ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

سایت آزادگی : به نظر شما، آیا آقای رضا پهلوی در آینده حکومتی ایران نقشی خواهند داشت؟


مدتی است که سلطنت طلبان بوی گوشت (کسب دوباره قدرت سیاسی ) به مشامشان رسیده است و آنان مست رسیدن به قدرت سیاسی شده اند.آنان تصور می کنند که 33 سال جنایات حکومت( اسلام ناب محمدی )جمهوری اسلامی ایران که نتیجه عملکرد خود نظام شاهنشاهی است با این حال برای آنان مشروعیت ایجاد کرده است چراکه جایگزین حکومتی نظام شاهی جنایات بیشتری نسبت به آنها انجام داده است  و بنابراین قادر خواهند بود که دوباره بر مردم ایران حکومت کنند و عقربه تاریخ را به گذشته برگردانند و در همین راستا شدیدا در دنیای مجازی فعال شده اند. برای تولد ملکه سابقشان ویدئو می سازند و هنر را در خدمت تفکر چابلوسانه و اغراق آمیز خود می گیرند و مدح و ثنای او را می گویند و فرح پهلوی را والاترین بانوی ایران می نامند و تولد او را در ماه مهر, ماه خدا می نامند.
به مناسبت تولد محمد رضا شاه پهلوی  در ماه آبان او را با کمال گزافه گوئی پدر ایران می نامند.
به قول میر زاده عشقی در شعر وطن :
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است
بر چنین ملت و روح پدرش باید رید 

در ماه آبان به مناسبت تولد کوروش ویدئو می سازند و به جهانگشائی او می بالند و تلاش می کنند که احساسات ناسیونالیستی خفته ایرانیان را از خواب بیدار کنند تا بتوانند برای به قدرت رسیدن دوباره سلطنت طلبان از آن استفاده کنند و اینک در همان راستا و ادامه همان سیاست, در نظرسنجی سایت آزادگی نوشته اند :
به نظر شما، آیا آقای رضا پهلوی در آینده حکومتی ایران نقشی خواهند داشت
البته این نظرسنجی فقط مربوط به اعضای سایت آزادگی خواهد بود که نشان خواهد داد که چه مقدار از اعضای سایت آزادگی سلطنت طلب هستند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

میلاد والاترین بانوی ایران , فرح پهلوی (ع) خجسته باد

 

 

میلاد والاترین بانوی ایران , فرح پهلوی (س) خجسته باد 

لمس بودنت, مبارک , نازنین
حس بودنت, مبارک, بهترین
شمع وجودت , خونه کرد, روی زمین
دارم, فریاد می زنم, تولدت مبارکه, ای متین
رنگ چشمای قشنگت, بهترین
ای تو, ای زیبا, تو ای عاشقترین
بهمن و سردی و سرمای هوا
بودنت گرماست, تو ای , ماه خدا
برف و باران, سیل و طوفان
بودنت را, دوست دارم
تو, تو این, سرمای ماه هم ,آفتابی, داغ و سوزان

http://andishehnovin.blogspot.com/2011/10/blog-post_16.html

زمانی که این ویدئو را در سایتهای اینترنتی دیدم قصد داشتم که در وبلاگم نیز با زبان طنز سیاسی آن را نقد کنم و چنین تفکر عقب افتاده و ارتجاعی را به سهم خودم به چالش بکشم  ولی اینبار تصمیم گرفتم که با توجه به فهم و شعور خواننده وبلاگ چیزی در مورد آن ننویسم و صرفا با گذاشتن یک (ع) و یک ( س ) جلوی نوشته آن را به تمسخر و طنز بکشم و نقد ادبیات چابلوسانه و اغراق آمیز و مذهبی تهیه کنندگان ویدئو را به خوانندگان بسپارم تا خود قضاوت کنند.
البته در زیر این لینک در سایتهای اشتراک لینک راجع به آن بحث و نقد نیز شده است که جهت اطلاع در زیر این نوشته لینک آنها را می گذارم.


http://balatarin.com/permlink/2011/10/12/2756839
http://donbaleh.com/link/476952
http://www.azadegi.com/link/2011/10/12/113699

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

از مبارزات دانشجویان و دانش آموزان و کارگران شیلی حمایت کنیم



اعتراضات دانشجویان و دانش آموزان شیلی نسبت به نظام آموزشی و هزینه سنگین تحصیلی همچنان ادامه دارد و هر چهارشنبه و برخی از روزهای دیگر هفته , خیابانها صحنه درگیری و مبارزه است. 
هزینه‌های سرسام آور تحصیل در شیلی، بسیاری از دانشجویان را به ترک تحصیل در این کشور و از سرگیری آن در کشورهای دیگر از جمله آرژانتین، واداشته است . 
دانشگاه‌های شیلی، گران‎ترین دانشگاه‌ها در منطقه آمریکای لاتین هستند به طوری که هزینه این دانشگاه‌ها ، 19 برابر از دانشکده‌های فرانسه و چهار برابر از هزینه‌های دانشگاه‌ها در پاریس بیشتر است.
دانشجویان، دانش‌آموزان و معلمان شیلی خواستار افزایش کمک‌هزینه تحصیلی و پایان دادن به پولسازی برای دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های خصوصی هستند. آن‌ها همچنین می‌خواهند به نظام آموزشی عمومی بیشتر رسیدگی شود تا خانواده‌های فقیر نیز بتوانند از مزایای آن استفاده ببرند.
دانشجویان و دانش آموزان تظاهر كننده خواهان استفاده از خدمات دانشجویی و وسایل نقلیه ارزان، اعطای وام های تحصیلی بیشتر، رفع نابرابری در مراكز آموزش دولتی و جلوگیری از خصوص سازی واحدهای آموزشی هستند.حکومت دست راستی سباستیان پینه‌را، میلیاردر محافظه‌کار شیلی با جدی‌ترین بحران‌ اجتماعی از آغاز روی کار آمدنش در مارس ۲۰۱۰ روبه‌روست که به ساختار نظام آموزشی این کشور مربوط می‌شود.
پینه‌را چندی پیش از کاهش شدید بودجه آموزشی در این کشور خبر داد و در پی آن اعتراضات دانشجویی آغاز شد.
این کاهش بودجه در حالی صورت می‌گیرد که شیلی در منطقه آمریکای لاتین از جمله کشورهای دارای بیشترین سرعت رشد اقتصادی به‌شمار می رود.
شیلی در حال حاضر چهار و چهاردهم درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به آموزش اختصاص داده است که این رقم بسیار کمتر از هفت درصد پیشنهادی یونسکو است.
دانشجویان، دانش‌آموزان دبیرستانی و آموزگاران شیلی از اردیبهشت‌ماه سال جاری با اعتراضات خود خواهان اصلاحات بنیادی در نظام آموزشی این کشور شده‌اند.
مطابق سیاست نئولیبرالیستی دولت شیلی 80% هزینه های تحصیلی باید توسط خود دانشجویان پرداخت شود.
چهارشنبه (24اوت)آغاز دو روز اعتصاب عمومی در سراسر کشور شد. کارگران حمل و نقل و بخشهای دیگر خدمات عمومی به اعتراضات گسترده جنبش دانشجویی پیوستند
.ماه اگوست گذشته در تظاهرات دانش آموزان یک جوان 16 ساله با شلیک گلوله یک مامور پلیس کشته شد.
حکومت دست راستی شیلی به سرکوب دانشجویان , معلمان و دانش آموزان معترض با استفاده ازگاز اشک آور, باتوم و ماشین های آب پاش با فشار زیاد آنهم در فصل زمستان که بسیار غیر انسانی است ادامه می دهد و دربیشتر تظاهراتها تعداد زیادی دستگیر و زخمی می شوند.

گزارشی ازتظاهرات ضد سرمایه داری در آلمان و کلن


امروز شنبه22.10.2011  در برلین،  کلن، کیل، مونیخ، دوسلدورف و هانوفر نیز براساس الگوی “جنبش تسخیر وال استریت” در آمریکا، در اعتراض به نظام سرمایه داری و قدرت بیش از حد بانک ها تظاهرات کردند.
به گفتۀ فعالان حرکت اعتراضی موسوم به «فرانکفورت را اشغال کنید»، نزدیک به شش هزار نفر در شهر فرانکفورت تظاهرات کرده اند.
مرکز اصلی تجمع های روز شنبه در آلمان، شهر فرانکفورت اعلام شد که جمعی از معترضان در آن در برابر ساختمان «بانک مرکزی اروپا» چادر زده اند.

روز شنبه ساعت 11 تظاهرات ضد سرمایه داری که خبر رسانی آن توسط اینترنت صورت گرفته بود در کلن آلمان با حضورچند صد نفربرگزار شد که  آنارشیستها نیز در این تظاهرات حضور داشتند. برگزار کنندگان , از تظاهرات دانشجویان و دانش آموزان شیلی و مبارزات یونان و از تمامی کشورهایی که در آن  دیکتاتوری سیاسی و دیکتاتوری سرمایه وجود دارد حمایت کردند. در مسیر تظاهرات پلیس در جلوی تمامی بانکها ایستاده بود. در این تظاهرات تعداد شرکت کنندگان کمتر از هفته گذشته بود و به همان نسبت تعداد ایرانی ها نیز کمتر شده بود. در این تظاهرات هیچ کدام از اعضای احزاب ایرانی  و فعالین کمونیست و چپ مستقل در این آکسیون حضور نداشتند. در این تظاهرات برعکس دفعه قبل تعداد جوانان بیشتر شده بود.

نکاتی پیرامون کشته شدن قذافی و درس و عبرتی برای هواداران رژیم جمهوری اسلامی

پس از هشت ماه جنگ داخلی، مخالفین  با به دست گرفتن کنترل آخرین پایگاه هواداران قذافی در شهر سرت که همراه با کشته شدن دیکتاتور لیبی بود به حکومت 42 ساله او و خانواده اش پایان دادند.
در این جنگ بی حاصل برای قذافی ,( که شکست او حتمی ولی فقط زمان سقوط نا مشخص بود ) هواداران او که در این 8 ماه کشته شدند می توانستند راه خود را و سرنوشت و زندگی خود را با معمر قذافی گره نزنند و دست به مقاومت نزنند که در نتیجه هم خود زنده می ماندند و هم تا این اندازه از شهروندان و نیروهای مخالف کشته نمی شدند و تا این حد کشور لیبی با خاک یکی نمی شد و جنگ زودتر به پایان می رسید. البته مزدوران قذافی لااقل می بایست فقط به فکر جان خود هم که می بودند زندگی خود را با سرنوشت محتوم قذافی در این جنگ گره نمی زدند و آنان که برای قذافی جنگیدند در این 8 ماه و کشته شدند نهایت حماقت را مرتکب شدند و اینک نیز مزدوران بشار اسد نیز در حال گره زدن عاقبت زندگی خود به زندگی و عاقبت محتوم دیکتاتور سوریه هستند.
با سقوط هر دیکتاتوری در منطقه روحیه مردم در دیگر کشور های مشابه بالا می رود و به همان نسبت طرفداران و عاملان دیکتاتوری در کشور هایی مانند سوریه,  یمن , ایران و... روحیه خود را از دست می دهند.
سقوط رژیم جمهوری اسلامی نیز حتمی است ( دیر یا زود ولی سوخت و سوز ندارد) و با شناختی که از خصوصیات ایرانی ها وجود دارد در آخرین لحظه پشت خامنه ای و شرکا را خالی خواهند کرد و حماقت هواداران قذافی را تکرار نخواهند کرد.

عکسهایی از تظاهرات ضد سرمایه داری در کلن















ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

کسانی که شخصیت پرستند به شخصیت خودشان اعتمادی ندارند

والاترین , زیباترین, باهوش ترین , بزرگترین متفکر, دانشمندترین, مقدس ترین و.... اغراق آمیز و تبعیض آمیز و نشانه درک محدود نویسنده و گوینده آن است

250px-SorayaAndShah.jpg
100932351063.jpg
khameneyi-russia.jpg    
عکس 3 دیکتاتور


دوباره بت سازی ها شروع شد چراکه بوی کباب به مشامشان رسیده است  


کسانی که خود را شاه و ملکه می دانند از چنین ادبیات اغراق آمیزی در مورد خودشان لذت هم می برند و نیاز به چنین توهمات و گزافه گوئی هایی و شنیدن آن در مورد خود دارند و به آن دامن هم می زنند. 
 
حتی اگر یک جامعه بی حکومت و بدون دولت هم داشته باشیم که البته آرزوی من هست ولی انسانهایی که همان فرهنگ چابلوسی , خدا سازی ,تقدس گرائی ,انگ, اتهام ,تهمت ,دروغ ,لمپنیسم ,فحاشی ,جعل واقعیت ها , پرونده سازی , عدم صداقت , اپورتونیسم و ... را با خود حمل می کنند باز جامعه را دچار مشکل می کنند. 
 
متاسفانه ,از وقوع تحولی دموکرتیک در آینده نزدیکی در ایران مایوس هستم! به طور کل , فرهنگ چابلوسی , خدا سازی ,تقدس گرائی ,انگ, اتهام ,تهمت ,دروغ ,لمپنیسم ,فحاشی ,جعل واقعیت ها , پرونده سازی , عدم صداقت , اپورتونیسم و ... بعضی از انسانها را به خود آغشته کرده است و سراغ  اندیشه انسانی هم که بروند و از آن دفاع کنند فقط آن اندیشه را پوششی قرار می دهند تا این صفات خود را پشت آن پنهان کنند. در واقع شخصیتشان هیچ تغییری نمی کند و تازه باعث تخریب آن اندیشه نیزمی شوند.

گزارش تظاهرات ضد سرمایه داری در کلن



روز شنبه ساعت 11 تظاهرات ضد سرمایه داری که خبر رسانی آن توسط اینترنت صورت گرفته بود در کلن آلمان با حضور بیش از 1000 نفر تا 1500 نفر برگزار شد.این تظاهرات را کسی ازپلیس اجازه نگرفته بود چراکه هر تظاهراتی را یکنفر باید مسئولیتش را به عهده بگیرد.در این تظاهرات پلیس سعی نکرد که تحریک کند یا با خشونت یرخورد کند که چنین سیاستی را در کل آلمان داشته اند که علت آن این است که نمی خواهند خودشان باعث شوند که به خرمن اعتراضات آتش بزنند که موجب شود توده های ناراضی بیشتری به خیابان بیایند . در این تظاهرات احزاب حضور نداشتند و برگزارکنندگان با حضور احزاب با پرچم و هویت حزبی موافقت نکرده بودند.
در تظاهرات افراد مختلفی بودند از جمله هکرهای «آنانیموس» یا نا‌شناس , دمکراسی واقعی همین حالا , اتک , آنارشیستها و ....
در مسیر تظاهرات پلیس در جلوی همه بانکها ایستاده بود. در جلوی یکی از بانکها تعدادی جوان که اکثرا زن بودند جلوی در بانک روی زمین نشسته بودند و بر علیه بانکها و سرمایه داری شعار می دادند و پلیس مقابل آنها ایستاده بود و پشت سر آنها یک ماشین پلیس پارک کرده بود تا بر تعداد افراد معترض در جلوی بانک افزوده نشود .  در جلوی یکی از بانکها هکرهای آنانیموس با ماسک معروفشان ایستاده بودند و اطلاعیه های خود را پخش می کردند. زمانی که تظاهرکنندگان به مقابل پلیس می رسیدند شعار می دادند "پلیس را روزهای شنبه بی کار و تعطیل کنید"

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۲۳, شنبه

همکاران وبلاگ نویس از فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی حمایت کنیم


از همکاران وبلاگ نویس , سایتهای اینترنتی , کانون ها , انجمن ها و به هر فرد آزادیخواهی به سهم خودم پیشنهاد می کنم که به فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی بپیوندد و  به هر شکل ممکن و با ابتکار فردی خودتان از این حرکت حمایت کنید.

طبق آمار گزارشگران بدون مرز 125 وبلاگنویس در 10 کشور زندانی هستند.

جمهوری اسلامی ایران در کنار برمه، چین، کوبا، کره شمالی، ویتنام، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان و ازبکستان از دشمنان اینترنت به شمار می‌رود.
قطعا آمار وب نویسان زندانی اعلام شده بیش از این تعداد می باشد چراکه بسیاری از شهروندان وبلاگ نویس پس از بازداشت توسط حکومتهای سرکوبگر,  خانواده های آنها  مجبور به سکوت می شوند چراکه یا توسط دولتها مورد ارعاب قرار می گیرند و یا اینکه به آنها گفته می شود که رسانه ای شدن خبر دستگیری عزیزان شما به ضرر پرونده آنها خواهد شد و از طرفی دیگر چون آدم های شناخته شده ای نیستند  تا مدت زیادی خبر دستگیری آنها منعکس نمی شود و بعد از محاکمه این افراد ناشناخته حبس های طولانی می گیرند و دیگر اینکه بسیاری از وبلاگ نویسان به اتهامی سیاسی و به غیر از دلیل وب نگاری در زندانند که به هر حال وبلاگ نویس هایی هستند که در زندانند.
کشور های دیکتاتور زده به خوبی می دانند که رشد آگاهی و عبور اخبار از سد سانسور حکومت ها می تواند باعث از بین رفتن توهم آن بخشی از جامعه شود که همیشه زیر بمب باران خبری و تبلیغاتی حکومت ها بوده اند
و با گردش آزاد اطلاعات توسط شهروندان وب نویس و خبرنگار, باعث خواهد شد که توده های مردم دیگر نسبت به دولت متوهم نخواهند شد و بالا رفتن سطح آگاهی مردم  باعث خواهد شد که برای احقاق حق خود به مبارزه برخیزند و تن به حاکمیت سرکوبگر ندهند.

برای پیوستن به امضاکنندگان می‌توانید فرم زیر را پر کنید:



برای ارائه ‌ی پیشنهادات و ارتباط با کمیته هماهنگی، می‌توانید با ما تماس بگیرید:
e-mail : Solidaritywitharrestedbloggers@gmail.com

Blog: http://www.Solidaritywitharrestedbloggers.wordpress.com


Facebook: http://www.facebook.com/pages/Solidarity-with-arrested-bloggers/125766367526538


با سپاس

نظام جلالی

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

«فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی»

دسترسی آزاد به دنیای اطلاعات، یکی از حقوق بنیادین بشر امروزی به‌شمار می‌آید. در این می‌ان، اینترنت و به تبع آن، فضای وبلاگ‌های شخصی مسیری روشن به سوی تحقق این حق حیاتی و گسترش آزادی بیان گشوده است. حکومت‌های خودکامه علاوه بر محدود کردن همهٔ رسانه‌ها و ابزارهای خبررسانی مستقل، دستگیری و شکنجهٔ خبرنگاران و نویسندگان، به سرکوب، سانسور و فیلترینگ در فضای اینترنت نیز پرداخته‌اند و فعالان این عرصه من‌جمله وبلاگ نویسان را با مشکلات جدی مواجه ساخته‌اند. در چنین شرایطی، مسئولیت انسانی ما حکم می‌کند که از آزادی بیان در فضای حقیقی و مجازی و حق دسترسی افراد و ملت‌ها به دنیای آزاد اینترنت دفاع نموده و از وبلاگ‌نویسانی که قربانی سیاست‌های سرکوبگرانهٔ دولت‌های خودکامه شده‌اند بصورت جدی حمایت نماییم.
از این‌رو، جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی از تمامی وبلاگ‌نویسان، کنشگران مدنی و نهادهای حقوق بشری، روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه، دعوت می‌نمایند تا پویشی فعالانه در جهت حمایت از وبلاگ‌نویسان در بند شکل دهند و همبستگی و همراهی خود را با آن‌ها اعلام نمایند. وبلاگ نویسان ایرانی از این جهت آغازگر این دعوت شده‌اند که هم اکنون با شرایط بسیار دشواری مواجه هستند و تعداد زیادی از وبلاگ نویسان ایرانی از جمله کوهیار گودرزی، حسین رونقی ملکی، محمدصدیق کبودوند و سخی ریگی و بسیاری دیگر در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران و تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها به سر می‌برند. یادآوری می‌کنیم که سایر وبلاگ‌نویسان نیز همواره در معرض تهدیدهای نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارند. این سرکوب البته محدود به ایران نمی‌شود و در برخی دیگر از کشورهای دنیا که گرفتار حکومت‌های دیکتاتوری هستند نیز وضعیتی مشابه حاکم است. علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، کشورهایی همچون برمه، چین، کوبا، کره شمالی، ویتنام، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان و ازبکستان نیز از دشمنان آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان در اینترنت به شمار می‌روند و از طریق سرکوب و زندانی کردن فعالان فضای مجازی، گسترش سانسور در اینترنت و ایجاد اختلال و کندی در آن، محیط اینترنت را به شدت کنترل می‌کند.
امید رضا میر صیافی، وبلاگ نویس بازداشت شده توسط نهادهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی ایران، در سال ۲۰۰۹ میلادی در زندان گوهردشت بر اثر فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی به قتل رسیده است و جهان هنوز قتل محمد نبوس در لیبی و زکریا راشد حسن العشیری در بحرین را در زندان‌های کشورهای متبوعشان در جریان جنبش آزادی‌خواه کشورهای عربی فراموش نکرده است. بی‌تردید کنشگران وب و وبلاگنویسان بسیاری هم بدون این‌ که نامی از آن‌ها آورده شود، ناشناخته و گمنام، تهدید، زندانی، شکنجه و کشته شده‌اند.
لذا ما پیشنهاد می‌کنیم روز۱۶ نوامبر به عنوان روز جهانی همبستگی با وبلاگ‌نویسان زندانی نامگذاری شده، از ابزار‌های و ظرفیت‌های ممکن برای خبررسانی دربارهٔ اوضاع وبلاگ نویسان زندانی در ایران و سراسر دنیا حداکثر بهره برداری و از اهرم‌های موجود برای آزادی آن‌ها استفاده شود.
همچنین از بلاگر‌ها، فعالین حقوق بشری و مدنی و سازمان‌ها و انجمن‌ها و وب سایت‌ها می‌خواهیم به این حرکت و فراخوان بپیوندند و برای نشر آن، هر گونه که مایلند، از طریق ترجمهٔ این اطلاعیه و سایر اخبار مربوط، ساختن کلیپ یا انعکاس آن در رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری به پیشبرد اهداف این برنامه کمک نمایند. همچنین چنانچه اطلاعاتی از وبلاگ‌نویسان زندانی در هر گوشه‌ای از جهان دارند، در اختیار سازمان دهندگان این برنامه قرار دهند و خود نیز نسبت به اطلاع‌رسانی درباره نقض این حقوق اولیهٔ انسانی اقدام نمایند.
امیدواریم که همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی، بتواند نسبت به اطلاع رسانی درباره وضعیت آن‌ها موثر واقع‌شود و نهایتا فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی منجر به آزادی و یا حداقل بهبود وضعیت آن‌ها شود.
کمیته همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی
برای پیوستن به امضاکنندگان می‌توانید فرم زیر را پر کنید:
برای ارائه ‌ی پیشنهادات و ارتباط با کمیته هماهنگی، می‌توانید با ما تماس بگیرید:
e-mail : Solidaritywitharrestedbloggers@gmail.com
Blog: http://www.Solidaritywitharrestedbloggers.wordpress.com
Facebook: http://www.facebook.com/pages/Solidarity-with-arrested-bloggers/125766367526538

کاریکاتور کش نده از نیک آهنگ کوثر و یک عکس از خر رهبر کشی شیعیان جهان



کش می دم آی کش می دم / عکس لو رفته صمد با عکس خر( رهبر شیعیان جهان ) در حین اختلاس


اعتراف ایرونیوز به بحران اعتماد به سیاست مداران نظام سرمایه داری


بحران اعتماد شهروندان و عدم اطمینان آنان به سیاست مداران نظام سرمایه داری آنچنان عمیق شده است که تئوریسین های سرمایه داری  را به تکاپو انداخته است تا با ابزار رسانه ای خود راه های جدید کلاه گذاشتن سیاسی را بر سرمردم  پیدا کنند چراکه می دانند دیگر به راحتی نمی توانند تحت نام دمکراسی پارلمانی بر مردم مثل گذشته حکومت کنند و اینبار می خواهند تحت نام دمکراسی مشارکتی حکومت نامشروع خود را حفظ کنند.
در اینجا نگاهی به قسمتهایی از مطلب ایرونیوز در این زمینه می اندازیم
آیا سیاست زدگی ملتهای اروپایی جدیست

بین 150 تا 270 هزار نفر بنا بر گزارشهای منابع خبری مختلف، روز سه شنبه درمخالفت با سیاستهای ریاضتی دولت فرانسه و به درخواست اتحادیه های کارگری، به خیابانها آمدند.
این درحالیست که تنها دو روز قبل از آن، در حدود دو و نیم میلیون فرانسوی در انتخابات دور اول درون حزبی حزب سوسیالیست برای معرفی نامزد ریاست جمهوری به پای صندوق های رای رفته بودند.
دلیل این تفاوت چیست؟ آیا ارتباطی منطقی وجود دارد؟ آیا فرانسوی ها که به اعتصاب کردن شهره اند، حالا به اتحادیه های کارگری بی اعتماد شده اند و ترجیح می دهند خواسته های خود را با شرکت در انتخابات به پیش ببرند یا نه شرکت در انتخابات را هم کارساز نمی دانند؟
یک چیز قطعی است و آن اینکه حزب سوسیالیست فرانسه با برگزاری انتخابات مقدماتی دورن حزبی نشان داد که نسبت به عدم اطمینان شهروندان به سیاست مداران نگران است و به این موضوع اشراف دارد.
در جریان مناظره چهارشنبه شب بین فرانسوا هولاند و مارتین اوبری، هر دو بر این مسئله تاکید کردند.
مارتین اوبری در این مناظره تاکید کرد :“مردم می خواهند انتخاب کنند و دوست ندارند ما بگوییم چه تصمیمی بگیرند. انتظار من از انتخابات درون حزبی همین است و اگر قرار بر این بود که ما با هم به توافق برسیم دیگر چه لزومی داشت از مردم بخواهیم انتخاب کنند.”
فرانسوا هولاند ادامه داد :“در حالیکه ما انتظار حضور یک میلیون نفر را داشتیم نزدیک دومیلیون و 700 هزار نفر به پای صندوق های رای آمدند و این کار را با اشتیقاق و مسئولیت پذیری انجام دادند. بنابراین ما باید در پایان در راس قرار بگیریم.”
فرانسویها اولین ملت اروپایی نیستند که پیش از انتخابات اصلی ریاست جمهوری، انتخابات درون حزبی ترتیب داده اند. در واقع چپهای ایتالیا را باید آغازگران این سنت در اروپا دانست. از سال 2005 به بعد است که در سطح ملی رهبران احزاب چپ ایتالیا با هدف تغییر طبقه حاکم فاسد وبی توجه به دغدغه های اصلی ملت، این رویه را بنا نهادند و در انتخابات سال 2007 آنرا اجرایی کردند.
جنبش اعتراضی اسپانیایی ها که از ماه مه سال جاری آغاز شده را باید اوج سیاست زدگی ملتهای اروپایی و بی اعتمادی آنها به دولتمردان دانست. 89 درصد اسپانیایی ها و 83 درصد فرانسوی ها براین باورند که احزاب سیاسی فقط بفکر منافع حزبی خود هستند و کمتر به مردم عادی و مشکلات آنها فکر می کنند.
برگزاری انتخابات مقدماتی درون حزبی گواهی است بر قدرت یافتن دمکراسی مشارکتی و تحولی است در کارکرد تاریخی احزاب سیاسی در اروپا و همچنین در نقش اعضاء در تشکیلات احزاب، و شاید این احساس را در انتخاب کنندگان بوجود آورد که نظر آنها نهایتا اهمیت دارد.
اما آیا اروپا با این حربه می تواند اعتماد بربادرفته ملتهای خود به دولتمردان و بقول معروف سیاست زدگی آنها را ترمیم کند؟
چرا انتخابات مقدماتی فرانسه موفقیت آمیز بود؟
ما با بحران اعتماد در اروپا روبرو هستیم. مردم در حالت کلی به سیاستمداران اعتماد ندارند. آیا انتخابات درون حزبی مانند آن چه سوسیالیستها در فرانسه انجام می دهند می تواند حلقه ارتباطی را که باید بین رای دهندگان و سیاستمداران وجود داشته باشد ایجاد کند؟
درباره این موضوع با دانیل بوا، محقق علوم سیاسی در پاریس گفتگو می کنیم.
ساندرین دلورم: بیشتر تحلیلگران می گویند انتخابات درون حزبی سوسیالیستها در فرانسه یک موفقیت است. فکر می کنید چرا این موفقیت حاصل شد؟
دانیل بوا: احزاب در فرانسه نمایندگان شمار زیادی از مردم نیستند. فقط یک تا دو درصد مردم در احزاب عضویت دارند که رقم کمی است. به همین دلیل وقتی اعضای یک حزب شخصی را به عنوان نماینده برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری، که انتخابات مهمی در فرانسه است، انتخاب می کردند، مردم این احساس را نداشتند که این فرد نماینده واقعی آنها است.
ساندرین دلورم: انتخابات مقدماتی تقلیدی است از آنچه در آمریکا شاهدش بوده ایم. این روشی قدیمی در انتخابات آمریکا است و به نظر من فرانسویها تحت تاثیر رقابت باراک اوباما و هیلاری کلینتون قرار گرفته اند. این روش ابزار دیگری را برای تصمیم گیری در اختیار مردم قرار می دهد. شما لازم نیست فقط در روز رسمی انتخابات به نامزد خودتان رای بدهید، بلکه می توانید قبل از آن هم بین کاندیداهای مختلف فرد مورد علاقه خود را انتخاب کنید. من فکر می کنم فرانسویها از این طرح به این دلیل استقبال کردند که شمار زیادی از مردم گفتند به چپها تمایل دارند و می خواهند در انتخابات مقدماتی رای بدهند. این انتخابات، به نوعی به دموکراسی کمک می کند.
ساندرین دلورم: کشورهای اروپایی درگیر بحران بزرگی هستند. نه تنها در فرانسه بلکه در بسیاری از کشورها. آیا این انتخابات می تواند باعث آشتی مردم و سیاستمداران بشود؟
دانیل بوا: به نظر من واژه آشتی بسیار خوشبینانه است. برای آشتی باید سیاستمداران کارآزموده ای داشته باشیم که به مردم نزدیک هستند. در واقع مردم اروپا خواهان رهبرانی هستند که بتوانند به آنها احساس نزدیکی داشته باشند. رهبرانی که با مشکلاتی مثل فساد مالی دست به گریبان نیستند. رهبرانی که بتوانند ما را از مشکل اصلیمان که بحران مالی است خارج کنند. ما هنوز به آن نقطه نرسیده ایم. ما هنوز این رهبران افسانه ای را پیدا نکرده ایم! ما شاهد تغییر جهت سریع سیاستمداران هستیم. سیاستمداران به سادگی اردوگاه های خود را تغییر می دهند. هیچ کس نمی تواند راه حل نهایی را ارائه کند. راه حلی که سیاستمداران باید ارائه کنند متاسفانه به بهبود اوضاع اقتصادی و مالی در کشورهای اروپایی ربط دارد......
 ادامه مطلب در ایرو نیوز


آنارشیستها همیشه در نقد احزاب سیاسی گفته اند که آنها  فقط بفکر منافع حزبی خود هستند و کمتر به مردم عادی و مشکلات آنها فکر می کنند.اکنون آمار نشان می دهد که 89 درصد اسپانیایی ها و 83 درصد فرانسوی هاچنین باوری در مورد احزاب دارند.


دموکراسی غیر مستقیم بورژوازی صرفا ابزاری است برای حکومت کردن سیاستمداران و حکومت مردم بر مردم دولتها دروغی بیش نیست و حاکمیت غیر مستقیم اکثریت مردم در دموکراسی پارلمانی بی معنا است همانطور که در انتخابات پارلمانی پرتقال تنها 21 درصد شرکت کردند که نشانی از پوچ بودن دموکراسی و حاکمیت اکثریت بر اقلیت حکومت پارلمانی دولتها است.
روز یکشنبه 5 جون 2011 در پرتغال انتخابات پارلمانی زودهنگام برگذارشد اما از میان 9 میلیون و 600 هزار واجد شرایط تنها 21 درصد به پای صندوق های رای رفتند که در واقع نمایندگان پارلمان تنها با رای 21 درصد مردم و با تصویب قوانین نمایندگان اقلیت بر 79 درصدی هم که در این انتخابات تشریفاتی و نمایشی شرکت نکرده اند حکومت خواهند کرد.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۱۹, سه‌شنبه

پیروزی ایران در مقابل بحرین و لی همچنان در استادیوم آزادی جای زنان خالی




 تیم فوتبال ایران در مقابل تیم فوتبال بحرین با نتیجه 6 بر 0 به پیروزی رسید ولی همچنان عدم حضور زنان در استادیوم آزادی مرا دوباره عمیقا متاثر کرد مخصوصا اینکه کسی نه از طرفداران فوتبال و نه از فعالین جنبش زنان و نه کسانی که خبر پیروزی فوتبال را نوشتند ونه ما وبلاگ نویسان به آن اشاره ای نکردیم و کسی در استادیوم آزادی شعار نداد که " جای زنان خالی, استادیوم آزادی" در واقع باید تلاش کنیم که بر این حق انسانی زنان پافشاری کنیم و در مورد آن مطلب بنویسیم و تبلیغ کنیم و امیدوار باشیم که با تلاش جمعی در مسابقه بعدی در استادیوم آزادی شاهد شنیدن شعارهایی در حمایت از حضور زنان در میان تماشاگران فوتبال باشیم.
ما می توانیم با تلفن یا از طریق فیس بوک , تویتر, فریند فید , گوگل پلاس و در ارتباطات گوناگون و تماسهای خود با مردم در ایران بر این امر تاکید کنیم و به یکدیگر خبر دهیم که در بازی بعدی در استادیوم آزادی چنین شعار هایی را سر دهیم تا باز به دنیا نشان دهیم که مردم ایران خواهان برابری کامل زنان با مردان هستند و قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی ارتباطی به مردم ندارد. 

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

از دانشجویان امیر کبیر و تحصن و اعتراض آنها حمایت کنیم



در واکنشی اعتراضی نسبت به  علت کشته شدن آمنه زنگنه، دانشجوی کارشناسی ارشد آن دانشگاه، روز سه شنبه دوازدهم مهر ماه، دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران صحنۀ تحصن و اعتراض دانشجویانی بود که مرگ همکلاسی خود را "سهل‌انگاری و بی‌کفایتی" مسئولان دانشگاه اعلام کردند و برخی از کلاس‌های درس به تعطیلی کشیده شد
روز دوشنبه 11 مهرماه مقامات آن دانشگاه، مرگ این دانشجوی ارشد را "نا مشخص و منوط به تحقیقات پزشکی قانونی" اعلام کرده بودند، اما منابع موثق دانشجویی دلیل مرگ این دختر دانشجو را "سهل انگاری مسئولین" و مجهز نبودن فاضلاب حمام زیرزمین خوابگاه به سیستم تهویه اعلام داشته و مرگ وی را نیز ناشی از گاز گرفتگی ذکر نمودند. 
امروز یکشنبه 17 مهرماه  تجمع دانشجویان در حالی در چهارمین روز خود ادامه یافت که مدیریت دانشگاه با صدور اطلاعیه ای خواستار توقف تجمع دانشجویان شده و اعلام نمود با دانشجویان معترض در صورت تداوم اعتراضات برخورد خواهد کرد.

امروز دوشنبه 18 مهر دانشجویان معترض پلی تکنیک وارد پنجمین روز تحصن و اعتراض صنفی خود می شوند و این در حالی است که دانشجویان به دلیل کشته شدن خانم آمنه زنگنه خواستار برخورد با مسببین این حادثه و استعفای دکتر رهایی، ریاست دانشگاه، به همراه دکتر آرزو، معاون دانشجویی وی هستند اما در مقابل مسئولین به جای پاسخگو بودن و پذیرش درخواست به حق دانشجویان برای آنان خط و نشان کشیده اند.
 برای خواندن متن بیانیه شورای متحصنین دانشجویان لطفا به سایت 
 دانشجو نیوز   مراجعه کنید.

 با توجه به سابقه برخورد امنیتی و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در برخورد با خواستهای صنفی دانشجویان (به جای جوابگویی و پاسخگویی به دانشجویان معترض ) بنابراین باید با پوشش دادن خبری و انعکاس وسیع خواستهای صنفی و برحق دانشجویان پلی تکنیک و رساندن اخبار این اعتراضات به دیگر دانشگاه ها به اشکال گوناگون بکوشیم. تلاش کنیم خبر این اعتراضات را در وبلاگهای خود منعکس کنیم و اخبار اعتراضات دانشجویان امیر کبیر را به شکل شبنامه و نشریه خبری پخش کنیم.
تلاش کنیم در سایت های اشتراک لینک موضوع داغ بزنیم و هر اقدام عملی و حمایتی دیگری را که صلاح هست انجام دهیم.همچنین می توانیم در فیس بوک , تویتر و فریندفید به طور وسیع خبر رسانی کنیم .

ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

رابطه جنبش چپ با جنبش زنان در سی و سه سال گذشته

گزارش سخنرانی شهین نوایی در کلن
اکرم موسوی

• خانم نوائی سخنرانی را با این سئوال‌ها به پایان برد که چرا هم چنان بین جنبش چپ و جنبش زنان جدایی وجود دارد؟ و چرا بخشی از جنبش زنان در بحران سیاسی اخیر بدون چشم انداز و برنامه خاصی با حکومتیان سابق که امروز اپوزیسیون شده اند همراه شد؟ ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ٨ مهر ۱٣۹۰ -  ٣۰ سپتامبر ۲۰۱۱

یکشنبه ۲۵ سپتامبر خانم شهین نوائی در کلن سخنرانی داشت.
خانم شهین نوائی یکی از فعالین جنبش زنان می باشد، که به دعوت «چپ های شهر کلن» به سخنرانی با عنوان «رابطه جنبش چپ با جنبش زنان در ٣٣ سال گذشته» پرداخت.

خانم نوائی از تاریخ آگاهی جنسیتی در ایران و اروپا می گوید، و اینکه آگاهی جنسیتی در اروپا و امریکا از چه تاریخی آغاز شد.

او می گوید برای اولین بار پس از انقلاب اکتبر برابری زن و مرد در قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی سابق آورده شد. اما این آزادی و برابری عمدتن بر روی کاغذ باقی ماند و در سطوح مختلف جامعه تحقق پیدا نکرد.
او می گوید جنبش زنان در اروپا از سال ۱۹۶٨ میلادی به مسائل فرهنگی و مبارزه با مردسالاری پرداخت. و مسائل جدیدی را در رابطه با فرهنگ، زبان، و فلسفه مطرح نمود، زنان ایرانی و جنبش چپ ایرانی در آن دوره با این بحث ها آشنا نبودند.
او از زنان ایرانی که تابو شکنی کرده بودند یاد نمود. از قره العین می گوید که پشت پا می زند به سنت های رایج آن زمان، خانواده و شوهر و کودکان خود را رها می کند و به دنبال شیخ رشتی به عراق سفر می کند. وبعدها در سال ۱٨۵۰ میلادی در دشت به دشت، یکی از شهرهای خراسان، حرکت تاریخی خود را که بر گرفتن حجاب می باشد انجام داد. از بی بی خانم استرآبادی می گوید که در نوشته هایش به نقد جامعه ی مردسالاری آن دوره می پردازد. ازهما ناطق می گوید که در سالهای ۱٣۴۰ شمسی به نوشتن کتاب آئین زن داری در دوران قاجار پرداخته است و مشکل زندگی زنان را در دوران قاجار بیان می کند. اشاره به تشکل های محدودی که در سال ۱۹۰۶ میلادی در ایران بوجود آمدند می کند و اینکه در سال ۱۹۱۰ ما می توانیم ردپای فعالیت زنان چپ را ببینیم. او متذکر می شود با اینکه رضا شاه با آخوندها در افتاد، اما به سرکوب زنان سوسیالیست و آزادی خواه نیز پرداخت.
با شروع جنگ جهانی دوم و رفتن رضا شاه و آمدن محمدرضا شاه یک فضای نسبتاً آزادی در آن دوره بوجود آمد در این دوران سازمان های زنان مستقل از حکومت شکل گرفت که شاه بعدن به سرکوب آنان پرداخت. شاه بعد از سرکوب تشکل های مستقل زنان، سازمان زنان را بوجود آورد. در این دوره زنان حقوق دان شروع به فعالیت در زمینه ی عوض کردن قوانین خانواده کردند، که پیشرو این زنان خانم مهرانگیز منوچهری بود. او اشاره ای به فعالیت زنان دیگر در آن دوره می کند مانند خانم فرمان فرمائیان که به تحقیق راجع به روسپی گری زنان پرداخته است.
او می گوید جنبش چپ ایران، جنبش دانشجویی، جنبش زنان، به ادبیات نو و بحث های جدید اروپا در رابطه با مسائل زنان آشنا نبودند. محدودیت اطلاعات ما در آن دوران و بی اطلاعی ما از نقد زنانی مانند کولنتای به چپ آن دوره همچنین نگاه یک بعدی ما به مسائل زنان که فقط به مسائل زنان کارگر و دهقان می پرداختیم و نگاه همه جانبه به مشکلات زنان از تمام لایه ها و طبقات نداشتیم.
تشکل های زنان در آن دوران مستقل از سازمانهای مردانه نبود بلکه زائده ی سازمان های سیاسی آن دوران بودند. زنان فعالانه در آن سالهای دیکتاتوری دوش به دوش مردان در نبرد چریکی و در سازمان های سیاسی مبارزه کردند، اما هیچ رد پائی از آنان در انقلاب نمی بینیم، چرا؟
در ابتدای انقلاب روز ۶ مارس که زنان مذهبی نزد خمینی رفتند، او فتوای حجاب را صادر کرد (زنان می توانند سر کار بروند ولی با حجاب). که این فتوا با عکس العمل شدید زنان مواجه شد. بلافاصله دانشجویان، دانش آموزان، زنان پرستار، زنان کارمند، شروع به اعتراض به فتوای خمینی نمودند. و به خیابان ها ریختند که به تظاهرات عظیمی تبدیل شد. متاسفانه هیچ کدام از سازمان های سیاسی چپ آن دوره از این حرکت وسیع زنان حمایت نکردند. چند روزی این تظاهرات ادامه داشت که حتا شعار مرگ بر خمینی نیز در آن دوره داده شد. زنان به طرف ستاد فدائیان رفتند و خواهان سخنرانی اشرف دهقانی در این زمینه بودند که متاسفانه اشرف دهقانی در جمع تظاهرکنندگان حاضر نشد. آنها با تظاهرات به طرف تلویزیون رفتند و در آنجا هم به این زنان اجازه ی حرف زدن ندادند. در آنجا از طرف نیروهای انتظامی به آنها اخطار داده شد که پراکنده شوند. متاسفانه بعد از ۵ روز این تظاهرات به پایان رسید و زنان ایران دچار یک شوک شدند. چپ های آن دوران مرتب به زنان سیاسی خود می گفتند به این تظاهرات نروید، زیرا این زنان همانند زنان قابلمه به دست شیلی می باشند که در سرنگونی سالوادر آلنده شرکت داشتند.
در همین روزها بود که جمعی از زنان پرستار، فعالین چپ، استادان، حقوق دانان... یک قطعنامه تنظیم کردند و خواسته های خودشان را در آن زمان مطرح نمودند. این اعتراضات انجام شده باعث شد که دولت موقت (بازرگان) آن زمان به راست و ریس کردن فتوای خمینی پرداخت و آن زمان در مورد حجاب عقب نشینی کرد.
در آذر ۱٣۵٨ شمسی حدود ٣۲ تشکل زنان کنفرانسی علیه پیش نویس قانون اساسی ترتیب دادند که متاسفانه سازمانهای سیاسی در آن دوران از این کنفرانس حمایتی نکردند. سازمان فدائیان هم زمان با برگزاری این کنفرانس ترتیب یک راه پیمایی برای حمایت از گروگان گیری امریکائیان را دادند. و در حین اجرای برنامه ی کنفرانس برق سالن قطع شد و زنان مجبور شدند که با نور شمع برنامه خود را برگزار کنند. البته ناگفته نماند که بعضی از گروه های سیاسی چپ آن دوران برای کنفرانس پیام فرستادند. برخی از این تشکل های زنان بیشتر از یکسال دوام نیاورد.
قبل از قانونی شدن حجاب توسط رژیم اسلامی تظاهرات وسیعی انجام گرفت، و روزنامه ی جمهوری اسلامی نوشت که تعدادی از زنان سیاهپوش و رقاص، در این تظاهرات علیه حجاب شرکت داشتند. که خانم شهرزاد هنرپیشه را به همین دلیل دستگیر کرده بودند. ولی با تمام این مقاومت ها در فروردین ۱٣۶۱ شمسی قانون حجاب اجباری در ایران به تصویب رسید.
زنان چپ تشکل های سیاسی هم در این مبارزات ضدحجاب شرکت نکردند، و متاسفانه عدم آگاهی جنسیتی نسل اول جنبش زنان و عدم پشتیبانی سازمان های چپ از جنبش زنان به خصوص توجه نکردن به نیروی بالفعل زنان کارمند، و تأکید یک جانبه بر زنان کارگر و زنان دهقان، جنبش زنان را به بن بست رساند.
زنان چپ آن دوره هیچ چشم انداز و برنامه ای برای جنبش زنان نداشتند، اما همواره مبارزه کردند و هیچ کرنشی در مقابل رژیم اسلامی انجام ندادند. یکی از دست آوردهای با ارزش این دوره مبارزه در مورد حجاب بود. که مسئله ی حجاب چه در ایران و چه در خارج کشور هنوز هم ادامه دارد.
متاسفانه در خیزش ۲۰۰۹ میلادی در ایران ما می بینیم که زنان دوش به دوش مردان در این خیزش شرکت داشتند، ولی به بیان خواسته های خودشان نمی پردازند. و دوباره همان اشتباهات نسل گذشته را تکرار می کنند.
خانم نوائی سخنرانی را با این سئوال‌ها به پایان برد که چرا هم چنان بین جنبش چپ و جنبش زنان جدایی وجود دارد؟ و چرا بخشی از جنبش زنان در بحران سیاسی اخیر بدون چشم انداز و برنامه خاصی با حکومتیان سابق که امروز اپوزیسیون شده اند همراه شد؟

پس از سخنرانی گفتگوی آزاد و بحث در مورد موضوع نشست صورت گرفت. نظری بر این باور بود که بین جنبش زنان و جنبش چپ بی اعتمادی وجود دارد، چرا زنان باید یکبار دیگر به سازمانهای چپ اعتماد کنند؟ نظر دیگر این بود که با وجود گرایش های متفاوت درون جنبش زنان و هم چنین گرایش های متفاوت درون جنبش چپ، یکی از راهها برپایی بحث و گفتگوی آزاد است تا آنها بهتر یکدیگر را بشناسند. نظر دیگر این بود که چپ ها در ابتدای انقلاب فقط در مورد جنبش زنان نبود که اشتباه کردند. آنها در مواردی مثل ترکمن صحرا، ماهیگیران انزلی و خلق مسلمان در تبریز و... هم اشتباه کردند برای اینکه نگاه شان به حکومت بود و نه به مردم. نظر دیگری می گفت دلایلی که برای آن اشتباهات وجود داشت هنوز هم وجود دارد. ما بهتر است در مورد آن دلایل صحبت کنیم.

جلسه با امید به برپایی بحث و گفتگوهای بیشتر در این موارد به پایان رسید.  

کلن ۲۷.۰۹.۲۰۱۱

چگونه به مبارزات خود در ایران ادامه دهیم ?


شرایط سیاسی در ایران امروز بهترین فرصت برای مبارزات هدفمند است و در این 33 سال گذشته هیچ زمانی مانند شرایط سیاسی امروز برای مبارزات تاثیر گذار توسط جمع های کوچک به شکل مبارزات نامنظم وغیرمتمرکزفراهم نبوده است چراکه اکنون می دانیم که نقاط ضعف رژیم کجاست  و چگونه می توانیم با ابتکار و خلاقیت فردی هر چه بیشتر رژیم را دچار سردرگمی و آسیب پذیری بیشتر کنیم و تا مرز استیصال بکشانیم و با توجه به اصل غافلگیری در امر مبارزه  و با گسترده کردن سطح مبارزات خواهیم توانست رژیم را تا حد زیادی زمین گیر کنیم و با وارد شدن به عرصه های گوناگون مبارزه و با کشاندن سطح آن به همه جغرافیای ایران آنگاه می توانیم مبارزات امروزین خود را به بهترین نحو به پیش ببریم.
  مبارزات منظم خیابانی جنبش سبز در طی 2 سال نشان داد که هزینه آن برای فعالین جنبش زیاد بود و رژیم با آگاهی از نقاط دقیق تجمع می توانست با بسیج نیروهای خود از اطراف تهران و تمرکز آنها در مراکز درگیری موفق به سرکوب مردم معترض شود
که بنابراین باید مبارزات نامنظم خیابانی را تداراک ببینیم و علاوه بر آن به جای فعالیتهای علنی باید وارد فاز فعالیت های غیر علنی و نیمه علنی شویم و هسته های مقاومت خود سازمانده و مستقل را ایجاد کنیم.

بررسی تاکتیکهای مبارزاتی در شرایط انفعال کنونی جنبش سبز


اگر بپذیریم که در شرایط کنونی , جنبش سبز به نوعی دچار انفعال مبارزاتی شده است و امکان حضور گسترده  خیابانی را در شرایط حاضر ندارد واگر بتوانیم به دیگر سئوالات مطروحه در این عرصه پاسخ دهیم آنگاه خواهیم توانست با توجه به امکانات موجود جنبش به بررسی تاکتیکهای ممکن و عملی بپردازیم. از جمله سئوالاتی که در مقابل ما قرار دارد :

1- راهکارهای ممکن جهت خروج جنبش از انفعال کنونی چیست ?


2- چگونه می توان با استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت های موجود خودمان و افراد پیرامونی برای برداشتن گام های مشترک و عملی به منظور هماهنگی در راه مبارزه مشترک در رابطه با طرح هایی مشخص اقدام نمود ?


3- تبادل نظر و همفکری جمعی چگونه ممکن است و راه های آن چیست ?



4- اگر قبول داشته باشیم که روحیه نا امیدی و بی افقی تا حدی و به شکل موقت بر جنبش غلبه کرده است بنابراین راه برون رفت از این وضعیت کدام است و چگونه می توانیم روحیه جمعی را بالا ببریم و عوامل این ناامیدی چیست ?


5- توان و نیروهای موجود جنبش کدام است و چگونه می توانیم با توجه به توان و نیروهای موجود جنبش حداکثر استفاده و بازدهی مبارزاتی را داشته باشیم ?


6- با توجه به اینکه اینگونه مباحث مدتی است که در بعضی از وبلاگ ها و در بین جمعی ازوبلاگ نویسان و در فریند فید و در فیس بوک در جریان است بنابراین تحت چه نام مشترکی می توان فعالیت کرد که منطبق با واقعیت کنونی ما و به درستی بیان کننده اجزای تشکیل دهنده آن می تواند باشد ? 

7- تاکتیکهای عملی مبارزاتی در شرایط  انفعال کنونی جنبش سبز چیست ?

یاد و خاطره نهال سحابی وبلاگ نویس ایرانی را گرامی بداریم روز جمعه شمع روشن کنید