایی 23 سپتامبر۲۰۰۹ در بروکسل ) نیز ، برای من حرف در آوردن ، آخه شما به سال ها سابقه مبارزاتی من در وزارت کشور نگاه کنید ، آیا ممکن است با آن سوابق مبارزاتی در وزارت کشور من گفته باشم که "آنها در سالهای 60 یک مُشت کمونیست بودن و باید می مردن و شما هم 5% هستید و حقتون همونه"
نوشته شده توسط : یک عوضی‌ طنز نویس

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

به هم بپیوندیم!

دعوت از تمام مبارزان علیه سیستم سرمایه داری

- فعالین جنبش جوانان، زنان، دانشجویان، کارگران، حاشیه نشینان، "غیر"قانونی- و خارجی ها

- مبارزان چپ، آنارشیست ها، آتانوم ها ،ضد فاشیست ها و سوسیالیست های آزادمنش

- فمینیستها، طرفداران محیط زیست و حیوانات، کوئیر ها (همجنسگرایان، بای سکسوال ها، ترنس ها و ...)

- دوستان و رفقای علیه نظامی گری

- .....

آنان که مخالف تمرکز قدرت، انباشت سرمایه، هر نوع اقتدار ، سلسله مراتب، اتوریته، سانترالیسم، سرور و صاحب، دولت، حکومت، حزب، مرز، تسلیحات نظامی، نیروگاه اتمی، فقر، ارتش، سربازی، زندان، سرمایه داری، مرد سالاری، نابرابری، مذهب، خدا و...هستند.

ما خواهان حاکم شدن جامعه بشری بر سرنوشت خویش هستیم و مبارزه میکنیم تا هیچ قانون و هنجاری در مقابل آزادی و برابری انسان وجود نداشته باشد.

ما برای گذر از دوران اقتدار سرمایه داری، دوران بهره کشی انسان از انسان نیاز به نابودی تمام ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سیستم سرمایه داریم. ما بهترین آلترناتیو کنونی را آنارشی میدانیم و هدفمان ایجاد یک کارزار تبلیعاتی جهت ترویج روحیه ی خودگردانی است.

موضوعات مورد بحث و گفتگو را خود جمع تعیین می کند.

موضوعات پیشنهادی فعلی به نشست عبارتند از:
- مالکیت خصوصی و نظام استثمارگرانه ی سرمایه داری
(اعم از سرمایه داری دولتی و غیر دولتی)

- آتوریته، سلطنت، ولایت، رهبریت ، مرکزیت و دیکتاتوری

- ناسیونالیسم، نژادپرستی، مردسالاری و نخبه گرایی

- فدرالیسم، شوراها، خود مدیریتی و خودگردانی

- ......

بیاییم ایدهایمان را به اشتراک بگذاریم.

بیاییم در یک نشست حضوری تجربیاتمان را اینترناسیونال منتقل کرده و گامهایمان را هماهنگ کنیم.

تاریخ و مکان نشست بزودی در وبلاگ های زیر اعلام میشود:

وبلاگ شاهین شهر - اندیشه های ( سیاسی) نوین و مترقی

آرشیو رزا
آنارشیست عاشق

آنارشیست خشمگین

صدای آنارشیسم

KAF فورومی آنارشیستهای کردستان

در همین رابطه از کمک نظری و فکری دوستان ممنون میشویم. دوستان میتوانند برای درج نظرات از بخش ارسال نظرات این بلاگ و دیگر آدرس های داده شده و ایمیل بلاگها استفاده کنند.

نظر
هه‌ژێن:

حرکت کنید تا چیزی هم با شما به‌ حرکت درآید.

آن که‌دیروز در قیام ها و تظاهرات (1357 و پارساڵ شکست خوردیم، به‌خاطر آن بود، که‌ قربانی آرمانهائی شدیم و فرمانی خودرا به‌دیگران، به‌اقتدارگراها و سلطه‌جوها سپردیم، آنهائی که‌تنها هدفشان حکمرانیشان بر ما بوده‌ و است.

اگر بخواهیم دوباره‌ شکست نه‌خوریم و جامعه‌ای آزاد را بنا نهیم، باید این بار ما مبارزان راهی آزادی و برابری و عدالت اجتماعی و قربانیانی تمام دوران تاریخ، آنطور که‌دیکتاتورهای سرمایه‌داری را به‌پایین میاوریم، خودمان هم چرخاندن جامعه آزاد شده را از پایين به‌بالا از طریق فیدرالیزمی سوسیالیستی و خودگردانی کمون ها و شوراها آزادانه ‌جامعه بدون دولت و دیکتاتوی، بدون سلطه ‌احزاب به‌وجود آوریم.

۱۳۸۹ فروردین ۱۱, چهارشنبه

مراسم چهارشنبه سوری در شاهین شهر

گرد همایی و خواندن یار دبستانی من
دیکتاتور پینوشه ، جای تو آتیشه ( البته صدا خوب مفهوم نیست )
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
رفراندم ،رفراندوم ، این است شعار مردم
نترسید ، نترسید ، ما همه با هم هستیم

۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

پیشنهاد تدوین فراخوان فوری برای نجات جان بیش از سه هزار افغان که در ایران منتظر اعدام هستند

وبلاگ نویسان ایران و افغانستان
انسان های آزاده سر تاسر جهان
خبر نگاران و روز نامه نگاران
مجامع حقوق بشری و نیرو های چپ
خبر باور نکردنی است ، جان ۳۰۰۰ انسان در ایران در خطر است . در ایران ۵۶۳۰ نفر افغان محبوس اند و از میان آنها بیشتر از ۳۰۰۰ نفر بر اساس فیصله نهایی (حکم قطعی) محکوم به اعدام هستند. من به عنوان یک وبلاگ نویس از سایر همکاران وبلاگ نویس ایران و افغانستان تقاضا میکنم در ایجاد یک کمپین دفاع از جان این ۳۰۰۰ انسان و سایر کسانی که در خطر اعدام در ایران قرار دارند ، اقدام فوری صورت دهیم .
کاربران و هم کاران بالاترین ، لطفآ خبر را بیشتر منعکس کنیم و برای آن لینک داغ ایجاد کنیم .
وبلاگ نویسان علیه اعدام ، پیشنهاد میکنم ، لطفآ فراخوان سومی تهیه کنید و در این رابطه امضا حمایتی جمع کنیم و از حمایت کننده گان بخواهیم که در این زمینه به اشکال مختلف فعال شوند.
لطفآ به هر شکل ممکن در این زمینه تلاش کنیم و پیشنهاد ارائه بدهید .
با سپاس
مجید جعفری هرستانی
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2010/03/100313_k02-afghan-iran-presinors.shtml

از تکرار مجدد تجربه های شکست خورده ، در جهت اتحاد عمل مکانیکی توسط کانون ها و یا احزاب بپرهیزیم

تجربه گذشته شکست خورده اتحاد ها نشان داده است که هر گونه اتحاد و نزدیکی صرفآ از روی استیصال و ناتوانی سازماندهی و تاثیر گذاری در تغییر اوضاع سیاسی ایران و عدم تاثیر گذاری بر اوضاع سیاسی جهانی ، چیزی به جز اتلاف وقت به همراه نخواهد داشت و ایجاد شبکه همکاری از ورشکستگان سیاسی ( و نادیده گرفتن سایر نیرو های واقعا تحول خواه رادیکال سوسیالیستی موجود در عرصه سیاسی ) آن هم دوباره حرکت از بالا و نه از پایین ، متاسفانه چیزی جز عدم موفقیت ، به همراه نخواهد داشت. اتحاد عمل مکانیکی و از بالا هیچ دستاوردی را به همراه نخواهد داشت و دوباره افتادن در دور باطل حرکت های ناموفق خواهد بود و چیزی جز ایجاد روحیه شکست در بین نیرو های باقی مانده بجای نخواهد گذشت . همان طور که میدانید تاثیر گذاری هر شی بر محیط اطراف خود بر اساس حجمی است که اشغال میکند . زمانی که عمده احزاب ، نیروهایشان کمتر از انگشتان دست است یا در بهترین حالت چند ده نفر هستند . زمانی که کانون ها و احزابی که در جلساتشان تنها چند نفر شرکت میکنند و سایت هایشان نیز مخاطب ندارند ، چگونه میخواهند در تغییر اوضاع سیاسی ایران و جهان تاثیر گذار باشند ؟ زمانی که در حرکت های مشترک کانون ها و یا احزاب ، خبری از خیل عظیم تشکلات و مجامع سوسیالیستی ، کمونیستی ، چپ و...نیست . زمانی که خبری از حضور خیل تشکلات دانشجویی ، جوانان، زنان و کارگری نیست و اتحاد عمل ها چه در غالب جمع شدن احزاب یا کانون ها و انجمن ها ، فاقد حضور عمده نیرو های چپ جوان ، دانشجو ، ملیت ها ، زنان ، فعالین کارگری ، فعالین سوسیالیستی ، کمونیستی ، چپ آنارشیستی و چپ غیر آنارشیستی باشد ، چنین حرکت هایی موفق نخواهد بود . صرفآ نوشتن مطالبات و خواست های جنبش های سیاسی و اجتمایی به معنی تحقق خواست جنبش ها نیست ، بدون آنکه عملا خود آنها حضور داشته باشند و رابطه ارگانیک با جنبش ها داشته باشیم .
اگر نیرو های چپ در تشکلات زنان ، ملیت ها ، جوانان ، هم جنس گرایان ، کارگری ، وبلاگ نویسان ، تشکلات شهری ، کانون های دموکراتیک و... یک فراخوان مشترکی برای یک حرکت با جهت سوسیالیستی بدهند ، آنگاه ما نیز میتوانیم به آنها بپیوندیم ، نه اینکه حرکتی را به جای آنها و به نام آنها آغاز کنیم و یا اینکه حرکت های ما نیرو های چپ ، با پرچم مستقل چپ نباشد .

این مطلب نقد این ۲ حرکت است .
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=14370

http://nedayeazadi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=591

منظورم از این نقد این است که ۲ نگاه و بینش متفاوت درون جنبش چپ وجود دارد ، یک نگاه که خود را محور تغییرات در ایران میداند که نگاه احزابی است که میخواهند کسب قدرت سیاسی کنند ، بدون آنکه حزب سراسری به معنای واقعی آن باشند و فقط نام آن را یدک میکشند ، مانند مورچه ای که وقتی آب میبردش ، فریاد میزند که آب دنیا را برد ، پس شکست خود را شکست چپ تصور میکنند . نگاهی که میخواهد جنبش ها را بررسی کند ، بدون آنکه لااقل فعالین و تشکلات همان جنبش ها در آن نشست و بررسی ها حضور داشته باشند . اگر تمامی احزاب موجود چپ دور هم جمع شوند باز بر روی فعالین چپ جنبش زنان ، جنبش کارگری ، جنبش دانشجویی و ... تاثیر گذار نخواهند بود تا زمانی که یک حرکتی شکل بگیرد که لااقل تشکلات و فعالین چپ موجود جنبش ها ی اجتماعی نیز در آن حضور داشته باشند .
اما در مورد نقد نشست کانون ها در هامبورگ میتوانید به مقاله زیر مراجعه کنید .
http://chapkoeln.blogspot.com/2010/03/blog-post_1647.html

صبح چهارشنبه 10 مارچ 2010 آنارشیست 35 ساله ی یونانی توسط پلیس به قتل رسید.

صبح چهارشنبه، 10 مارچ 2010، Lambros Foundas، آنارشیست 35 ساله ی یونانی در حومه ی Dafni (جنوب آتن) توسط پلیس به قتل رسید.

پلیس ادعا می کند که Lambros Foundas یک "تروریست" بوده و سلاح گرم با خود حمل می کرده و در حین سرقت یک اتومبیل مورد تیراندازی پلیس قرار گرفته و جان باخته است.
Lambros Foundas یکی از 500 آنارشیستی بود که در تظاهرات دانشگاه پلی تکنیک آتن در سال 1995 دستگیر شده بود.

http://slackbastard.anarchobase.com/?p=14906

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

پاشیدن رنگ به عنوان اعتراض جلوی درب ورودی شرکت درگر

برای همبستگی با مبارزات مردم ایران و به عنوان اعتراض جلوی درب ورودی دفترشرکت درگر در شهر کلن رنگ پاشیده شد.ا روی ‏درب ورودی آن نوشته شد معامله را با رژیم اسلامی ایران قطع کنید.شرکت درگر سالیان سال است که به رژیم ایران ‏ماسک گاز برای گازاشک آور میفروشد. رژیم ایران این گاز را بر علیه تظاهرکنندگان برای سرکوب آنها مورد ‏استفاده قرار میدهد.
http://de.indymedia.org/2010/03/275199.shtml

مطالبات و خواست ها

۱- روز زن و مطالبات زنان هر روزه است . هر روز را تبدیل به ۸ مارس کنیم .
۲ - کارخانه های اسلحه سازی را در سر تاسر جهان تعطیل کنید .
۳- سازمان ملل ، سازمان دولت هاست . سازمان ملل را ، خود ایجاد کنیم .
۴- نیرو گاه های اتمی در سر تاسر جهان را تعطیل کنید .
۵- زندان ها را در سر تاسر جهان تعطیل کنید . ۶
- نه قفس برای حیوانات و نه زندان برای انسان ها .
۷-

به یاری فوری پناهجویان ایرانی در ترکیه بشتابیم

طبق خبر های رسیده ، ۸۰ درصد به تعداد پناهجویان ایرانی در ترکیه افزوده شده است و نیاز فوری به کمک های نقدی و غیر نقدی دارند . ماشین سرکوب و بی رحم جمهوری اسلامی موجب خروج خیل عزیزان به جان دربرده ما شده است . این عزیزان بدون هیچ امکانی فقط از کشور خارج شده اند . طبیعی است که بعد از این همه جنایات جمهوری اسلامی ( تجاوز ، شکنجه و سرکوب ) شاهد خروج تعداد قابل توجهی از این عزیزان باشیم و دقیقا این حجم از پناهجویان در یک مقطع زمانی مشخص ، عمق و گستردگی سرکوب را نشان میدهد که یاری و کمک به این انسان های آزادی خواه توسط ما در خارج از کشور ،نشان خواهد داد که جنبش مردمی در ایران از حمایت و پشتیبانی بیدریغ ایرانیان و آزادیخواهان جهان برخوردار است . با پشتیبانی از این مبارزین آزادیخواه ، خاری باشیم در چشم حقیر جمهوری اسلامی

ضرورت برگزاری نشست مشورتی آنارشیست ها

آنارشیست ها ، نیرویی قابل توجه در جوامع دارند ، مخصوصا در بین نسل جوان ، اما در عین حال بسیار پراکنده و ناهماهنگ عمل میکنند . ما برای بررسی هر امری و کار موثر و تاثیر گذار ، نیاز به تبادل نظر ، کار جمعی و هماهنگ داریم . مهمترین وظیفه آنارشیست ها در این شرایط کار تبلیغی است . تفکر چپ آنارشیستی باید بتواند در شرایطی که سرمایه داری جهانی و چپ غیر آنارشیست ، که هر کدام به نوعی در بحران به سر می برند ، به عنوان یک اندیشه آلترناتیو و پویا ، در عرصه مبارزات سیاسی ، اجتماعی ، بتواند امید و چشم انداز تغییر را در بین مردم ایجاد کند . علت عدم رشد میلیونی تفکرات آنارشیستی در بین ۸/۶ میلیارد انسان چیزی جز عدم شناخت تفکرات آنارشیستی نیست . از طرفی آنارشیست ها نیز خود را در سطح جامعه علنی نکردند . به هر حال ما برای آغاز هر حرکت دسته جمعی و موثر نیاز به تبادل نظر ، بحث و بررسی آن داریم . به قول معروف گفتگو و تبادل نظر بی ضرر است .

پیشنهاد : روز زن ۸ مارس در ایران بین مردم در سطح گسترده شیرینی پخش کنیم

رژیم از حضور و هم بستگی ما به هر شکلی میترسد ، ما باید اشکال گوناگون حضور را پیدا کنیم . باید در این روز فضای اجتمایی را به هر شکل ممکن تغییر داد. همانطور که چهار شنبه سوری یا سیزده بدر مردم به شکل وسیع از خانه خارج میشوند ، در این روز نیز مردم با خارج شدن از خانه و یا پخش شیرینی میتوانند باعث تغییر فضای حاکم بر کشور شوند . از یاد نبریم شیر زنانی را که در این ۹ ماه با دست خالی در مقابل رژیم جنایات کار اسلامی ایستادگی کردند. فراموش نکنیم صد ها زن زندانی مظلوم در بند را مانند شیوا نظرآهاری، بهاره هدایت، مهسا جزینی، سمیه مومنی، بدرالسادات مفیدی، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، مهدیه گلرو، لیلی فرهادپور، آذر منصوری، مریم ضیاء، هنگامه شهیدی، نعیمه دوستدار، صفورا تفنگچی‌ها، بنفشه دارالشفایی، جمیله دارالشفایی، توران کبیری، تارا سپهری‌فر، نوشین جعفری، زینب کاظم‌خواه، نازنین فرزان جو، حمیده قاسمی، سعیده میرزایی، ماه ‌فرید منصوریان، پروین کهزادی، ملودی محمودی زنگنه، الهام احسنی، مریم کریمی، سحر قاسمی‌نژاد، گلناز توسلی، نیلوفر هاشمی، نفیسه اصغری، نگین درخشان، مهرانه آتشی، سمیه عالمی، فرزانه زینالی، زهرا جباری، کبری زاغه‌دوست، نغمه قانونی، ترانه قانونی، ماریا جعفری، رومینا ذبیحیان، لیلا کعبی و زينب کاظم خواه و... فراموش نکنیم مادران زندانی مبارز را ، فراموش نکنیم زنانی را که در این مدت در زندان بودند ، فراموش نکنیم ۳۱ سال اجحاف به زنان ایران را ، فراموش نکنیم شیر زنان مبارز را در این ۳۱ سال که در زندان ها مورد تجاوز یا شکنجه قرار گرفتند ، فراموش نکنیم زنانی را که فرزندان یا پدران یا خواهران یا مادران یا همسرانشان یا دوستانشان اعدام شدند ، فراموش نکنیم زنانی را که یک تنه در مقابل مردسالاری و سرکوب مذهبی ایستادگی کردند و چوب زندان ، محرومیت از کار و تحصیل ، شلاق ، جریمه و تبعید را بر جان خریدند اما باز از حق خود دفاع کردند.

پیشنهاد ایجاد شبکه وبلاگ نویسان بالاترین

دلایل نیاز وبلاگ نویسان بالاترین به شبکه ای از صد ها وبلاگ مشترک :۱- همانطور که میدانید حدود ۱ سال پیش بالاترین مورد حمله و هک قرار گرفت ( البته امیدواریم که دیگر پیش نیاید) و موجب پراکندگی و سردرگمی اعضای آن تا مدتی گشت . به همین دلیل برای روز مبادا ، وجود چنین شبکه ای باعث حفظ ارتباط اعضای وبلاگ نویس بالاترین در آن مقطع احتمالی خواهد شد .۲- وجود چنین شبکه ای باعث معرفی بیشتر وبلاگ نویسان به سایر همکاران وبلاگ نویس و جذب بیشتر خواننده در عرصه فضای اینترنت برای وبلاگ نویسان می گردد .۳- از آنجایی که وبلاگ نویسان فاقد کانون وبلاگ نویسان میباشند ، چنین شبکه ای در آینده احتمالا میتواند چنین مشکلی را تا حدی بر طرف کند .
چگونگی کارکرد شبکه وبلاگ نویسان: هر وبلاگ نویس یک وبلاگ به این کار اختصاص میدهد و در آن فقط یک لیست پیوند از سایت های بروز شده اعضای شبکه وبلاگ نویسان ایجاد میکند . مثلا اگر این شبکه ۵۰۰ وبلاگ نویس داشته باشد ، هر وبلاگ ایجاد شده دارای ۵۰۰ آدرس وبلاگ خواهد بود . در این وبلاگ ها چیزی نوشته نخواهد شد و فقط لیست پیوند دارد . طبیعتا با نوشتن هر گونه مطلب در وبلاگ خود ، دیگران نیز از مطلب ما نیز مطلع خواهند شد. با این کار هیچ تمرکزی نیز در بین خود ایجاد نخواهیم کرد و همه به یک اندازه در آن مشارکت خواهند داشت .


در واقع ۵۰۰ وبلاگ جدید و هم شکل ایجاد می شود که اگر هم زمان هر وبلاگی ۱۰۰ بازدید کننده داشته باشد ، ۱۰۰ ضربدر ۵۰۰ می شود ۵۰۰۰۰ بازدید کننده را همزمان پاسخگو خواهد بود . در واقع این ۵۰۰ وبلاگ یک شبکه وسیع ارتباطی را ایجاد خواهد کرد و یک وسیله ارتباط دائمی بین ما نیز خواهد بود و همدیگر را در شبکه اینترنت گم نخواهیم کرد . در واقع کاربرد اصلی این شبکه در روز مبادا خواهد بود و در عین حال مثل اتحادیه صنفی وبلاگ نویسان می تواند عمل کند و چنانچه سوال یا کمکی در باره وبلاگ نویسی داشتیم بتوانیم از این طریق اقدام کنیم . به نظر من در این شبکه فقط دشمنان آزادی قلم و بیان و اعمال کنندگان و طرفداران سانسور و سرکوب وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران جایی ندارند .

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

پیشنهاد : ایجاد شبکه وبلاگ نویسان بالاترین

دلایل نیاز وبلاگ نویسان بالاترین به شبکه ای از صد ها وبلاگ مشترک :۱- همانطور که میدانید حدود ۱ سال پیش بالاترین مورد حمله و هک قرار گرفت ( البته امیدواریم که دیگر پیش نیاید) و موجب پراکندگی و سردرگمی اعضای آن تا مدتی گشت . به همین دلیل برای روز مبادا ، وجود چنین شبکه ای باعث حفظ ارتباط اعضای وبلاگ نویس بالاترین در آن مقطع احتمالی خواهد شد .۲- وجود چنین شبکه ای باعث معرفی بیشتر وبلاگ نویسان به سایر همکاران وبلاگ نویس و جذب بیشتر خواننده در عرصه فضای اینترنت برای وبلاگ نویسان می گردد .۳- از آنجایی که وبلاگ نویسان فاقد کانون وبلاگ نویسان میباشند ، چنین شبکه ای در آینده احتمالا میتواند چنین مشکلی را تا حدی بر طرف کند .چگونگی کارکرد شبکه وبلاگ نویسان:هر وبلاگ نویس یک وبلاگ به این کار اختصاص میدهد و در آن فقط یک لیست پیوند از سایت های بروز شده اعضای شبکه وبلاگ نویسان ایجاد میکند . مثلا اگر این شبکه ۵۰۰ وبلاگ نویس داشته باشد ، هر وبلاگ ایجاد شده دارای ۵۰۰ آدرس وبلاگ خواهد بود . در این وبلاگ ها چیزی نوشته نخواهد شد و فقط لیست پیوند دارد . طبیعتا با نوشتن هر گونه مطلب در وبلاگ خود ، دیگران نیز از مطلب ما نیز مطلع خواهند شد. با این کار هیچ تمرکزی نیز در بین خود ایجاد نخواهیم کرد و همه به یک اندازه در آن مشارکت خواهند داشت .

گفتگو : قسمت دوم - برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟

گفتگو : قسمت دوم - نامه رسیده : برای منافع گسترده ، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟ قبل از ادامه بحث بگویم که بنده آنارشیسم برایم یک رؤیا است و بسیار علاقه‌مندم که این رؤیا حقیقت شود،اما با توجه به ابهاماتی که وجود دارد، فعلاً آن را نمی‌توانم بپذیرم، مگر اینکه رفع شبهه شود! توضیحات شما را که خواندم، بیشتر شبیه به دموکراسی بود با این تفاوت که بدون دولت باشد و بدون حکومت اقلیت، اما مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که باز هم ممکن است یک اکثریت حقوق اقلیت را پایمال کنند. چه تضمینی است که اکثریت خیر همه را می‌خواهد و اقلیت در صلح و صفا و با برخورداری از همه منافع زندگی می‌کنند؟1 ) مثلاً در همین ایران، فرض کنید ایران حکومتی نداشت و شورایی اداره می‌شد، یک شورا در قم تشکیل می‌شد توسط خود مردم که عقیده‌شان این بود که دست دزد باید قطع شود، یا مثلاً اعدام یک بهایی، یا عدم اجازه به زنان برای کار در خارج از خانه. آنارشیسم این را می‌پذیرد؟2) با تعاریف شما مردم باید روزانه چندصد بار برای هر مسئله کوچک رأی بدهند، که چه گروهی مسئول توزیع در آمد نفت باشد، چه گروهی استخراج کند، چه کسی نظارت کند، از چه محلی بودجه اینها تخصیص داده شود، و بعضی از مسائل تخصصی که عامه مردم از آن اطلاعی ندارند، مثلاً آیا یک آزمایش خاص در یک آزمایشگاه انجام شود یا نشود. (مثل آزمایشی که در سرن جنجال به پا کرد).به نظر من این ایده که آحاد مردم در مورد هر مسئله‌ای تصمیم بگیرند منطقی و اجرایی نیست. آنارشیسم چه می‌گوید؟تفکر آنارشیست ها مخالف تمرکز و انباشت قدرت و ثروت هست . تفکر آنارشیستی صحبت از یک جامعه انسانی و برابر میکند . در یک جامعه آنارشیستی ، قوانین در جهت منافع عموم مردم میباشد که منافع فردی و جمعی آنان را تامین کند و قوانین در جهت آسایش ، رفاه ، امنیت و منافع برابر همگانی خواهد بود . در واقع قوانین باید برای بهتر و راحت تر کردن زندگی تک تک مردم باشد . قوانین که برای مردم ایجاد دردسر ، مزاحمت و ایجاد استرس و بیماری روحی و روانی میکند در یک جامعه آنارشیستی جایی ندارد .آنارشیست ها به دنبال یک جامعه آزاد و برابری هستند که سلامت روانی و جسمی افراد جامعه تامین شود. آنارشیسم یعنی یک جامعه کاملا انسانی که اساس آن انسان است ، آنارشیسم بهشتی است بر روی زمین که خود مردم و جامعه بشری آن را ایجاد خواهند کرد و نه ما آنارشیست ها .ما به منجی بشریت اعتقادی نداریم ، پس خود را نیز منجی بشریت نمیدانیم . اساس تفکر آنارشیستی بر مشارکت جمعی و همگانی است . به هر حال سمت و سوی حرکت آنارشیست ها کاملا روشن است . پس بر این اساس ، من از شما سوال خودتان را به شکلی دیگر میپرسم : آیا به نظر شما آنارشیست ها با قوانین ضد انسانی و ارتجاعی اسلامی مانند قطع دست دزد ، اعدام یک بهایی یا عدم اجازه کار در خارج از خانه به زنان ، موافق خواهند بود ؟فکر میکنم پاسخ به این سوال مثل روز روشن است . این قوانین ضد انسانی است و ساخته و پرداخته مذهب است و نه آنارشیسم . تکلیف آنارشیسم با قوانین ضد انسانی و قوانین مذهبی کاملا روشن هست .اما علت این سوال فکر میکنم از آنجا ناشی میشود که تصور روشنی از ساختار و کارکرد شورا ها ی خود گردان و تصویب قوانین در جامعه آنارشیستی نداریم ، که البته کاملا طبیعی است ، چرا که تا کنون سیستم آنارشیستی در ابعاد جهانی نداشته ایم و سوالات زیادی پیش روی ماست که پاسخ آن نزد ۸/۶ میلیون انسان روی کره زمین است . اما در مورد شورا های خود گردان ، برای اینکه منظور هم را بیشتر متوجه شویم و کمتر توضیح دهیم ، میتوان به عنوان مثال به حکومت های فدرال اشاره داشت . مثلا در آلمان فدرال در هر ایالتی یک مجلس وجود دارد و به همین خاطر گاهی حتا قانونی که در مجلس آلمان تصویب میشود ، لزوما در همه استان ها اجرا نمیشود (مانند قانون پرداخت شهریه دانشجویی ) ، اما این به آن معنی نیست که هر استانی مجاز باشد قوانینی را تصویب یا اجرا کند که با روح اصلی قانون اساسی آلمان فدرال در تضاد و مخالفت باشد .در شورا ها نیز قوانینی کلی و یکسانی تصویب می شود که مربوط به منافع کل جامعه بشری می باشد و قوانین ضد انسانی و نابرابر به هر شکلی در هیچ گوشه دنیا جایی نخواهند داشت . قوانین بر اساس منافع فردی و جمعی برای بهتر و انسانی تر زندگی کردن ، تدوین خواهد شد . به هر حال در سیستم آنارشیستی جامعه بشری بشتر از همیشه به هم پیوسته خواهد بود و کل جامعه بشری اجازه نخواهد داد که سلامتی یا آزادی فردی و جمعی افراد مورد تهدید قرار گیرد. پس بنابرین وجود واحد ها یا شورا های خود گردان به معنی این نیست که هر شورایی هر قانونی را خواست تصویب کند ، یعنی جامعه بشری تبدیل به میلیون ها قبیله خود مختار و با میلیون ها قانون نخواهد بود . امروزه ما میبینیم که قوانین گوناگون و متضادی در کشور های مختلف وجود دارد ، واتفاقا این مشکل در یک جامعه جهانی آنارشیستی برطرف خواهد شد و قوانین مشترک انسانی یکسانی در سرتاسر جهان اجرا خواهد شد . برای اینکه چنین جامعه ای قابل دسترسی و شدنی باشد ، ما نیاز به خود باوری جمعی ، آگاهی عمومی ، دوری از خود بیگانگی ، رسیدن به باور توانایی جمعی ، اعتقاد به خود حکومتی ، عدم احساس ناتوانی حدود ۷ میلیون انسان در اداره جهان ، اعتقاد به عدم تمرکز قدرت و انباشت سرمایه در دست هر کسی و هر نقطه ای از جهان ، اعتقاد به یک جامعه انسانی و برابر و ترسیم چنین جامعه ای با کمک یکدیگر و تبدیل تئوری جامعه آنارشیستی به خواست امروزی ما و تلاش برای تبلیغ و تحقق آن .طبیعتا تا کسی از وجود جامعه آلترناتیو خبری نداشته باشد ، چگونه باید آن را مورد بررسی قرار دهد و به آن فکر کند ، پس بنابر این به تصویر کشیدن چنین جامعه ای و تبلیغ روی آن ، اولین قدم برای رفتن به سوی آن به منظور تحقق نهایی آن است . به هر حال طرح چنین اندیشه و خواستی میتواند فشار زیادی را بر صاحبان قدرت و ثروت وارد کند که مجبور شوند به اصلاحاتی در جهت منافع مردم از همین امروز تن در دهند . تبلیغ روابط و زندگی انسانی تر ما حتا اگر بر روی تفکر و زندگی بخشی از مردم تاثیر گذارد ، در واقع به بخشی از اهداف آنارشیسم رسیده ایم . ایجاد انگیزه در هر انسانی ، برای مشارکت عمومی در تغییر شرایط موجود به نفع فرد و عموم مردم ، یعنی یک پیروزی و گامی است به جلو .شما پرسیده اید :اما مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که باز هم ممکن است یک اکثریت حقوق اقلیت را پایمال کنند. چه تضمینی است که اکثریت خیر همه را می‌خواهد و اقلیت در صلح و صفا و با برخورداری از همه منافع زندگی می‌کنند؟دوست عزیز ، در هیچ چیزی هیچ تضمینی نیست ، حتا جمهوری اسلامی وقتی میگوید اگر بیایید بیرون ، شما محارب هستید ولی مردم باز میایند بیرون ، پس تضمینی برای بیرون نیامدن مردم برای حکومت وجود ندارد ، همانطور که اگر مثلا من بگویم برای شما آزادی میاورم تضمینی برای آن نیست ، اما تضمین اجرا شدن تصمیمات تا حد زیادی فقط در جامعه خود مشارکتی مردمی وجود دارد (منظور آنارشیسم )اتفاقا ، پایمالی حقوق اقلیت و حتا اکثریت در جوامعی رخ میدهد که دولت وجود دارد و مدل آنارشیستی تا حد زیادی این مشکل را ظاهرا نخواهد داشت ، که البته اشکالات هر تئوری را باید در زمان عمل و اجرا آن برطرف کرد .شما پرسیده اید ؟2) با تعاریف شما مردم باید روزانه چندصد بار برای هر مسئله کوچک رأی بدهند، که چه گروهی مسئول توزیع در آمد نفت باشد، چه گروهی استخراج کند، چه کسی نظارت کند، از چه محلی بودجه اینها تخصیص داده شود، و بعضی از مسائل تخصصی که عامه مردم از آن اطلاعی ندارند، مثلاً آیا یک آزمایش خاص در یک آزمایشگاه انجام شود یا نشود. (مثل آزمایشی که در سرن جنجال به پا کرد).به نظر من این ایده که آحاد مردم در مورد هر مسئله‌ای تصمیم بگیرند منطقی و اجرایی نیست. آنارشیسم چه می‌گوید؟در حوزه های هر تخصصی ، شورای مخصوص به خودش شکل میگیرد، و بر اساس قوانین سراسری که جهت سیاست آن روشن هست ، حرکت میکند. در جامعه آنارشیستی تحقیقاتی که باعث بروز خطر برای حیات بر روی کره زمین شود ، صورت نخواهد گرفت و تسلیحات نظامی و نیروگاه اتمی وجود نخواهد داشت . آنارشیسم به هم ریختگی حوزه های تخصصی نخواهد بود ، بلکه نظارت و مشارکت جمعی شکل خواهد گرفت ، که در پشت در های بسته ، کاری بدون اطلاع جامعه بشری صورت نگیرد . مثلا قوانین که قرار است در مورد زنان و سرنوشت آنان باشد ، توسط مردان تدوین نخواهد شد ، بلکه این کار (نه توسط تعدادی نماینده زن) توسط کل زنان جامعه بشری صورت خواهد گرفت . یا مثلا در زمینه زمین شناسی ، شورای زمین شناسان شکل خواهد گرفت و نتیجه تحقیقات خود را به گوش جامعه بشری خواهند رساند و خود در مورد مسائل صنفی خود تصمیم خواهند گرفت .امروزه امکان مشارکت عمومی برای هیچ کس فراهم نیست و منافع دولت ها به جای منافع ملت ها قرار گرفته است . همانطور که سازمان ملل در واقع سازمان دولت هاست و نه ملت ها ، چرا که نمایندگان دولت ها آنجا هستند و نه ملت ها ، و بسیاری از دولت ها از طرف ملتشان اصلآ به رسمیت شناخته نمیشوند ، مثل جمهوری اسلامی .در جوامعی که دولت ها حاکمند به عنوان مثال ارتباط نزدیکی بین فیزیک دانان وجود ندارد ، اما در جامعه آنارشیستی شورای فیزیک دانان آن ها را به یکدیگر وصل میکند و تحقیقات آنها نه در جهت منافع قدرت دولت ها ، بلکه در خدمت بهتر کردن جامعه بشری خواهد بود .امیدوارم گفتگو ی دونفره ما ، بتواند باعث مشارکت عمومی دیگر دوستان در این بحث شود. به هر حال من سخنگوی آنارشیسم نیستم و هر آنارشیستی نظراتش شخصی است . به هر حال امیدوارم گفتگو ی ما ۲ نفر باعث آغاز چنین مباحثی در سطح وسیع تر شود .با تشکر از دوستی که در این باره ، با هم گفتگو میکنیم .
با احترام
مجید جعفری هرستانی

ای دژخیمان ابله

ای دژخیمان ابله : شما زنان و مردان آزادیخواه را در این ۳۱ سال به خاک و خون کشیدید ، از جمله با حمله ضد انسانی خود به دانشجویان آزادیخواه کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۸۸ و حمله به دانشجویان بی پناه ، مانند یک عملیات نظامی گسترده ، آنان را به خاک و خون کشیدید و از هیچ جنایتی روی گردان نبودید ، این را بدانید که خون آنان چه دیریا زود دامان شما را خواهد گرفت و هر گاه و هر زمان اوج جنایات تاریخی شما در هر حادثه ای بر ملا شود ، آنگاه باید بر خود بیشتر از گذشته بلرزید . آری ، بخشی آزادیخواهان را میتوان کشت ، اما موج آزادیخواهی و خواست آزادی را هرگز نمیتوان با سرکوب از بین برد . آری ، برای جلوگیری از پرواز ، پرنده را میتوانید در قفس حبس کنید تا پرواز نکند ولی با پرواز دیگر پرندگان چه خواهید کرد ؟ با رویش ناگریز جوانه چه خواهید کرد ؟

نقد چپ به نشست هامبورگ

در پی بحران سیاسی که سراپای نظام سرمایه‏داری اسلامی را فرا گرفت، افراد و محافل چپ در خارج از ایران با این پرسش روبرو گشتند که چه‏گونه و تحت چه عنوانی باید فعالیت کنند تا استراتژی چپ را در جامعه تقویت کنند؟ اگرچه «چپ» مفهومی گسترده و قابل تعبیر و تفسیر است، منظور ما در اینجا آن بدیلی است که باید از درون مبارزات تمامی انسانهایی که بطور رادیکال با سرمایه‏داری جهانی و از جمله تمامیت رژیم حاکم بر ایران مبارزه می‏کنند، ساخته شود. سرنگونی رژیم سرمایه‏داری اسلامی از طریق انقلاب اولین شرط برای ساختن و شکل‏گیری بديل سوسياليستى است.پاسخ ما به این پرسش، «چه نوع فعالیتی در خارج از ایران به شکل‏گیری چنین بدیلی کمک می‏کند؟» فعالیت با هویت مستقل چپ است. ما بر آنیم که شرایط مادی در جامعه به نفع چپ است. اگر مبارزات مردمی در ایران رادیکالیزه نمی‏شد، مقاومت سیاسی ما در مقابل لشکرکشی‏های لیبرالی و رفرم‏طلب در خارج از ایران با سختی بسیاری همراه می‏شد و برای طرح شعار سرنگونی رژیم با مشکلات زیادی روبرو می‏بودیم. گواه این مدعا اولین روزهای اعتراض ایرانیان خارج از کشور است. اما شرایط سیاسی، ذهنی و فرهنگی به نفع چپ نیست. به باور ما فعالیت چپ‏ها باید به قصد برهم زدن توازن قوای سیاسی، ذهنی و فرهنگی موجود در جهت افق و بدیل سوسیالیستی جامعه صورت بگیرد.اما بسیاری از رفقای چپ که در کانون‏ها، انجمن‏ها و نهادهای لیبرالی و یا دمکراتیک فعال هستند بر این باوراند که باید کماکان با همان شکل و محتوای سابق به فعالیت ادامه داد. استدلاهایی که این رفقا ارائه می‏کنند عمدتاً از این قرار هستند:- مبارزات مردم ایران برای خواسته‏های دمکراتیک است، پس ما هم باید شکل و محتوای مبارزاتی دمکراتیک را انتخاب کنیم.- دمکراسی سیاسی و مدنی یک مرحله ضروری در پیشرفت به سمت سوسیالیسم است. پس در این مرحله ما نباید به دنبال خواست حداکثر خود باشیم.- چپ پروژه‏ای شکست خورده است و ایجاد دافعه می‏کند، تحت عنوان چپ نمی‏توان در بین ایرانیان فعالیت کرد.- تضاد جامعه ایران نه کار با سرمایه بلکه سنت و مدرنیته است.- چپ مفهومی گسترده است که بخودی خود روشنگر نیست.استدلال‏های دیگری هم وجود دارند که کمتر به بیان می‏آیند:- فعالیت تحت عنوان چپ باید در جهت تحزب کمونیستی و ایجاد حزب پیشاهنگ باشد.- انجمن‏ها، کانون‏ها و دیگر نهادها، محمِل‏هایی دمکراتیک برای جذب نیرو در جهت ساختن حزب هستند.پرداختن به هر یک از این استدلال‏ها فرصت جداگانه‏ای می‏طلبد. اما دو مشکل اساسی که در نگاه این رفقا وجود دارد، یکی این است که تحت عنوان «کار اجتماعی و فعالیت توده‏ای» به وجه سیاسی مبارزه در خارج از ایران کم بها می‏دهند و به تمامی در جنبش جاری حل می‏شوند. آنها فراموش می‏کنند، آنچه ایرانیان سیاسی مقیم خارج، از چپ تا راست، انجام می‏دهند تقویت یا تضعیف یک گرایش یا صف‏بندی سیاسی است؛ که خود انعکاسی از جدال‏های اجتماعی درون جامعه ایران است. اگر سه گرایش سیاسی زیر را تأثیرگذارترین گرایش‏های سیاسی در جامعه ایران بدانیم، خارج از ایران نیز محل انعکاس، صف بندی و یا شکل گیری شفاف این گرایش‏های سیاسی اصلی در جامعه است:1- رفرمیست‏ها (حکومتی و غیر حکومتی). این‏ها پراگماتیست سیاسی هستند که به هیچ تغيير، تحول و دگرگونى باور ندارند. آنها تنها خواهان ترمیم نظام سیاسی فعلی هستند. انواع لابیست‏ها، مزدبگیرها، کارچاق‏کن‏ها، دلال‏های سیاسی و جاسوس‏ها جزو این دسته هستند.2- لیبرال‏های ایرانی که در حوزه نظر خواهان دولت مدرن، دمکراسی بورژوایی و اتکا به سازمان‏های حقوق بشری هستند، ولی درعمل همانطور که تاريخ معاصر ايران بطور واضح نشان ميدهد، همیشه زیر عبای دین احساس امنیت بیشتری می‏کنند.3- چپ‏ها (گرایشات گوناگون کمونيستى، مارکسیستى٬ مارکسيستى لنينيستى، کارگری و آنارشیستی)این سه گرایش‏ سیاسی در شکل احزاب و سازمان‏های سیاسی از یک طرف و افراد و محافل از طرف دیگر بروز علنی پیدا می‏کنند و با یکدیگر نیز تداخل و مراوده دارند.ما فکر می‏کنیم در دوره کنونی مبارزات مردم ایران اگر نمی‏خواهیم منتظر اراده تاریخ بمانیم، باید گفتمان و اتحادعمل چپ را در جامعه تولید کنیم، گرایش سیاسی فرودستان را در جامعه تقویت و شفاف سازیم و پاسخ مناسب و ویژه‏ی خود را برای فرا رفتن از مناسبات سرمایه‏داری پیدا کنیم. در غیر این صورت فعالیت سیاسی چپ تحت عناوين «لیبرالی-دمکراتیک» از يک سو حل شدن و دنباله‏روی از دو گرایش غیر چپ در جامعه ایران و صف‏بندی‏های خارج از کشوری آنها است و از سوى ديگر کمک مستقيم به آلترناتيوهاى ليبرالى و اصلاح طلبى در جامعه مى باشد.مشکل دوم که رفقای ما به آن گرفتار هستند، نگاه مکانیکی و ابزارگرایانه است که به قدرت، به انسان‏ها و روابط مابین آنها دارند. آنها می‏خواهند تحت پوشش فعالیت به اصطلاح دمکراتیک در این گونه نهادها، آنها را سرخ کنند. دوستان ما ابتدا در نهادى که ايدئولوژى و برنامه ليبراليسم "آزادی‏خواهانه" بر آن حاکم است پا می‏گذارند و بعد (به قول خودشان) اینجا و آنجا با طرح شعاری رادیکال که بنظر اين رفقا تنها «سرنگون باد جمهورى اسلامى ايران» ميباشد، شعارى که ٣٠ سال پيش راديکال بود و امروز براى همه بغير از موسوى و کروبى امرى عادى گشته است، سعى می‏کنند آن تشکل ليبرالى را به نهادى برابرى طلب و عدالت خواه تبديل کنند. مبارزه طبقاتى جاى خود را به معمارى طبقاتى ميدهد و مبارزه سياسى تبديل به داد و ستد سياسى می‏شود. رفقا منافع طبقه کارگر، زحمتکشان و تهى دستان را به فراموشى مى سپارند و کشتى خود را پر از اجناس "آزادى‏خواهانه" می‏کنند و بعد قرار است به اراده، نيت و صداقت اين رفقا از درون آن کالاها در حين راه برابرى و همبستگى بيرون طراود. اين رفقاى چپ ما که اکنون مخالف حرکت مستقل چپ ميباشند، با خرسندی از این که خود و رفقای تشکیلاتی‏شان برگزار کننده یا سازمان‏دهنده حرکت‏های عمومى هستند، منتظر زمانی می‏باشند که بشود علناً با صدای چپ حرف بزنند و عمل کنند. در این نگاه که مخصوص چپ سنتی است، ساختن جهانی بهتر، امری از بالا، اراده گرایانه، دولتی و با اقدامات مهندسی است. در این نگاه به انسان‏ها و روابط بین آنها و طبعاً به طبقات اجتماعی همچون شئ نگریسته می‏شود که می‏توان آنها را جابجا یا بالا و پایین کرد تا با رشد نیروهای مولده سوسیالیسم جوانه بزند و سبز شود.‏ در این نوع نگاه به سوسیالیسم، جایی برای مشارکت مستقیم انسانها و طبقات اجتماعی به منظور آفریدن روابط انسانی جدید وجود ندارد.در اینجا باید یادآور شویم که هستند فعالان سیاسی چپ که صادقانه در این گونه انجمن‏ها فعالیت می‏کنند ولی از آنجا که در باره چپ و سوسیالیسم، دچار انواع و اقسام مسائل حل نشده نظری و سیاسی هستند و از طرف دیگر به درازای عمر تبعید در خارج از ایران زیر بمباران ایدئولوژیک راست بوده‏اند، فعالیت تحت عنوان چپ را بی فایده می‏بینند. اگرچه ما فکر می‏کنیم ایستادن در پوزیسیون(موضع) چپ در جامعه، در درجه اول ناشی از گرایش، جایگاه و اهداف طبقاتی مشخصی است که هر فرد خود را با آن تعریف می‏کند. ولی از طرف دیگر نقش سردرگمی‏های نظری و سیاسی را ناچیز نمی‏شماریم و به کم‏کاری چپ‏ها برای پاسخ‏گویی به این معضلات نظری و معرفتی تأکید می‏کنیم و از تمام کسانی که در این موارد می‏توانند ضمن مبارزه نظری با انواع و اقسام دیدگاههای راست و لیبرالی به تقویت موضع چپ در جامعه ایران کمک کنند، خواهان تلاش بیشتری هستیم.فعالان چپ خارج از ایران، اگر مبارزه اجتماعی داخل و جایگاه آن در منطقه و جهان را در نظر بگیرند و از منظر فرودستان جامعه، کارگران، زنان، زحمتکشان، تهى‏دستان، مليت‏ها و تمامی آنهایی که بحساب نمی‏آیند، حرکت کنند، باید از یک طرف بر بی‏آینده بودن طرح‏ها و نقشه‏های لیبرالی چه از درون نظام و چه بیرون از آن پای بفشارند و از طرف دیگر به تولید یک گفتمان چپ از طریق گفت‏وگو در یک پروسه همکارى مبارزاتى به دور از خود مرکز بينى و سکتاريسم به جامعه ایران یاری رسانند. علیرغم شکست‏ها و پیروزی‏های چپ در سراسر جهان، خواست برچیدن بساط استثمار، نابرابرى، بى حقوقى و روابط سرمایه‏دارى همیشه وجود دارد. چرا که واقعیت استثمار، تبعیض، جنگ و بی‏حقوقی وجود دارد. ما فکر می‏کنیم نقد رادیکال سرمایه‏داری نزد چپ است. دیدگاههای دیگر یا اساساً خواهان برچیدن مناسبات سرمایه‏داری نیستند و یا این امر را به آینده‏ای نامعلوم موکول می‏کنند. گام برداشتن بسوی آینده هیچ تضمینی به‏جز سلامت پراکسیس امروز ما ندارد.
جمعی از چپ‏های شهر کلن

گفتگو : قسمت اول - برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟

نامه رسیده
: برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟ مثلاً در مورد حوزه‌های نفتی، یا محیط زیست.مثلاً اگر دولتی نباشد و یا اعمال قدرتی از طرف دولت نباشد، از ثروتی مثل نفت چطور می‌شود بهره‌برداری کرد؟یا در مورد محیط زیست، مثلاً فرض کنید عده‌ای علاقه دارند که گونه‌های در معرض خطر را شکار کنند. یا اینکه می‌خواهند ضایعات شیمیایی کارخانه‌های خود را اطراف شهر تخلیه کنند.آنجا که شورای محلی وجود ندارد.. دارد؟ یا اینکه اگر آن حومه یک شورای محلی دارد ممکن است توسط آن کارخانه‌دار به آنها رشوه داده شود.برای این معضلات، آنارشیسم چه جوابی دارد؟تفاوت چگونگی اصول تدوین قوانین در جامعه ای که دولت بر آن حاکم است با جامعه ای که فاقد دولت است در این است که قوانینی توسط حکومتگران تدوین میشود که در جهت کنترل و تسلط بر جامعه ، حفظ و تامین منافع قدرت میباشد و قوانین همه جا نسبت به کسی که در قدرت است و قدرت اعمال و اجرای قانون را دارد با کسی که قدرت بر او اعمال میشود ، یکسان عمل نمیکند ، به عنوان مثال چاقو زدن به کسی ، کسی را مجروح کردن ، دزدیدن پول و...در همه جوامع جرم است ، اما این قوانین فقط در مورد مردم اعمال میشود ، چرا که خود حکومت گران به عنوان مثال در ایران در روز روشن طرفداران حکومت با چاقو به ضرب و جرح مردم میپردازند . در همه کشور ها حتا دزدیدن یک نان ، دزدی محسوب میشود اما بسیاری از دولت مردان در سرتاسر دنیا به دزدی های میلیونی یا میلیاردی مشغول بودن و یا هستند . هیچ فردی اجازه ندارد و نباید داشته باشد که دیگری را مجروح کند و در جوامعی که دولت حاکم هست اما این حق برای پلیس محفوظ هست و انواع ابزار خشونت در اختیار دولت و پلیس قرار دارد .در حالی که در یک جامعه آنارشیستی قوانین در جهت منافع عموم مردم میباشد که منافع فردی و جمعی آنان را تامین کند و قوانین در جهت آسایش ، رفاه ، امنیت و منافع برابر همگانی خواهد بود و در این مسیر قوانین توسط همه آحاد مردم و نه نمایندگان آنها تدوین میشود . چرا که آنارشیست ها اعتقاد به مشارکت همگانی دارند .اما در مورد پاسخ به سوالات شما باید گفت اگر ما بدانیم که سیستم تصمیم گیری در هر جامعه ای بر چه اساسی است و قوانین بر چه اساسی و چگونه تدوین میشود ، آن موقع پاسخ برای بسیاری از سوالات روشن خواهد شد .در مدل آنارشیستی که دولت ملی نیز وجود ندارد ، منابعی مثل نفت ، گاز ، آهن ، مس و... در هر نقطه ای از جهان که قرار داشته باشد به همه ساکنین جهان تعلق دارد ، بنابرین یک کنترل و نظرات جمعی و همگانی با یک سیاست یکسان در عرصه جهانی در این زمینه ها وجود خواهد داشت . امروزه بر ثروت نفت توسط مردم جهان هیچ کنترلی نیست و درآمد نفت تبدیل به ثروت شخصی عده معدودی از دولت مردان و سیاست مداران شده است و اتفاقا از جمله اشکالاتی است که بر وجود و کارکرد دولت وارد است .اتفاقا دولتمردان از طریق ثروت نفت که به مردم تعلق دارد در جهت سرکوب همان مردم استفاده میکنند و ما میتوانیم بگوییم که هیچ کنترل و نظارتی بر این ثروت عمومی جامعه و مردم وجود ندارد.در مورد محیط زیست نیز دقیقا این دولت ها هستند که باعث نابودی آن میشوند. آیا کار خانه های اسلحه سازی دولت ها با مین هایشان با بمب هایشان محیط زیست را تخریب نمیکنند ؟ آیا نیرو گاه های اتمی ، زباله های اتمی و بمب های اتمی محیط زیست را تخریب نمیکنند ؟ آنها نه تنها گونه های در معرض خطر گیاهی و جانوری را نیز از بین میبرند بلکه کل حیات بر روی کره زمین را در معرض خطر جدی نابودی قرار داده اند. آنارشیست ها از همین امروز خواستشان تعطیلی کارخانه های اسلحه سازی و نیرو گاه های اتمی است . در مورد اینکه مثلاً فرض کنیم عده‌ای علاقه دارند که گونه‌های در معرض خطر را شکار کنند ، از آنجایی که بهترین نظارت در جامعه آنارشیستی وجود دارد و انسان ها همه در مورد سرنوشت کره زمین تصمیم میگیرند و هم در این مورد فرهنگ سازی میشود و هم نظارت تشکل های طرفدار محیط زیست این مشکل را حل خواهند کرد ، چرا که چند میلیارد انسان نظارت بهتری را بر یک جامعه انسانی و برابر دارند و چندین برابر امروز تشکل های خود سازمانده طرفدار محیط زیست شکل خواهد گرفت .کسی نمیتواند در یک جامعه آنارشیستی ضایعات شیمیایی کارخانه‌ را اطراف شهر تخلیه کند ، چرا که بر طبق قوانین و اصولی که توسط مردم در شورا ها و واحد های خود گردان محلی تدوین میشود ، چه کسی میخواهد که ضایعات شیمیایی کارخانه‌ را اطراف شهر تخلیه کنند ؟ ما در چنین جامعه ای یک شورا ی شهر داریم ( که به شکل داوطلبانه تمامی شهروندان در آن شرکت میکنند و نه نمایندگان ) که اجازه چنین کاری را نمیدهد چرا که هم به جامعه بشری آسیب میزند و هم به مردم اون شهر ، یک شورای کارخانه داریم با همان سیاست ، که کارخانه را اداره میکند و همان افراد عمدتا ساکنین همان شهر خواهند بود به اضافه واحد های داوطلبانه خود گردان طرفدار محیط زیست ، خبرنگاران و...در واقع همه جا شورای محلی خود گردان وجود دارد.
مجید جعفری هرستانی

تعويض سطل آشغال هاي پلاستيکي با فلزي در آستانه 22 بهمن به نفع مبارزات خیابانی

سطل هاي فلزي در مسدود كردن راه موتورسواران مزدو بهتر مقاومت ميكنند و از سطلهاي فلزي به عنوان تنبك هم ميتوان استفاده كرد تا صداي بلندگوهاي رژيم شنيده نشود. در صورت تيراندازي مزدوران رژيم , بعنوان سپر هم ميتوان استفاده كرد. اگر گازوئيل در آنها ريخته شود مدت زيادي نسبت به سلطهاي پلاستيكي شعله ور ميشود كه به اين طريق مقاومت بهتري در مقابل گازهاي اشك آور است. پس ميتوان آنچه را كه رژيم از ترسش به دست و پا افتاده و مشكل سازي ميكند بر عليه خودش استفاده كرد چون رژيم مردمي نيست و بر عليه مردم است.منبع : در بخش نظرات خوانندگان پیک ایرانhttp://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=13177

عملکرد حزب بادکنکی در جهت کسب قدرت سیاسی

حزب بادکنکی با زدن سیلی و سرخ نگه داشتن صورت خود و با فرستادن یکی دو نفر و تهیه گزارش و نام بردن از حزبشان در هر آکسیونی سعی میکنند به هر قیمتی فقط نام حزبشان را مطرح کنند. گاهی وقت ها تا با دیگر فعالین سیاسی حتی یک آکسیون کوچک که نیز میگذارند با گرفتن عکس از دیگر فعالین سیاسی مربوط به دیگر جریانات سیاسی و تمام کردن آن به اسم حزب خود فقط موجبات لبخند دیگر فعالین سیاسی را فراهم میکنند و دیگر فعالین سیاسی با متانت سکوت میکنند و نمیخواهند دل این چند نفر شکسته شود . حزبی که تا متوجه میشود جایی تظاهرات هست ، با دادن یک فراخوان شبانه ۲ خطی هم که شده ، میخواهد هم اسم خود را مطرح کند و هم حرکت را به اسم خود ملا خور کند و برای هواداران این توهم را بوجود بیاورد که این حزب همه جا حضور دارد . حزبی که حتی با برگزاری تظاهرات چند نفره فقط برایش مهم آن است که نام حزب شنیده شود و با این رفتار نه تنها محبوبیتی بین فعالین سیاسی ایجاد نمیکند بلکه آنتی سمپاتی ایجاد میکند و موجب حساسیت دیگر فعالین سیاسی میشود . حزب بادکنکی گاهی نیز در گزارش های خود حتی از عکس های مربوط به روز های دیگر استفاده میکند . حزبی که مانند کبک سرش را زیر برف کرده است و تصور میکند کسی او را نمیبیند و به تبلیغات ژورنالیستی غیر متعهد متوسل میشود و ارزش همه گزارش های خود را برای همیشه از بین میبرد و همه گزارشات خود را نا معتبر میکند و حتی نشان میدهد که حتی از چوپان دروغگو نیز چیزی یاد نگرفته است . حزب بادکنکی حزبی است که با ارائه گزارش های نادقیق و نادرست اعتبار خود را هر چه بیشتر و روز به روز از دست میدهد . زمانی که گروهی دیگر اعلام تظاهرات میکند ، آنها یک فراخوان به همان تظاهرات میدهند بدون آن که حتی نامی از برگذار کننده اصلی تظاهرات ببرند . حزب بادکنکی به هر وسیله ای فقط میخواهد خود را باد کند ، غافل از آنکه این گونه نمیتوان ایجاد اعتماد کرد و بر قلب ها حکومت .آیا این حزب را میشناسید؟
مجید جعفری هرستانی