۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

اعتراف و اشاره غیر مستقیم بی بی سی به وجود گرایشات آنارشیستی در میان جنبش جوانان خاورمیانه

آقای بزرگمهر شرف الدین دربی بی سی فارسی  مطلبی تحت عنوان : از نسل فیس بوک تا شهروند - سیاستمدار می نویسند :
فیس بوک
اعتراضات مصر با ایجاد یک صفحه در فیس‌بوک آغاز شد و به سقوط حسنی مبارک انجامید
تحولات منطقه که از تونس تا ایران را به لرزه در آورده بیشتر از منظر جامعه شناختی و نسل شناختی قابل تفسیر است تا در چارچوب نظریه های سیاسی.
خاورمیانه و شمال آفریقا شاهد تولد نسل نوینی است که منطق رفتارش را نمی توان بر پایه نظریه های سنتی سیاسی درک کرد.
آنها را "نسل فیس بوک" یا "انقلابی های توئیتر" می خوانند. اما به نظر می رسد این قبیل عناوین کمی ساده انگارانه انتخاب شده اند. فیس بوک و توئیتر زادگاه این نسل نیستند، بلکه تنها مکانی اند که می توان در آن رفتار نسل را زیر نظر گرفت.
نسل جدید نسل خلق شبکه های مدرن و پیچیده اجتماعی است و فیس بوک و توئیتر را باید تنها پاسخی بازاریابانه به این نیاز اجتماعی – اقتصادی دانست.


'شهروند- سیاستمدار'

تغییری که این نسل در منطقه ایجاد خواهد کرد حتمی است اما ماهیت این تغییر قابل پیش بینی نیست؛ به این دلیل ساده که این نسل، خود قالب مشخصی برای خواست هایش ندارد، یا دقیق تر اگر بگوییم از مانیفست نویسی بیزار است.
نسل نو به خیابان نیامده تا همچون پدران و مادرانش انقلابی اسلامی، حکومت کمونیستی یا هیچ "مدینه فاضله" دیگری خلق کند؛ تنها چیزی که صراحتا می خواهد "آزادی ارتباط با جهان" و بهره مندی از "حقوق جهانی" است.

بسیاری به این افسارگسیختگی به دیده تردید می نگرند و بی سر و سامانی این جنبش ها را بهترین دلیل برای بی ثمری آنها می دانند.

این بدبینی یادآور بدبینی به پدیده "شهروند-روزنامه نگار" است که به تازگی توانسته جای پای خود را در رسانه ها محکم کند.

زمانی اصحاب رسانه می گفتند که هیچ گزارش ارزشمندی خارج از "شبکه های عظیم خبری" نمی تواند تولید شود، اما شهروند- روزنامه نگارها خلاف این را ثابت کردند و عملا فارغ از کاغذبازی های شبکه های خبری و روزنامه ها، تبدیل به یکی از کارآمدترین جریان های خبررسانی شدند.


به نظر می رسد ناسیونالیسم رایج در میان کشورهای عربی رنگ باخته و نوعی همگرایی میان نسل نو دیده می شود. اما عامل این همگرایی برخلاف گذشته نه تمایلات افراطی دینی است و نه تهدید اسرائیل و مساله فلسطین.
حالا این اتفاق در سپهر سیاسی و اجتماعی در حال تکرار است. شاید بتوان نام این انقلابی های جدید را "شهروند- سیاستمدار" گذاشت.
جوانان امروز خاورمیانه تمایلی به عضویت در احزاب و نهادهای بروکراتیک سیاسی ندارند، اما کماکان می خواهند فعالیت سیاسی داشته باشند. شاید برای همین باشد که بسیاری از جنبش های منطقه بدون رهبر هستند، اما کارآمدی بالایی دارند.

از این منظر شاید بتوان گفت که اشتباه منتقدانی که صرفا به دلیل عدم رهبری یا عدم سازمان یافتگی، جنبش سبز یا جنبش های مشابه در منطقه را بی ثمر می دانند، این است که می خواهند یک پدیده مدرن اجتماعی را در چارچوب سیاست سنتی تعبیر و تفسیر
کنند.

پدیده ای تاریخی

پدیده نوینی که در خاورمیانه شکل گرفته از نظر تاریخی منحصر به فرد است، هم از بعد منطقه ای و هم از بعد جهانی.
از منظر منطقه ای باید توجه کرد که نسل نو خاورمیانه فارغ از مرزها و مکاتب فکری به نوعی همدلی رسیده که سابقه آن در تاریخ معاصر این پاره از جهان دیده نمی شود.

ایرانیان و اعرابی که سال ها به هم بی توجهی عامدانه داشتند حالا آخرین تحولات یکدیگر را با دقت دنبال می کنند و جوانان شان از حال هم باخبرند. برای بعضی از جوانان ایرانی تماشای حضور مصری ها در میدان تحریر تقریبا همان قدر هیجان آور است که تماشای تظاهراتی در میدان آزادی تهران.

در میان کشورهای عربی هم به نظر می رسد ناسیونالیسم رایج رنگ باخته و نوعی همگرایی میان نسل نو دیده می شود. اما عامل این همگرایی برخلاف گذشته نه تمایلات افراطی دینی است و نه تهدید اسرائیل و مساله فلسطین.


رشته این پیوندها را باید در همان باور به "همه چیزهای جهانی" دنبال کرد.
اما توفیق این نسل در نوع تحولات سیاسی ای که در منطقه ایجاد کرده، از منظر جهانی هم منحصر به فرد است.
در دهه شصت نسلی یاغی و هنجارگریز در غرب شکل گرفت که علیه چارچوب های حاکم قیام کرد.
این "نسل مجهول" از سایه سنگین ایدئولوژی و سبک زندگی پدرها و مادرهایش به تنگ آمده بود و می خواست طرحی نو دراندازد.
این نسل اگر چه انقلاب فرهنگی عظیمی در جهان ایجاد کرد اما در عمل نتوانست تغییر سیاسی بنیادینی به وجود آورد؛ تغییری از جنس آنچه جوانان خاورمیانه در حال خلق آن هستند و از این منظر پرچمدار تاریخی و جهانی آن به حساب می آیند.

لینک مطلب

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2011/03/110311_l10_.shtml



همانطور که خوانندگان ملاحظه می کنند نویسنده مطلب آقای بزرگمهر شرف الدین به یک واقعه تاریخی اشاره می کند که در دهه شصت نسلی یاغی و هنجارگریز در غرب شکل گرفت که علیه چارچوب های حاکم قیام کرد اما نویسنده عمدا که آنها را" نسل مجهول" می نامد و نمی گوید که ماهیت مبارزه جوانان دهه شصت چه بود و چه می خواستند و با چه چیزی به مبارزه برخواستند و چه کسانی آنها را سرکوب کردند و اشتراکات جنبش دهه شصت با جنبش کنونی در چیست و آیا رابطه ای  بین این دو جنبش وجود دارد یا نه?

به باور من اصطلاح" شهروند سیاستمدار" و
" نسل مجهول" چیزی نیست جز آنارشیسم که به هر حال نباید انتظار بیشتری از بی بی سی داشته باشیم.
در اینجا برای روشنتر شدن بحث بهتر است نگاهی بیندازیم به مقاله ای در رادیو فرانسه از خانم سپیده فرخنده و مقاله آقای احمد مهرانفر که در وبلاگ خودشان قلمرو دانش در باره جنبش جوانان دهه شصت نوشته اند.



احمد مهرانفر
 نگاهی به جنبش دانشجویی می 1968 )

 تحولاتی که در اثر  وقایع ماه مه 1986 م.(اردیبهشت1347 خ)در فرانسه رخ داد جهان را تا دو دهه دچار تغییرات روبنایی کرد.در ماه مه1968 م. دانشجویان و جوانان فرانسوی در یک اعتراض سراسری خیابان ها را به تصرف خود درآوردند.پاریس مرکز ثقل این خیزش عظیم بود. سنت انقلابی چپ فرانسوی پس از انقلابات1789-1831-1848 و کمون پاریس1871 بیانگر و گویای انقلاب دیگری بود. اما این بار انقلاب، انقلاب جوانان و دانشجویان و انقلاب علیه سنت ها بود. انقلابی که معیار اصلی اش شورین بر نگرش های پدر سالارانه و مقدس مآبانه بود.شورشی که بر علیه محافظه کاری سیاسی احزاب چپ و راست به راه افتاده بود. این شورش بر علیه مذهب، خانواده و قیود ارتجاعی به حرکت در آمده بود.
شارل دوگل(رئیس جمهور وقت فرانسه)به یاری حزب کمونیست فرانسه توانست از پیوند میان طبقه کارگر این کشور با دانشجویان مبارز جلوگیری کند.آری دو گل رئیس جمهور دولت بورژوایی با حزب کمونیست متحد شد تا خیزشی را سرکوب کند که بر استثمار بورژوایی و محافظه کاری چپ شوریده بود. حزب کمونیست فرانسه به یاری ث.ژ.ت(اتحادیه کارگری منتسب به این حزب)موفق شد تا از ورود دانشجویان به داخل کارخانه ها جلوگیری کند.
در واقع نقطه شروع اعتراضات جنبش ماه مه بر اساس اعترض به جداسازی جنسیتی در دانشگاه های فرانسه بود که به مرور زمان از این فاز خارج و شکل وسیع تر و رادیکال تری را به خود گرفت. و مرحله به مرحله اساس خانواده، پدرسالاری و سرمایه داری را زیر سوال برد. مرحله نهایی شورش ماه مه خیزش برای تصرف کارخانه ها و اتحاد دانشجویان با کارگران بود. در این مرحله بورژوازی و چپ محافظه کار فرانسه به شدت احساس خطر کردند و برخورد پلیس و نیروهای امنیتی شکل خشونت آمیز به خود گرفت. در حقیقت دولت ابزارهای سرکوب خود را مشخصا برای جلوگیری از وقوع یک انقلاب کارگری به خیابانها کشاند و حزب کمونیست-ث.ژ.ت نیز در ممانعت از ورود دانشجویان به کارخانه ها از دولت پیشی گرفتند چرا که شورش دانشجویان سیاست های حزب و اتحاد شوروی را هم در بر میگرفت. در آن روزها صفحات روزنامه "اومانیته"(بشریت)ارگان حزب از فحاشی به دانشجویان افکنده بود: خرده بورژوای مرفه - دشمنان طبقه کارگر _ چپ روها - تروتسکیستهای ماجراجو و..
در حالی که جنبش ماه مه 68 دربرگیرنده طیف وسیعی از دانشجویان بود که بسیاری ازآنها در خانواده های کارگری و متوسط متولد شده و رشد یافته بودند. دهه ی 60 میلادی دوران مبارزات وسیعی در جهان سوم محسوب می گردد:
در آسیای شرقی و جنوب شرقی انقلاب چین و مبارزات رهایی بخش مردم کامبوج و ویتنام رخ داده بود. در آمریکای لاتین مبارزات مسلحانه چریک علیه دولتهای دست نشانده  ی نظامی جریان داشت. در آفریقا جنبش ضد استعماری شعله ور گشته بود و در خاورمیانه رادیکال ترین جنبش انقلابی چپ-مسلح متولد شد. اما در بین این جنبش ها دو جنبش مسلح : 1-جنبش مسلح آمریکای لاتین به رهبری و الگو گرفته شده از "ارنستو چه گوارا" 2-جنبش مسلح آسیای شرقی به رهبری "مائوتسه دون " و "هوشی مینه" الگوی مبارزه ی نسل جوان محسوب می گردید.
شیوه ی مبارزه ی آمریکای لاتین (گوارایستی) روشی کاملا متفاوت با مبارزات احزاب کمونیست کوبا، آرژانتین، پرو و شیلی بود. زیرا عنصر "چریک" و تکیه ی این عنصر بر مبارزه ی مسلحانه آن هم در کانون روستاها و کوهستان ها با شیوه ی کار احزاب چپ پیرو مسکو تفاوت داشت. احزاب پیرو مسکو با تکیه بر الگوی کار سیاسی اتحاد شوروی (آن هم سیاست نیکتا خورشچف) در بسیاری جهات به انزوا رفته و مبارزاتشان دچار خمودگی و رکود شده بود. در برخی از این کشورها احزاب کمونیست عملا به مبارزه ی خارج از کشور رو آورده و در جنبش مبارزاتی داخلی عملا دخالتی نداشتند. حتی در کوبا حزب کمونیست این کشور در مقطعی به حمایت از دیکتاتور حاکم (فولگنیستو باتیستا) دست زده بود.(قبل از انقلاب 1959 م.)
در حقیقت سرکوب دیکتاتوری های دست نشانده ی آمریکای لاتین از یک سو و تز ضد انقلابی«همزیستی مسالمت آمیز» خروشچف و حزب کمونیست شوروی،چپ جهانی را در شرایط بدی قرار داده بود.
پیروزی مبارزه ی مسلحانه ی مردم کوبا که در کوه های «سیرا مائسترا» شکوفا شده و سربازان یک ارتش شورشی حقوق دان جوانی به نام «فیدل کاسترو» قرار داشت.کاسترو یک بار به جرم قیام علیه حکومت به حبس ابد محکوم شد اما بعد از مدتی آزاد گردیده بود.در ژوئیه ی 1959م. ارتش شورشی به سوی هاوانا پایتخت کوبا حرکت کرد.این در حالی بود که واحدهای دیگر این ارتش در دیگر نقاط کوبا به پیروزی هایی دست یافته بود و در هاوانا و دیگر شهرها قیام مردمی در جریان بود.پیروزی ارتش مردمی بر دیکتاتوری باتیستا موجب گردید تا حکومت انقلابی جوان بر کوبا حاکم شود.در بین رهبران جنبش دو کمونیست جوان وجود داشتند که کاسترو و دولت انقلابی را تشویق به انجام اصلاحات رادیکال می نمودند:ارنستو چه گوارا  و  رائول کاسترو.تغییر سیستم بانکی،اصلاحات ارضی به نفع دهقانان،خلع ید سرمایه داران و مصادره ی اموال شرکت های سرمایه داری خارجی از جمله خواست های آن ها بود.
در مدت کوتاهی چه گوارا  به عنوان وزیر کشاورزی و بعد از آن رئیس بانک مرکزی کوبا برگزیده شد و دست به اصلاحات عمیق اقتصادی زد.چه گوارا در پی پیاده کردن طرح «انسان نوین» بود.انسانی که از قیود سرمایه آزاد و به موجودی تبدیل شود که هدفش خدمت به همنوعان و تولید در جهت رفاه بشر باشد.چه گوارا چنین انسانی را با قواعد و قوانین و نگرش شوروی نمی شناخت و نمی پذیرفت.او دستیابی به جامعه ای که چنین انسانی را در خود پرورش دهد را از راه جنبش قهر آمیز چریکی ممکن می دانست.جنبش قهر آمیزی که حکومت های دست نشانده امپریالیستی را سرنگون سازد . به همین منظور برای سازماندهی مبارزه چریکی به آنگولا ( در آفریقا ) و پس ازآن بولیوی ( در آمریکای لاتین ) رفت . مرگ چه گوارا در بولیوی باعث نشد که این مبارزه در همین جا خاتمه پذیرد . " کارلوس ماریگلا" یکی دیگر از رهبران و تئوریسین ها ( نظریه پردازان ) جنگ چریکی بود که اعتقاد به مبارزه مسلحانه در درون شهرها داشت و کتاب " راهنمای چریک شهری" را به رشته تحریر درآورد . ماریگلا بعدها به الگوی عملی جریانات چریک شهری دنیا تبدیل شد .
در سال 1949م . ارتش سرخ چین به رهبری حزب کمونیست این کشور پس از سالها موفق به سرنگونی دیکتاتوری راست گرای "ژنرال چیان چای چک" شد و مائوتسه دون رهبر ارتش و دبیر کل حزب ، تاسیس جمهوری خلق چین را پس از این سرنگونی در میدان اصلی شهر پکن اعلام کرد . مائو بر خلاف طیف سنتی و قدیمی حزب معتقد به میارزه مسلحانه یا تکیه بر دهقانان بود . چین کشوری وسیع بود که 80 درصد آن را جمعیتی دهقان تشکیل می داد . نظام فئودالی ( زمین داری ) حاکم بسیار عقب مانده و متکی بر سنت های قدیمی امپراطوری چین بود . دهقانان حکم برده داشتند و زنان از حقوق اولیه انسانی محروم بودند . جریان کوچک نگاه داشتن پای زنان در جعبه های چوبی یکی از جنایات و فجایعی بود که در روستاها و شهرها رخ می داد . فحشا و اعتیاد در شهرهایی چون شانگهای و پکن در حال رشد بود و کنترل اقتصاد در جنوب چین در دست شرکتهای سرمایه گذاری خارجی بود که کالاهای خود را با قیمت های سرسام آوری با پول چینی مبادله می کردند .
حزب کمونیست چین موفق شد با سازماندهی کانون های مبارزه مسلحانه در کوه ها و در دل روستاها و ایجاد یک ارتش بزرگ به تصرف روستاها بپردازد . " مناطق سرخ " درحقیقت مرکز استقرار فعالان سیاسی چین بود که علیه حکومت مبارزه می کردند . در این مناطق سیستم اداری ، زمین های اشتراکی ، واحدهای ارتش سرخ ، دادگاه های انقلابی و مدارس سوادآموزی تاسیس و مشغول به کار می شدند . علاوه بر این ، مائو به سازماندهی در شهرها نیز توجه داشت و کارگران شهرهای بزرگ را نیز به مبارزه جذب می کرد .
مناطق آزادشده سرخ کم کم رو به گسترش گذاشت و در پی آن و پیروزی علیه ارتش تجاوزگز ژاپن نیز در محبوبیت حاکمان این مناطق نقش مهمی ایفا کرد. در اوائل سال 1949 " راهپیمایی بزرگ " آغاز شد .
واحدهای ارتش سرخ از سراسر چین راهپیمایی بزرگی را آغاز کردند . در بین را مبارزه مسلحانه ادامه داشت و روستاها به تصرف درمی آمدند . زمین ها بین دهقانان تقسیم می شدند و فئودالها محاکمه می شدند . سرانجام ارتش سرخ با دادن ده ها هزار نفر تلفات پکن را به تصرف خود درآورد . و تز مائو مبتنی بر "تصرف شهرها از طریق روستاها" به پیروزی رسید . این الگو نیز از جمله الگوهایی بود که جوانان را در دنیا به خود جلب می کرد . از طرف دیگر اندیشمندان و فیلسوفان چپ گرا در آمریکا و اروپا نیز علیه سنت های موجود بر چپ دنیا و اتحاد شوروی شوریده بودند.
"هربرت مارکوزه" فیلسوف آلمانی ساکن آمرکا و دیگر اندیشمندان جریان مرسوم به "مکتب فرانکفورت" از جمله کسانی بودند که به روش عملکرد جریان چپ پیرو مسکو نقد داشتند. در حقیقت این نقد به سالهای پیشین یعنی به دوران انقلاب های کمونیستی-کارگری در اروپا برمی گشت.بسیاری "جورج لوکاچ" کمونیست مجارستانی را پرچمدار این خیزش فکری می شمارند. لوکاچ وزیر(کمیسر) فرهنگ در حکوت چپ گرای 1918 مجارستان بود.این جمهوری عمر زیاد طولانی نداشت و با سرکوب سرمایه داران و زمین داران مجارستان از بین رفت(اوت 1919). لوکاچ پس از این شکست مجبور به ترک این کشور شد(1920) و تمام تلاش خود را معطوف به مطالعات فلسفی و زیبایی شناسی نمود. او از فلسفه برداشتی غیر از برداشت رسمی شوروی داشت و دیالکتیک استالینی را رد می کرد . مطالعات وی در زمینه هنر-ادبیات و فلسفه و آثار ماندگارش چون "تاریخ و آگاهی طبقاتی-1923 " ، "لنین ، مطالعه ای در وحدت اندیشه و عمل-1924" و "زیباشناسی-1963" و "هگل جوان-1938" به طور مشخص نشان دهنده ی دیدگاه های باز و بی تعصب او از فلسفه ی مارکسیستی بود.(از آن جمله کتاب «ویرانی عقل-1954» که به سیر فلسفی و گرایش های سیاسی مردم آلمان از قرن 19 به بعد می پردازد که سرانجام جهان بینی ناسیونال سوسیالیسم و هیتلر از دل آن بیرون می آید)
لوکاچ را بنیان گذار مکتب فرانکفورت می شناسند که از دل آن فیلسوفانی چون مارکوزه،هورکهایمر،آدورنو بیرون آمدند.
مارکوزه نیز برداشتی آزاد از انسان داشت . انسانی که در چرخ دنده های نظام سرمایه داری از خود و جامعه اش بیگانه شده بود . " انسان تک ساحتی " اثر مهمی بود که مارکوزه در این مورد از خود به جا نهاد . مارکوزه متعقد بود که در جوامع صنعتی طبقه ی کارگر به دلیل "رفاه"ی که از سوی سرمایه داری به او داده شده به طبقه ی متوسط نزدیک شده و خصلتهای انقلابی ِ خود را از دست داده است در نتیجه وظیفه ی مبارزه و انقلاب به عهده ی روشنفکران یا کارگرانی است که "فکرشان" را به عنوان نیروی کار می فروشند ، مارکوزه این دسته از کارگران را "پرولتاریای یقه سفید" می نامید .
در حقیقت چهار چهره ی مارکس ، مائو ، مارکوزه و چه گوارا الگوهای نسل شورش گر ماه مه 1968 محسوب می شدند . و تاثیرات جنبشها و جهان بینی های این چهار نفر که خود ومحصول زمانه ی خود بودند الگوی جنبش مه 68بود .
دانشجویان ، دانش آموزان و جوانان فرانسوی با نفی قیود خانوادگی ، پدرسالاری و قیمومیت گرایی حرکت نوینی را به شکل "خودانگیخته" و "خود جوش" ایجاد کردند .
همانطور که در ابتدای مقاله اشاره کردم جنبش علیه تبلیغات و جداسازی جنسیتی در دانشگاه ها آغاز شد اما در مدت کوتاهی به جنبشی همه گیر در بین کارگران ، کارمندان ، هنرمندان ، و روشنفکران تبدیل گشت .
کارخانه ها به تصرف کارگران ، ادارات به تصرف کارمندان و سالن های تئاتر و سینما به تصرف بازیگران ، نقاشان و نوازندگان و بیمارستان ها به تصرف کارمندان و پرستاران در آمد. شعار اساسی ِ ماه مه 68 "قدغن کردن ، قدغن است" بود که می خواست نشان دهد بایستی ورای آنچه که دولت بورژوایی ، احزاب و سندیکاهای رسمی می گویند و می خواهند باید فکر کرد و انتخاب نمود . این جنبش مشخصا ضدسرمایه داری بود ، حمله ی داشجویان و دانش آموزان به ساختمان بورس پاریس و به آتش کشیدن این مرکز اقتصادی ِ سرمایه داری بهترین دلیل بر این مدعاست .
جنبش ماه مه جنبشی انترناسیونال ( بین المللی ) و ضد نژادپرستانه بود . هنگامی که  رهبر شناخته شده ی جنبش یعنی "دانیل کوهن بندیت " ( که دارای ریشه ی یهودی – فرانسوی – آلمانی ) بود توسط پلیس دستگیر و از فرانسه اخراج شد ، او پنهانی به فرانسه باز گشت و در دانشگاه اشغال شده " سوربن " به میان دانشجویان رفت . دولت در رسانه های رسمی به او حمله کرد و او را یک " یهودی ِ آلمانی " خواند . در حقیقت دولت قصد داشت تا با بر انگیختن یک احساس قدیمی ِ ضد آلمانی  مردم را علیه جنبش و رهبرانش تحریک کند . اما فردای آن روز یک شعار بود که سوربن و تمام پاریس را به لرزه در آورد ، شعاری که توسط همه ی معترضین فریاد زده می شد : " ما همه یهودیان آلمانی هستیم " .
احزاب و سندیکاهای رسمی که در رهبری ِ جنبش برای خود جایگاهی نمی دیدند و از طرفی بر اساس عملکرد و تئوری " سکتاریستی " ( فرقه  گرایانه ) شان ادعای رهبری ِ مردم و طبقه ی کارگر را داشتند در مدت زمانی خیلی کوتاه در برابر جنبش موضع منفی اتخاذ کردند . سندیکاهای کارگری از اعضایشان خواستند تا دانشجویان را حتی با خشونت از کارخانه ها بیرون کنند زیرا معتقد بودند : " این خوده بورژواها می خواهند طبقه ی کارگر را از رهبری اش جدا کنند ".
در عرصه ی هنر و فرهنگ نیز انقلابی رخ داده بود . سالن های تئاتر تصرف شده بود و هر روز جلسات بحث و گفتگو در مورد هنر و برداشت آزاد ، انسانی و متعهد از آن در جریان بود . جنبش حتی در بین روشنفکران نیز شکاف انداخته بود و آنها را وادار کرده بود تا در این مبارزه ی نوین طبقاتی موضع گیری کنند : ژان پل سارتر به میان کارگران اعتصابی کارخانه ها رفت و سخنرانی و از آنها پشتیبانی نمود . آندره مالرو که  آن روز بر مسند وزارت فرهنگ ژنرال دوگل نشسته بود جنبش را به شدت محکوم کرد و " آلن تورن " از این که جنبش ، نظام تولید گرا ( تولید برای تولید نه برای رفاه مردم ) و مدرنیته ی سرمایه داری را زیر سوال برده از آن به شدت انتقاد کرد .
حزب کمونیست فرانسه که بعد از جنگ جهانی دوم بزرگترین سازمان چپ فرانسه محسوب و در اطاعت از حزب برادر بزرگتر ( شوروی ) گوی سبقت را از همه احزاب پیرو مسکو ربوده بود در این زمان دچار بحران عظیمی شد . سازمان جوانان این حزب تنها سازمان حزبی بود که این چنین خیل عظیم جوانان را در بر گرفته بود . جنبش باعث شد تا بسیاری از این جوانان به تفکر مطلق گرا که شوروی و نظام سرمایه داری ِ دولتی در این کشور را تنها بدیل سوسیالیستی می دانست شک کنند . بسیاری از این اعضای جوان از حزب جدا شدند و به گروه ها ، احزاب و محافل مائویستی و گواراییستی پیوستند .
ژنرال دوگل در دوران شکل گیری جنبش برای بازدید از ارتش آلمان به آن کشور سفر کرده بود . اوج گیری جنبش باعث شد تا دوگل به فرانسه باز گردد و در اولین حرکت اقدام به انحلال مجلس نموده و دستور یک انتخابات جدید را بدهد . پلیس و ارتش به یک حمله ی سراسری و جدید دست زدند و همه ی احزاب سیاسی ( از چپ و راست ) از این اقدام پشتیبانی کردند. دانشجویان ، دانش آموزان و جوانان فرانسوی با نفی قیود و روابط خانوادگی همچون ازدواج ، روابط خشک پدر و فرزندی ، روابط دانشگاه با دانشجو ، پزشکان با پرستاران ، ارث ، با خیزش به سوی شکستن دیسیپلینهای حزبی خط شوروی در حقیقت اولین گام مبارزه نوین را به خوبی برداشته بودند . اما فرصت نیافتند پیوند خود را با طبقه کارگر به صورت کامل بر قرار کرده و تکلیف خود را با ساختارهای جامعه ی سرمایه داری روشن سازند . به هر حال جنبش ماه مه 68 فزانسه باید روشن می ساخت که آیا به وجود " حزب  " به عنوان یک تشکل سازمان دهنده نیاز هست ؟ نهاد جدیدی که قرار است به جای خانواده ی سنتی گذاشته شود چیست ؟ با سرنگونی ِ پارلمان بورژوایی چگونه دستگاه دولتی سرمایه خرد خواهد شد و چه چیزی جایگزین آن می شود ؟ از دل جنبش ماه مه 68 رویکرد جدیدی در مسایل اجتماعی و سیاسی بیرون آمد که در روابط بین افراد ، سازمانها ، جنبش های اجتماعی تاثیر نهاد . در عرصه ی سیاسی رادیکالیسم جای خود را پیدا کرد و جریانات چریکی مانند " بادرماینهوف " و "ارتش سرخ – RAF "( در آلمان ) ، " بریگاد سرخ " ( در ایتالیا ) ، و "پلنگان سیاه " ( در آمریکا )  جریانات مسلح گوارایستی در ایران " آرمان خلق " و "چریک های فدایی خلق " تاسیس و فعال شدند .
جنبش ضد تسلیحات اتمی و جنبش ضد جنگ ، جنبشهای اجتماعی مثل حاشیه نشینان , رنگین پوستان ، مدافعان محیط زیست و ....از جمله حرکت هایی بودند که به صورت مستقیم و غیر مستقیم از این رویداد مهم تاثیر پذیرفته بودند .
جنبش ماه مه 1968 برگ زرینی از حرکت ضد سرمایه داری در تاریخ است که بایستی بیش از اینها به آن پرداخت و مورد بررسی و تحلیل دقیق اش قرار داد . چرا که توانست بسیاری از سنت های مستحکم سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را زیر سوال برده و نوید یک دنیای بهتر را از منظر چپ بدهد.
لینک مطلب
http://domainknowledge.blogfa.com/post-283.aspx

گاه شمار

تظاهرات، اعتراض ها و اصلاحات

به قلم : سپیده فرخنده 
رادیو فرانسه
تاریخ انتشار مقاله 19/04/2008 به روز شده 10/05/2008 13:04 TU

DR
اعتراض به جنگ ویتنام و سختگیری های مسئولان اداری دانشگاه در22 مارس 1968 حادثه ای روی داد که می توان آن را سر آغاز جنبش 1968 دانست. گروهی از دانشجویان در اعتراض به دستگیری دوستان دانشجوی خود که به خاطر شرکت در تظاهرات ضد جنگ ویتنام دستگیرشده بودند، ساختمان اداری دانشگاه نانتر     (Nanterre) را اشغال می کنند.
 از این روز به بعد یک جریان دانشجویی به نام "جنبش 22 مارس" به رهبری یک دانشجوی 23 سالۀ علوم اجتمائی به نام دانیل کهن بندیت (Daniel Cohn-Bendit) پدید می آید. رئیس دانشگاه این دانشجویان را "سگ هار"(« les enragés »)  می نامد و برای چند روز کلاس های دانشگاه را تعطیل می کند و چند تن از دانشجویان را به شورای انظباطی دانشگاه فرا می خواند. در همۀ ماه آوریل در گیری میان دانشجویان و مقامات دانشگاه ادامه می یابد.

راه پیمائی سندیکاهای کارگری

در سال 1968 ، برای نخستین بار پس از 14 سال، سازمان های کارگری که به فراخوان سندیکای CGT و حزب کمونیست برای گردهمائی اول ماه "می" پاسخ مثبت داده بودند اجازۀ راه پیمائی دریافت می کنند. در این تظاهرات، مسئولان حفظ نظم سندیکای CGT  اجازۀ ورود  با پلاکارد مائویستی، تروتکیستی و آنارشیستی نمی دهند و میان این جریانات و سندیکای  تنش به وجود می آید.

عملکرد پلیس وتظاهرات دانشجویی

 درتاریخ دوم ماه می  دانیل کهن بندیت، یک روز "ضد امپریالیستی" اعلام می کند. اما رئیس دانشگاه نانتر را تعطیل می کند. روز بعد، سی صد دانشجو درحیاط دانشگاه سوربون به حمایت از دانشجویان دانشگاه نانتر تجمع می  کنند. رئیس دانشگاه سربون برای تخلیۀ محوطۀ دانشگاه از دانشجویان اعتراضی، نیروهای پلیس را به دخالت دعوت می کند.  پلیس با قدرت نمائی دانشجویان را متفرق می کند : حدود 500 دانشجو در محلۀ دانشگاهی پاریس، دستگیر می شوند. در این درگیری ها، پلیس برای نخستین باراز گاز اشک آور علیه دانشجویان استفاده می کند. سه روز بعد در تاریخ ششم ماه "می" تظاهرات همبستگی برای آزادی دستگیرشدگان و محکوم شدگان با شعار "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" برگزارمی شود. در جریان این راهپیمائی نه صدوچهل و پنج نفر زخمی و 422 نفر دستگیرو زندانی می شوند.

رهبران جنبش مه 68© AFP
رهبران جنبش مه 68
© AFP

پژواک راهپیمائی ها در پارلمان
از این روز به بعد، رهبران جنبش دانشجوئی خواستار برگزاری تظاهرات همه روزه از ساعت 6 و نیم بعد از ظهرمی شوند و به این ترتیب در فردای حملۀ وسیع پلیس به دانشجویان تظاهرات دیگری با شرکت 30000 نفر در پاریس برگزارمی شود. روز هشتم ماه "می"، هنگامی که سوربون همچنان بسته است و یک تظاهرات جدید صورت می گیرد، پارلمان فرانسه به بحث در بارۀ نا آرامی های دانشگاه می پردازد.
دانشجویان و کارگران
در نهم ماه "می"، دانشجویان دانشگاه تولوز تصمیم می گیرند دست به اعتصاب نامحدود بزنند. در پی آن، دانشگاه های نانت و لیون و پس ازآن، اکثر دانشگاه ها فرانسه به اعتصاب نا محدود می پیوندند. در شهرهای دیژون و لیون، با وجود مخالفت سندیکای CGT  کارگران به دانشجویان می پیوندند.
 سنگرهای کارتیه لاتین
در دهم ماه "می"  برای نخستین بار دانشجویان با از جا کندن سنگ فرش کوچه ها و خیابان های کارتیه لاتن (Quartier Latin) سنگر می سازند. در شب همین روز مذاکرات میان دولت و دانشجویان که مستقیماً از رادیو پخش می شد با شکست رو برو می شود. پلیس ضد شورش در ساعت 2 بامداد حمله به سنگر را آغاز می کند. در این درگیری ها 367 نفر زخم های عمیق بر می دارند که 251 تن از آنان مأموران پلیس ضد شورش هستند.
اعتصابات
از این پس سندیکاهای کارگری اعتصاب عمومی اعلام می کنند و از چهاردهم "می" اشغال کارخانه ها توسط کارگران آغاز می شود. کارخانه های Sud-Aviation و    Renault از معروف ترین شرکت هایی هستند که کارگران آن، در شهرهای مختلف، دست به اشغال کارخانه ها می زنند.
دبیرکل CGT خواهان افزایش دست مزد ها و کاهش ساعت کار می شود اما هر گونه اتحاد عمل با جنبش دانشجوئی را رد می کند. در تارخ 18 می دوگل پس از اجلاس شورای وزیران خطاب به جورج پمپیدو نخست وزیر وقت می گوید:"اصلاحات آری، آشوب خیر."
برای نخستین باردربیستم "می" کارکنان رادیو تلویزیون دولتی با کنترل دولت بر دستگاه خبری به مخالفت بر می خیزند. اعتصابات روز به روز گسترش می یابد چنانکه در تاریخ 21 "می" بین 8 تا 10 میلیون در اعتصاب اند. دانیل کهن بندیت در 22 می از فرانسه اخراج می شود و به آلمان اعزام می شود. دانشجویان دو روز بعد در تظاهرات همبستگی با "دانی"، فریاد می زنند:"همۀ ما یهودی های آلمانی هستیم !".  و شش روز بعد، دانی، علی دغم حکم اخراج، به پاریس بر می گردد و در سوربن کنفرانس می دهد.
اصلاح قوانین کار
در تاریخ 25 "می"  پمپیدو، نخست وزیر، نماینده های کارفرمایان و کارگران را گردهم می آورد و در تاریخ 27 می اصلاحات زیر را اعلام کند:
-         افزایش دست مزد پایه
-         پذیرش چهارمین هفتۀ مرخصی با حقوق برای کارگران و کارمندان
-         افزایش حقوق مدنی سندیکاها
در همین روز سندیکای CGT در خیابان ها به تظاهرات دست می زنند و احزاب جریان های چپ با حضور پیر مندس فرانس (Pierre Mendès-France) رهبر حزب سوسیالیست فرانسه دراستادیوم ورزشی شارلتی (Charletty) میتینگ برگزار می کنند.
یک روز بعد وزیر آموزش پرورش استعفا می کند.
 روز بعد دوگل به مدت 24 ساعت از چشم خبرنگاران و وزرای خود ناپدید می شود و هیچ کس نمی داند وی کجاست.دوگل روز سیم می ناگهان ظاهر می شود اعلام می کند که من هستم و استعفا نمی کنم اما مجلس را منحل می کند. در انتخابات جدید احزاب راست 79 در صد کرسی ها را از آن خود می کنند.        
 ژنرال دوگل در ماه "می  خواستاربرگزاری یک همه پرسی در مورد ساختار قدرت شده بود. یک سال بعد در 27 آوریل 1969  این همه پرسی برگزار می شود  پاسخ رای دهندگان به این همه پرسی منفی است ودوگل استعفا می دهد.

لینک مطلب

http://www.rfi.fr/actufa/articles/100/article_1858.asp






















 تنظیم : نظام جلالی

۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

شعار های پیشنهادی برای 17 اسفند در ایران

برابری , آزادی , این است ترانه و ندا
............
زنان زندانی آزاد باید گردند
..............
چماق بر سرم نزن خواهرتم , مادرتم
 ............
خشونت بر زنان , توحش است , توحش
................
زنان ما بیدارند از خشونت بیزارند
..................
حکومت زن ستیز نابود باید گردد
..................
ندای ما بیدار است, ندای ما نمرده است
...................
زنان ما بیدارند از دیکتاتور بیزارند
..................

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

برای پاسخ به مهاجرانی در دفاع از خامنه ای و تطهیر او

  عطا‌ء الله مهاجرانی در سخنرانی اخیرش در دفاع از اصلاح در برابر انقلاب به دو تفاوت میان ایران و مصر اشاره می کند: یک - استقلال ایران در برابر وابستگی مصر به آمریکا و دوم - عدم فساد اقتصادی خامنه‌ای در برابر فساد مبارک و خانواده‌اش. او در مورد خامنه‌ای می گوید: "خود من که از آغاز انقلاب در مجلس بودم و در دولت بودم و آیه الله خامنه ای را می شناسم به عنوان منتقد ایشان اقرار می کنم که یک نقطه‌ی خاکستری حتی نه تاریک در زندگی اقتصادی ایشان و خاندانشان نمی شود پیدا کرد." ایشان راه آینده را اصلاح طلبی دانست که ممکن است باتوجه به پیشینه تاریخی استبداد در ایران سالهای سال طول بکشد

...........آقای مهاجرانی باز تخم دو زرده کرد.


............بهترین پاسخ را باید در شعار تظاهرات روز سه شنبه به این مهاجرانی گوساله داد, البته از هم اینجا از گوساله معذرت خواهی می کنم.


............آقای مهاجرانی,  اگر کمی خفه شی , کسی نمی گوید که لالی.


.............به خامنه ای گفتند بی شرمی و وقاحت را از که یاد گرفتی گفت از عطاالله مهاجرانی


..........از کوزه همان طراود که در اوست.


.....................
هارون الرشيد ، طبيب مخصوصي از يونان آورده بود، كه بسيار موردتكريم و احترام بود. روزي بهلول بر وي وارد شد ، پس ازسلام و احوال پرسي از طبيب سوال نمود : شغل شما چيست؟طبيب از باب تمسخر، به بهلول گفت:شغل من: " زنده كردن مرده هاست." بهلول در جواب گفت: اي طبيب تو زنده ها را نكش ،"
مرده زنده کردنت پيش كش

.................  
   آقای مهاجرانی در سیاهی (خامنه ای ) که  نقطه خاکستری  وجود ندارد


...............سخنان اخیر مهاجرانی در تطهیر خامنه ای دزد و جنایتکار توهین به شعور یک ملتی است.


................. آقای مهاجرانی خایه مالان در جهان صنعتگرند.


..........آقای مهاجرانی در کفنش رید.


........مگر اینکه همان امثال فرخ نگهدار برایتان دست بزنند.


........آقای مهاجرانی خواب دیدی خیر باشه
............
روزي بهلول، پيش خليفه " هارون الرشيد " نشسته بود . جمع زيادي از بزرگان خدمت خليفه بودند . طبق معمول ، خليفه هوس كردسر به سر بهلول بگذارد. در اين هنگام صداي شيهه اسبي از اصطبل خليفه بلند شد. خليفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببين اين حيوان چه مي گويد ، گويا با تو كاردارد. بهلول رفت و بر گشت و گفت: اين حيوان مي گويد: مرد حسابي حيف از تو نيست با اين" خر ها "نشسته اي. زودتر از اين مجلس بيرون برو.ممكن است كه : " خريت " آنها در تو اثر كند  


..........................
بهلول روزی پای بر جاده ای می گذاشت.
کاروان خلیفه ( هارون الرشید ) با جلال و
شکوه  آشکار شد.
خلیفه خواست ، با او شوخی کند.
گفت : موجب حیرت است که تو را پیاده
می بینیم ! پس” الاغت ” کو ؟
بهلول گفت: همین امروز عمرش را داد به
” شما.”.................
ابلهي از بهلول پرسيد : آدمي را طول عمر چقدر باشد؟بهلول گفت: آدمي را ندانم . اما تورا طول عمر بس دراز باشد.....!

.........
روزي هارون الرشيد به اتفاق بهلول به حمام رفت. خليفه از بهلول پرسيد: اگر من غلام بودم چقدر ارزش داشتم؟
بهلول گفت: پنجاه دينار
. هارون بر آشفته گفت: ديوانه ، لنگي كه به خود بسته ام فقط پنجاه دينار است.بهلول گفت: منهم فقط لنگ را قيمت كردم . وگرنه خليفه كه ارزشي ندارد

 ..............
روزي هارون الرشيد و جمعي از درباريان به شكار رفته بودند. بهلول نيز با آن ها بود. آهويي در شكار گاه
ظاهر شد. خليفه ، تيري به
سوي آهو افكند ولي تيرش به خطا رفت و آهو گريخت. بهلول فرياد زد:" احسنت. "خليفه بر آشفت و گفت: مرا مسخره مي كني ؟.بهلول گفت : " احسنت " من براي آهو بود، نه براي " خليفه
                  .
.......................
قاضي شهر فوت كرد و جمعيت انبوهي به تشييع آمده بودند . كسي بهلول را گفت: زمان تشييع جنازه بهتر است آدم در جلوي تابوت قرارگيرد يا عقب تابوت؟بهلول گفت: جلو يا عقب تابوت فرقي ندارد ،بايد سعي كرد: " توي تابوت قرار نگرفت؟
............
بهلول پاي پياده بر راهي مي گذشت . قاضي شهر او را ديد و گفت: شنيده ام " الاغت سقط شده " و تو را تنها گذارده
است
! بهلول گفت: تو زنده باشي. يك موي تو به صد تا الاغ من مي ارزد

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

ایجاد صفحات فیس بوک مخصوص سازماندهی و تظاهرات هر روز ه در خیابان

پس از آنکه 3شنبه های اعتراض در سطح جنیش اعتراضی طرح گردید ما در شبکه اینترنت شاهد نظر دیگری بودیم که با توجه به حوادث مشابه در خاورمیانه بر ضرورت سازماندهی تظاهرات هر روزه تاکید می ورزید. هم اینک چند صفحه در فیس بوک وجود دارد. یکی به نام tazahoraat و دیگری به نام  1esfand که ظاهرا از 10 اسفند تا 22 اسفند را برای تظاهرات هر روزه تبلیغ می کنند و صفحه سوم  به نام ta 13 bedar که از 17 اسفند تا 13 بدر را به عنوان مرحله اول تظاهرات هر روزه پیشنهاد کرده است که البته هر سه طرفداران تاکتیک تظاهرات هر روزه هستند . در واقع ظاهرا صفحه های  tazahoraat و 1 esfand  قبل از اولین 3شنبه ها ی اعتراض شروع به کار کرده  و امیدوار بوده اند که بعد از آغاز اولین تظاهرات 3شنبه یعنی 10 اسفند همچنان این روند ادامه پیدا کند و صفحه سوم  ta 13 bedar  که ظاهرا امروز ایجاد شده و امیدوار است که بعد از تظاهرات هفته دوم یعنی 17 اسفند تا 13 بدر تظاهرات هر روزه  شکل بگیرد و این صفحه دوم بر سازماندهی نیز تاکید دارد. ضمنا صفحه ta 13 bedar توسط وبلاگ نویسان اداره می شود . به هر حال ایجاد چنین صفحه هائی تاکتیک تظاهرات هفته ای یکبار را که به نام 25 bahman می باشد را به سمت اتخاذ سریع تر تاکتیک تظاهرات هر روزه سوق خواهد داد.
 

۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

راه های مقابله با شلیک گلوله های رنگی (پينت بال) نیروهای سرکوبگر به مردم


از این گلوله ها ی رنگی برای نشانه گذاری معترضین استفاده می شود که هم ایجاد ترس کنند بین مردم و هم بتوانند در فرصت مناسب آنها را شناسائی و دستگیر کنند. این گلوله ها ایجاد درد زیادی نیز می کند بنابراین لباس های ذخیم تری بپوشید و کلا مسکن قوی با خود در تظاهرات ها همراه داشته باشید. در صورت اصابت به لباس باید بتوانید لباس خود را عوض کنید بنابر این طوری لباس بپوشید که در چنین شرایطی لباس رنگی شده را بتوانید در بیاورید.
البته به احتمال زیاد این رنگها با محلولی باید قابل پاک کردن باشد که امیدوارم اگر دوستانی اطلاعی در این زمینه دارند و یا با علم شیمی آشنا هستند بتوانند این ماده را معرفی کنند یا اینکه شاید بتوان با استفاده از زبانهای مختلف مطلبی در این رابطه در اینترنت پیدا کرد یا دوستان اگر در خارج  بتوانند با شرکتهای فروشنده ارتباطی گرفته و در این زمینه کسب اطلاع کنند.
مطلب دیگر آنکه در بسیاری از موارد می توان از شیوه های خود آنان بر علیه خودشان استفاده کرد. می توان با پرتاب تخم مرغ رنگی آنها را نشانه کرد تا سر فرصت بتوان از آنها عکس و فیلم تهیه کرد برای  شناسائی کردن یا هر اقدام دیگری که لازم بود
یا اینکه درون تخم مرغ ها می توان روغن سیاه , گیریس , بنزین , نفت , گازوئیل, لجن , چسب مایع و.... پر کرد و آنها را به موتور سواران و نیروهای سرکوبگر پرتاب کنید. البته باید هر کسی خودش فکر کند و شیوه های جدیدی را پیدا کند و یا قبلا وسایل مورد نیاز خود را در جاهائی جا سازی کند و به نحوه حمل آنها فکر کند.
مطمئنا نیروهای سرکوبی که تمام بدنشان بوی نفت و بنزین و گازوئیل بدهد نمی توانند دیگر در خیابان بمانند و در چنین روز هائی که آتش در خیابان وجود دارد (برای مقابله با گاز اشک آور) برایشان خطرناک خواهد بود و سر درد هم خواهند گرفت پس مجبور به ترک خیابان خواهند شد و موتور سواران نیز با برخورد چنین تخم مرغ هائی به صورتشان تعادل خود را از دست خواهند داد .
به هر حال استفاده از شیوه های جدید باعث غافلگیری نیروهای سرکوبگر خواهد شد.
ضمنا در 4شنبه سوری استفاده از این تخم مرغ ها بسیار کارا خواهد بود.

آرش گفت...
دوست عزیزم؛ مواد این گوی های پلاستیکی به سادگی با دستمال پاک میشود. بنابراین توصیه میکنم حتما یک دستمال پارچه ای با اندازه متوسط با خود به همراه داشته باشیم. در ضمن تجربه اینجانب نشان میدهد که درد قابل توجهی هم ندادند. فقط مهم است که از اطرافیان سوال کنیم آیا لباس یا موهای ما رنگی شده است یا خیر. گاهی بدون اینکه متوجه شویم مورد اصابت این گوی ها قرار گرفته ایم. بنابراین بهتر است تنها بیرون نرویم.

تظاهرات مدوام از الان تا 13 بدر در مراکز اصلی خرید باعث تعطیلی بازار خواهد شد

تظاهرات مدوام از نیمه اسفند تا 13 بدر در مراکز اصلی خرید باعث کسادی بازار و تعطیلی بخش عمده آن خواهد شد و رژیم نمی تواند در هر تظاهرات هزاران نفر را دستگیر کند و مدت مدیدی در زندان نگه دارد و همین امر باعث خواهد شد که رژیم نتواند فله ای و گسترده دستگیر کند و هر چه به این روند گسترده و هر روزه سرکوب  ادامه دهد بیشتر باعث فشرده شدن و تراکم خشم و نارضایتی مردم خواهد شد که انفجار اجتماعی و غیر قابل کنترل شدن اعتراضات را برای  رژیم  به همراه خواهد داشت. در چنین شرایطی رژیم نمی تواند راه های ورودی به بازار را ببندد و اگر چنین اقدامی نیز کند باز خود رژیم عامل اختلال در بازار خواهد شد و موجبات نارضایتی بازار را فراهم خواهد کرد.
تظاهرات هر روزه در این ایام عید ضرر مالی زیادی را متوجه رژیم خواهد کرد. در واقع با این روش نوعی اعتصاب به بازار تحمیل خواهد شد. امسال خرید نکردن و تحریم می تواند ضرر زیادی به رژیم چه به لحاظ اقتصادی و چه سیاسی وارد کند. نکته دیگر آنکه مردم می توانند برای خرید در صورت لزوم از بازاریانی که وابسته به رژیم هستند  خود داری کنند و آنها را تحریم کنند و در واقع مردم آگاهانه باید بدانند که از چه کسی خرید می کنند.

چند نکته مهم براي شناسايي لباس شخصیها در بين مردم تظاهر کننده

1- حتما کسی که می خواهد جمعیت را هدایت و رهبری کند  باید گروهی حضور پیدا کنید. یک نفر رهبری و هدایت را به عهده می گیرد و سایر دوستان مواظب ایشان باشید چون نیروهای امنیتی لباس شخصی درون جمعیت روی سر دسته های هدایتگر جمعیت متمرکز می شوند وسعی می کنند خود را به آن فرد نزدیک و با چاقو یا شوک برقی یا اسلحه آن فرد را از جمعیت جدا کنند و با خود ببرند بنابراین مراقب اطراف رهبر گروه به دقت باشید.
2- بعضی از لباس شخصی ها تلاش می کنند نقش انحرافی هدایت جمعیت را به عهده بگیرند و در نقش رهبر جمعیت ظاهر شوند تا بتوانند  به آن سمت و سو دلخواه دهند بنابراین در هر حالتی هوشیار باشید و به آن فکر کنید.
3- افراد لباس شخصی معمولا از لباس خاصی استفاده می کنند که زود برای نیروهای امنیتی قابل تشخیص باشد یعنی از مدل خاص و کمیاب لباس یا از لباس با رنگ های خاص استفاده می کنند یا یک وسیله مشخص همراه خود دارند که در درگیریها اشتباهی دستگیر یا مضروب نشوند و حتی گاهی لباس سبز یا عینک نیز استفاده می کنند و حتی صورت خود را می پوشانند که کمی شبیه به تظاهر کنندگان بشوند.
4- در تظاهرات سعی کنید به همه چیز دقت کنید و در ذهن خود بسپارید و حتی چهره های اطرافیان و حرکتهای آنها را تحت نظر داشته باشید چراکه نیروهای امنیتی رفتارهای عادی ندارند  و چون اهداف خاصی نیز دارند بنابراین رفتارهای آنها متفاوت خواهد بود.

۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

گزارش آکسیون حمایت از مبارزات مردم لیبی و مردم خاورمیانه در کلن

امروز جمعه آکسیونی به حمایت از مردم لیبی و مردم خاورمیانه برگذار شد که جمعیتی حدود 50 تا 60 نفر در آن شرکت کرده بودند.
در تریبون آزاد این آکسیون یکنفر از مصر در صحبتهای خود اشاره کرد که مصر 80 میلیون جمعیت دارد و  2 میلیون نیروی نظامی و امنیتی دارد و طی سالهای دیکتاتوری مبارک همین کشورهای غربی بودند که از حسنی مبارک حمایت می کردند و چشمشان را بر دیکتاتوری و نقض حقوق بشر بسته بودند.
یکنفر از تونس نیز به دیکتاتوری بن علی در بیش از 2 دهه اشاره و به آن انتقاد داشت.
نفر بعدی از ترکیه بود که معتقد بود وضع ترکیه از مصر هم بدتر است و دموکراسی کمتری وجود دارد و در مورد ترکیه سکوت می شود.
یک سخنران دیگر شدیدا انتقاد می کرد که چرا مردم اینجا ساکت هستند و بی توجه در مقابل کشتاری که هم اکنون در لیبی در جریان است و چرا به جای تظاهرات 20000 نفری فقط این تعداد کم شرکت کرده اند. ما در اینجا زندگی عادی خود را داریم حال آنکه در لیبی هر کسی بیرون می رود خانواده اش نمی دانند که دیگر بار بر خواهد گشت و آسیبی خواهد دید یا نه? در ضمن ما باید فعالانه وارد بحث اقناعی شویم و مردم را قانع کنیم که ضرورت شرکت در یک آکسیون حمایتی وجود دارد و ما می توانیم تا 2 هفته دیگر تلاش کنیم که با تعداد بیشتری صحبت کنیم که در تظاهرات بزرگ بعدی شرکت کنند.
یک سخنران آلمانی نیز می گفت که تماما و لحظه به لحظه داریم حوادث لیبی را دنبال می کنیم در اینترنت و به طور زنده مبارزین لیبی در تماس هستند و نگران مردن نیستند و تنها نگرانی آنها این است که در این نبرد و پیکار شکست بخورند و واقعا چگونه در این اوضاع اسفناک و کشتاری که دولت لیبی می کند سایر مردم در اینجا بی تفاوت هستند. 
ضمنا در این آکسیون به مبارزاتی که امروز در شهرهای  عراق در جریان است نیز اشاره شد.
همچنین در خلال این آکسیون یک ساعته  موزیک رپ عربی نیز پخش می شد.
در این آکسیون تعداد دیگری نیز صحبت کردند و به مبارزات مردم در کشورهای مختلف خاورمیانه اشاره کردند.

۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

چگونه از خود دفاع کنیم و امکان رهائی را در لحظه دستگیری برای خود و دیگران فراهم کنیم?

یکی از مسائلی که باعث می شود خطر دستگیری ها کمتر شود ایجاد ترس در مزدوران و عوامل رژیم است. باید ریسک دستگیری افراد را برای عوامل رژیم بالا ببریم. تا زمانی که نیروهای مزدور رژیم از بی دفاع بودن مردم مطلع هستند با اطمینان و بدون ترس اقدام به حمله  و دستگیری مردم می کنند.
همان اندازه که در سطح گسترده بحث آمادگی و مقابله با نیروهای سرکوب طرح شود حتی اگر کمتر کسی این آمادگی دفاع شخصی را داشته باشد ولی باز باعث می شود که به راحتی جرعت نکنند عده زیادی را دستگیر کنند و بدانند که می تواند هر دستگیری برای خودشان هزینه داشته باشد.


1- به هر وسیله ای که می توانیم باید ایجاد سروصدا کنیم و شهر را از حالت سکوت خارج کنیم تا در دل نیروی رژیم ایجاد ترس شود و موجبات سردرگمی آنها را فراهم کنیم و به این وسیله نیز می توان مردم شهر را از تظاهرات و گستردگی آن مطلع کرد.

2- سعی کنیم که در گروه های چند نفره بیرون برویم تا بتوانیم مراقب یکدیگر باشیم تا اگر یکی از ما را خطر دستگیری تهدید می کرد بتوانیم آزاد کنیم و هم اینکه عوامل رژیم بدانند تعرض به یک نفر امکان تعرض به خودشان را بالا می برد.

3- به همراه داشتن سیگار و فندک , گذاشتن پودر فلفل در ظرف های مختلف و مکانهای گوناگون, گذاشتن بنزین یا گازوئیل در ظرف های متفاوت و مکانهای مختلف ,گذاشتن کپسول های  آتش نشانی سایز کوچک مخصوص خودرو در محل های مناسب و گوناگون و گذاشتن  هر گونه وسیله دفاعی دیگر در مکانهای مختلف

4- گذاشتن تله برای عوامل رژیم و کشاندن آنها به محل های مورد نظر تا بتوانیم فرصت گریز از دستان آنها را پیدا کنیم.

5- فیلم برداری و شناسائی عوامل رژیم مثل حرکتهای گذشته تا اینکه در بین مردم شناخته شوند که نتوانند  به شکل پنهانی در خدمت دستگاه های امنیتی و سرکوبگر باشند.

6- در مکان اصلی تظاهرات  که توسط خود شما انتخاب می شود می بایست شناخت کامل به محل داشته باشید یا کسانی از جمع شما محل را کاملا بشناسد. بنابراین خود شما باید دقیقا بدانید که مسیر رفت و برگشت  چگونه خواهد بود.

7- فراموش نکنیم که در هنگام دستگیری حتی اگر فقط دستان شما فلفلی باشد با مالیدن به چشمان نیروهای سرکوب می توانید از دستان آنها بگریزید. حتی داشتن زیور آلات تیز می تواند در صورت لزوم موجبات رهائی را فراهم کند. داشتن شال محکم یا کمربند با سری مناسب می تواند برای رهائی در شرایط خاص ما را یاری کند.

8- نوع لباس  , کفش و حتی کوتاهی یا بلندی مو در رهائی ما یا دستگیری راحتر ما می تواند موثر باشد.

9- خود شما باید ابتکاراتی را بکار ببرید که نوین ,جدید و غافلگیر کننده باشد بنابراین هدف از این نوشته بیشتر همان ایجاد ترس و بالا بردن هزینه دستگیری آزادیخواهان است .

10- تا می توانیم در این زمینه مطلب بنویسیم و تبادل تجربه کنیم همانطور که گفتم حتی اگر با دستان خالی در تظاهرات باشیم ولی ترس را در مزدوران رژیم ایجاد کرده ایم. به هر حال انتخاب شیوه مبارزه مربوط به فرد و کاملا آزاد است .این نوشته فقط به عوامل رژیم گوشزد می کند که فکر نکنند می توانند بدون خطر عامل دست کسانی شوند که ثروت میلیاردی به جیب می زنند و آنها را برای این ثروت اندوزی خود به خطر می اندازند و هر وقت نیر اوضاع نا مساعد شود آنها نیز مانند مبارک و بن علی با ثروت فراوان فرار خواهند کرد و این نیروهای سرکوب هستند که مجبورند با همین مردم زندگی کنند و اینجا بمانند. قیام های خاورمیانه و اراده مردم این کشور ها بر تغییر رژیم ها است پس توصیه می کنیم به نیروهای نظامی رژیم که زیاد خود را وارد درگیری مرم با حاکمیت نکنند و به فکر آبرو و آینده زندگی خود باشند و سرنوشت خود را با حکومتگران گره نزنند.

11- از آنجائی که سرنگونی رژیم حتمی است و مردم در 25 بهمن بر این خواست و اراده جمعی همچنان پا فشردند امیدوارم  از تجربه انقلاب 1357 درس بگیریم چرا که  دیر یا زود 22 بهمن 57 تکرار می شود و به محض سرنگونی رژیم هیج کس را نباید خودمان شخصا مجازات کنیم و به کسی آسیب بزنیم و از انتقام کور و انتقام شخصی خود داری کنیم اما کسانی که در تظاهرات مردم را سرکوب می کنند و از آنها عکس و فیلم وجود دارد بالاخره در دادگاه های صالحه محاکمه خواهند شد پس بنابراین بهتر است عوامل سرکوب از این پس راه خود را از حاکمیت جدا کنند و در آینده حداقل از جامعه و فامیل خود طرد نشوند و خواری و ذلت حمایت از حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی را با خود و برای خانواده خود به یادگار نگذارند.

12- تا آنجا که امکان دارد سعی کنید در شرایط درگیری صورت خود را بپوشانیم.

13- در صورت امکان مسیر هائی را انتخاب کنیم که دوربین ندارد یا اگر می نوانید به شکلی آنها را از کار بیندازیم.

14- نیروهای موتوری سرکوبگر باید بدانند که از این پس آنها به راحتی نمی توانند به مردم یورش ببرند و هزینه آن را نپردازند.

15- نیروهای سرکوبگر باید بدانند که از این به بعد  احتمال دارد توسط بخشی از نیروهای امنیتی کشته شوید تا که حاکمیت آن را به گردن مردم بیندازد بنابراین مواظب باشید که توسط بخش امنیتی خود رژیم کشته نشوید که رژیم شدیدا به شهید واقعی نیاز دارد که بسیجی یا پاسدار یا نیروی انتظامی واقعی باشد که بر مزارش بتوانند اشک تمساح بریزند. بنابراین بیشتر از آنکه به فکر حمله به مردم باشید باید مراقب باشید که توسط خود رژیم قربانی نشوید.

در پایان تاکید می کنم این مطلب برای کسانی است که تصمیم خود را گرفته اند که در تظاهرات شرکت کنند چراکه شرکت یا عدم شرکت یک تصمیم فردی است و من در این زمینه به کسی نمی گویم که چه باید بکند.

ضمنا امیدوارم خانواده بسیجیان نگذارند که بیش از این فرزندانشان بازیچه جاه طلبی و قدرت طلبی حکومتگران شوند و باعث شود تا زمانی که زنده اند با حقارت و سر افکندگی بین مردم زندگی کنند.

نظام جلالی

بهروز سورن: کو؟ گوش شنوا؟

سالهاست و بهتر بگویم که دهه هاست که در برابر هجوم وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی به مردم و نهادهای برخاسته از درون آنها یک ارزو در مخیله آزادگان خشک شده است. آرزوئی که مردم کشورمان, نهادهای سیاسی تشکیلاتی را در کنار یکدیگر و همچون ستونی در برابر حکومت و در کنار خود ببینند. ستونی که شعار آن نه قانون اساسی در تمامیت خود بلکه مطالبات و نیازهای مردم کشورمان نه یک کلمه بیش و نه یک واژه کمتر باشد. ستونی که علیرغم اختلافات نظری و سلیقه ای خود همچون کلیتی جدائی ناپذیر بوده و به پائینی ها خیره شده باشد.
اما بنظر می آید که در گرماگرم تحولاتی که در کشورمان و بخشا متاثر از حوادث جاری در منطقه است و میتواند ره صدساله ای را  یک شبه  به آزادیخواهان و زحمتکشان کشورمان نشان دهد, جای این بخش از اپوزیسیون خالی است.
 دنیا را آب برده و ما را خواب.
 تونس. الجزایر.یمن. عربستان. بحرین. مصر و.. آبستن حوادثی بوده و یا هستند و در کشورمان ایران امیدها زنده و شورش ها برپاست اما دریغ از کوششی برای پیوستن جویبارهای امید به یکدیگر. روی سخنم به تمامی سازمانهای چپ رادیکال و مارکسیستی است که از کنار نقد هزاران بهروز سورن هم بی توجه عبور میکنند تا گرد و خاک این طعنه ها گریبان مناسبات عمودی سازمانی آنها را نگیرد. تا غبار نارضایتی طیف منفرد و مستقل سیاسی تشکل آهنین!! آنان را خدشه ای وارد نیاورد. تا شخصیتهای خدای گونه آنان فرو نریزد. تا ضرورتها و نیازهای موجود پناهگاه آنان را روشنی نبخشد.
بحث این نیست که اعضای این نیروهای متشکل هر یک بنوبه خود تلاشگر در زمینه ای یا گوشه ای از اپوزیسیون خارج از کشور نیستند. گفتگو از این نیست که اینان نشسته اند و کاری نمی کنند. همه حضور دارند و باری را بدوش گرفته اند. باری که بر اصالت و حقیقت موجود جنبش پابرهنگان و گرسنگان استوار است و نه امتیاز خواهی و تلاش برای حفظ نظام,  چه در حوزه های دمکراتیک و چه در کانونهای جمعی و حتی بلحاظ فردی کوشش میکنند.
 اما جای خالی تشکلهای سیاسی شان در کنار هم و با اراده ای واحد در برابر رژیم دیده میشود. تردیدی نیست که زمانی که تشکلهای سیاسی سنتی در مذاکرات خود از حداکثر های خود شروع میکنند و اصل را بر کرنش سایرین در برابر مواضع خود میگذارند, مشکل در میان بالائی هاست در میان رهبران, در میان شخصیتهائی که دهه هاست لقب رهبری و شایستگی را سنتا بدوش میکشند. مشکل در میان اعضا نیست چرا که اینان در نهادهای دمکراتیک و کانونهای جمعی در کنار هم و در همبستگی نسبی فعالند. تلاشگرند و خستگی ناپذیرند.
متفکران و برگزیدگان جریانات سیاسی رادیکال و بویژه چپ در تحولات اخیر و جاری بوظایف خود عمل نمی کنند. این وظایف را صد البته ضرورتهای مبارزاتی کنونی بر عهده آنها قرار داده است. طفره میروند, چانه میزنند, نام مقدس و افتخارات  سازمانشان را حراست میکنند. در بستر های دمکراتیک در کنار یکدیگر قرار میگیرند اما در کنار هم و با نام سازمانی خود و برای اهداف مشترک  متناسب با منافع عمومی هرگز.
چنانچه فرض کنیم که هر جا سکوت است, ویرانه ای برجاست و چنانچه در نظر بگیریم سکوت علامت رضاست. درخواهیم یافت که  از این کوزه هم چیزی برون  تراوت نخواهد کرد و طرحی دگر باید انداخت.
بهروز سورن
17.2.2011
 

۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

کشتار مردم کرد سلیمانیه توسط دولت و پلیس کرد و توجه به نظریات آنارشیستی در نقد دولتها

همانطور که می دانید در بسیاری از کشورهای خاورمیانه مانند  مصر , ایران , عراق , تونس , اردن , یمن,  الجزایر,  بحرین, لیبی ,مراکش, عربستان , سوریه , فلسطین شاهد تظاهرات و کشتار مردم توسط دولتها بوده ایم  و هشداری که آنارشیستها در مورد شکل گیری دولتهای جدید داده اند درستی این هشدار متاسفانه خود را در کشتار کرد های سلیمانیه عراق در روز چهارشنبه توسط پلیس و دولت کرد نشان داد.

بر اساس  گزارش بی بی سی دست کم 9 نفر بر اثر تیر اندازی پلیس به سوی تظاهرکنندگان در شهر سلیمانیه در شمال عراق، کشته شده و بیش از چهل نفر دیگر نیز مجروح شده اند.

زمانی که مردم بی پناه کرد توسط دولت عربی حزب بعث عراق کشته می شدند بسیاری از کرد ها تصور می کردند که با آمدن یک دولت کردی به آزادی و برابری خواهند رسید و عامل سرکوب را نه درماهیت دولت بلکه صرفا در غیر کرد بودن آن می دیدند.

بعد از فرار بن علی در تونس در تاریخ 20.01.2011 سئوالاتی را طرح کردم که متاسفانه کسی به آنها پاسخی نداد و اینک بعد از سرکوب و کشتار مردم سلیمانیه باری دیگر  توجه شما را به بخشی از این سئوالات جلب می کنم

۱- با توجه به حوادث تا کنونی‌ آیا حتا اگر حزب قبلی‌ از دولت موقت نیز به طور کامل بیرون رود و نمایندگانی از احزاب دیگر وارد دولت موقت شوند آن موقع مردم باید به خانه‌های خود بروند و منافع آنان را دولت جدید، آن هم از بالا ، تامین خواهد کرد؟

 
۲- آیا قدرت و ثروت جامعه که دوباره در دست احزاب و افراد خاصی‌ در دولت جدید قرار بگیرد موجبات فساد آنان را بعد از تحکیم قدرت سیاسی فراهم نخواهد کرد؟راه چاره برای پیشگیری چیست؟


۳- آیا ابزار سلطه و اقتدار در دست دولت جدید قرار نخواهد گرفت؟


۴- مردم چگونه میتوانند نهاد‌های مستقل خود را ایجاد کنند و به چه شکلی‌ میتوانند حد اکثر مشارکت اجتماعی را داشته باشند؟

 
۵- چه تضمینی وجود خواهد داشت که دولت جدید از ابزار سرکوب مانند زندان،ارتش و دستگاه قضایی‌ و در جهت به انقیاد در آوردن مردم برای حکومت کردن با استفاده از قدرت رسانه‌‌ای خود بهره‌مند نشود؟


۶- چه راهی‌ وجود دارد که قانون توسط احزاب و دولت جدید تدوین نشود و مردم در تدوین و اجرا آن نقش داشته باشند؟


۷- چه راهی‌ وجود دارد که مردم بر عملکرد دولت و احزاب نظارت داشته باشند؟

به هر حال امیدوارم بعد ار سقوط هر دولتی , دیگر مردم اجازه ندهند که هیج دولت جدیدی شکل بگیرد و بر آنها ستم و فرمانروایی کند و در مقابل آن  دمکراسی مستقیم شکل بگیرد و جامعه توسط همه مردم در واحدهای خود گردان و شوراهای مردمی مستقل اداره شود
نظام جلالی 
http://www.azadi-b.com/J/2011/02/post_595.html

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

کپسول های آتش نشانی وسیله دفاعی قابل دسترس برای همه در مقابله با پلیس ضد شورش!

کپسول های آتش نشانی سایز کوچک بهترین ابزار دفاعی قابل دسترس برای همه در مقابله با پلیس ضد شورش!


کپسول های کوچک آتش نشانی سایز کوچک مخصوص خودرو، زیر یک کیلو وزن دارند و در خودرو (یا درون کیف یا زیر لباس!) می توان آنها را نگه داری کرد تا به وقت فرصت دمار از روزگار ظالم برآورد! (جهت شادی روان سعدی شیرازی!)

هر کسی که هستید و در هرکجا که زندگی می کنید می توانید این وسیله کوچولو اما قدرتمند را با قیمت ارزان تهیه کنید و در ماشین خود نگه داری کنید و اگر روزی حرامزادگان در جلوی شما خودنمایی کردند می توانید از این ابزار کوچک جهت پاشیدن به صورت آنها و کور کردن موقتی دیدشان استفاده نمایید.

ویژگیهای ممتاز:
1- چند بار مصرف است و قابل شارژ می باشد.
2- جهت استفاده در خودرو به وفور استفاده می شود.
3- بسیار ارزان قیمت است.
کپسول آتش نشانی هالون قابل حمل در سایز کوچک

اطلاعات فنی بیشتر درباره این وسیله:
کپسول آتش نشانی نوعی دستگاه برای خاموش نمودن آتش است. این دستگاه جزء خاموش کننده‌های قابل حمل دستی آتش بوده و اغلب گاز دی اکسید کربن را تولید و با فشار بر روی آتش می‌افکند.
کپسول‌های آتش نشانی استوانه‌های فلزی محکمی هستند که با آب یا یک نوع ماده خفه کننده پر شده‌اند و وقتی اهرمی را که بالای این استوانه‌است فشار دهید، ماده با فشار زیادی از کپسول خارج می‌شود. در این کپسول‌ها یک لوله، مخزن تحت فشار کپسول را به قسمت بالای کپسول متصل و یک شیر فنری نیز ارتباط میان لوله را با دهانه خروجی مسدود کرده‌است. در بالای سیلندر، سیلندر کوچک دیگری وجود دارد که با گاز فشرده‌ای مانند دی اکسید کربن پر شده‌است و یک شیر جلوی انتشار دی اکسید کربن را می‌گیرد.
برای استفاده از کپسول آتش نشانی باید ضامن کپسول را کشیده و اهرم آن را فشار داد. این اهرم یک میله را فشار می‌دهد تا شیر فنری را به پایین فشار دهد و مسیر خروجی را باز کند. گاز فشرده شده بر اثر فشار رها می‌شود و با نیروی قابل ملاحظه‌ای از مخزن به دهانه خروجی منتقل شده ، خارج می‌شود.
باید آن را مستقیما روی سوخت هدف گیری و روی تمامی سوخت پخش کرد. کپسول را با اندازه‌های مختلف و گازهای مختلف می‌سازند.

آشنایی با کپسول های آتش نشانی قابل حمل
کپسول های آتش نشانی قابل حمل، طوری طراحی شده اند که به آسانی برای آتش سوزی های کوچک و قابل کنترل مورد استفاده قرار می گیرند.
جهت استفاده از این کپسول ها باید به بر چسب روی آنها توجه شود چرا که برروی این بر چسب ها اطلاعاتی در مورد کپسول مورد استفاده نوشته شده است. هر کپسول، ویژه ی خاموش کردن نوع خاصی از آتش طراحی شده و استفاده نادرست انها ممکن است باعث مشتعل تر شدن آتش و بروز خسارات جبران ناپذیری گردد. محل نصب و قابل دسترس بودن این کپسول ها، نکته مهم دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. باید دقت نمود که این کپسول ها در محل های قابل مشاهده و قابل دسترس، با برسی های دقیق فیزیکی ،نصب شده و در اختیار افرادی قرار گیرند که با کاربرد آنها آشنایی کافی داشته باشند. استاندارد (انجمن ملی حفاظت در برابر آتش سوزی) وجود یک مهندس یا بازرس آتش نشانی را جهت نظارت ماهیانه یا سالانه بر کپسول های آتش نشانی قابل حمل، الزامی ندانسته اما نگهداری و مراقبت و نیز تعمیرات آنها باید توسط مالک، ساکنان و یا نمایندگان مشخص انجام شود. بهتر است تعمیرات و نگهداری این کپسول ها توسط نماینده آتش نشانی و یا فردی آموزش دیده ایمنی صورت پذیرد.

چگونه با یک کپسول آتش نشانی کار کنیم؟
عملیات زیر را به ترتیب انجام دهید:
1. میله ضامن را بکشید.
2. سر شیلنگ کپسول را به سمت آتش (شما بخوانید پلیس ضد شورش!) قرار دهید.
3. دستگیره را فشار دهید.
4. شیلنگ کپسول را به سمت مرکز آتش (شما بخوانید پلیس ضد شورش!) قرار دهید!

بهروز سورن: آیا کوکتل مولوتف درد مردم کشورمان را دوا خواهد کرد؟

گفتمان دفاع از خود از سوی مردمی که هر روزه در خیابانها و بدلائل گوناگون مورد هجوم نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار می گیرند از موضوعاتی است که بویژه در در میان نیروهای سیاسی متشکل و منفرد در داخل و خارج از کشور مورد مجادله است. شکافی که در میان این نیروها موجود است بازتاب نگاه آنان به رهبری جنبش و آینده و سرنوشت اعتراضاتی است که بیش از سه دهه به حضور نامیمون جمهوری اسلامی در حکومت و هدایت کشور صورت می گیرد. در نظمی وحشیانه که جمهوری اسلامی به مردم ما تحمیل کرده است و تمامی حقوق فردی و اجتماعی را از آنان سلب کرده است, گزینه ای دیگر جز دفاع از خود در برابر وحوش مزدور این رژیم در برابر جوانان, دانشجویان و زنان و کارگران و.. نمیماند.
بیاد داریم که یک سال و نیم قبل زمانی که حضور خیابانی گسترده تیتر اول رسانه های ایران و جهان شده بود, بسیاری هنوز از مبارزه مدنی صحبت میکردند و مسالمت جوئی با چاقو کشان و قاتلان بسیجی و سپاهی را تبلیغ میکردند. شعار مرگ بر دیکتاتور و دیکتاتوری شعاری ضاله!! تعبیر میشد و غیر خودی تفسیر میشد.
شم و تجربه سیاسی  و شناخت بسیاری از نیروهای متشکل و منفرد در مقابل این سازشکاران قرار گرفت و امروزه همانطور که شاهدیم اصلی ترین شعار مردمی در خیابانها مرگ بر دیکتاتور و دیکتاتوری و سرنگونی جمهوری اسلامی ست. جدائی دین از دولت  در برابر شعار ارتجاعی قانون اساسی نه یک کلمه بیشتر و کمتر و دیدگاههای جلاد بزرگ دگر اندیشان خمینی قرار میگیرد.موسوی و کروبی آمال و آرزوهایشان  را در بیانیه اخیر خود نیز بیان کرده اند. حفظ نظام حاکم و بازگشت به دوران طلائی امام جلادشان خمینی
این آرزوها اما با درجه رشد و آگاهی و تجربه مردمی که در خیابانها مکررا چهره خونریز جمهوری اسلامی را تجربه میکنند بسیار فاصله دارد.اندیشه دفاع از خود و تدارک مقابله با نیروهای وحشی حافظ نظام هر روزه تقویت میشود. بدیهی است که چنانچه آلترناتیو حذف رژیم بدون خونریزی و با مراجعه به آراء آزادانه مردم انجام پذیر باشد احدی خواهان سرنگونی به جبر نخواهد بود.
بدیهی است که مردم هیچگاه جنگ طلب نیستند و صلح و آزادی و برابری را اندیشه میکنند. بدیهی است که هر انقلابی مستلزم تحمل خسارتهای جانی و مالی ست. حقیقت اما اینست که  استبداد هیچگاه با نصیحت و نجواهای دیپلماتیک صحنه را خالی نخواهد کرد.
حقیقت اینست که نظامی همانند جمهوری اسلامی بیش از سی و دو سال به فریب و سرکوب و چپاول مردم ایران مشغول بوده است و حقیقت دیگر اینکه مال اندوزی و ثروت اندوزی از بالا تا پائین نظام را انگیزه و ثبات بخشیده است. این اتوپی که زمانی حاکمان از ظلم و ستم خود دست شویند و طلب مغفرت!! کنند تنها از سوی کسانی اشاعه مییابد که منافع خود را در حفظ نظام و قانون اساسی اش میدانند.
کوکتل مولوتف در طول تاریخ نه یک وسیله خشونت زا بلکه سمبل مقاومت مردمی بی سلاح در دفاع از خود تصویر میشود. دفاع در برابر نیروهائی که سلاح در اختیار دارند و امتیاز  برای خود قائل میشوند در برابر مطالبات مردمی که با منافع حاکمان در یک راستا نیستند. نیروهای مسلحی که رسالت و علت وجودی خود را حفظ نظم حاکم میدانند.
پادگان و قرارگاه دارند. سلاح سرد و گرم دارند. زندان و ابزار شکنجه دارند. بخش بزرگی از بودجه کشور را در اختیار میگیرند تا در برابر گرسنگان صف بکشند. از توانمندان حمایت کنند و از تغییر وضع موجود جلوگیرند. دیر یا زود اما در برابر اراده مردمی قرار خواهند گرفت که بی شمارند. ابتکار دارند و به تجربیات سایر ملتها و همچنین خود بی توجه نیستند. بسیاری از این تجربیات را در سالهای اخیر بکار بسته اند و روی نت قرار داده اند. این آموزش ها هم اکنون در بسیاری از رسانه ها منتشر شده است. از جمله طرز تهیه کوکتل مولوتف برای دفاع از خود.
قطعا اعدامها و سرکوب و کشتار خیابانی جمهوری اسلامی با پاسخ شایسته معترضین در خیابانها مواجه خواهد شد.
بهروز سورن
16.2.2011

۱۳۸۹ بهمن ۲۵, دوشنبه

25 بهمن آغاز مبارزه ای بی امان و بی وقفه

آنطور که از شواهد معلوم است دور تازه ای از مبارزات خیابانی آغاز گشته است و مبارزات در خاورمیانه نیز تاثیر خودش را بر شرایط سیاسی ایران گذاشته است و رژیم نمی تواند عقریه زمان فرا رسیدن سرنگونی خود را تغییر دهد یا موجب توقف آن گردد. آتش زیر خاکستر امروز 25 بهمن از زیر خاکستر خود را نشان داد و در حال زبانه کشیدن است تا هستی و نیستی جمهوری اسلامی خون و جنایت را برای همیشه بر باد دهد. مردم ایران در مدت کوتاهی خود شاهد فرار بن علی و مبارک بودند و دیدند که توده های خروشان مردم می تواند به راحتی هستی و نیستی دیکتاتورها را بر باد فنا دهند

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

بهروز سورن: بهار در راه است و ما چشم انتظار

من یقین دارم که بهار خواهد آمد.زمستان هیچگاه پایدار نبوده است.سرما رفتنی است و یخ ها آب میشوند. شکوفه خواهند زد درختان و گلزارها از پس خشکسالی زمستانی  نمایان میشوند. کمتر کسی افکار خود را جهت میداد که در کشورهای عربی که مهد اسلام هستند اینچنین تشنه آزادی و عدالت اجتماعی به خیابانها بریزند  و با مشت گره کرده خود در برابر سلاح های گرم و سرد نیروهای ارتجاع و ستم در صفوفی پرشمار بایستند. مصر خاموش در برابر جنایات ارتش اسرائیل امروز دغدغه خاطر محافل دیپلماتیک غرب و هواداران پنهان و عیان خشونت زایان حاکم در اسرائیل شده است و غلیان توده ای در تونس - مصر الجزایر و در ابعادی در یمن و بحرین و عربستان سعودی حاکمان سرمایه را نگران و مشوش کرده است که مبادا از پس شورش بیکاران علیه گرانی و پارتی بازی و علیه غارت منابع ملی و چپاول خاندان حکومتی در این کشورها, اتحادیه ها و نمایندگان مردمی سر بر آورند و جریان سود رسانی به شکم گندگان غرب را مختل سازند.
پیکر عزیز خود را در زیر تانکهای ارتش قرار میدهند تا پرچم آزادی و عدالت را برافراشته نگاه دارند حماسه می افرینند و تاریخ مینویسند.
یقین دارم که قصرهائی نظیر کاخ مبارک بدست توانای مردم ستمدیده مصر فرو خواهد ریخت.

بی گمان میدانم که این اعتراضات ریشه در اعماق دارد. اعماقی که جز فقر و گرسنگی و بیکاری نمی شناسد و درد را جیره روزانه خویشتن دارند. پراکنده اما بی شمارند. آنها نیت کرده اند که کاخ ها را به آتش کشند و نشان دهند که  اعماق میتواند آسمان را آتش باران کند. در تونس یا مصر و شاید هم بزودی ایران که این هنوز نتیجه سحر است.
خستگی ناپذیرند و جان برکف و چیزی جز جان عزیزشان برای از دست دادن ندارند.
جمهوری اسلامی چنان تف سربالائی شده است که هر اعتراضی توده ای شکل می گیرد بلافاصله صفوف نظری و مطالباتی خود را از آنان مجزا میکند. در تونس و مصر برخی از رهبران اسلامی اپوزیسیون بلافاصله از عدم شیاهت خود به جمهوری اسلامی و بویژه خمینی جلاد گفتند
رهبر حزب اسلام‌گرای تونس: من آیت‌الله روح الله خمینی نیستم
اخوان المسلمین هم  خط فاصلی با جمهوری اسلامی و خامنه ای کشید.
تردیدی نیست که غلیانهای خودبخودی و انفجاری معمولا رهبران ارگانیک خود را به همراه ندارند و از سازماندهی نظری و تشکیلاتی منسجمی برخوردار نیستند. هم از اینرو به انحراف کشیده شدن جهتگیری ها و مطالبات حقیقی آغازگزان در تداوم خود میتواند به مسیری ناخواسته افتد و باز هم دوره ای را تاریخی به تعویق اندازد. ام بر این اعتقادم که دیر یا زود پرده ها دریده خواهد شد و سیمای کریه ستمکاران و مال اندوزان از پس آن نمایان خواهد شد.
شورش مردم عرب در این کشورها اما تنها شورش آنان نیست. همانطور که از اخبار و گزارشات هفته های اخیر پیداست امواج اعتراضات مرزها را پشت سر گذاشته است و همچنان کل مناطق عرب نشین را در می نوردد. در انتظار تحولات آتی در این کشورها باشیم و ضمن حمایت فعال از تهیدستان و آزادیخواهان این مناطق آرزومند پیروزی آنها بمانیم.
بهروز سورن

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

در صورت فروپاشی رژیم , آرایش نیروهای سیاسی اپوزسیون چگونه خواهد شد?

از آنجائی که احزاب دولتی چپ , هم اکنون در خارج از کشور  به ده ها گروه کوچک چند نفره تا چتدین نفره تقسیم شده است و قطعا در شرایط خلا قدرت سیاسی حاکم شاهد شکل گیری ده ها یا صدها گروه چپ کوچک دیگر خواهیم بود و در آن شرایط با صدها گروه کوچک و بی تاثیر چپ مواجه خواهیم شد که در بهترین حالت هر کدام از این گروها چند صد تا چند هزار عضو پیدا خواهند کرد.در اردوگاه راست دولتی نیز شاهد شکل گیری ده ها گروه جدید کوچک خواهیم بود که گرایشات مذهبی یا ناسیونالیستی یا ملی گرائی یا معجونی از همه آنها خواهیم داشت و دو جریان مجاهدین و سلطنت طلبها از سایر نیروها بیشتر نیرو خواهند داشت نسبت به سایر جریانات چپ و راست . جریانات ناسیونالیستی کردی, بلوچی ,عربی ,ترکی و...نیز نیروهای زیادی را به خود جلب خواهند کرد . علاوه بر اینها وبلاگهای شناخته شده , رادیو ها, تلویزیون ها, خوانندگان موسیقی اعتراضی ,سایتها و صفحات فیس بوکی شناخته شده نیز هر کدام نیروهائی را در درون جامعه سازماندهی و دور خود جمع خواهند کرد. علاوه بر آن تعداد بسیار زیادی تشکلهای دموکراتیک شکل خواهد گرقت. در مقابل تمامی جریانات راست و چپ خواهان تشکیل دولت و حکومت نیز نیروی زیادی با خواستها و مطالبات آنارشیستی پا به عرصه مبارزات و اعتراضات سیاسی خواهد گذاشت. ضمنا نیروهای حکومتی کنونی نیز به دستجات و گروه های مختلف و کوچکی تقسیم خواهند شد و اصلاح طلبان نیز نیروی قابل توجه ای را به سمت خود خواهند کشاند در صورتی که تغییری در سیاستهای تا کنونی خود بدهند.

در کشورهای استبدادی در حمایت و همبستگی با مردم مصر, معترضین می توانند به این عنوان در خیابان ها بمانند

میدان تحریر شهر قاهره که محل آغاز اعتراضات مردمی بود اینک به پایگاهی برای معترضان تبدیل شده است. اینجا محلی است که معترضان سعی کرده اند تاکنون با استقامت آن را همانند پایگاهی برا خود حفظ کنند.
 معترضان می گویند:” ما به آنهایی که فکر می کنند میدان تحریر را تخلیه خواهیم کرد باید بگوییم که ما اینجا را ترک نمی کنیم و این حسنی مبارک است که باید قاهره را ترک کند.”
هزاران نفر از معترضان به حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر شامگاه یکشنبه را نیز در میدان تحریر بسر بردند. این میدان طی دو هفتۀ گذشته محل تجمع مخالفانی است که می گویند تا تغییر حکومت و برکناری رییس جمهوری این کشور به تظاهرات خود ادامه خواهند داد.
اکنون وقایع مصر فرصت خوبی است که مردم معترض در دیگر کشورها ی استبدادی به عنوان حمایت و همبستگی با مردم مصر به خیابان بیایند و تا زمانی که آنها در خیابان هستند آنها نیز در خیابان بمانند.

۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

پیشنهاد نوشتن نامه سرگشاده وبلاگ نویسان و مردم خطاب به نیروهای مسلح با توجه به وقایع تونس و مصر

پیشنهاد : با توجه به وقایع تونس و مصر و عدم سرکوب جنبش مردمی توسط ارتش در این 2 کشور ما می توانیم نامه سرگشاده ای خطاب به ارتش و نیروهای مسلح ایران  بنویسیم و از آنها بخواهیم که سرنوشت و آینده خود را به سرنوشت و آینده جنایتکاران حکومتی گره نزنند و در رویارویی مردم با رژیم استبدادی بر روی هموطنان , همسایگان , همشهریان و فامیل های خود آتش نگشایند و از به خاک و خون کشیدن آنها پرهیز کنند و به خاطر حفظ قدرت کسانی که برای ملت خود کوچکترین ارزش انسانی قائل نبودند و نیستند, دستانشان را به خون آزادیخواهان و بی گناهان آلوده نکنند. در تونس بن علی فرار کرد و آن کسانی که  به خاطر بن علی بر روی مردم آتش گشودند جز این نیست که دستان خود را به خون انسانهای دیگر آلوده کردند آن هم به خاطر در قدرت بودن بن علی و خانواده اش  برای چپاول بیشتر و سرکوب آزادیخواهان تونس و به خاطر هیچ خود را قاتل هموطنانشان کردند و در نزد مردم تونس شرمگین خواهند بود. تحولات و انقلابات در خاورمیانه آغاز گشته است و سرنوشت محتوم تمامی دیکتاتورهای منطقه از جمله جمهوری اسلامی چیزی جز سرنگونی و شکست نیست. دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
امیدوارم با کمک دوستان بتوانیم هر چه سریعتر یک متنی را تهیه و منتشر کنیم.
با سپاس

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

سئوالی در باره آنارشیسم در بخش نظرات روشنگری

20:58 16 بهمن 1389 فمینیسم را تا حدودی میتوان درک کرد که میخواد در باره چی حرف بزنه ولی آنارشیسم قبول کنین که خیلی ثقیله.
آدم یاد هیپیهای دهه هفتاد می افته که لباس بودایی می پوشیدند و در خیابانهای نیویورک و گاهی هم در کلکته نقاره و طبل می زدند. می گفتند که ما روش زندگی این هندیهای عزیز را از هر چیزی بهتر میدانیم و می خواهیم با تمام وجود آنرا حس کنیم. البته خیلی با حرارت تر از خود هندیها بودند چون شهر وند غرب بودند و برخوردار از مواهب غربی بودن. و اگر جایی گیر میکردند سفارتشان آنها را نجات میداد ولی هندی باید در همان زباله دان می ماند تا توریست تارک دنیای بعدی برسد و او بتواند دوزار در بیاورد.

سرتان را درد نیاورم. داشتم فکر میکردم که آنارشیسم یعنی چه. مثلاً آشغالهای منازل را چه کسی باید سرو سامان بده و یا آب آشامیدنی را چه کسی باید به ما بده و یا جلوی دزد و تجاوزگر را چه کسی باید بگیره.
اگر کسی میدونه لطفاً با زبان ساده برای ما بزدلها شرح بده.





اول از اینکه اگر کسی مفهوم آنارشیسم را نداند و یا حوصله نداشته باشد که خودش در اینترنت به دنبال پاسخ بگردد  و کمی وقت بگذارد و نخواهد خودش به دنبال پیدا کردن سئوالش باشد که دلیلی بر بزدلی نیست و ربط ندانستن به بزدلی را من که نفهمیدم. بنابراین شما بزدل نیستید بلکه......اما آشغالهای منازل را چه کسی الان سرو سامان می دهد خوب در جامعه آنارشیستی هم که قرار نیست این بخش شهرداری منحل شود , مگر شما چه تصوری از جامعه آنارشیستی دارید ? و یا آب آشامیدنی را چه کسی  الان به شما می دهد , مگر اداره آب در جامعه آنارشیستی قرار است منحل شود ? و یا جلوی دزد و تجاوزگر بزرگ و  دولتی را الان چه کسی می گیرد? در جامعه آنارشیستی دولت منحل می شود و به جای آن واحدها و شورا های خودگردان ادارات , محلات , شهری , روستائی و... و تشکلات داوطلبانه اجتماعی شکل می گیرد. شما را رجوع می دهم به این لینک که سئوالهای انحرافی مشابه در آن وجود دارد.
با سپاس
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/08/blog-post_30.html
ضمنا لطفا 4 مقاله ضمیمه آن را نیز بخوانید.

نظام جلالی


02:15 17 بهمن 1389 به آقای نظام جلالی

نوشته شما بر اساس یک دید غیر واقع بینانه و رمانتیک از زندگی بشر است. البته این رمانتیسم شورائی مخصوص شما نیست. خیلیها در همین خیالات هستند. در واقع ریشه اش در بستن چشم بر روی واقعیت ها است و ترس از برخورد با آنها.
حتی اگر همه مرزهای عالم را بردارید و تمام افراد محله ها عاشق هم و رفیق جون جونی یکدیگر باشند باز چنین چیزی غیر ممکن است. چون بشر مطابق طبیعتش همیشه در پی آن است که قدرت را تا آخرین درجه بیازماید و محل واقعی خود را بیابد.
اما ایکاش دنیای واقعی هم مثل دنیای شما بود. 




پاسخ به دوست عزیز 02:15 17 بهمن 1389
در نوشته شما به دو موضوع اشاره شده است یکی اینکه نوشته من را بر اساس یک دید غیر واقع بینانه و رمانتیک از زندگی بشر ارزیابی کرده اید. اصلا فرض را بر صحت گفته شما بگذاریم و فراتر از وجود احتمالی دید غیر واقع بینانه و رمانتیک در نظرات آنارشیستها آن را به تاریخ گذشته افکار غیر واقع بینانه و رمانتیک و آرزوهای تخیلی  بشر رجوع دهیم. مثلا آرزوی پرواز مانند پرندگان برای بشر یک آرزوی حسرت آمیز بوده و هست ولی آیا کسی فکر می کرد بشر بتواند آنچنان از زمین دور شود که یک پرنده نمی تواند. آیا اینترنت بشر را به بسیاری از آرزوهایش که در گذشته غیر قابل تصور بوده است نرسانده است? و یا در زمینه پزشکی مانند http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=5393  یا مانند http://www.iransalamat.com/?file=hea&operation=show&id=10   نمونه های بسیاری در طول تاریخ بشر وجود دارد که دیگر نمی توان حکم قطعی صادر کرد که حتی تخیلات امروزین ما زمانی در آینده به واقعیت نپیوندد.
یا مثلا اگر در نظام  برده داری کهن و سنتی(که امروزه شکل مدرن و تغییر یافته آن وجود دارد) زندگی می کردیم http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C تصور آنکه روزی برده داری به آن شکل از بین خواهد رفت برای ما امری محال و تخیلی محسوب می شد.
یا اگر در عصر سنگ یا عصر حجر و یا در قرون وسطا و فئودالیسم زندگی می کردیم تصور پیشرفت امروزی بشر برای ما غیر ممکن می بود.
اما بحث دوم در نوشته شما اشاره به طبیعت بشر دارد که  همیشه در پی آن است که قدرت را تا آخرین درجه بیازماید و محل واقعی خود را بیابد.
اگر به خواهیم وارد این بحث شویم شاید بهتر باشد که به بحث قدرت  از 2 زاویه بپردازیم یکی طبیعت بشر که قدرت طلبی در او وجود دارد و به اشکال مختلف در کنشهای فرد عمل می کند. دوم آنکه اگر بخواهیم کشش قدرت و قدرت طلبی را در فرد مهار کنیم و یا باعث پخش قدرت یا تضعیف آن شویم اتفاقا جامعه آنارشیستی برای آن بهترین راه حل است (البته تا امروز )
به هر حال اگر بخواهیم بحث قدرت را باز کنیم باید از جمله وارد مباحث فوکو در این زمینه شویم و همچنین وارد مباحث آنارشیستی بشویم

نظام جلالی 


11:20 17 بهمن 1389 تلفن موبیلم زنگ زد و دوستم از آنطرف پس از مدتها احوالی از ما گرفت. می گفت سر چاره جویی برای آشغالها و آب آشامیدنی و برق و ... قراره چند کار خانه در محله مون بسازیم. برای همین در فکر تماس با آلمان برای تهیه تجهیزات هستیم. حالا هم فکر کردیم که احتیاج به یک وزارت خارجه و وزارت نفت داریم که آلمانیها بیان از توی چاههای نفت محله مون استخراج کنن و برامون کامیون و پمپ و چه میدونم چیزهای دیگه بیارن.
البته در مورد کامیون با بنز خاور که همون آلمانیها را مونتاز میکنه تماس گرفتیم و شورای آنارشیستی آنها گفت که دیگه کامیون مونتاژنمی کنن چون صرف نداره و قرار از این پس پوشک بچه تولید بکنن.
راستش میگفت که به یک نیروگاه اتمی یا گازی هم در محله شون نیاز دارن. خلاصه خیلی هیجان زده ولی کلافه بود. بعد از پایان صحبت صدای بع بع گوسفندها منو از فکر در باره نیروگاه آورد بیرون. آخه من چوپان هستم و گوسفندها را برای چرا آورده بودم صحرا. راستش برای اولین بار احساس خوبی به من دست داد که ما در دهات و صحرا مشکلات محله دوستمون رو نداریم. اما دوای گوسفند ها چی غذاشون چی. وانت و تراکتور از کجا بیا وریم. تو همین فکر ها بودم که به خانه رسیدم و دیدم ننه کبری و مشتی ضیغم با خوشحالی فریاد می زنند و سرود آنارشیستی میخوانند. تو اینترنت آنارشیسم رو پیدا کرده بودند و خوششون آمده بود. گفتم زیاد تند نرین این اینترنت یک چیز خارجیه. آنها هم جوابم رو با قدرت دادن و گفتن که خودشون قراره تو ده یک کار خانه کامپیوتر و یک شرکت نرم افزار درست بکنن. تازه ننه کبری که از نوع میلیتانتشه میگفت برای مسافرت های زیارتی اش میخواد یک کارخانه هواپیما سازی هم در ده بسازه. و من هم بشم وزیر صادرات که اضافه تولید را به دهات همسایه بیاندازم. من هم در جا پذیرفتم. 



دوست عزیز 11:20 17 بهمن 1389 می توانم درک کنم که آنقدر ترسیم چگونگی اداره جامعه آنارشیستی حتی در ذهنتان  برای شما غیر ممکن  است که برای رساندن منظورتان به نوشته طنز گونه روی آورده اید و نوشته شما نشان می دهد که هیج تصور درستی از جامعه آنارشیستی ندارید به هر حال عصر اینترنت است و خودتان می توانید چنانچه مایل باشید در این زمینه مطالعه کنید.
ضمنا می توانید به این 3 مطلب نیز نگاهی بیندازید شاید کمی اغتشاشات فکری شما را کم کند البته نمی دانم شاید هم بیشتر کند
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_17.html
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog-post_25.html
http://sabotage.blogfa.com/post-10.aspx
نظام جلالی


به نقل ازبخش نظرات روشنگری
http://www.roshangari.net/as/sitedata/20110202091304/20110202091304.html

۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

فراخوان همبستگی بین المللی با قیام توده‌ای مستقل مصر و کشورهای منطقه‌

رفقای آزادیخواه‌، هر جای جهان که هستید
آنطور که‌ اطلاع دارید رفقای آزادیخواه‌ در مصر، یمن، اردون، الجزایر و مراکش زیر حمله ‌و سرکوب هستند، بخصوص بعد از خودنمایی یک ملیونی اول فوریه 2011 در میدان آزادی قاهره‌، از طرف مزدورهای دولتی در پوشش لباس شخصی و مثل بخشی از تظاهر کنندگان، به‌ آزادیخواهان حمله‌ می کنند.
آنطور که‌ معروف است، دولت مصر1،4 میلیون نیروی پلیس و بیش از یک میلیون مزدور و نیروی ضربت دارد و این نیروها را به عنوان طرفداران دولت به‌ خیابانها فرستاد و حمام خون براه انداخت.
لازم است هر طوری که‌ برایمان امکان دارد برای همبستگی و با فشارآوردن خود بر دولت های محلی و سفارتخانها و کنسولگری مصر، یمن، اردون، الجزایر، مراکش، لیبی، سوریه‌، عربستان سعودی و کشورهای دیگر تلاش کنیم.
لازم است دوش به‌ دوش و همراه آزادیخواهان شمال آفریقا برای آزادی بجنگیم، چون شکست قدرتهای دیکتاتوری آفریقا وآسیا، پایه‌های دولتهای بزرگ سرمایه‌داری را تضعیف میکند و جبهه‌ متحد مبارزه‌ جهانی را فراهم و گسترش می دهد. پیروزی قیام ماآزادیخواهان و قربانیان سرکوبگریهای اقتصادی، سیاسی و لشکری سرمایه‌داری در گرو همبستگی همه‌جانبه‌انترناسیونالیستی خود مااست.

زنده‌ باد مبارزه‌ آزادیخواهان مصر
پاینده باد همبستگی جهانی آزادیخواهان

۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه

نگاهی به فراخوان راهپیمایی 14 بهمن و تاثیرات تونس و مصر بر اوضاع سیاسی ایران

جمعی از دانشجویان چند دانشگاه  کشور و اساتید دانشگاه  در بیانیه های جداگانه و در فضای مجازی , عموم مردم را به راهپیمایی خودجوش روز پنج شنبه 14 بهمن ساعت 3 بعد از ظهر دعوت کرده اند و از همه مردم  ایران خواسته اند که ساعت 15 در میادین همه شهر های بزرگ تجمع کنند و شروع روز های خشم  ایران باشند. البته با اینکه این فراخوانها عمدتا در چند وبلاگ نه چندان شناخته شده منتشر شده است و بیشتر در سایت آژانس ایران خبر و در سایتهای لینک گذاری و سه سایت دیگر منعکس شده است  با این حال سایت هامون نیوز متعلق به رژیم در مطلبی با عنوان " امت حزب الله در کمین فتنه گران" نسبت به این فراخوانها واکنش نشان داده است و طبق رسم جمهوری اسلامی با ادبیات تحدید کننده , برای مردم , جلو جلو ,خط و نشان کشیده است. آنچه که مسلم است خود رژیم نیز می داند که ایران آتش زیر خاکستر است و حوادث تونس , مصر, اردن, الجزایر, یمن همچون بادی است که می تواند باعث روشن شدن مجدد این آتش زیر خاکستر شود. از طرفی دیگر رژیم امیدوار بود که با افزایش موج اعدام ها و ایجاد رعب و وحشت  , زمان سرنگونی خود را به عقب بیندازد اما غافل از آنکه اعدام های اخیر در دل مردم آنچنان انزجار و خشمی را کاشته است که دیر یا زود دامن رژیم را فرا خواهد گرفت و هست و نیست رژیم را بر باد خواهد داد. سقوط رژیم دیر یا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. رژیم با اعدام های بی رویه و سرکوب وحشیانه روزی نه چندان دور با بادی که کاشته است طوفان درو خواهد کرد و نیروهای نظامی با توجه به وقایع تونس و مصر به خاطر طولانی شدن حکومت یک عده مافیایی در قدرت دستان خود را به خون شهروندان ,همسایه  و فامیلهای خود آلوده نخواهند کرد و ارتش ایران همچون ارتش تونس و مصر عمل خواهد کرد و با طناب حماقت رژیم به اعماق بدنامی و ذلت و خواری  فرو نخواهد رفت و سرنوشت خود را به سرنوشت جنایتکاران حاکم گره نخواهد زد. سال 2011 سال انقلابات در خاورمیانه و کشورهای اسلامی است و ایران هم از این امر مستثنی نیست. به هر حال امیدوارم بعد ار سقوط این دولت دیگر مردم اجازه ندهند که هیج دولت جدیدی شکل بگیرد و بر آنها ستم و فرمانروایی کند و در مقابل دمکراسی مستقیم شکل بگیرد و جامعه توسط همه مردم در واحدهای خود گردان و شوراهای مردمی مستقل اداره شود

نظام جلالی 
14 بهمن