ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۱۱, چهارشنبه

مراسم چهارشنبه سوری در شاهین شهر

گرد همایی و خواندن یار دبستانی من
دیکتاتور پینوشه ، جای تو آتیشه ( البته صدا خوب مفهوم نیست )
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
رفراندم ،رفراندوم ، این است شعار مردم
نترسید ، نترسید ، ما همه با هم هستیم

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

پیشنهاد تدوین فراخوان فوری برای نجات جان بیش از سه هزار افغان که در ایران منتظر اعدام هستند

وبلاگ نویسان ایران و افغانستان
انسان های آزاده سر تاسر جهان
خبر نگاران و روز نامه نگاران
مجامع حقوق بشری و نیرو های چپ
خبر باور نکردنی است ، جان ۳۰۰۰ انسان در ایران در خطر است . در ایران ۵۶۳۰ نفر افغان محبوس اند و از میان آنها بیشتر از ۳۰۰۰ نفر بر اساس فیصله نهایی (حکم قطعی) محکوم به اعدام هستند. من به عنوان یک وبلاگ نویس از سایر همکاران وبلاگ نویس ایران و افغانستان تقاضا میکنم در ایجاد یک کمپین دفاع از جان این ۳۰۰۰ انسان و سایر کسانی که در خطر اعدام در ایران قرار دارند ، اقدام فوری صورت دهیم .
کاربران و هم کاران بالاترین ، لطفآ خبر را بیشتر منعکس کنیم و برای آن لینک داغ ایجاد کنیم .
وبلاگ نویسان علیه اعدام ، پیشنهاد میکنم ، لطفآ فراخوان سومی تهیه کنید و در این رابطه امضا حمایتی جمع کنیم و از حمایت کننده گان بخواهیم که در این زمینه به اشکال مختلف فعال شوند.
لطفآ به هر شکل ممکن در این زمینه تلاش کنیم و پیشنهاد ارائه بدهید .
با سپاس
مجید جعفری هرستانی
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2010/03/100313_k02-afghan-iran-presinors.shtml

از تکرار مجدد تجربه های شکست خورده ، در جهت اتحاد عمل مکانیکی توسط کانون ها و یا احزاب بپرهیزیم

تجربه گذشته شکست خورده اتحاد ها نشان داده است که هر گونه اتحاد و نزدیکی صرفآ از روی استیصال و ناتوانی سازماندهی و تاثیر گذاری در تغییر اوضاع سیاسی ایران و عدم تاثیر گذاری بر اوضاع سیاسی جهانی ، چیزی به جز اتلاف وقت به همراه نخواهد داشت و ایجاد شبکه همکاری از ورشکستگان سیاسی ( و نادیده گرفتن سایر نیرو های واقعا تحول خواه رادیکال سوسیالیستی موجود در عرصه سیاسی ) آن هم دوباره حرکت از بالا و نه از پایین ، متاسفانه چیزی جز عدم موفقیت ، به همراه نخواهد داشت. اتحاد عمل مکانیکی و از بالا هیچ دستاوردی را به همراه نخواهد داشت و دوباره افتادن در دور باطل حرکت های ناموفق خواهد بود و چیزی جز ایجاد روحیه شکست در بین نیرو های باقی مانده بجای نخواهد گذشت . همان طور که میدانید تاثیر گذاری هر شی بر محیط اطراف خود بر اساس حجمی است که اشغال میکند . زمانی که عمده احزاب ، نیروهایشان کمتر از انگشتان دست است یا در بهترین حالت چند ده نفر هستند . زمانی که کانون ها و احزابی که در جلساتشان تنها چند نفر شرکت میکنند و سایت هایشان نیز مخاطب ندارند ، چگونه میخواهند در تغییر اوضاع سیاسی ایران و جهان تاثیر گذار باشند ؟ زمانی که در حرکت های مشترک کانون ها و یا احزاب ، خبری از خیل عظیم تشکلات و مجامع سوسیالیستی ، کمونیستی ، چپ و...نیست . زمانی که خبری از حضور خیل تشکلات دانشجویی ، جوانان، زنان و کارگری نیست و اتحاد عمل ها چه در غالب جمع شدن احزاب یا کانون ها و انجمن ها ، فاقد حضور عمده نیرو های چپ جوان ، دانشجو ، ملیت ها ، زنان ، فعالین کارگری ، فعالین سوسیالیستی ، کمونیستی ، چپ آنارشیستی و چپ غیر آنارشیستی باشد ، چنین حرکت هایی موفق نخواهد بود . صرفآ نوشتن مطالبات و خواست های جنبش های سیاسی و اجتمایی به معنی تحقق خواست جنبش ها نیست ، بدون آنکه عملا خود آنها حضور داشته باشند و رابطه ارگانیک با جنبش ها داشته باشیم .
اگر نیرو های چپ در تشکلات زنان ، ملیت ها ، جوانان ، هم جنس گرایان ، کارگری ، وبلاگ نویسان ، تشکلات شهری ، کانون های دموکراتیک و... یک فراخوان مشترکی برای یک حرکت با جهت سوسیالیستی بدهند ، آنگاه ما نیز میتوانیم به آنها بپیوندیم ، نه اینکه حرکتی را به جای آنها و به نام آنها آغاز کنیم و یا اینکه حرکت های ما نیرو های چپ ، با پرچم مستقل چپ نباشد .

این مطلب نقد این ۲ حرکت است .
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=14370

http://nedayeazadi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=591

منظورم از این نقد این است که ۲ نگاه و بینش متفاوت درون جنبش چپ وجود دارد ، یک نگاه که خود را محور تغییرات در ایران میداند که نگاه احزابی است که میخواهند کسب قدرت سیاسی کنند ، بدون آنکه حزب سراسری به معنای واقعی آن باشند و فقط نام آن را یدک میکشند ، مانند مورچه ای که وقتی آب میبردش ، فریاد میزند که آب دنیا را برد ، پس شکست خود را شکست چپ تصور میکنند . نگاهی که میخواهد جنبش ها را بررسی کند ، بدون آنکه لااقل فعالین و تشکلات همان جنبش ها در آن نشست و بررسی ها حضور داشته باشند . اگر تمامی احزاب موجود چپ دور هم جمع شوند باز بر روی فعالین چپ جنبش زنان ، جنبش کارگری ، جنبش دانشجویی و ... تاثیر گذار نخواهند بود تا زمانی که یک حرکتی شکل بگیرد که لااقل تشکلات و فعالین چپ موجود جنبش ها ی اجتماعی نیز در آن حضور داشته باشند .
اما در مورد نقد نشست کانون ها در هامبورگ میتوانید به مقاله زیر مراجعه کنید .
http://chapkoeln.blogspot.com/2010/03/blog-post_1647.html

صبح چهارشنبه 10 مارچ 2010 آنارشیست 35 ساله ی یونانی توسط پلیس به قتل رسید.

صبح چهارشنبه، 10 مارچ 2010، Lambros Foundas، آنارشیست 35 ساله ی یونانی در حومه ی Dafni (جنوب آتن) توسط پلیس به قتل رسید.

پلیس ادعا می کند که Lambros Foundas یک "تروریست" بوده و سلاح گرم با خود حمل می کرده و در حین سرقت یک اتومبیل مورد تیراندازی پلیس قرار گرفته و جان باخته است.
Lambros Foundas یکی از 500 آنارشیستی بود که در تظاهرات دانشگاه پلی تکنیک آتن در سال 1995 دستگیر شده بود.

http://slackbastard.anarchobase.com/?p=14906

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

پاشیدن رنگ به عنوان اعتراض جلوی درب ورودی شرکت درگر

برای همبستگی با مبارزات مردم ایران و به عنوان اعتراض جلوی درب ورودی دفترشرکت درگر در شهر کلن رنگ پاشیده شد.ا روی ‏درب ورودی آن نوشته شد معامله را با رژیم اسلامی ایران قطع کنید.شرکت درگر سالیان سال است که به رژیم ایران ‏ماسک گاز برای گازاشک آور میفروشد. رژیم ایران این گاز را بر علیه تظاهرکنندگان برای سرکوب آنها مورد ‏استفاده قرار میدهد.
http://de.indymedia.org/2010/03/275199.shtml

مطالبات و خواست ها

۱- روز زن و مطالبات زنان هر روزه است . هر روز را تبدیل به ۸ مارس کنیم .
۲ - کارخانه های اسلحه سازی را در سر تاسر جهان تعطیل کنید .
۳- سازمان ملل ، سازمان دولت هاست . سازمان ملل را ، خود ایجاد کنیم .
۴- نیرو گاه های اتمی در سر تاسر جهان را تعطیل کنید .
۵- زندان ها را در سر تاسر جهان تعطیل کنید . ۶
- نه قفس برای حیوانات و نه زندان برای انسان ها .
۷-

به یاری فوری پناهجویان ایرانی در ترکیه بشتابیم

طبق خبر های رسیده ، ۸۰ درصد به تعداد پناهجویان ایرانی در ترکیه افزوده شده است و نیاز فوری به کمک های نقدی و غیر نقدی دارند . ماشین سرکوب و بی رحم جمهوری اسلامی موجب خروج خیل عزیزان به جان دربرده ما شده است . این عزیزان بدون هیچ امکانی فقط از کشور خارج شده اند . طبیعی است که بعد از این همه جنایات جمهوری اسلامی ( تجاوز ، شکنجه و سرکوب ) شاهد خروج تعداد قابل توجهی از این عزیزان باشیم و دقیقا این حجم از پناهجویان در یک مقطع زمانی مشخص ، عمق و گستردگی سرکوب را نشان میدهد که یاری و کمک به این انسان های آزادی خواه توسط ما در خارج از کشور ،نشان خواهد داد که جنبش مردمی در ایران از حمایت و پشتیبانی بیدریغ ایرانیان و آزادیخواهان جهان برخوردار است . با پشتیبانی از این مبارزین آزادیخواه ، خاری باشیم در چشم حقیر جمهوری اسلامی

ضرورت برگزاری نشست مشورتی آنارشیست ها

آنارشیست ها ، نیرویی قابل توجه در جوامع دارند ، مخصوصا در بین نسل جوان ، اما در عین حال بسیار پراکنده و ناهماهنگ عمل میکنند . ما برای بررسی هر امری و کار موثر و تاثیر گذار ، نیاز به تبادل نظر ، کار جمعی و هماهنگ داریم . مهمترین وظیفه آنارشیست ها در این شرایط کار تبلیغی است . تفکر چپ آنارشیستی باید بتواند در شرایطی که سرمایه داری جهانی و چپ غیر آنارشیست ، که هر کدام به نوعی در بحران به سر می برند ، به عنوان یک اندیشه آلترناتیو و پویا ، در عرصه مبارزات سیاسی ، اجتماعی ، بتواند امید و چشم انداز تغییر را در بین مردم ایجاد کند . علت عدم رشد میلیونی تفکرات آنارشیستی در بین ۸/۶ میلیارد انسان چیزی جز عدم شناخت تفکرات آنارشیستی نیست . از طرفی آنارشیست ها نیز خود را در سطح جامعه علنی نکردند . به هر حال ما برای آغاز هر حرکت دسته جمعی و موثر نیاز به تبادل نظر ، بحث و بررسی آن داریم . به قول معروف گفتگو و تبادل نظر بی ضرر است .

پیشنهاد : روز زن ۸ مارس در ایران بین مردم در سطح گسترده شیرینی پخش کنیم

رژیم از حضور و هم بستگی ما به هر شکلی میترسد ، ما باید اشکال گوناگون حضور را پیدا کنیم . باید در این روز فضای اجتمایی را به هر شکل ممکن تغییر داد. همانطور که چهار شنبه سوری یا سیزده بدر مردم به شکل وسیع از خانه خارج میشوند ، در این روز نیز مردم با خارج شدن از خانه و یا پخش شیرینی میتوانند باعث تغییر فضای حاکم بر کشور شوند . از یاد نبریم شیر زنانی را که در این ۹ ماه با دست خالی در مقابل رژیم جنایات کار اسلامی ایستادگی کردند. فراموش نکنیم صد ها زن زندانی مظلوم در بند را مانند شیوا نظرآهاری، بهاره هدایت، مهسا جزینی، سمیه مومنی، بدرالسادات مفیدی، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، مهدیه گلرو، لیلی فرهادپور، آذر منصوری، مریم ضیاء، هنگامه شهیدی، نعیمه دوستدار، صفورا تفنگچی‌ها، بنفشه دارالشفایی، جمیله دارالشفایی، توران کبیری، تارا سپهری‌فر، نوشین جعفری، زینب کاظم‌خواه، نازنین فرزان جو، حمیده قاسمی، سعیده میرزایی، ماه ‌فرید منصوریان، پروین کهزادی، ملودی محمودی زنگنه، الهام احسنی، مریم کریمی، سحر قاسمی‌نژاد، گلناز توسلی، نیلوفر هاشمی، نفیسه اصغری، نگین درخشان، مهرانه آتشی، سمیه عالمی، فرزانه زینالی، زهرا جباری، کبری زاغه‌دوست، نغمه قانونی، ترانه قانونی، ماریا جعفری، رومینا ذبیحیان، لیلا کعبی و زينب کاظم خواه و... فراموش نکنیم مادران زندانی مبارز را ، فراموش نکنیم زنانی را که در این مدت در زندان بودند ، فراموش نکنیم ۳۱ سال اجحاف به زنان ایران را ، فراموش نکنیم شیر زنان مبارز را در این ۳۱ سال که در زندان ها مورد تجاوز یا شکنجه قرار گرفتند ، فراموش نکنیم زنانی را که فرزندان یا پدران یا خواهران یا مادران یا همسرانشان یا دوستانشان اعدام شدند ، فراموش نکنیم زنانی را که یک تنه در مقابل مردسالاری و سرکوب مذهبی ایستادگی کردند و چوب زندان ، محرومیت از کار و تحصیل ، شلاق ، جریمه و تبعید را بر جان خریدند اما باز از حق خود دفاع کردند.

پیشنهاد ایجاد شبکه وبلاگ نویسان بالاترین

دلایل نیاز وبلاگ نویسان بالاترین به شبکه ای از صد ها وبلاگ مشترک :۱- همانطور که میدانید حدود ۱ سال پیش بالاترین مورد حمله و هک قرار گرفت ( البته امیدواریم که دیگر پیش نیاید) و موجب پراکندگی و سردرگمی اعضای آن تا مدتی گشت . به همین دلیل برای روز مبادا ، وجود چنین شبکه ای باعث حفظ ارتباط اعضای وبلاگ نویس بالاترین در آن مقطع احتمالی خواهد شد .۲- وجود چنین شبکه ای باعث معرفی بیشتر وبلاگ نویسان به سایر همکاران وبلاگ نویس و جذب بیشتر خواننده در عرصه فضای اینترنت برای وبلاگ نویسان می گردد .۳- از آنجایی که وبلاگ نویسان فاقد کانون وبلاگ نویسان میباشند ، چنین شبکه ای در آینده احتمالا میتواند چنین مشکلی را تا حدی بر طرف کند .
چگونگی کارکرد شبکه وبلاگ نویسان: هر وبلاگ نویس یک وبلاگ به این کار اختصاص میدهد و در آن فقط یک لیست پیوند از سایت های بروز شده اعضای شبکه وبلاگ نویسان ایجاد میکند . مثلا اگر این شبکه ۵۰۰ وبلاگ نویس داشته باشد ، هر وبلاگ ایجاد شده دارای ۵۰۰ آدرس وبلاگ خواهد بود . در این وبلاگ ها چیزی نوشته نخواهد شد و فقط لیست پیوند دارد . طبیعتا با نوشتن هر گونه مطلب در وبلاگ خود ، دیگران نیز از مطلب ما نیز مطلع خواهند شد. با این کار هیچ تمرکزی نیز در بین خود ایجاد نخواهیم کرد و همه به یک اندازه در آن مشارکت خواهند داشت .


در واقع ۵۰۰ وبلاگ جدید و هم شکل ایجاد می شود که اگر هم زمان هر وبلاگی ۱۰۰ بازدید کننده داشته باشد ، ۱۰۰ ضربدر ۵۰۰ می شود ۵۰۰۰۰ بازدید کننده را همزمان پاسخگو خواهد بود . در واقع این ۵۰۰ وبلاگ یک شبکه وسیع ارتباطی را ایجاد خواهد کرد و یک وسیله ارتباط دائمی بین ما نیز خواهد بود و همدیگر را در شبکه اینترنت گم نخواهیم کرد . در واقع کاربرد اصلی این شبکه در روز مبادا خواهد بود و در عین حال مثل اتحادیه صنفی وبلاگ نویسان می تواند عمل کند و چنانچه سوال یا کمکی در باره وبلاگ نویسی داشتیم بتوانیم از این طریق اقدام کنیم . به نظر من در این شبکه فقط دشمنان آزادی قلم و بیان و اعمال کنندگان و طرفداران سانسور و سرکوب وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران جایی ندارند .

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

پیشنهاد : ایجاد شبکه وبلاگ نویسان بالاترین

دلایل نیاز وبلاگ نویسان بالاترین به شبکه ای از صد ها وبلاگ مشترک :۱- همانطور که میدانید حدود ۱ سال پیش بالاترین مورد حمله و هک قرار گرفت ( البته امیدواریم که دیگر پیش نیاید) و موجب پراکندگی و سردرگمی اعضای آن تا مدتی گشت . به همین دلیل برای روز مبادا ، وجود چنین شبکه ای باعث حفظ ارتباط اعضای وبلاگ نویس بالاترین در آن مقطع احتمالی خواهد شد .۲- وجود چنین شبکه ای باعث معرفی بیشتر وبلاگ نویسان به سایر همکاران وبلاگ نویس و جذب بیشتر خواننده در عرصه فضای اینترنت برای وبلاگ نویسان می گردد .۳- از آنجایی که وبلاگ نویسان فاقد کانون وبلاگ نویسان میباشند ، چنین شبکه ای در آینده احتمالا میتواند چنین مشکلی را تا حدی بر طرف کند .چگونگی کارکرد شبکه وبلاگ نویسان:هر وبلاگ نویس یک وبلاگ به این کار اختصاص میدهد و در آن فقط یک لیست پیوند از سایت های بروز شده اعضای شبکه وبلاگ نویسان ایجاد میکند . مثلا اگر این شبکه ۵۰۰ وبلاگ نویس داشته باشد ، هر وبلاگ ایجاد شده دارای ۵۰۰ آدرس وبلاگ خواهد بود . در این وبلاگ ها چیزی نوشته نخواهد شد و فقط لیست پیوند دارد . طبیعتا با نوشتن هر گونه مطلب در وبلاگ خود ، دیگران نیز از مطلب ما نیز مطلع خواهند شد. با این کار هیچ تمرکزی نیز در بین خود ایجاد نخواهیم کرد و همه به یک اندازه در آن مشارکت خواهند داشت .

گفتگو : قسمت دوم - برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟

گفتگو : قسمت دوم - نامه رسیده : برای منافع گسترده ، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟ قبل از ادامه بحث بگویم که بنده آنارشیسم برایم یک رؤیا است و بسیار علاقه‌مندم که این رؤیا حقیقت شود،اما با توجه به ابهاماتی که وجود دارد، فعلاً آن را نمی‌توانم بپذیرم، مگر اینکه رفع شبهه شود! توضیحات شما را که خواندم، بیشتر شبیه به دموکراسی بود با این تفاوت که بدون دولت باشد و بدون حکومت اقلیت، اما مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که باز هم ممکن است یک اکثریت حقوق اقلیت را پایمال کنند. چه تضمینی است که اکثریت خیر همه را می‌خواهد و اقلیت در صلح و صفا و با برخورداری از همه منافع زندگی می‌کنند؟1 ) مثلاً در همین ایران، فرض کنید ایران حکومتی نداشت و شورایی اداره می‌شد، یک شورا در قم تشکیل می‌شد توسط خود مردم که عقیده‌شان این بود که دست دزد باید قطع شود، یا مثلاً اعدام یک بهایی، یا عدم اجازه به زنان برای کار در خارج از خانه. آنارشیسم این را می‌پذیرد؟2) با تعاریف شما مردم باید روزانه چندصد بار برای هر مسئله کوچک رأی بدهند، که چه گروهی مسئول توزیع در آمد نفت باشد، چه گروهی استخراج کند، چه کسی نظارت کند، از چه محلی بودجه اینها تخصیص داده شود، و بعضی از مسائل تخصصی که عامه مردم از آن اطلاعی ندارند، مثلاً آیا یک آزمایش خاص در یک آزمایشگاه انجام شود یا نشود. (مثل آزمایشی که در سرن جنجال به پا کرد).به نظر من این ایده که آحاد مردم در مورد هر مسئله‌ای تصمیم بگیرند منطقی و اجرایی نیست. آنارشیسم چه می‌گوید؟تفکر آنارشیست ها مخالف تمرکز و انباشت قدرت و ثروت هست . تفکر آنارشیستی صحبت از یک جامعه انسانی و برابر میکند . در یک جامعه آنارشیستی ، قوانین در جهت منافع عموم مردم میباشد که منافع فردی و جمعی آنان را تامین کند و قوانین در جهت آسایش ، رفاه ، امنیت و منافع برابر همگانی خواهد بود . در واقع قوانین باید برای بهتر و راحت تر کردن زندگی تک تک مردم باشد . قوانین که برای مردم ایجاد دردسر ، مزاحمت و ایجاد استرس و بیماری روحی و روانی میکند در یک جامعه آنارشیستی جایی ندارد .آنارشیست ها به دنبال یک جامعه آزاد و برابری هستند که سلامت روانی و جسمی افراد جامعه تامین شود. آنارشیسم یعنی یک جامعه کاملا انسانی که اساس آن انسان است ، آنارشیسم بهشتی است بر روی زمین که خود مردم و جامعه بشری آن را ایجاد خواهند کرد و نه ما آنارشیست ها .ما به منجی بشریت اعتقادی نداریم ، پس خود را نیز منجی بشریت نمیدانیم . اساس تفکر آنارشیستی بر مشارکت جمعی و همگانی است . به هر حال سمت و سوی حرکت آنارشیست ها کاملا روشن است . پس بر این اساس ، من از شما سوال خودتان را به شکلی دیگر میپرسم : آیا به نظر شما آنارشیست ها با قوانین ضد انسانی و ارتجاعی اسلامی مانند قطع دست دزد ، اعدام یک بهایی یا عدم اجازه کار در خارج از خانه به زنان ، موافق خواهند بود ؟فکر میکنم پاسخ به این سوال مثل روز روشن است . این قوانین ضد انسانی است و ساخته و پرداخته مذهب است و نه آنارشیسم . تکلیف آنارشیسم با قوانین ضد انسانی و قوانین مذهبی کاملا روشن هست .اما علت این سوال فکر میکنم از آنجا ناشی میشود که تصور روشنی از ساختار و کارکرد شورا ها ی خود گردان و تصویب قوانین در جامعه آنارشیستی نداریم ، که البته کاملا طبیعی است ، چرا که تا کنون سیستم آنارشیستی در ابعاد جهانی نداشته ایم و سوالات زیادی پیش روی ماست که پاسخ آن نزد ۸/۶ میلیون انسان روی کره زمین است . اما در مورد شورا های خود گردان ، برای اینکه منظور هم را بیشتر متوجه شویم و کمتر توضیح دهیم ، میتوان به عنوان مثال به حکومت های فدرال اشاره داشت . مثلا در آلمان فدرال در هر ایالتی یک مجلس وجود دارد و به همین خاطر گاهی حتا قانونی که در مجلس آلمان تصویب میشود ، لزوما در همه استان ها اجرا نمیشود (مانند قانون پرداخت شهریه دانشجویی ) ، اما این به آن معنی نیست که هر استانی مجاز باشد قوانینی را تصویب یا اجرا کند که با روح اصلی قانون اساسی آلمان فدرال در تضاد و مخالفت باشد .در شورا ها نیز قوانینی کلی و یکسانی تصویب می شود که مربوط به منافع کل جامعه بشری می باشد و قوانین ضد انسانی و نابرابر به هر شکلی در هیچ گوشه دنیا جایی نخواهند داشت . قوانین بر اساس منافع فردی و جمعی برای بهتر و انسانی تر زندگی کردن ، تدوین خواهد شد . به هر حال در سیستم آنارشیستی جامعه بشری بشتر از همیشه به هم پیوسته خواهد بود و کل جامعه بشری اجازه نخواهد داد که سلامتی یا آزادی فردی و جمعی افراد مورد تهدید قرار گیرد. پس بنابرین وجود واحد ها یا شورا های خود گردان به معنی این نیست که هر شورایی هر قانونی را خواست تصویب کند ، یعنی جامعه بشری تبدیل به میلیون ها قبیله خود مختار و با میلیون ها قانون نخواهد بود . امروزه ما میبینیم که قوانین گوناگون و متضادی در کشور های مختلف وجود دارد ، واتفاقا این مشکل در یک جامعه جهانی آنارشیستی برطرف خواهد شد و قوانین مشترک انسانی یکسانی در سرتاسر جهان اجرا خواهد شد . برای اینکه چنین جامعه ای قابل دسترسی و شدنی باشد ، ما نیاز به خود باوری جمعی ، آگاهی عمومی ، دوری از خود بیگانگی ، رسیدن به باور توانایی جمعی ، اعتقاد به خود حکومتی ، عدم احساس ناتوانی حدود ۷ میلیون انسان در اداره جهان ، اعتقاد به عدم تمرکز قدرت و انباشت سرمایه در دست هر کسی و هر نقطه ای از جهان ، اعتقاد به یک جامعه انسانی و برابر و ترسیم چنین جامعه ای با کمک یکدیگر و تبدیل تئوری جامعه آنارشیستی به خواست امروزی ما و تلاش برای تبلیغ و تحقق آن .طبیعتا تا کسی از وجود جامعه آلترناتیو خبری نداشته باشد ، چگونه باید آن را مورد بررسی قرار دهد و به آن فکر کند ، پس بنابر این به تصویر کشیدن چنین جامعه ای و تبلیغ روی آن ، اولین قدم برای رفتن به سوی آن به منظور تحقق نهایی آن است . به هر حال طرح چنین اندیشه و خواستی میتواند فشار زیادی را بر صاحبان قدرت و ثروت وارد کند که مجبور شوند به اصلاحاتی در جهت منافع مردم از همین امروز تن در دهند . تبلیغ روابط و زندگی انسانی تر ما حتا اگر بر روی تفکر و زندگی بخشی از مردم تاثیر گذارد ، در واقع به بخشی از اهداف آنارشیسم رسیده ایم . ایجاد انگیزه در هر انسانی ، برای مشارکت عمومی در تغییر شرایط موجود به نفع فرد و عموم مردم ، یعنی یک پیروزی و گامی است به جلو .شما پرسیده اید :اما مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که باز هم ممکن است یک اکثریت حقوق اقلیت را پایمال کنند. چه تضمینی است که اکثریت خیر همه را می‌خواهد و اقلیت در صلح و صفا و با برخورداری از همه منافع زندگی می‌کنند؟دوست عزیز ، در هیچ چیزی هیچ تضمینی نیست ، حتا جمهوری اسلامی وقتی میگوید اگر بیایید بیرون ، شما محارب هستید ولی مردم باز میایند بیرون ، پس تضمینی برای بیرون نیامدن مردم برای حکومت وجود ندارد ، همانطور که اگر مثلا من بگویم برای شما آزادی میاورم تضمینی برای آن نیست ، اما تضمین اجرا شدن تصمیمات تا حد زیادی فقط در جامعه خود مشارکتی مردمی وجود دارد (منظور آنارشیسم )اتفاقا ، پایمالی حقوق اقلیت و حتا اکثریت در جوامعی رخ میدهد که دولت وجود دارد و مدل آنارشیستی تا حد زیادی این مشکل را ظاهرا نخواهد داشت ، که البته اشکالات هر تئوری را باید در زمان عمل و اجرا آن برطرف کرد .شما پرسیده اید ؟2) با تعاریف شما مردم باید روزانه چندصد بار برای هر مسئله کوچک رأی بدهند، که چه گروهی مسئول توزیع در آمد نفت باشد، چه گروهی استخراج کند، چه کسی نظارت کند، از چه محلی بودجه اینها تخصیص داده شود، و بعضی از مسائل تخصصی که عامه مردم از آن اطلاعی ندارند، مثلاً آیا یک آزمایش خاص در یک آزمایشگاه انجام شود یا نشود. (مثل آزمایشی که در سرن جنجال به پا کرد).به نظر من این ایده که آحاد مردم در مورد هر مسئله‌ای تصمیم بگیرند منطقی و اجرایی نیست. آنارشیسم چه می‌گوید؟در حوزه های هر تخصصی ، شورای مخصوص به خودش شکل میگیرد، و بر اساس قوانین سراسری که جهت سیاست آن روشن هست ، حرکت میکند. در جامعه آنارشیستی تحقیقاتی که باعث بروز خطر برای حیات بر روی کره زمین شود ، صورت نخواهد گرفت و تسلیحات نظامی و نیروگاه اتمی وجود نخواهد داشت . آنارشیسم به هم ریختگی حوزه های تخصصی نخواهد بود ، بلکه نظارت و مشارکت جمعی شکل خواهد گرفت ، که در پشت در های بسته ، کاری بدون اطلاع جامعه بشری صورت نگیرد . مثلا قوانین که قرار است در مورد زنان و سرنوشت آنان باشد ، توسط مردان تدوین نخواهد شد ، بلکه این کار (نه توسط تعدادی نماینده زن) توسط کل زنان جامعه بشری صورت خواهد گرفت . یا مثلا در زمینه زمین شناسی ، شورای زمین شناسان شکل خواهد گرفت و نتیجه تحقیقات خود را به گوش جامعه بشری خواهند رساند و خود در مورد مسائل صنفی خود تصمیم خواهند گرفت .امروزه امکان مشارکت عمومی برای هیچ کس فراهم نیست و منافع دولت ها به جای منافع ملت ها قرار گرفته است . همانطور که سازمان ملل در واقع سازمان دولت هاست و نه ملت ها ، چرا که نمایندگان دولت ها آنجا هستند و نه ملت ها ، و بسیاری از دولت ها از طرف ملتشان اصلآ به رسمیت شناخته نمیشوند ، مثل جمهوری اسلامی .در جوامعی که دولت ها حاکمند به عنوان مثال ارتباط نزدیکی بین فیزیک دانان وجود ندارد ، اما در جامعه آنارشیستی شورای فیزیک دانان آن ها را به یکدیگر وصل میکند و تحقیقات آنها نه در جهت منافع قدرت دولت ها ، بلکه در خدمت بهتر کردن جامعه بشری خواهد بود .امیدوارم گفتگو ی دونفره ما ، بتواند باعث مشارکت عمومی دیگر دوستان در این بحث شود. به هر حال من سخنگوی آنارشیسم نیستم و هر آنارشیستی نظراتش شخصی است . به هر حال امیدوارم گفتگو ی ما ۲ نفر باعث آغاز چنین مباحثی در سطح وسیع تر شود .با تشکر از دوستی که در این باره ، با هم گفتگو میکنیم .
با احترام
مجید جعفری هرستانی

ای دژخیمان ابله

ای دژخیمان ابله : شما زنان و مردان آزادیخواه را در این ۳۱ سال به خاک و خون کشیدید ، از جمله با حمله ضد انسانی خود به دانشجویان آزادیخواه کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۸۸ و حمله به دانشجویان بی پناه ، مانند یک عملیات نظامی گسترده ، آنان را به خاک و خون کشیدید و از هیچ جنایتی روی گردان نبودید ، این را بدانید که خون آنان چه دیریا زود دامان شما را خواهد گرفت و هر گاه و هر زمان اوج جنایات تاریخی شما در هر حادثه ای بر ملا شود ، آنگاه باید بر خود بیشتر از گذشته بلرزید . آری ، بخشی آزادیخواهان را میتوان کشت ، اما موج آزادیخواهی و خواست آزادی را هرگز نمیتوان با سرکوب از بین برد . آری ، برای جلوگیری از پرواز ، پرنده را میتوانید در قفس حبس کنید تا پرواز نکند ولی با پرواز دیگر پرندگان چه خواهید کرد ؟ با رویش ناگریز جوانه چه خواهید کرد ؟

نقد چپ به نشست هامبورگ

در پی بحران سیاسی که سراپای نظام سرمایه‏داری اسلامی را فرا گرفت، افراد و محافل چپ در خارج از ایران با این پرسش روبرو گشتند که چه‏گونه و تحت چه عنوانی باید فعالیت کنند تا استراتژی چپ را در جامعه تقویت کنند؟ اگرچه «چپ» مفهومی گسترده و قابل تعبیر و تفسیر است، منظور ما در اینجا آن بدیلی است که باید از درون مبارزات تمامی انسانهایی که بطور رادیکال با سرمایه‏داری جهانی و از جمله تمامیت رژیم حاکم بر ایران مبارزه می‏کنند، ساخته شود. سرنگونی رژیم سرمایه‏داری اسلامی از طریق انقلاب اولین شرط برای ساختن و شکل‏گیری بديل سوسياليستى است.پاسخ ما به این پرسش، «چه نوع فعالیتی در خارج از ایران به شکل‏گیری چنین بدیلی کمک می‏کند؟» فعالیت با هویت مستقل چپ است. ما بر آنیم که شرایط مادی در جامعه به نفع چپ است. اگر مبارزات مردمی در ایران رادیکالیزه نمی‏شد، مقاومت سیاسی ما در مقابل لشکرکشی‏های لیبرالی و رفرم‏طلب در خارج از ایران با سختی بسیاری همراه می‏شد و برای طرح شعار سرنگونی رژیم با مشکلات زیادی روبرو می‏بودیم. گواه این مدعا اولین روزهای اعتراض ایرانیان خارج از کشور است. اما شرایط سیاسی، ذهنی و فرهنگی به نفع چپ نیست. به باور ما فعالیت چپ‏ها باید به قصد برهم زدن توازن قوای سیاسی، ذهنی و فرهنگی موجود در جهت افق و بدیل سوسیالیستی جامعه صورت بگیرد.اما بسیاری از رفقای چپ که در کانون‏ها، انجمن‏ها و نهادهای لیبرالی و یا دمکراتیک فعال هستند بر این باوراند که باید کماکان با همان شکل و محتوای سابق به فعالیت ادامه داد. استدلاهایی که این رفقا ارائه می‏کنند عمدتاً از این قرار هستند:- مبارزات مردم ایران برای خواسته‏های دمکراتیک است، پس ما هم باید شکل و محتوای مبارزاتی دمکراتیک را انتخاب کنیم.- دمکراسی سیاسی و مدنی یک مرحله ضروری در پیشرفت به سمت سوسیالیسم است. پس در این مرحله ما نباید به دنبال خواست حداکثر خود باشیم.- چپ پروژه‏ای شکست خورده است و ایجاد دافعه می‏کند، تحت عنوان چپ نمی‏توان در بین ایرانیان فعالیت کرد.- تضاد جامعه ایران نه کار با سرمایه بلکه سنت و مدرنیته است.- چپ مفهومی گسترده است که بخودی خود روشنگر نیست.استدلال‏های دیگری هم وجود دارند که کمتر به بیان می‏آیند:- فعالیت تحت عنوان چپ باید در جهت تحزب کمونیستی و ایجاد حزب پیشاهنگ باشد.- انجمن‏ها، کانون‏ها و دیگر نهادها، محمِل‏هایی دمکراتیک برای جذب نیرو در جهت ساختن حزب هستند.پرداختن به هر یک از این استدلال‏ها فرصت جداگانه‏ای می‏طلبد. اما دو مشکل اساسی که در نگاه این رفقا وجود دارد، یکی این است که تحت عنوان «کار اجتماعی و فعالیت توده‏ای» به وجه سیاسی مبارزه در خارج از ایران کم بها می‏دهند و به تمامی در جنبش جاری حل می‏شوند. آنها فراموش می‏کنند، آنچه ایرانیان سیاسی مقیم خارج، از چپ تا راست، انجام می‏دهند تقویت یا تضعیف یک گرایش یا صف‏بندی سیاسی است؛ که خود انعکاسی از جدال‏های اجتماعی درون جامعه ایران است. اگر سه گرایش سیاسی زیر را تأثیرگذارترین گرایش‏های سیاسی در جامعه ایران بدانیم، خارج از ایران نیز محل انعکاس، صف بندی و یا شکل گیری شفاف این گرایش‏های سیاسی اصلی در جامعه است:1- رفرمیست‏ها (حکومتی و غیر حکومتی). این‏ها پراگماتیست سیاسی هستند که به هیچ تغيير، تحول و دگرگونى باور ندارند. آنها تنها خواهان ترمیم نظام سیاسی فعلی هستند. انواع لابیست‏ها، مزدبگیرها، کارچاق‏کن‏ها، دلال‏های سیاسی و جاسوس‏ها جزو این دسته هستند.2- لیبرال‏های ایرانی که در حوزه نظر خواهان دولت مدرن، دمکراسی بورژوایی و اتکا به سازمان‏های حقوق بشری هستند، ولی درعمل همانطور که تاريخ معاصر ايران بطور واضح نشان ميدهد، همیشه زیر عبای دین احساس امنیت بیشتری می‏کنند.3- چپ‏ها (گرایشات گوناگون کمونيستى، مارکسیستى٬ مارکسيستى لنينيستى، کارگری و آنارشیستی)این سه گرایش‏ سیاسی در شکل احزاب و سازمان‏های سیاسی از یک طرف و افراد و محافل از طرف دیگر بروز علنی پیدا می‏کنند و با یکدیگر نیز تداخل و مراوده دارند.ما فکر می‏کنیم در دوره کنونی مبارزات مردم ایران اگر نمی‏خواهیم منتظر اراده تاریخ بمانیم، باید گفتمان و اتحادعمل چپ را در جامعه تولید کنیم، گرایش سیاسی فرودستان را در جامعه تقویت و شفاف سازیم و پاسخ مناسب و ویژه‏ی خود را برای فرا رفتن از مناسبات سرمایه‏داری پیدا کنیم. در غیر این صورت فعالیت سیاسی چپ تحت عناوين «لیبرالی-دمکراتیک» از يک سو حل شدن و دنباله‏روی از دو گرایش غیر چپ در جامعه ایران و صف‏بندی‏های خارج از کشوری آنها است و از سوى ديگر کمک مستقيم به آلترناتيوهاى ليبرالى و اصلاح طلبى در جامعه مى باشد.مشکل دوم که رفقای ما به آن گرفتار هستند، نگاه مکانیکی و ابزارگرایانه است که به قدرت، به انسان‏ها و روابط مابین آنها دارند. آنها می‏خواهند تحت پوشش فعالیت به اصطلاح دمکراتیک در این گونه نهادها، آنها را سرخ کنند. دوستان ما ابتدا در نهادى که ايدئولوژى و برنامه ليبراليسم "آزادی‏خواهانه" بر آن حاکم است پا می‏گذارند و بعد (به قول خودشان) اینجا و آنجا با طرح شعاری رادیکال که بنظر اين رفقا تنها «سرنگون باد جمهورى اسلامى ايران» ميباشد، شعارى که ٣٠ سال پيش راديکال بود و امروز براى همه بغير از موسوى و کروبى امرى عادى گشته است، سعى می‏کنند آن تشکل ليبرالى را به نهادى برابرى طلب و عدالت خواه تبديل کنند. مبارزه طبقاتى جاى خود را به معمارى طبقاتى ميدهد و مبارزه سياسى تبديل به داد و ستد سياسى می‏شود. رفقا منافع طبقه کارگر، زحمتکشان و تهى دستان را به فراموشى مى سپارند و کشتى خود را پر از اجناس "آزادى‏خواهانه" می‏کنند و بعد قرار است به اراده، نيت و صداقت اين رفقا از درون آن کالاها در حين راه برابرى و همبستگى بيرون طراود. اين رفقاى چپ ما که اکنون مخالف حرکت مستقل چپ ميباشند، با خرسندی از این که خود و رفقای تشکیلاتی‏شان برگزار کننده یا سازمان‏دهنده حرکت‏های عمومى هستند، منتظر زمانی می‏باشند که بشود علناً با صدای چپ حرف بزنند و عمل کنند. در این نگاه که مخصوص چپ سنتی است، ساختن جهانی بهتر، امری از بالا، اراده گرایانه، دولتی و با اقدامات مهندسی است. در این نگاه به انسان‏ها و روابط بین آنها و طبعاً به طبقات اجتماعی همچون شئ نگریسته می‏شود که می‏توان آنها را جابجا یا بالا و پایین کرد تا با رشد نیروهای مولده سوسیالیسم جوانه بزند و سبز شود.‏ در این نوع نگاه به سوسیالیسم، جایی برای مشارکت مستقیم انسانها و طبقات اجتماعی به منظور آفریدن روابط انسانی جدید وجود ندارد.در اینجا باید یادآور شویم که هستند فعالان سیاسی چپ که صادقانه در این گونه انجمن‏ها فعالیت می‏کنند ولی از آنجا که در باره چپ و سوسیالیسم، دچار انواع و اقسام مسائل حل نشده نظری و سیاسی هستند و از طرف دیگر به درازای عمر تبعید در خارج از ایران زیر بمباران ایدئولوژیک راست بوده‏اند، فعالیت تحت عنوان چپ را بی فایده می‏بینند. اگرچه ما فکر می‏کنیم ایستادن در پوزیسیون(موضع) چپ در جامعه، در درجه اول ناشی از گرایش، جایگاه و اهداف طبقاتی مشخصی است که هر فرد خود را با آن تعریف می‏کند. ولی از طرف دیگر نقش سردرگمی‏های نظری و سیاسی را ناچیز نمی‏شماریم و به کم‏کاری چپ‏ها برای پاسخ‏گویی به این معضلات نظری و معرفتی تأکید می‏کنیم و از تمام کسانی که در این موارد می‏توانند ضمن مبارزه نظری با انواع و اقسام دیدگاههای راست و لیبرالی به تقویت موضع چپ در جامعه ایران کمک کنند، خواهان تلاش بیشتری هستیم.فعالان چپ خارج از ایران، اگر مبارزه اجتماعی داخل و جایگاه آن در منطقه و جهان را در نظر بگیرند و از منظر فرودستان جامعه، کارگران، زنان، زحمتکشان، تهى‏دستان، مليت‏ها و تمامی آنهایی که بحساب نمی‏آیند، حرکت کنند، باید از یک طرف بر بی‏آینده بودن طرح‏ها و نقشه‏های لیبرالی چه از درون نظام و چه بیرون از آن پای بفشارند و از طرف دیگر به تولید یک گفتمان چپ از طریق گفت‏وگو در یک پروسه همکارى مبارزاتى به دور از خود مرکز بينى و سکتاريسم به جامعه ایران یاری رسانند. علیرغم شکست‏ها و پیروزی‏های چپ در سراسر جهان، خواست برچیدن بساط استثمار، نابرابرى، بى حقوقى و روابط سرمایه‏دارى همیشه وجود دارد. چرا که واقعیت استثمار، تبعیض، جنگ و بی‏حقوقی وجود دارد. ما فکر می‏کنیم نقد رادیکال سرمایه‏داری نزد چپ است. دیدگاههای دیگر یا اساساً خواهان برچیدن مناسبات سرمایه‏داری نیستند و یا این امر را به آینده‏ای نامعلوم موکول می‏کنند. گام برداشتن بسوی آینده هیچ تضمینی به‏جز سلامت پراکسیس امروز ما ندارد.
جمعی از چپ‏های شهر کلن

گفتگو : قسمت اول - برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟

نامه رسیده
: برای منافع گسترده، آنارشیسم چه سیاستی دارد؟ مثلاً در مورد حوزه‌های نفتی، یا محیط زیست.مثلاً اگر دولتی نباشد و یا اعمال قدرتی از طرف دولت نباشد، از ثروتی مثل نفت چطور می‌شود بهره‌برداری کرد؟یا در مورد محیط زیست، مثلاً فرض کنید عده‌ای علاقه دارند که گونه‌های در معرض خطر را شکار کنند. یا اینکه می‌خواهند ضایعات شیمیایی کارخانه‌های خود را اطراف شهر تخلیه کنند.آنجا که شورای محلی وجود ندارد.. دارد؟ یا اینکه اگر آن حومه یک شورای محلی دارد ممکن است توسط آن کارخانه‌دار به آنها رشوه داده شود.برای این معضلات، آنارشیسم چه جوابی دارد؟تفاوت چگونگی اصول تدوین قوانین در جامعه ای که دولت بر آن حاکم است با جامعه ای که فاقد دولت است در این است که قوانینی توسط حکومتگران تدوین میشود که در جهت کنترل و تسلط بر جامعه ، حفظ و تامین منافع قدرت میباشد و قوانین همه جا نسبت به کسی که در قدرت است و قدرت اعمال و اجرای قانون را دارد با کسی که قدرت بر او اعمال میشود ، یکسان عمل نمیکند ، به عنوان مثال چاقو زدن به کسی ، کسی را مجروح کردن ، دزدیدن پول و...در همه جوامع جرم است ، اما این قوانین فقط در مورد مردم اعمال میشود ، چرا که خود حکومت گران به عنوان مثال در ایران در روز روشن طرفداران حکومت با چاقو به ضرب و جرح مردم میپردازند . در همه کشور ها حتا دزدیدن یک نان ، دزدی محسوب میشود اما بسیاری از دولت مردان در سرتاسر دنیا به دزدی های میلیونی یا میلیاردی مشغول بودن و یا هستند . هیچ فردی اجازه ندارد و نباید داشته باشد که دیگری را مجروح کند و در جوامعی که دولت حاکم هست اما این حق برای پلیس محفوظ هست و انواع ابزار خشونت در اختیار دولت و پلیس قرار دارد .در حالی که در یک جامعه آنارشیستی قوانین در جهت منافع عموم مردم میباشد که منافع فردی و جمعی آنان را تامین کند و قوانین در جهت آسایش ، رفاه ، امنیت و منافع برابر همگانی خواهد بود و در این مسیر قوانین توسط همه آحاد مردم و نه نمایندگان آنها تدوین میشود . چرا که آنارشیست ها اعتقاد به مشارکت همگانی دارند .اما در مورد پاسخ به سوالات شما باید گفت اگر ما بدانیم که سیستم تصمیم گیری در هر جامعه ای بر چه اساسی است و قوانین بر چه اساسی و چگونه تدوین میشود ، آن موقع پاسخ برای بسیاری از سوالات روشن خواهد شد .در مدل آنارشیستی که دولت ملی نیز وجود ندارد ، منابعی مثل نفت ، گاز ، آهن ، مس و... در هر نقطه ای از جهان که قرار داشته باشد به همه ساکنین جهان تعلق دارد ، بنابرین یک کنترل و نظرات جمعی و همگانی با یک سیاست یکسان در عرصه جهانی در این زمینه ها وجود خواهد داشت . امروزه بر ثروت نفت توسط مردم جهان هیچ کنترلی نیست و درآمد نفت تبدیل به ثروت شخصی عده معدودی از دولت مردان و سیاست مداران شده است و اتفاقا از جمله اشکالاتی است که بر وجود و کارکرد دولت وارد است .اتفاقا دولتمردان از طریق ثروت نفت که به مردم تعلق دارد در جهت سرکوب همان مردم استفاده میکنند و ما میتوانیم بگوییم که هیچ کنترل و نظارتی بر این ثروت عمومی جامعه و مردم وجود ندارد.در مورد محیط زیست نیز دقیقا این دولت ها هستند که باعث نابودی آن میشوند. آیا کار خانه های اسلحه سازی دولت ها با مین هایشان با بمب هایشان محیط زیست را تخریب نمیکنند ؟ آیا نیرو گاه های اتمی ، زباله های اتمی و بمب های اتمی محیط زیست را تخریب نمیکنند ؟ آنها نه تنها گونه های در معرض خطر گیاهی و جانوری را نیز از بین میبرند بلکه کل حیات بر روی کره زمین را در معرض خطر جدی نابودی قرار داده اند. آنارشیست ها از همین امروز خواستشان تعطیلی کارخانه های اسلحه سازی و نیرو گاه های اتمی است . در مورد اینکه مثلاً فرض کنیم عده‌ای علاقه دارند که گونه‌های در معرض خطر را شکار کنند ، از آنجایی که بهترین نظارت در جامعه آنارشیستی وجود دارد و انسان ها همه در مورد سرنوشت کره زمین تصمیم میگیرند و هم در این مورد فرهنگ سازی میشود و هم نظارت تشکل های طرفدار محیط زیست این مشکل را حل خواهند کرد ، چرا که چند میلیارد انسان نظارت بهتری را بر یک جامعه انسانی و برابر دارند و چندین برابر امروز تشکل های خود سازمانده طرفدار محیط زیست شکل خواهد گرفت .کسی نمیتواند در یک جامعه آنارشیستی ضایعات شیمیایی کارخانه‌ را اطراف شهر تخلیه کند ، چرا که بر طبق قوانین و اصولی که توسط مردم در شورا ها و واحد های خود گردان محلی تدوین میشود ، چه کسی میخواهد که ضایعات شیمیایی کارخانه‌ را اطراف شهر تخلیه کنند ؟ ما در چنین جامعه ای یک شورا ی شهر داریم ( که به شکل داوطلبانه تمامی شهروندان در آن شرکت میکنند و نه نمایندگان ) که اجازه چنین کاری را نمیدهد چرا که هم به جامعه بشری آسیب میزند و هم به مردم اون شهر ، یک شورای کارخانه داریم با همان سیاست ، که کارخانه را اداره میکند و همان افراد عمدتا ساکنین همان شهر خواهند بود به اضافه واحد های داوطلبانه خود گردان طرفدار محیط زیست ، خبرنگاران و...در واقع همه جا شورای محلی خود گردان وجود دارد.
مجید جعفری هرستانی

تعويض سطل آشغال هاي پلاستيکي با فلزي در آستانه 22 بهمن به نفع مبارزات خیابانی

سطل هاي فلزي در مسدود كردن راه موتورسواران مزدو بهتر مقاومت ميكنند و از سطلهاي فلزي به عنوان تنبك هم ميتوان استفاده كرد تا صداي بلندگوهاي رژيم شنيده نشود. در صورت تيراندازي مزدوران رژيم , بعنوان سپر هم ميتوان استفاده كرد. اگر گازوئيل در آنها ريخته شود مدت زيادي نسبت به سلطهاي پلاستيكي شعله ور ميشود كه به اين طريق مقاومت بهتري در مقابل گازهاي اشك آور است. پس ميتوان آنچه را كه رژيم از ترسش به دست و پا افتاده و مشكل سازي ميكند بر عليه خودش استفاده كرد چون رژيم مردمي نيست و بر عليه مردم است.منبع : در بخش نظرات خوانندگان پیک ایرانhttp://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=13177

عملکرد حزب بادکنکی در جهت کسب قدرت سیاسی

حزب بادکنکی با زدن سیلی و سرخ نگه داشتن صورت خود و با فرستادن یکی دو نفر و تهیه گزارش و نام بردن از حزبشان در هر آکسیونی سعی میکنند به هر قیمتی فقط نام حزبشان را مطرح کنند. گاهی وقت ها تا با دیگر فعالین سیاسی حتی یک آکسیون کوچک که نیز میگذارند با گرفتن عکس از دیگر فعالین سیاسی مربوط به دیگر جریانات سیاسی و تمام کردن آن به اسم حزب خود فقط موجبات لبخند دیگر فعالین سیاسی را فراهم میکنند و دیگر فعالین سیاسی با متانت سکوت میکنند و نمیخواهند دل این چند نفر شکسته شود . حزبی که تا متوجه میشود جایی تظاهرات هست ، با دادن یک فراخوان شبانه ۲ خطی هم که شده ، میخواهد هم اسم خود را مطرح کند و هم حرکت را به اسم خود ملا خور کند و برای هواداران این توهم را بوجود بیاورد که این حزب همه جا حضور دارد . حزبی که حتی با برگزاری تظاهرات چند نفره فقط برایش مهم آن است که نام حزب شنیده شود و با این رفتار نه تنها محبوبیتی بین فعالین سیاسی ایجاد نمیکند بلکه آنتی سمپاتی ایجاد میکند و موجب حساسیت دیگر فعالین سیاسی میشود . حزب بادکنکی گاهی نیز در گزارش های خود حتی از عکس های مربوط به روز های دیگر استفاده میکند . حزبی که مانند کبک سرش را زیر برف کرده است و تصور میکند کسی او را نمیبیند و به تبلیغات ژورنالیستی غیر متعهد متوسل میشود و ارزش همه گزارش های خود را برای همیشه از بین میبرد و همه گزارشات خود را نا معتبر میکند و حتی نشان میدهد که حتی از چوپان دروغگو نیز چیزی یاد نگرفته است . حزب بادکنکی حزبی است که با ارائه گزارش های نادقیق و نادرست اعتبار خود را هر چه بیشتر و روز به روز از دست میدهد . زمانی که گروهی دیگر اعلام تظاهرات میکند ، آنها یک فراخوان به همان تظاهرات میدهند بدون آن که حتی نامی از برگذار کننده اصلی تظاهرات ببرند . حزب بادکنکی به هر وسیله ای فقط میخواهد خود را باد کند ، غافل از آنکه این گونه نمیتوان ایجاد اعتماد کرد و بر قلب ها حکومت .آیا این حزب را میشناسید؟
مجید جعفری هرستانی

كنسولگري جمهوري اسلامي در فرانکفورت آلمان با زنجیر انسانی و قفل بسته شد


امروز دوشنبه ۴/۲/۲۰۱۰ ده ها تن ایرانی و آلمانی به دعوت آنتی فا تهران ( http://antifateheran.blogsport.de/ )
در ساعت ۷ صبح شروع به تشکیل زنجیر انسانی کردیم و تا ساعت ۹:۳۰ مانع ورود کاردار های سفارت و سفیر به سفارت ج.ا شدیم . بعضی از رفقای فرانکفورت از ساعت ۶:۱۵ آنجا بودند . ساعت ۷:۳۰ پلیس از حضور ما جلوی سفارت آگاه شد . پس از آن کاردار سفارت (شاید سفیر مزدور رژیم ) تلاش کرد با ماشین خود زنجیر انسانی را به کنار بزند و به همین منظور یک دفعه با ماشین به میان جمعیت رفت و با این حال زنجیر انسانی ، در جلوی او مقاومت کرد و رفقای آلمانی و ایرانی مانند مبارزین در ایران ترس به خود راه ندادند و این مزدور موفق نشد که با وحشیگری کسی را بترساند و سد جمعیت را بشکند ، به همین خاطر انگشت وسط خود را به معترضین نشان داد و پلیس خود را به ماشین رساند و مجبور شد که مامور رژیم ، با صورتی کش آمده ، باز گردد . در این آکسیون با ابتکار رفقای آنتی فا تهران ، در سفارت با ۳ قفل بزرگ بسته شد و بعد از آنکه پلیس ساعت ۹ صبح هجوم به معترضین اعدام در ایران را کت بسته از جلوی سفارت به پاسگاه پلیس بردند ، ساعت ۹:۳۰ پلیس تازه مشغول بریدن قفل ها شد و مراجعه کنندگان به سفارت حدوده ۱۰ نفری صف کشیده بودند تا در سفارت باز شود تا به سفارت وارد شوند .حضور چند خبر نگار رادیو و تلویزیون ، باعث پوشش خوب خبری آن شد . رفقا تا آخرین لحظه مقاومت کردند . خوشبختانه کسی مانند چند ماه پیش که جلوی سفارت را بستیم مجروح نشد . پس از مدتی کمتر از ۱ ساعت شاهد آزاد شدن رفقای دستگیر شده بودیم. جالب آن است که امروز رفقای عمدتاً جوان آلمانی ، در کنار مبارزات جنبش مردم ایران برای چندمین بار در این ۸ ماه گذشته قرار گرفته اند و دست در دست ما و در کنار ما بودند و به شدت از تجاوز ، اعدام و سرکوب در ایران متاثر بودند و نسبت به اعدام ها ی اخیر و کسانی که در لیست اعدام هستند ، ابراز نگرانی و همدردی میکردند . اعدام های اخیر در ایران آنها را مصمم تر کرده است که در کنار مبارزات مردم ایران به مبارزه ادامه دهند .شعار های ایرانی - آلمانی داده شده در این روز۱- مرگ بر جمهوری اسلامی۲- مرگ بر دیکتاتور۳- مرگ بر طالبان ، در کابل ، در تهران۴- پلیس آلمان از اسلامیست ها حمایت میکند۵- پول آلماني، اسلحه آلمان، شريک جرم در همه دنيا۶- زنده باد همبستگی جهانی
۷ - ما اينجاييم، صدايمان بلند است، برای اينکه آزادی ما ازمان گرفته می شود
۸- محمودی احمدی نژاد، از تو متنفريم
۹- زندانی سیاسی آزاد باید گردد
توضیحاتی در باره آنتی فا : آنتی فا (آنتی فاشیست ها ) در بسیاری از کشور ها ، مخصوصا در اروپا حضور دارند ، که بر علیه سرمایه داری و فاشیسم مبارزه میکنند . آن ها خود را چپ نوین میدانند که به آنها آزاد منش نیز گفته میشود و با هر گونه دولت ، اتوریته و تمرکز قدرت و ثروت مخالف هستند و در کنار مبارزات مردمی در هر گوشه جهان قرار دارند بر علیه سرمایه داری جهانی و دیکتاتوریآنتی فا تهران تا کنون ۳ آکسیون در رابطه با ایران را برگذار کرده است . ۱- به خاطر اعتراض به همکاری نوکیا و زیمنس با ج.ا در تاریخ ۱۲ آگوست با چسباندن پوستر های افشا گرانه و اعتراضی به دفتر مرکزی نوکیا در کلن اولین حرکت خود را آغاز نمود ۲- در همان روز تظاهراتی ۵۰۰ نفره را در حمایت از مبارزات مردم ایران سازماندهی نمود که عمدتاً آلمانی بودند. ۳- آکسیون اعتراضی امروز نسبت به اعدام ها و مانع از باز شدن سفارت برای ۲ ساعت
گزارشی از مجید جعفری هرستانی
۱۳ فیلم مرتبط به خبر در لینک زیر :
http://www.youtube.com/user/FilmZanan

گزارش های دیگر در همین رابطه :
http://www.shabakeh.de/archives/individual/002126.html
http://96.0.240.196/?p=9140
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=13004
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26977
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5216621,00.html

گزارش رفقای آنتی فا تهران همراه با عکس :
http://de.indymedia.org/2010/02/272354.shtml
http://de.indymedia.org/2010/02/272376.shtmlگزارش دیگر رفقای آلمانی :http://www.fr-online.de/_em_cms/_globals/print.php?em_ssc=MSwwLDEsMCwxLDAsMSww&em_cnt=2267329&em_loc=1706&em_ref=/frankfurt_und_hessen/nachrichten/frankfurt/&em_ivw=fr_frankfurt
http://www.fnp.de/fnp/region/lokales/rmn01.c.7238358.de.htmhttp://www.echo-online.de/nachrichten/hessenundrhein-main/art175,620136

من نه فارسم نه ترک و نه آلمانی ، نه مسیحیم و نه مسلمان یا بی دین ، نه نژاد پستم و نه برتر ، من فقط یک انسانم

جنبش مبارزاتی مردمی ، علاوه بر پیش بردن تا کنونی مبارزات روزمره به اشکال مختلف ، خبر رسانی و تحلیل و بررسی اخبار سیاسی روز ، بایستی تلاش کند از این به بعد با ارائه راه حل و طرح کلی و عمومی مواردی که منافع برابر هر شهروند و ساکن کنونی ایران را (فارغ از جنسیت ، ملیت ، نژاد ، مذهب ، رنگ پوست ، زبان ، بومی یا مهاجر بودن ، مدت سکونت در ایران ، گرایش سیاسی ، ) به طرح خواست آن مطالبات جمعی و مشترکی بپردازد که در قدم اول ، منافع عام و برابر جمعی را تا حد زیادی تامین میکند . به این منظور برای آنکه منافع یکی بر دیگری ترجیح داده نشود آن است که ۱- هیچ مذهبی به عنوان مذهب رسمی به رسمیت شناخته نشود و تا اینکه حق مذاهب دیگر یا بی مذهبان پایمال نشود و مذهب یک امر خصوصی باشد . ۲- هیچ زبانی از زبان های موجود در ایران به عنوان زبان رسمی شناخته نشود و به جای آن ، زبان بین‌المللی ، زبان رسمی شود ( و اصلآ مهم نیست کدام زبان است ، مهم آن است که به چه زبانی تعداد بیشتری در سطح جهان آشنایی دارند و صحبت میکنند ، هر چند که تکنولوژی تا حدی دارد این مشکل زبان های مختلف را حل میکند ) چرا که زبان یک وسیله ارتباط جمعی است و با آن باید بتوانیم با دهکده جهانی هر چه بیشتر ارتباط برقرار کنیم . و علاوه بر آن هر کسی بتواند به زبان مادری خود بنویسد و صحبت کند . به این طریق هیچ زبانی در ایران بر زبان های دیگر الویت نخواهد داشت . ۳- برای حل مسائل ملیت ها در ایران و جهان و برای جلوگیری از خون و خون ریزی بر سر مرز ملی ، و جلوگیری از کشته شدن انسان ها در مرز ها به اشکال مختلف ، بهترین راه طرح شعار و خواست برداشتن مرز ها در عرصه جهانی است ، امری که اگر ۱۰ سال پیش میگفتیم ، آن را غیر عملی و تخیلی میگفتند و امروز اتحادیه اروپای بدون مرز ، ثابت کرده است که این کار از همین امروز شدنی است که با برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت میتوان به جهانی بدون مرز رسید . بنابرین نه ایجاد مرز های جدید در چارچوب ایران منطقی است و نه حفظ مرز موجود ۴- هرگونه تبعیض جنسیتی در قوانین ، جامعه و آداب و سنن و... باید از بین برود و هیچ انسانی خود را مالک انسان دیگر نداند و به جایش تصمیم نگیرد ، پس بنابر این تدوین قوانین در مورد زنان ، نه توسط مردان یا نمایندگانی زن به ظاهر از طرف زنان ، بلکه باید توسط همه زنان صورت بگیرد و قوانینی باشد که منافع آنان را تضمین کند ، که این کار در مدل نوینی از ساختار سیاسی شدنی است که در آن حکومت، دولت و حزب وجود ندارد و هر بخشی از جامعه مستقلا در واحد های خود گردان محلات ، ادارات ، کارخانه ها و شورا های مختلف محلات ( منظور شورا های موجود چند نفره کنونی نیست ، بلکه منظور شوراهایی است که در هر منطقه شکل میگیرد و همه مردم محل در آن شرکت میکنند و نه نمایندگان آنان ) و مشارکت در اشکال متفاوت تشکیلات داوطلبانه اجتمایی ، قوانینی را خود تدوین میکنند که در جهت آرامش و آسایش خود و عموم مردم باشد .

حمله سیاسی به بالاترین به دلیل ناتوانی آن افراد درعدم تحلیل درست شرایط و عدم انطباق اوضاع سیاسی با خواست و آرزوی آنها است

همانطور که میدانید در یک مقاله مغالطه آمیز فردی به اسم امید سبزینه در جرس به عنوان نقدی بر بالاترین سعی کرده بود نه با مقاله نقد گونه بلکه با مغالطه اهداف خاص سیاسی را به پیش ببرد که اهداف کسانی را تامین کند که خواهان حفظ یا اصلاح شرایط موجود هستند و به حکومت اسلامی اعتقاد دارند ، حال یا تفصیر فاشیستی از آن دارند یا به حکومت معتدل اسلامی اعتقاد دارند. در این ۸ ماه ، رژیم اسلامی به دلیل آنکه تحلیل درستی از شرایط و اوضاع سیاسی جامعه نداشت و ندارد ، نتوانست اتخاذ سیاست درستی بکند که بر بحران غلبه پیدا کند چرا که نمیخواهد واقعیات را بپذیرد که تاریخ مصرف جمهوری اسلامی مدت هاست به پایان رسیده است و روند تاریخی انقضا حکومت استبدادی به لحاظ زمانی سر رسیده است و جلوی حرکت تاریخ را نمیتوان گرفت . کدام یک از دیکتاتور ها در طول تاریخ همچنان مایل به حکومت نبوده اند ؟ اما روند تاریخ بر خلاف میل آنان به پیش رفت و خواهد رفت .همانطور که میدانید در بالاترین همه گونه گرایش سیاسی ، کم یا زیاد وجود دارد . چیزی که خیلی جالب است آن است که بالاترین چند ماه هست که عضو جدید ندارد ، یعنی همین آدم ها که در بالاترین هستند ، ۶ ماه پیش به آنها حمله نمیشد ولی چرا یک دفعه یک نفر در جرس و یک نفر در خود نویس در نزدیکی ۲۲ بهمن به قول خودشان به نقد بالاترین مینشینند ؟ چه چیزی تغییر کرده است ؟ در واقع این جامعه است که دارد بین اصلاح و انقلاب انتخاب خودش را میکند . سیاست اصلاح نتوانسته است جلوی سرکوب خونین و اعدام های بی رویه را بگیرد و این ناتوانی اصلاح طلبان تقصیر بالاترین و جامعه نیست بلکه رژیم سرکوبگر مقصر است .هر چند که ، جرس یک مقاله درج میکند از جمال ايرانی با عنوان در خدمت بالاترین که تا حدی از دوری خود با وبلاگ نویسان و اعضای فعال در بالاترین بکاهد و کمی آب رفته را به جوی بازگرداند .در خودنویس نیز سپس مطلبی می‌ آید با امضای منوچهر رضائی که لطفا خودنویس را تبدیل به بالاترین نکنید . در واقع این نوشته ایشان با نگاه و بر اساس تئوری توطئه نوشته شده است . ایشان مینویسند : (سایت پر طرفدار بالاترین روشی را برگزیده که شاید در نگاه اول می‌تواند روش خوبی باشد‌. اما در واقعیت دارد تبدیل به یک معظل برای جنبش سبز می‌شود )سایت بالاترین نمادی از آن چیزی است که در جامعه میگذرد ، چرا که به لحاظ سیاسی یک دست نیست و تازه تا قبل از عاشورا تفکر اصلاح دست بالا را داشت و هنوز هم تیتر موضوعات داغ عمدتا نیز در همین راستا است . اما به هر حال بخشی از اصلاح طلبان میخواهند مانع از فروپاشی حکومت اسلامی شوند ، اما خواست فروپاشی یا عدم فروپاشی دست ما و آنها نیست و یک روند تاریخی است و تصمیمی است که توسط مردم گرفته میشود . ظاهرا بخشی از اصلاح طلبان میخواهند با کشتی سوراخ شده جمهوری اسلامی به اعماق دریای تاریخ روند و همراه با آن غرق شوند.بعد از روز عاشورا عباس عبدی اصلاح طلب یک دفعه قلمش چرخش میکند و احساس خطر میکند . خاتمی نیز میگوید :( ما از نظام، انقلاب و دستاوردهای خون شهدا دفاع می كنیم و در برابر انحراف مقاوت می کنیم و از جمهوریت و اسلامیت نظام که هر دو در معرض خطر است دفاع می کنیم.....اسلام همیشه بر سیاست و حكومت تأکید کرده است. ولی دست کم در غیبت معصوم و حتی در زمان معصوم بر استقرار حکومت اسلامی تأکید کرده است. استقرار حکومت امری بشری است هر چند به نظر ما اسلام برای حکومت معیارهایی را مشخص کرده است که اگر اراده و رضایت مردم به آن تعلق گرفت و مستقر شد حکومت حکومت مرضی رضای شارع نیز هست.)به گزارش خبرنگار آینده، مهدی كروبی در مصاحبه با روزنامه فایننشیال تایمز می‌گوید:«نیروهای دو جناح جمهوری اسلامی كه دغدغه نظام اسلامی را دارند، به محض اینكه متوجه شوند، خدایی نكرده، انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی در خطر است، با هم متحد خواهند شد.»سارا زرتشت در مقاله خطرهایی که جنبش سبز را تهدید می‌کنند (۷) در سایت جرس مینویسد : اکنون‌، خطر "انقلاب" بر جنبش سبز سایه افکنده است و او را تهدید می‌کند‌.http://www.rahesabz.net/story/8936/http://www.rahesabz.net/story/8862/http://www.ayandenews.com/news/18017/
http://www.khatami.ir/fa/news/947http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100125_u03-moderates-compromise.shtml

به قول یک مقام امنیتی و نظامی ، جمهوری اسلامی در این ۳۱ سال کاملا بی تقصیر است !

تو روز عاشورا ، خودشون را از روی پل پرت میکنند پایین ، بعدش میگویند ، کار نیرو های سرکوب گر رژیم بوده است . خودشان ماشین نیرو های انتظامی را سوار میشوند و از روی هم رد میشوند ، تازه سوار موتور نیرو های انتظامی میشوند و وحشیانه به مردم حمله میکنند که بگویند کار رژیم بوده است . خودشون با اسلحه به هم دیگر تیر اندازی میکنند که بگویند رژیم بوده است ، تازه با بمب از راه دور هم دیگر را ترور میکنند که بگویند کار جمهوری اسلامی است ، اصلآ جمهوری اسلامی بمب اش کجا بود ؟ آخه یکی نیست بگوید اصلآ اسلحه رژیم کجا بود ؟ اصلآ رژیم به اسلحه نیاز دارد ؟ اصلا رژیم که به تظاهرات اجازه صد در صد میدهد احتیاج به سرکوب دارد ؟ در رژیمی که انتخابات صد در صد آزاد هست و آزاد ترین کشور دنیا هست و تنها جایی است که نه تو اون تقلب میشه و نه نیاز به تقلب داره ، آنوقت نیاز به سرکوب مردم دارد ؟ جمهوری اسلامی تنها کشوری است که نه فیلتر میکند اینترنت را و نه اصلآ زندانی سیاسی دارد ،آنوقت آیا نیاز به سرکوب دارد ؟ از آن طرف به لنبنانی ها پول و اسلحه میدهند که به مردم تیر اندازی کنند که بگویند کار رژیم بوده است ، اصلآ ما حتا یک لبنانی هم نمیشناسیم ، این هم دلایل محکم که سرکوب و کشتار کار جمهوری اسلامی نبوده است و عوامل استکبار این جنایات را آفریدند که جمهوری اسلامی را بد نام کنند . این کسانی را هم که تو این ۳۱ سال اعدام کردیم ، کار ما نبوده و کار عوامل نفوذی سیا بوده است . آن آخوند هایی هم که مردم را محارب خواندند ، آخوند آمریکایی بودند و هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ندارد و تریبون های نماز جمعه هم دزدی بوده است . ندا خودشو با گلوله میزند بعد میگویند نیرو های سرکوب گر رژیم کشتنش تو خیابان ، آخه رژیم نیروی سرکوبش کجا بود ؟ شما یک نمونه بیارین که توی این ۳۱ سال رژیم کسی را کشته باشد ، تو این ۳۱ سال سبز ها در کشتن مردم نقش داشتن و بسیج ، حزب الله ، سپاه و سازمان امنیت بیگناه هستند بخدا ، اونها اصلآ وظیفه شون کشتن نیست و حتا به یک مورچه نیز آسیب نرساندن ، تازه این مملکت را خود آقا امام زمان مدیریت میکند ، هر سوالی دارید میتوانید بروید از خودش بکنین .کی بود کی بود ، من نبودم
به نقل از خبر گزاری طنز پرس شاهین شهر

20 شعار پیشنهادی برای نوشتن روی دیوار ها ، اسکناس ها و ۲۲ بهمن

۱ - قوانین ضد زن ملغا باید گردد، قوانین انسانی اجرا باید گردد۲ - آنکه ترور میکند ، رهبر حمایت میکند۳ - نه شاه میخواهیم ، نه رهبری ، نه دیکتاتور نه احمدی۴- ای رهبر ستمگر ، بشنو ندای ملت ، تا وقت داری فرار کن۵ - دیکتاتور ، بخواهی نخواهی باید بری ، امروز و فردا نداره۶ - زندانی آزاد باید گردد ، اعدام ملغا باید گردد۷ - اقتصاد ویران نمیخواهیم ، فقر و حلبی آباد نمیخواهیم۸ - وجود فقر در جامعه ، دزدی پول نفت و گازه۹ - آب و برق مجانی ، بهداشت و مسکن همگانی ، حق هر انسانی۱۰ - به کی بگیم ، نه شاه میخواهیم نه آقا ، نه رهبر کودتا۱۱ - دیکتاتور، مرگ به نیرنگ تو ، خون جوانان ما ، میچکد از چنگ تو۱۲ - دیکتاتور، بشنو صدای ملت ، مرگ بر دیکتاتور۱۳ - دیکتاتور بیچاره ، ۲۲ بهمن یادت باشه ، فرار شاه یادت نره۱۴ - دیکتاتور بیچاره ، ۲۲ بهمن ، موقع در رفتنه۱۵ - دین از حکومت جدا ، این است شعار ملت۱۶ - نه شاه میخواهیم نه رهبر ، برابری ، آزادی ، جامعه انسانی۱۷ - دیکتاتور محارب ، تو گفتی ما ترسیدیم ، به جنگ تا بجنگیم۱۸ - این آخرین پیام است ، وای اگر دیکتاتور ، خون ما باز بریزد۱۹ - درود بر مسلمان ، بهایی ، مسیحی ، مرگ بر دیکتاتور۲۰- برا در و خواهر اسیرم ، تا سقوط استبداد ، راحت ادامه دارد

مردم شاهین شهر نماینده قاتل سید محمود حسینی دولت‌آبادی را هرگز فراموش نخواهند کرد

سید محمود حسینی دولت‌آبادی , عضو فراکسیون قاتلین و رییس فراکسیون حزب الله در مجلس هشتم .
در مجلس هشتم یک فراکسیون قاتلین وجود دارد که اعضای آن 36 نفر است .سید محمود حسینی دولت‌آبادی از حوزه شاهین شهر، میمه و برخوار یکی از آنان هست .
همان طور که میدانید این فراکسیون 36 نفره، یک لایحه را بصورت طرح فوری به مجلس داد که بموجب آن باید کسانی را که درخیابان و درجریان اعتراضات دستگیر می شوند بلافاصله و درعرض 5 روز محارب اعلام و سپس اعدام کرد. این آخوند قاتل از دولت آباد اصفهان هرگز نماینده مردم شاهین شهر نبوده و نیست .
از جمله نظرات این آخوند عضو انجمن حجتیه این است که: ما اعتقاد داریم هر حکومتی که ادعا بکند می تواند جهان را پر از عدل بکند دروغ گفته و تنها در عصر ظهور حجت خداوند بر روی زمین است که این موضوع صورت می گیرد ولی این به آن معنا نمی باشد که اعتقاد داشته باشیم تحقق عدالت اجتماعی دست نیافتنی است، بلکه حرکت در راستای عدالت در عصر غیبت وظیفه همه شیعیان است و تلاش دولت نهم برای تحقق عدالت اجتماعی ستودنی است.
شهرستان شاهین شهر و میمه : وسعت 66/5409 کیلومتر مربع و با مرکزیت شاهین شهر در شمال شهرستان اصفهان واقع گردیده است. این شهرستان دارای 2 بخش ، 6 شهر و 4 دهستان می باشد.بخشهای این شهرستان شامل بخش مرکزی و بخش میمه می باشد . شهرهای این شهرستان شامل شهرهای شاهین شهر ، گز ، گرگاب ، میمه ، وزوان و لایبید می باشد.همچنین این شهرستان شامل دهستانهای برخوار غربی، مورچه خورت ، زرکان و ونداده می باشد

ای جلادان در قدرت , من نیز یک بهایی هستم , من مسئول حوادث روز عاشورا هستم

جنبش مردم در مورد سرنوشت هموطنان بهایی نیز سکوت نخواهد کرد . باند مافیایی ، مذهبی فاشیستی انجمن حجتیه خامنه ای , مصباح و ا . ن میخواهند در این شلوغی بازار سیاست بهایی کشی خود را به پیش ببرند . ما در مقابل کشتار انسان ها در ایران هم چنان سکوت نخواهیم کرد . جنبش مبارزاتی مردم در مقابل کشتار هیچ انسانی توسط شما جنایتکاران سکوت نخواهد کرد . فراموش نکنید این شما حکومتگران هستید که همچنان خشونت میکنید . ما از حق حیات هر انسانی فارغ از مذهب ، نژاد و جنسیتش دفاع میکنیم .

سیاست اصلاح طلبان در قبال کشتی سوراخ شده جمهوری اسلامی ومطالبات حداقلی یک محارب

در زمان انتخابات نهم ریاست جمهوری ، بعد از اولین تقلب گسترده به نفع ا . ن ، به اصلاح طلبان حکومتی ثابت شد که در حال پیاده کردن آنها از کشتی انقلاب هستند . در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز اصلاح طلبان میدانستند که باز تقلب خواهد شد و جایی در کشتی جمهوری اسلامی نخواهند داشت ولی اینبار تقلب میتوانست هزینه سنگین سیاسی برای رژیم به همراه داشته باشد که اینگونه نیز شد و با سرکوب گسترده مردم و اصلاح طلبان به آنها ثابت شد که که کشتی جمهوری اسلامی در حال غرق شدن است و برای ادامه سفر نیاز به یک کشتی جدید وجود دارد . در واقع اصلاح طلبان نیز میدانند که دیگر جایی در جمهوری اسلامی ندارند ، بیانیه ۱۷ موسوی و طرح آبکی راه حل های پنجگانه برای خروج از بحران ، در واقع توپ را به زمین حریف انداخته است ، چرا که اولا چنگ و دندان نشان دادن رژیم به مخالفین و معترضین ، روشن میکند که رژیم قصد عقب نشینی ندارد و این را موسوی نیز خوب میداند ، از طرفی دیگر آیا حتا تحقق احتمالی این ۵ بند به بحران کنونی رژیم خاتمه خواهد داد؟ آیا پذیرش احتمالی این ۵ بند توسط رژیم و موسوی به معنای این است که کل جنبش خواهد پذیرفت ؟ رژیم تلاش میکند که اصلاح طلبان را به کل از حاکمیت خارج کند و دیگر آنها را شریک خود نکند . از طرفی دیگر اصلاح طلبان دارند نقش اپوزسیون را بازی میکنند و بیشتر از آنکه دیگر امیدی به این کشتی در حال غرق داشته باشند ، خود را برای ۲ گزینه احتمالی دیگر در آینده آماده کرده اند ۱- آلترناتیو مستقیم حکومتی به جای رژیم کنونی یا ۲- شریک شدن با نیرو های مشابه در حکومت آتی به جای حکومت کنونی . از آن طرف عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، اکبر گنجی، محسن کدیور و عطاء الله مهاجرانی بیانیه ی ده ماده ای مشترکی منتشر کردند
آنان نیز میدانند که رژیم به این ده ماده تن در نخواهد داد ، آن چیزی که برای آنها مهم بود همانا ظاهر شدن در قامت یک آلترناتیو اسلامی به جای جمهوری اسلامی بود و اینکه گفتمان مذهبی خود را بر گفتمان های غیر مذهبی در جنبش تحمیل کنند و آن را برجسته تر کنند و خود را تبدیل به چهره های رهبری جنبش کنند آن هم از نوع معتدل اسلامی به جای فاشیسم اسلامی در قدرت .
اما من به عنوان یک محارب ، گوساله . عامل خارجی ، بزغاله ، خس و خاشاک و مرتد ، متعلق به جنبش اعتراضی مردم ، خواست حد اقل من یک ماده بیشتر ندارد و آن هم سرنگونی جمهوری اسلامی است که به هیچ شکل دیگر حکومت اسلامی نیز تن در نخواهم داد
مجید جعفری هرستانی

ثبت در تاریخ : طرح تهیه لیست نیرو های سرکوب , سری اول

بیاید یه لیست از افرادی که از جنایت حمایت کردن ایجاد کنیم:۞ رسانه ها● صدا و سیمای جمهمری اسلامی♦ کلیه بخشهای خبری خصوصا 20:30♦ گفتگوی ویژه خبری♦ شبکه خبر● شبکه خبری العالم● شبکه خبری پرس تی وی● خبرگزاری ایرنا● خبرگزاری ایسنا● روزنامه ایران● روزنامه کیهان● روزنامه جوان● روزنامه یالثارات● روزنامه رسالت● روزنامه جام جم● روزنامه صبح صادق● سایت خبری فارس نیوز● سایت خبری رجا نیوز● سایت خبری جهان نیوز● سایت خبری برنا نیوز۞ شخصیتهای نظامی● سردار سیدحسن فیروزآبادی(رییس ستاد کل نیروهای مسلح)● سردار سید محمد حجازی(جانشین رییس ستاد کل نیروهای مسلح)● سردار اسماعیل احمدی مقدم(فرمانده نیروی انتظامی)● سردار احمدرضا رادان(معاونت فرماندهی نیروی انتظامی)● سردار مسعود صدرالاسلام(طه طاهری)● سردار سیدحسن طائب(فرمانده نیروی مقاومت بسیج)● سردار محمدعلی جعفری(فرمانده سپاه پاسداران)● سردار یدالله جوانی(رییس اداره سیاسی سپاه)● حجت الاسلام علی سعیدی(نماینده ولی فقیه در سپاه)● حجت الاسلام ذالنور(جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه)۞ شخصیتهای دولتی● محمود احمدی نژاد● مجتبی ثمره هاشمی● غلامحسین الهام● غلامحسین محسنی اژه ای● محمدحسین صفار هرندی● محمد علی آبادی● صادق محصولی● سردار رویانیان● دکتر منوچهر متکی۞ قوه قضاییه● آیت الله محمود شاهرودی(رییس سابق)● آیت الله صادق لاریجانی● حجت الاسلام ابراهیم رییسی(معاون اول قوه قضاییه)● سعید مرتضوی(دادستان سابق تهران)● عباس جعفری دولت آبادی(دادستان تهران)● عبدالرضا محبتي(معاون دادستان تهران)● حجت الاسلام قربانعلی دری نجف نجف آبادی(دادستان سابق کل کشور) ● محمدجواد لاریجانی● حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی۞ مجلس شورای اسلامی● الیاس نادران● بیژن سروری● فرهاد تجری● اسماعیل کوثری● بيژن نوباوه● کاظم جلالی● حجت الاسلام روح الله حسینیان● مهدی کوچک زاده● حجت الاسلام حمید رسایی● سعید ابوطالب● محمدكريم عابدي(نماینده طبس)● جواد کریمی قدوسی(نماینده مشهد)● عفت شریعتی(نماینده مشهد)● حجت الاسلام محمدتقی رهبر(نماینده اصفهان)● علی اصغر زارعی(نماینده اهواز)● علیرضا زاکانی● حسین فدایی● فاطمه رهبر● اسدالله بادامچیان● غلامعلی حداد عادل● سید سلمان ذاکر(نماینده ارومیه)● محمدابراهیم نکونام(نماینده گلپایگان)● محسن کوهکن(نماینده لنجان)● جواد آرین منش● محمود احمدی بیغش● علي بزرگواري● علاء الدین بروجردی● ستار هدایتخواه(نماینده یاسوج)۞ روحانیون● آیت الله محمدتقی مصباح یزدی● آیت الله محمد یزدی● آیت الله احمد جنتی● آیت الله خزعلی● آیت الله محمد مومن● آیت الله صادق لاریجانی● آیت الله سید احمد علم الهدی● حجت الاسلام احمد خاتمی● حجت الاسلام قاسم روانبخش● حجت الاسلام محمد سعیدی● حجت الاسلام محمد محمدی گلپایگانی● حجت الاسلام احمد سالك● حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی۞ متفرقه● محمد نبی حبیبی● حسین الله کرم● عزت الله ضرغامی● فاطمه رجبی(همسر الهام)● مهدی چمران● حجت الاسلام علی فلاحیان● حسین شریعتمداری● حميد رضا مقدم فر(مدیرعامل فارس)● مرتضی حیدری● کامران نجف زاده● احمد نجفی● فرج الله سلحشور● جواد شمقدری● مسعود ده نمکی● جمال شورجه● دکتر علی اکبر ولایتی● عباسعلی کدخداییادامه دارد ...لیست سری دوم در حال تکمیل با کمک خوانندگان وبلاگ :نماینده بناب ضیاالله اعزازی ● نماینده تبریز میر تاجالدینی http://balatarin.com/permlink/2010/1/5/1903562

چرا آنارشیست ها طرفداران واقعی آزادی، دموکراسی و برابری هستند ?

آنارشیست ها تنها جریان فکری هستند که نمی گویند قدرت سیاسی را دو دستی به ما تقدیم کنید و ما برای شما آزادی ، دموکراسی و برابری خواهیم آورد بلکه تاکید می کنند آینده و سرنوشت خود را به طور مطلق به هیچ انسانی نسپارید و خودتان در واحد ها و شورا ها ی خود گردان محلی ، ادارات ، کارخانه جات , سرنوشت سیاسی ، اقتصادی ، اجتمایی و فرهنگی خود را به دست بگیرید و از اشکال متفاوت تشکیلات داوطلبانه اجتمایی به جای دولت ، با مشارکت جمعی یکا یک افراد بشری در حق تعیین سرنوشت خود و ساخت جمعی جامعه بشری بپردازید و برای آن طرح و برنامه مشخص بریزید و تلاش کنید که افراد جامعه بشری به خود باوری برسند و سرنوشت و زندگی خود را در اختیار هیچ حزب ، دولت ، حکومت و فردی نگذاریم . در واقع انتخاب یا رضایت به تسلط مطلق افرادی خاص برای حکومت کردن آن هم بر سرنوشت کل جامعه بشری درست مثل آن است که چک سفید امضا به دست آنان داده باشیم . خود جمعيت حدود شش ميليارد و هفتصد هزار نفری انسان بر روي کره زمين که تا سال 2012 به 7 ميليارد نفر مي رسد که به پیش بینی کارشناسان تا سال 2050 میزان جمعیت کره زمین به بیش از 9 میلیارد نفر خواهد رسید خود میتوانند بهتر و توانا تر از این کسانی که در قدرت سیاسی هستند بر خود حکومت کنند و خودشان قوانینی را تدوین کنند در جهت بهتر و انسانی تر زندگی کردن در جامعه بشری . آنارشیست ها به اینکه باید قدرت سیاسی را دو دستی به فردی به اسم شاه ، رهبر حزبی یا مذهبی ، رییس جمهور ، لیدر و... تقدیم کرد اعتقادی ندارند ، آنها با هر گونه الیت پروری در جامعه مخالفند و انسانی را برتر از انسان دیگری نمیدانند و هیچ انسانی نباید خود را سر ور انسانی دیگر بداند و از شرایط ویژه ای برخوردار باشند و بر جان و مال مردم حکومت بکنند و هر آنچه که خواستند بر علیه مردم قانون تصویب کنند .

در مقابل طرح اعدام و محارب خواندن مردم تظاهر کننده توسط قاتلان حکومتی چه باید کرد ؟

1- تهیه لیست کسانی که علنا از طرح محارب خواندن و اعدام مردم دفاع کردن ،از مجلس ( احمد بیغش-غضنفرآبادی-روح‌الله حسینیان-اخوان بیطرف-ثروتی-ونایی-بشیری-آلیا-بهمن محمدی-افشاری-سلیمی-رضارحمانی-لطفی-علیزاده-حسین فدایی-حیاتی- حمید رسایی- کوهکن-کوثری-محمد محمدی-ابطحی- هدایت‌خواه- کامران- طاهری- نادران- زارعی- نوروزی- حسنی نائینی- گروسی- سودانی-آقازاده-حسینی دولت‌آبادی-قاضی زاده-بزرگواری-امیری کهنوج-فرهنگی) ،آیت الله علم الهدی؛ عضو مجلس خبرگان رهبری،آیت الله احمد جنتی؛ دبیر شورای نگهبان ،آیت الله سید یوسیف طباطبایی نژاد (در نماز جمعه اصفهان)،آیت الله شیخ اسدالله ایمانی؛ عضو مجلس خبرگان رهبری (در نماز جمعه شیراز)،آیت الله حائری شیرازی ( شیرازی ، به اعدام بدون محاکمه 30 نفر از مخالفین نظام پس از دستگیری اعتراف نمود و گفت این 30 نفر را عصر بازداشت کردند و بدستور دادستان انقلاب، همان شب همگی اعدام شدند )،اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده پلیس ،غلامحسین محسنى‌اژه‌اى، دادستان کل کشور ،مصطفی محمد نجار، وزیر کشور،علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی،عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران،آیت الله مصباح یزدیسردار احمدرضا رادان(معاونت فرماندهی نیروی انتظامی)....... ۲ - دادن لیست اسامی به مطبوعات جهانی و درخواست از مجامع دفاع از حقوق بشر و انسانهای آزاده جهان که تلاش کنند این جنایتکاران را به کشور های دیگر ممنوع الورود کنند و اجازه سفر به آنها ندهند .۳- تشکیل پرونده حقوقی در دادگاه های بین المللی ، که پرونده آن تشکیل و باز شود که در صورت سرنگونی رژیم بتوان در سطح جهانی آنها را مورد تعقیب قضائی قرار داد .۴- بر گزاری تظاهرات های بی وقفه در خارج از کشور به منظور افشا گری و اعتراضمجید جعفری هرستانی

چند سؤال پیرامون اینکه آیا جنبش سبز رهبر معنوی دارد یا داشت ؟

آیا کل جنبش سبز رهبر معنوی داشت ؟ آیا همه جنبش سبز یک رهبر مادی مشخص و یک رهبر معنوی مشخص دارد؟ آیا جنبش سبز یک جنبش وسیع و گسترده است یا یک جنبش صرفآ مذهبی است ؟ آیا جنبش سبز میخواهد یک حکومت مذهبی را جایگزین حکومت مذهبی کنونی کند ؟ آیا جنبش سبز ضد اتوریتر و تمرکز است یا میخواهد یک انسان دیگر را بر خود فرمانروا کند ؟ آیا کل رهبری جنبش سبز در دست فردی خاص است ؟ آیا جنبش نیاز به رهبر دارد یا اینکه هدایت آن جنبشی است ؟ آیا جنبش سبز صرفآ نماد مخالفت با رژیم کودتا است و هر فردی را در بر می گیرد و جبهه گونه است یا در انحصار تفکر خاصی است ؟ آیا تعریف مطلقی برای جنبش سبز وجود دارد ؟ آیا این جنبش سبز مذهبی است و یا اینکه مذهبیون نیز در آن هستند ؟ آیا طرح اینکه جنبش سبز رهبر معنوی دارد یا داشت ایجاد تفرقه نخواهد کرد ؟ آیا طرح رهبر معنوی برای یک جنبشی که مذهبیون فقط بخشی از آن هستند و نه همه آن چه دلیلی دارد ؟ آیا اگر نظر شخصی خودمان را به جای یک جنبش میلیونی قرار دهیم و ایجاد تفرقه کنیم درست است ؟ آیا بهتر نیست هر کسی فقط نظر خودش را بگوید و آن را به کل جنبش تعمیم ندهد ؟ آیا بهتر نیست دوستان مذهبی بنویسند که رهبر معنوی من و ننویسند رهبر معنوی جنبش ؟ آیا کسی سخنگوی جنبش است که به جای جنبش صحبت میکند ؟

حضور مزدوران لبنانی در سرکوب مردم ، مسئله ای است كه نباید به راحتی از کنار آن گذشت

سؤال اینجاست ، رژیمی كه سیاستش تشکیل بسیج ۲۰ میلیونی بود و تمام ثروت ملی را صرف هزینه های نظامی و امنیتی کرد ، آیا کفگیرش به ته دیگ خورده است كه از مزدوران لبنانی شناخته شده مانند تیم امنیتی حسین منیف اشمر از عضای احتمالی سازمان امنیت موازی در سرکوب علنی مردم بی دفاع استفاده میکند ؟ براستی چه تعداد از این مزدوران خارجی در خدمت رژیم اسلامی هستند؟ آیا افرادی مانند حسین منیف اشمر می توانند سرنخ تیمهای تروریستی باشند كه رژیم تهدید میکند چنانچه به رژیم حمله نظامی صورت گیرد منطقه به آتش کشیده خواهد شد ؟ آیا حزب الله لبنان آنها را برای دوره های امنیتی به آنجا فرستاده است ؟ آیا اینها نیز عضو سپاه برون مرزی قدس هستند ؟ با گذاشتن خبر ها کنار هم متوجه میشویم كه چرا یکی از فرماندهان سپاه , سردارعوض شهابی فر فرمانده سپاه فتح استان کهگیلویه و بویراحمد می گوید : کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری به احمدی نژاد رای ندادند رایشان رای به یهودیت بود. در واقع اینگونه جملات برای متقاعد کردن اعضای لبنانی است كه مخالفین را سرکوب کنند و یا شاید فراتر از آن ، كه تحولات و اخبار آینده واقعیات را نشان خواهد داد. پس براستی چه تعداد مزدوران لبنانی در خدمت شبکه امنیتی رژیم هستند ؟ آیا کسانی كه در بین نیرو های امنیتی در سرکوب مردم صورت خود را میپوشانند نیز لبنانی هستند یا از دیگر کشور ها ؟نقش این نیرو ها در تجاوزات به دختران و پسران جوان ما تا کجا بوده است؟ نقش این نیرو ها در شکنجه و کشتار در زندان ها و کهریزک چه بوده است ؟ آیا رژیم ترس از شناسایی آنها توسط مردم ایران را دارد یا ترسش شناسایی مزدوران خارجی در سطح جهانی است؟براستی برای اینکه رژیم از مزدوران خارجی استفاده نکند و هزینه سیاسی ان را برای رژیم بالا ببریم چه باید کرد ؟ البته رژیم در آینده برای سرکوب بخشی دیگر از نیرو های رقیب که با خودش امروزه همکاری میکنند نیز نیاز دارد و چه بسا چند قتل مشکوک عوامل رژیم در یکی ۲ ماه گذشته توسط همین نیرو ها صورت گرفته باشد. حتا قتل های عوامل رژیم در چند سال گذشته نیز شاید توسط اینگونه نیرو ها بوده باشد .مجید جعفری هرستانیhttp://www.iranpressnews.net/source/069643.htmhttp://anger-flame.blogspot.com/2009/12/6.htmlhttp://i45.tinypic.com/331lk61.jpghttp://www.rahesabz.net/story/5155/http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=10770http://sharifnews.ir/?22399

جنایات خمینی را فراموش نمی‌کنیم , چرا که تاریخ ثبت کرده است

باری دیگر خود رژیم لجن را هم زد ، از قدیم گفتن لجن را هم نزنید که بوی تعفن آن همه جا را بر می‌دارد . به بهانه تقدس عکس خمینی مرتجع و جنایتکار ، رژیم خون و جنایت اسلامی می‌خواهد اعتراضات ۱۰ روزه پیش رو را به محاق فراموشی بسپارد و به قول معروف توپ را در زمین مردم بیندازد . در اینجا باری دیگر نگاهی‌ به شعر امام آمد میندازیم ، به اضافه یک بیت جدید , چرا که نگاهی‌ تاریخی‌ به نقش خمینی و حکومت به جا مانده از او داردامام آمد ، امام با طناب دار آمدامام انگلیس و آمریکا ، امام در نمک خوابیده ، امام با نازو بی احساس آمدامام روسری و توسری ، امام سرکوبگر آزادی ، امام با اسلام در خطر آمدامام فقر و فحشا ، امام رجم و صلب ، امام با اسلام ناب محمدی آمدامام هم شرقی و هم غربی ، امام دشمن آزادی ، امام با استقلال و آزادی آمدامام احکام و رساله ، امام عمه و زلزله ، امام سید سیدان آمدامام جنگ و ویرانی ، امام جنگ تا پیروزی ، امام جام زهر آمدامام حکم و جهاد ، امام راه قدس به کربلا ، امام با کلید بهشت آمدامام سنگسار و بربریت ، امام رهبر آدمکشان ، امام شکنجه و قتل آمدامام واپسگرا و مرتجع ، امام با صیغه و چند همسری ، امام با اسید و چاقو آمدامام خون و جنون ، امام سرمایه و مذهب ، امام اسلام طالبانی آمدامام زور و تزویر ، امام سیزدهم مسلمین ، امام با اسلام راستین آمدامام حروم و حلال ، امام مقدس با صلوات، امام خلایق هر چی لایق آمدامام صلوات و الله اکبر ، امام آفتابه در گردن ، امام با مهدی در چاه آمدامام ریا کار و شارلاتان ، امام با تجاوز به دختران ، امام با صدور دختران آمدامام دروغگو و تروریست ، امام جنگ 8 ساله ، امام گورستان ها آمدامام ویرانگر و انسان ستیز ، امام دشمن دیگر ادیان ، امام ستمگر آمدامام حوزه و بازار ، امام انجمن حجتیه ، امام هیئت موتلفه آمدامام شلاق و تعزیر ، امام با امر معروف و نهی منکر، امام جهان اسلام آمدامام لاکن و اینطور ، امام دشمن مهاجرین افغان ، امام در ماه آمدامام نادانی و جاهلیت ، امام با بانک اسلامی ، امام ناجی مافیا آمدامام با حوزه و دانشگاه ، امام دشمن علم و معرفت ، امام با اقتصاد مال خر آمدامام مرد سالار و ستمگر ، امام بسیجیان و پاسداران ، امام با قوانین اسلامی آمدامام کاخ و کوخ نشینان ، امام حلبی آباد و کپرنشینان ، امام شمش طلا آمدامام دختران و کودکان خیابانی ، امام کارتون خوابان و بی پناهان ، امام با صدور انقلاب آمدامام پیروان و رهروان ، امام هاله نور و چاه جمکران ، امام امام زاده ها آمدامام هکرها و سانسور چیان ، امام یاغیان و مزدوران ، امام بی ترمزان و بی مغزان آمدامام مسدودگران و فیلترینگ ، امام دشمن قلم و آگاهی ، امام با طناب دار آمدامام دشمن وبلاگ و بالاترین، امام دشمن سایت های اینترنتی ، امام با هکرهای مزدور آمدامام قاتل کردستان و ترکمن صحرا ، امام قاتل ندا و سهراب ، امام خون و جنایت آمددر اینجا منظور از امام ، عملکرد و اندیشه خمینی به اضافه عملکرد رهروان و ادامه دهندگان راه و تفکر و حاکمیت به جا مانده از اوست.
مجید جعفری هرستانی

وبلاگ نویسان دست در دست هم دهیم بر علیه موج اعدام در ایران

همکاران وبلاگ نویس و سایت‌های اینترنتی به کمپین وبلاگ نویسان ضد موج اعدام بپیوندیم، این کمپین متعلق به ماست.همانطور که می‌دانید جمهوری اسلامی از همه ابزار سرکوب برای ارعاب جامعه استفاده می‌کند.ادامه مبارزه ، ایستادگی ، مقاومت،افشا گری و دفاع از جان زندانیان سیاسی است که فاجعه کشتار زندانیان سیاسی تکرار نخواهد شد و باید جلوی اعدام هر انسانی‌ را ،چه سیاسی یا غیر سیاسی سد کنیم.کمپین‌های وبلاگ نویسان در یک سال گذشته،مخصوصا کمپین آزادی دانشجویان پلی تکنیک که بسیار گسترده شد و باعث مشارکت و استقبال وبلاگ نویسان و سایت‌ها قرار گرفت.امیدوارم اینبار صد‌ها وبلاگ نویس و سایت با امضا فراخوان وبلاگ نویسان و حمایت و پیوستن به آن در راه انداختن یک موج جهانی‌ بر ضد اعدام در ایران موثر واقع شوند.از همه همکاران وبلاگ نویس تقاضا می‌کنم با پیوستن به کمپین خودشان و نوشتن مطلبی در این مورد و خبر رسانی جنبش مردمی را تقویت کنیم.حکم اعدام پنج متهم به حوادث پس از انتخابات را ملغی کنیدفراخوان وبلاگ نویسان برای متوقف کردن حکم اعدام برای پنج متهم به حوادث پس از انتخابات http://nabeedam.blogspot.com/2009/11/blog-post.htmlمجید جعفری هرستانی

جهانی‌ بدون دولت ، زندان ، مرز ، فقر، نابرابری ، استبداد و...(بازی وبلاگی چه می خواهیم)

وبلاگ ارتا هرمس , همگان را به یک بازی وبلاگی به نام چه میخواهیم دعوت کرده است . اتفاقا در این شرایط حساس و سرنوشت ساز در تاریخ ایران است که پاسخ به چنین سئوالی وظیفه یکایک انسان‌هایی‌ است که به دنبال تغییرات اساسی‌ و انسانی‌ در ایران و سطح جهان هستند. چرا که ساکنین ایران به دنبال هدفی‌ هستند که اگر بتوانند به این سوال پاسخ دهند آن موقع از مرحله نفی و سلب وارد مرحله ایجابی خواهند شد و یا حداقل دورنمای مطا لبات روشن باشد و مطا لبات را در بین مردم بتوانیم افزایش و عمق دهیم و چه بسا در روند پاسخ به چه می خواهند ، راهی‌ را یابند که بتواند افق جدیدی را روی بشر بگشاید و بتواند زندگی‌ خود و انسان‌های دیگر را مورد تاثیر در جهت تغییرات اساسی و انسانی‌ قرار دهد، همانگونه که اعتراض به تقلب درانتخابات توسط کاندیدا ها در ایران , در انتخابات افغانستان وگامرون نیز طرح گردید ولی‌ به دلیل یکسان نبودن شرایط سیاسی ، اجتمایی‌ و فرهنگی‌ و نبود استبداد ۳۰ ساله در آن کشور‌ها و ... اما باعث نشد متاسفانه در آن کشور‌ها مردم در خیابان‌ها حضور پیدا کنند و یا امروزه مدل نشستن در خیابان‌ها در ۱۳ آبان اقتباسی است از مبارزات مردم اکراین و...جهانی‌ را میخواهم که هیچ چیز و هیچ کس در آن مقدس نباشد , چه بسیار کسانی‌ که در طول تاریخ به جرم نادیده گرفتن مقدسات حاکم به آتش کشیده شدند یا خونشان مباح اعلام شده است . تعدادی از مقدسات مانند :ماه مقدس، سنگ مقدس ، نوشته مقدس ، زبان مقدس ، عکس مقدس ، چاه مقدس ، ساختمان مقدس ، معبد مقدس ، شب مقدس ، روز مقدس ، پرچم مقدس ، کتاب مقدس ، آدم مقدس ، گاو مقدس ، خانه مقدس ، خون مقدس ، خاک مقدس ، نژاد مقدس ، درخت مقدس ، بت مقدس ، کلام مقدس ، نوشته مقدس ، نشان مقدس ، خواب مقدس ، آب مقدس ، دریای مقدس ، کوه مقدس ، نور مقدس ، آتش مقدس ، جای پای مقدس ، پدر مقدس ، مرده مقدس ، مادر مقدس ، سرزمین مقدس ، باران مقدس ، لکه روی دیوار مقدس ، فرمان روای مقدس ، چوب مقدس ، شاه مقدس ، دست مقدس ، صلیب مقدس ، رهبر مقدس , شهر مقدس ، جنگ مقدس ، مکان‌های مقدس ، مسجد مقدس ، کلیسای مقدس ، عدد مقدس ، فرشته مقدس ، هیزم مقدس ، نظام مقدس و ....و انسانی‌ بر انسانی‌ دیگر فرمان نراند و در آن تعصب و خرافه جایی‌ نداشته باشد. جهانی‌ را می‌خواهم که قانون آن نه توسط حکومتگران بلکه توسط خود مردم تدوین شود آن هم در تشکلات داوطلبانه اجتماعی و شورا‌های خود گردن محلات ، کارخانه ها، ادارات ، دانشگاه‌ها و... که انسانی‌ برده انسانی‌ دیگر نباشد و تمامی‌ دولت‌ها ، حکومت ها،احزاب و پارلمان‌های آن منحل شود و قوانین نه توسط آنها در جهت منافع و امیال شخصی‌ آنها و بر ضرر مردم که وسیله ا ی برای حکومت کردن و برتری انسانی‌ بر انسان‌های دیگر است بلکه قوانین توسط خود مردم آن هم در جهت منافع همگانی و در جهت آرامش و آسایش انسان تدوین شود.جهانی‌ را می‌خواهم که در آن مرزی نباشد که مین ، پناهنده، مرزبان و زندان داشته باشد.جهانی‌ را می‌خواهم که مذهب ، پلیس ، ارتش،خاک وطن،ملیت، تعصب، ناموس پرستی‌ و... عواملی نباشند که خون انسان‌ها را بر زمین بریزند.جهانی‌ را می‌خواهم بدون جنگ و کشتاربدون انرژی اتمی بدون سلاح جنگی بدون فقر و گرسنگی بدون دولت های ملی بدون زندان و زندان بان بدون مرز و سیم خارداربدون ارتش و سربازی بدون پلیس و نیروی انتظامی بدون فاصله طبقاتی بدون شکنجه و اعدام بدون سرمایه داری و نابرابری بدون قوانین دولتهابدون استبداد و دیکتاتوری بدون امپریالیسم بدون استثمار و استعماربدون شاه ، رهبر و رئیس جمهوربدون شهروند درجه 1 و 2بدون نابرابری جنسیتی بدون پارلمان دولتهابدون نابرابری ها و تبعیض هابدون دین و مذهب بدون برتری نژادی جهانی با حقوق شهروندی برابر
نظام جلالی

متن صحبت های مجید جعفری هرستانی در تظاهرات کلن در اعتراض به حضور احمدی نژاد

حضور احمدی نژاد در سازمان ملل (یا در واقع سازمان دولت ها) مانند دفعه قبل نه تنها دستاوردی برای جمهوری اسلامی نداشت بلکه به لحاظ سیاسی کاملا به ضرر جمهوری اسلامی تمام شد. احمدی نژاد به همان شیوه مضحک که در مناظره‌های پیش از برگزاری انتخابات با دیگر رقبای کاندید انتخاباتی درون حکومتی در پیش گرفته بود این بار نیز در عرصه جهانی‌ به همان شیوه، خود را مضحکه مردم جهان کرد و مخاطبین جهانی‌ را مانند خود احمق تصور کرد. جمهوری اسلامی تصور می‌کند با اینگونه اقدامات می‌‌تواند توجه و حمایت بخشی از مسلمانان را به خود جلب نماید،هر چند که تا قبل از ۴ ماه پیش با این سیاست موفق بودند اما حال آنکه کشتار ، تجاوز و شکنجه مردم کشوری که به یک کشور اسلامی شناخته می‌‌شود توسط اسلام گرایان حاکم باعث روی گردانی بخش قابل توجهی‌ از مسلمانان جهان ، نسبت به حکومت اسلامی در ایران گردید و بدین طریق توهم پوچ مسلمانانی که در ایران زندگی‌ نکرده اند را بر باد داد ، چرا که آنها دیگر می‌‌دانند که ماهیت حکومت اسلامی که وعده بهشت را آن هم فقط به مسلمانان می‌‌دهد، قطعا دنیای مردم را به جهنم تبدیل خواهد کرد. تصویر هجوم به خانه‌های مردم و ایجاد رعب و وحشت ،دستگیری مردم در خانه‌های خود ، شیشه‌های خانه‌ها را شکستند و شیشه‌های ماشین‌ها را خورد کردند و تجاوز اسلامی به زنان و مردان کشور مسلمان (از دید دیگر مسلمانان ) حذف رقبای مسلمان سهیم در حکومت نشان داد که فقط پیرو شمشیر علی‌ هستند آن‌ هم در جهت استحکام و تداوم غارت ثروت ایران و تداوم سرکوب و تجاوز بر مردمی که به آنان اسلام حکومت می‌کند. ما به عنوان چپ از منافع توده‌های مردم که حقشان توسط حکومت گران پایمال میشود دفاع می‌کنیم.چپ وقتی‌ به احمدی‌نژاد اعتراض می‌کند ، هم چنین در مقابل حکومتگران ۱۹۲ کشور حاضر در سازمان ملل یا همان سازمان دولت‌ها ، سکوت نمی‌‌کند و آنها را نیز نقد می‌کند .چپ معامله گر نیست ، چپ معترض است و خواسته‌های مردم را در دستور کار خودش قرار میدهد. چپ صدای مردم است. چپ فقط یک نیروی سرنگون کننده دیکتاتوری در عرصه مرز‌های ملی‌ نیست.چپ یک نیروی اجتماعی در سطح بین المللی است. چپ فقط ضد استبداد یا فقط ضد امپریالیسم نیست.چپ سیاهی لشگر نیست، بلکه سازمانده و منتقد در عرصه جهانی‌ است. چپ را با محدود کردن در حرکت‌های عمومی به انقیاد در آوردن است.ما چپ محلی یا زاد گاهی نیستیم، ما چپ بین المللی هستیم. هنر چپ به دنبال توده‌ها افتادن نیست، بلکه چپ افق میدهد. چپ خود و دیگران را چه در تئوری و چه در عمل به تکان و تحرک وا می‌دارد . چپ اندیشه گر و پرسشگر است در عرصه بین المللی . چپ وظیفه اش نقد همه ۱۹۲ کشوری است که در سازمان دولت‌ها معروف به سازمان ملل حضور می‌‌یابند. از این رو ما برای اعتراض به این اوضاع میتوانیم در صف مستقل به عنوان یک نیروی اجتمایی‌ که به طرح خواست‌های انسانی‌ توده‌های مردم می‌‌پردازد،حضور یابیم و تلاش نیرو‌های سبز اسلامی جناح اصلاح طلب در خارج برای تحمیل خود بر سایر نیرو‌های اجتمایی‌ را رّد کنیم و به شکست بکشانیم. در مبارزات خیابانی مردم در ایران و خارج از کشور نیرو‌های متفاوت اجتمایی‌ حضور دارند و نفی یا نادیده گرفتن سایر نیرو‌ها کاملا غیر دمکراتیک و غیر واقعیی‌ است . ما چپ‌ها صدای مردم هستیم و نه صدای موسوی و دیگر اسلام گرایان

دستاورد‌های حضور گسترده مردم بر علیه فاشیسم مذهبی‌ دولت کودتا و رهبر در روز قدس سابق

حضور گسترده ، شجاعانه و آگاهانه مردم در روز قدس سابق در مقابل خیل گسترده نیرو‌های بسیجی‌ جیره خوار، سپاه پاسداران جهل وخرافات ، سربازان گمنام امام چاه جمکران (سازمان امنیت ) و سایر اراذل و اوباش رهبر، بعد از تهدیدات خامنه ای قاتل و سپاه پاسداران مزدور و رانت خوار و بعد از ۳ ماه مبارزه بی‌ وقفه مردم که در اشکال مختلف ادامه پیدا کرده بود ، باری دیگر به دنیا نشان دادند که مردم تصمیم خود را برای به شکست کشاندن باند مافیایی و فاشیستی ‌ خامنه ای ، احمدی نژاد و سپاه پاسداران گرفته اند. امروزه بزرگترین جبهه مردمی ممکن بر علیه فاشیسم مذهبی‌ حاکم شکل گرفته است ، آن‌ هم جبهه ای از پایین ، که از این رو شکست باند مافیایی خامنه ای ، احمدی نژاد حتمی است، به قول معروف دیر یا زود دارد اما سوخت و‌ سوز ندارد.حضور گسترده مردم آزادی خواه و آگاه در مقابل بخش نا آگاه و بی‌ خبر جامعه ، آن هم در بین آنها در وسط خیابان، آن هم در مقابل نیرو‌های شکنجه گر و تجاوز گر سربازان گمنام و با نام امام چاه جمکران , به آنان نشان داد که رژیم در مقابل مردم ایستاده است و نه در مقابل دشمنان واهی خارجی‌.
مجید جعفری هرستانی

تفاوت سبز‌ها به لحاظ ترکیب نیرو‌های تشکیل دهنده آن‌ در داخل و خارج از کشور

همانطور که می‌‌دانید در مقابل استبداد فاشیسم مذهبی‌ حاکم، یعنی‌ باند مافیایی احمدی نژاد ،جنتی،خامنه ای، مصباح یزدی ، سپاه پاسداران و .... یک جبهه وسیع شکل گرفته است. در واقع حتی بخشی از حکومت یعنی‌ اصلاح طلبان مذهبی و روحانیون این طیف ( لیبرلیسم مذهبی‌ ) نیز از ترس سرکوب توسط بخش فاشیستی مذهبیون حاکم به جبهه مردم پیوسته اند. در این جبهه ۲ استراتژی متفاوت وجود دارد،که یکی‌ خواهان سلب قدرت از فاشیسم مذهبی‌ حاکم و قرار گرفتن لیبرلیسم مذهبی‌ به جای آن است و به همین خاطر موسوی حدود ۲ ماه پیش به طرفدارن خود در خارج از کشور تاکید کرد که صف خود را از سرنگونی طلبان جدا کنند و بر همین مبنا اکبر گنجی در اعتصاب غذا پرچم سبز را به اهتزاز در آورد. در داخل کشور شعار‌های گوناگون در روز قدس سابق باز نشان داد که همه طرفدار لیبرلیسم مذهبی‌ نیستند ولی‌ آگاهانه در قالب یک جبهه متحد عمل می کنند و تاکتیک مشترک در مقابل کودتاگران اتخاذ می‌‌کنند هر چند که استراتژی واحدی ندارند و همه فقط خواهان جابجایی‌ قدرت در چارچوب جمهوری اسلامی نیستند. در داخل کشور چون جبهه مردم از پرچم سبز موسوی استفاده می‌‌کنند، اصلاح طلبان مشکلی‌ با آن ندارند اما در خارج از کشور تلاش می کنند که نیرو‌های گوناگون اجتمایی‌ را به زیر اوتوریته خود بیاورند یا آنها را منزوی کنند و به همین خاطر است که فقط آکسیون کسانی‌ را پوشش خبری می دهند که خود را موسوی چی‌ می‌دانند و تحت رهبری آنان هستند.اگر هر نیرویی بخواهد منکر وجود سایر نیرو‌های اجتمایی‌ شود ، این نیرو به غایت ضد دموکراتیک و این نگاه واقع بینانه نخواهد بود.
مجید جعفری هرستانی

انسان و مقدسات

مقدسات یعنی‌ مرز‌های ممنوعه که نمی‌توان راجع به آن صحبت کرد و یا نظر دیگری نسبت به آن داشت .هر گونه نقد و پرسش می‌‌تواند نتیجه اش مرگ باشد. بسیاری از مقدسات را خود بشر می‌سازد و سپس به تقدیس آن می‌‌پردازد. چه بسیار کسانی‌ که در طول تاریخ به جرم نادیده گرفتن مقدسات حاکم به آتش کشیده شدند یا خونشان مباح اعلام شده است . در این نوشته به تعدادی از مقدسات که در طول تاریخ وجود داشته است اشاره ای می‌کنم.
ماه مقدس، سنگ مقدس ، نوشته مقدس ، زبان مقدس ، عکس مقدس ، چاه مقدس ، ساختمان مقدس ، معبد مقدس ، شب مقدس ، روز مقدس ، پرچم مقدس ، کتاب مقدس ، آدم مقدس ، گاو مقدس ، خانه مقدس ، خون مقدس ، خاک مقدس ، نژاد مقدس ، درخت مقدس ، بت مقدس ، کلام مقدس ، نوشته مقدس ، نشان مقدس ، خواب مقدس ، آب مقدس ، دریای مقدس ، کوه مقدس ، نور مقدس ، آتش مقدس ، جای پای مقدس ، پدر مقدس ، مرده مقدس ، مادر مقدس ، سرزمین مقدس ، باران مقدس ، لکه روی دیوار مقدس ، فرمان روای مقدس ، چوب مقدس ، شاه مقدس ، دست مقدس ، صلیب مقدس ، رهبر مقدس , شهر مقدس ، جنگ مقدس ، مکان‌های مقدس ، مسجد مقدس ، کلیسای مقدس ، عدد مقدس ، فرشته مقدس ، هیزم مقدس ، نظام مقدس و ....
مجید جعفری هرستانی

اگر به خانۀ من آمدی…….. !

اگر به خانۀ من آمدی…….. !شعری از غاده السمان شاعرۀ سوریاگر به خانۀ من آمدیبرایم مداد بیاور مداد سیاهمی‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشمتا به جرم زیبایی در قفس نیفتمیک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!یک مداد پاک کن بده ، برای محو لب‌هانمی خواهم کسی به هوای سرخی شان، سیاهم کند!یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورمشخم بزنم وجودم را … بدون این‌ها راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا !یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخوردو بی واسطه روسری کمی بیاندیشم!نخ و سوزن هم بده، برای زبانممی‌خواهم … بدوزمش به سق… اینگونه فریادم بی صداتر است !قیچی را فراموش نکنی ،می‌خواهم هر روز اندیشه‌هایم را سانسور کنم !پودر رختشویی هم لازم دارمبرای شستشوی مغزی !مغزم را که شستم، پهن کنم روی بندتا آرمان هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.می دانی که؟ باید واقع‌بین بود !صداخفه‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر !می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب ،برچسب فاحشه می‌زنندمبغضم را در گلو خفه کنم !یک کپی از هویتم را هم می‌خواهمبرای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد ،فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند ،به یاد بیاورم که کیستم !ترا به خدا … اگر جایی دیدی حقی می‌فروختندبرایم بخر … تا در غذا بریزمترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !سر آخر اگر پولی برایت ماندبرایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند ،بیاویزم به گردنم … و رویش با حروف درشت بنویسم :من یک انسانممن هنوز یک انسانممن هر روز یک انسانم !منبع:http://babylonsky.wordpress.com/2009/08/22/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%db%80-%d9%85%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%af%db%8c/

آقای گنجی، کمپین عمومی جنایت علیه بشریت اصلا پرچم، نشانه و نماد لازم دارد؟

آقای گنجی، ما زمانی‌ می‌‌توانیم از دیگران تقاضا کنیم یا حتی بخواهیم که از آوردن هر گونه پرچم خود داری کنند که خود نیز به آن پایبند باشیم . در یک حرکت عمومی مانند کمپین عمومی جنایت علیه بشریت , اتخاذ هر گونه سیاست که باعث محدودیت حضور بسیاری از شرکت کنندگان گردد ، آن حرکت را ناتوان و تضعیف خواهد کرد.دموکراسی و پایبندی عملی‌ به آن یعنی‌ آنکه ، در یک حرکت عمومی نباید از دیگران بخواهیم که زیر پرچم ما بیایند، همه باید از پرچم و نشان خود بگذرند ، مخصوصا آنکه بین یک حرکت حقوق بشری و پرچمی خاص هیچ رابطه ای وجود ندارد.با آوردن پرچمی خاص از حضور گسترده ملت‌های دیگر نیز خواهیم کاست.مقاله دموکراسی و دیکتاتوری پرچم شما زمانی‌ یک بحث کاملا اصولی محسوب می‌‌شد که خود نیز به آن در عمل پایبند باشید. 1-2- افراد، گروه ها و سازمان های مستبد، نمادهای مقبول خود را به دیگران تحمیل می کنند. بله دقیقا همان کاری است که خود شما در این حرکت عمومی انجام داده اید، چرا که جمهوری اسلامی یک تاریخ۳۰ ساله جنایت را در کارنامه خود دارد که امروزه از آن به عنوان "جنایت علیه بشریت" نام می‌بریم و فقط محدود به ۲ ماه گذشته نیست که بخواهیم رنگ سبز که در داخل کشور تبدیل به نماد اعتراض شده است را تبدیل به نماد ۳۰ سال سرکوب کنیم و حتی فراتر از آن یک پرچم دیگر از آن بسازیم. آقای گنجی ما کم مشکل پرچم‌های گوناگون را نداریم که شما بخواهید یکی‌ دیگر به آن اضافه کنید. چون در داخل کشور مثل خارج از کشور امکان اعتراض به اشکال مختلف وجود ندارد و آزادی ما را در خارج از کشور ندارند، از سبز که نماد اعتراض شده است استفاده می‌‌کنند. آقای گنجی، جوانان ایرانی‌ در کلن اولین کسانی‌ بودند که اعتصاب غذای ۴۸ سأعته را درتاریخ 25.06.09 برگزار کردند و کاملا دمکراتیک خود پرچمی را نیاوردند و در وبلاگ آنان میخوانیم که:ما پرچمی به ‎دست نخواهیم گرفت. تصاویر دوستان ما در ایران گویای همه چیز خواهد بود. ما هیچ‎گونه شعاری نخواهیم داد. بلکه با خواندن سرود و شعر اعتراضمان را فریاد خواهیم کرد. ( فراخوان اعتصاب غذا و تحصن در شهر کلن )آقای گنجی هیچ پرچمی را نباید به دیگران تحمیل کرد.کسانی‌ که بر آوردن هر گونه پرچم در خارج از کشور پافشاری می‌‌کنند مساله‌شان نه جنبش داخل کشور بلکه منافع تنگ گروهی است. مسئله طرح ۳۰ سال جنایت علیه بشریت و طرح خواست محاکمه ی سران رژیم به جرم آن , به این گروه یا آن گروه تعلق ندارد . آقای گنجی همه جوانان خارج از کشوری سبز پوش نیستند و این درست برخلاف ادعا ی شما است که می‌‌توانید به عکس‌ها و فیلم‌های آن مراجعه کنید که در اینترنت موجود است ، هر چند که حتما از آنها خبر دارید.14.08.2008
مجید جعفری هرستانی

چگونه تلفن های همراه شنود می شود؟

عصرایران ، مهندس حمید ثانی - امروزه هر جا سخن از استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه به میان می آید تصویری که در اذهان عامه نقش می بندد این است که در هنگام برقراری تماس ، مکالمات رد و بدل شده توسط دستگاهی واسط ضبط می شود و مورد شنود قرار می گیرد.این نوع استراق سمع اگر چه می تواند مورد استفاده قرار گیرد اما با پیدایش تلفن های همراه و گسترش ارتباطات سیار ، شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع های محیطی به کار گرفته می شود.هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود نمایند.البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شودو سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.در صورتی که فرد مهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ، پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو به طیف وسیعی از مشترکان یک شهر ارسال می کند و مشترکان تلفن های همراه نیز پس از خواندن این پیامک ، فرد مهاجم را در جایگذاری این جاسوس کوچک یاری می رسانند.با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند بسته به حساسیت میکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.لازم به ذکر است که این سیستم جاسوسی ، تنها محدود به شنود مکالمات محیطی نمی شود بلکه این دستگاه ها قادربه دسترسی به تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.توصیه هایی برای مقابله با این جاسوس : 1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید. 2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید. 3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید. 4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید. 5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید. 6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید. 7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند. 8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=80910

مجید جعفری هرستانی : پاسخ به نظرخواهی گزارشگران

در پی تحولات اخیر و خیزش­های مردمی در ایران، از همه­ی نیروهای فعال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تقاضا می­شود به پرسش­های زیر پاسخ دهند، بدیهی است که فرآیند این پاسخ­ها در جهت روشنگری و آشنایی بیشترمردم از رویدادهای اخیر خواهد بود و به شرایطی که بتوان به کنشگری آگاهانه­تر پرداخت، یاری خواهد رساند.1ـ هم اینک مطرح می شود که "عبور از موسوی اجتناب ناپذیر است"، با توجه به رویدادهای اخیر، نظر شما در این مورد چیست؟2ـ با در نظر گرفتن اینکه موسوی همواره تأکید بر حفظ نظام داشته و دارد، آیا ایشان دارای این ظرفیت هست که بتواند با رهبری جنبش سبز، ایران را به آزادی برساند؟3ـ چه راهکارهایی را برای تشکیل شورای حمایت از جنبش خونین مردم و یا هر نهاد هدایت گر دیگر پیشنهاد می­کنید؟ فکر می کنید در عین حال واکنش نیروهای مختلف شرکت کننده در این خیزش ها ، نسبت به این راهکارها چیست؟4ـ با توجه به سرکوب­های اخیر و حضور احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، چه راهکارهایی را برای مردم و به ویژه خارج از کشوری ها ارایه می­دهید که مانع حضور وی بر مسند ریاست جمهوری باشد؟ لطفا این راه کارها در مورد مردم ایران و خیل گسترده تبعیدیان و مهاجران ایرانی بیان کنید.5ـ چرا تا کنون اپوزیسیون داخل و خارج کشور نتوانسته­اند یک شورای حمایت از خیزش­های مردمی و جنبش اجتماعی ایران تشکیل دهند تا بتوانند این جنبش را هدایت کنند؟6- بصورت عمومی نظر و طرز برخورد نیروهای شرکت کننده در این خیزش ها نسبت به یکدیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟7- آیا فکر می کنید، جناح های مختلف حکومتی در پی آمد راهکارهای مختلف نیروهای شرکت کننده در خیزش ها ، عکس العمل های مختلفی ارائه خواهند داد و یا اینکه همانند گذشته سعی خواهند کرد که به یک پارچه گی نسبی دست یابند؟ در این میان آیا نیروهای سرکوب گر متصل به جناحهای مختلف حکومتی ، به روش های مختلفی دست خواهند زد ؟با سپاس فراوان از همیاری و مشارکت شما و به امید پیروزیمی‌ خواهم به جای آنکه سوالات شما را یک به یک پاسخ دهم، تلاش کنم با توضیح چگونگی‌ وضعیت آرایش نیروهای موجود فعال در خارج و با بدست آوردن یک تصویر مشترک از آلایش نیرو‌ها به شکلی‌ به برخی‌ ازسوالات شما پاسخ دهم .به نظر من در داخل کشور به همین شکلی‌ که جنبش مردمی در حال پیش رفتن هست و ابتکارتی که خود به خرج می‌‌دهند مایه دلگرمی‌ است و با توجه به اینکه خود در داخل کشور نیستم پس نمی توانم بدرستی وضعیت داخل را تشریح و بررسی کنم , اما در خارج از کشور بعد از آغاز مبارزت مردمی در ایران، در خارج از کشور ما شاهد به میدان آمدن خیل عظیم نیروی جوانی هستیم که پا به عرصه حمایت از مبارزت مردمی گذاشته است که این جوانان و دانشجویان عملا به دو دسته تقسیم شده اند.با آغاز اولین تظاهرات‌های حمایتی در خارج از کشور ما شاهد حضور بی‌ سابقه جوانان و دانشجویانی بودیم که با آغاز موج سبز در داخل تحت تاثیر آن قرار گرفتند و افرادی تلاش کردند که جوانانی که در خارج عمدتا بزرگ یا متولد شده بودند را با موج سبز همراه کنند اما در این میان جوانان و دانشجویان مستقل از سبز پوشان و مستقل از همه احزاب و سازمان‌های موجود توانستند شروع به جمع شدن نمایند و با هدف حمایت از مبارزت مردم ایران با تماس با جوانان و دانشجویان محل زندگی‌ خود مبارزات انترناسیونال را در عمل, آن هم در فرصتی کم, سازماندهی کنند. اما در این میان نسل اول با اینکه ادعای تجربه کار سیاسی و تشکیلاتی را داشت نتوانست به سرعت جوانان و دانشجویان مستقل ,خود را سازماندهی کند و آنجا که نیز توانستند حرکت‌هایی‌ را سازماندهی کنند دچار مشکلات عدیده ای گشتند که در این سی‌ سال گریبان آنها را هم چنان گرفته است. در این اوضاع پیش آمده وضعیت احزاب سیاسی موجود در خارج از کشوراز همه اسفناک تر بود و در بهترین حالت برخی‌ سعی‌ کردند با آوردن پرچم در تظاهرات‌های عمومی که در آن بر نیاوردن پرچم تاکید شده بود از تظاهرات‌های عمومی که در رسانه‌ها بازتاب پیدا میکرد به نفع حزب ورشکسته خود سؤ استفاده سیاسی کنند ( مانند سلطنت طلب ها) و برخی‌ از احزاب مانند حزب کمونیست کارگری تلاش کردند که از تریبون‌های آزاد در تظاهرات‌های عمومی برای تبلیغ حزب خود استفاده کنند و در یک تظاهرات به جای یک نفر چند نفر را به پای میکروفن بفرستند تا از ویدئو آن بتوانند در تلویزیون و سایت حزب استفاده کنند , بدون آنکه خود بتوانند فراخوان به تظاهرات دهند و هزاران نفر به فراخوان هر حزب جواب مثبت دهند، حتی به عنوان مثال تمامی‌ احزابی که از حزب کمونیست کارگری جدا شده اند با دادن فراخوان مشترک باز نتوانستند آکسیون موفقی‌ را سازماندهی کنند و در چند هفته پیش نیز شاهد انشعاب در سازمان راه کارگر بودیم.پس اپوزیسیون خارج از کشوری که تازه متشکل است و با چنین وضعیت اسفناکی روبرو است , چگونه می‌توان از آن انتظار داشت همراه با اپوزیسیون داخل که تازه معلوم نیست کدام نیرو است بتوانند یک شورای حمایت از خیزش­های مردمی و جنبش اجتماعی ایران تشکیل دهند تا بتوانند این جنبش را هدایت کنند.بنابر این پیشنهاد مشخص من در رابطه با خارج از کشور آن است که تلاش کنیم جوانان و دانشجویان مستقل از اصلاح طلبان سبز پوش و مستقل از احزاب سیاسی موجود را در خود سازماندهی یاریشان کنیم و اعتقاد عمیق خود را به تشکل مستقل جوانان و دانشجویان را در عمل نشان دهیم.با تشکر از شما23.07.2009 مجید جعفری هرستانی http://p111272.typo3server.info/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=595&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=c771e7b353

برای امنيت بيشتر در اينترنت و اطلاع رساني بهتر اين نکته ها را به کار ببنديد

برای امنيت بيشتر در اينترنت و اطلاع رساني بهتر اين نکته ها را به کار ببنديد اينها برای افزايش امنيت حريم خصوصي شماست و به معني آن نيست که با اين ترفندها کاملا غيب مي شويد بلکه باعث مي شود کار شناسايي شما و مخاطبان شما يا سرچشمه اطلاعات و منابع برای فضولها سخت تر از قبل شود.بخش 1: اصول پايه *امنيت در ايميل و ای دی مسنجر*.)فقط ايميلهایی را بفرستيد يا فوروارد کنيد که بهش اعتقاد داريد و منبع آن را ميشناسيد هروقت که ميتوانيد از ايميلهای يکبار مصرف استفاده کنيد يا ايميلهايي درست کنيد که فقط برای اطلاع رساني درباره اين خيزش مردمي ساخته ايد. برای ايميلها و ای ديهايتان (چه قديمي و چه جديد) از رمز درست و حسابي و چندبخشي استفاده کنيد مانند .zanjir=nekbat88>transحتي اگر در خارج کشور هستيد رمزهای شل و ول باعث مي شود اطلاعات خودتان و دوستانتان از اکانت شما لو برود هرگز روی کامپيوترهای کافي نت ها، فرودگاهها و جاهايي که اينترنت همگاني ارايه مي کنند رمزهای حساس خود را استفاده نکنيد اگر مجبور شديد که روی کامپيوتر ديگران رمز ايميل خودتان را استفاده کنيد، در اولين فرصت از روی کامپيوتر خودتان رمزتان را تغيير دهيد. هرچقدر به صاحب آن کامپيوتر اعتماد داشته باشيد، باز هم ممکن است خود او قرباني يک تروجان يا هک شده باشد و ناخواسته اطلاعات و رمزهای شما را به دست هکرها دهد هرچندوقت يک بار رمزتان را تغيير دهيد..) هميشه ادرس گيرنده ها را در BCC بنويسيد حتي اگر نامه را فقط به يک نفر ميفرستيد يا فوروارد ميکنيد مطمئن شويد که نشاني يا مشخصات و تلفن واقعيتان را در بخش signatuer ايميلتان نگذاشته ايد. ممکن است ديگران بدون حذف نام و نشان شما آن را به افراد ديگر فوروارد کنند. هيچکدام مايل نیستید يک نفر از گينه بيسائو شماره تلفن و مشخصات شما را به دست بياره. .)برای کارهای غير اداری، هميشه از سرويس دهندگان رايگاني مانند ياهو، جيميل، هاتميل و مانند آنها که امنيت خوبي دارند و ضمنا ملزم به افشای مشخصات و نامه های شما به گروههای فشارو نهادهای جورواجور نیستند استفاده کنيد. Use HTTPS instead of HTTP سرويس جيميل به کاربرانش اجازه مي دهد که انتخاب کنند که آيا مي خواهند از پروتوکل https استفاده کنند. البته همه سرويسگرهای ايميل ياهو، هاتميل و بسياری ديگر که در بالا اسم برده ام هنگام دريافت رمز شما از پروتوکل https استفاده مي کنند اما اگر هيچي بهشون نگي پس از تاييد رمز شما، از آن به بعد از پروتوکل http استفاده مي کنند که گرچه سريعتر است، اما امنيت بسيار کمتری دارد. در جيميل برای تنظيم بر روی استفاده دايم از پروتوکل با امنيت بالا اين مسير را برويد Settings > General > Browser Connection > Always use https اگر ديديد سرعتتان خيلي کم شده است يا برای دانلد فايلهای بزرگ پيوست ايميلهايتان دچار دردسر شده ايد مي توانيد دوباره به حالت اچ تي تي پي برگرديد برای اينکار از همان مسير قبلي اين گزينه زير را علامت بزنيد Settings > General > Browser Connection > Don't always use https. .)از ايميلهای سازماني و بويژه ايميلهای تحت دامينهای .ir برای اطلاع رساني استفاده نکنيد. اين کار نه تنها امنيت شما، بلکه امنيت مخاطبان شما را هم کم ميکند. سطل آشغال ايميلهایتان را هر روز خالي کنيد (Trash) . .)در هنگام استفاده از مسنجر هرگز فايلي را که نمي شناسيد از فردی که به او اطمينان نداريد نگيريد. پيش از کليک کردن روی لينکهايي که در ايميل يا مسنجر برايتان فرستاده مي شود ماوس را روی آن برده و ببينيد در پايين صفحه براوزر (Status bar) آيا نشاني درست و حسابي دارد.

سربازی یا نظام برده داری مدرن

خدمت وظیفه عمومی در ایران 30 سال است که از این مدت 2 سال دوره ضرورت و مابقی شامل دوره احتیاط و ذخیره می شود. ایران جز 26 کشوری است که مدت سربازی در آنها بیش از 18 ماه است و از این لحاظ در بین کشورهای دنیا یکی از طولانی ترین مدت سربازی را دارا می باشد.قانون سربازی در زمان دیکتاتوری رضا خان در ایران به اجرا در آمد. در آن زمان مبالغ بالایی از بودجه کشور صرف امور نظامی و ارتش می شد. ولی با وجود هزینه های بالای نظامی تنها در سه روز جنگ با نیروهای روسی و انگلیسی دولت ایران سقوط کرد.در ایران سالانه بیش از 800 هزار نفر به سن سربازی می رسند و با توجه به اینکه خدمت سربازی دو سال است بالغ بر یک میلیون و ششصد هزار نفر سرباز خواهیم داشت. این در حالی است که ایران با چیزی حدود 500 هزار نفر نیروی مسلح یکی از بزرگترین لشکرهای جهان را دارا است. سوالی که در این رابطه پیش می آید این است که آیا ایران نیازمند این تعداد سرباز برای دفاع از خود است؟ آیا این جمعیت آموزش لازم را برای مبارزه مسلحانه می بینند؟ تنها در دوره آموزشی که 2 ماه است سرباز آموزش نظامی می بیند. در این دوره هر فرد فقط با یک اسلحه تنها 30 تیر شلیک می کند. و به دلیل وضعیت بد لباس و لوازم مجبور به تهیه آن برای خود می شود. بخش زیادی از این دوره صرف رژه رفتن و نحوه احترام گذاشتن به مقام بالاتر می شود.اگر این تعداد سرباز تعلیمات لازم نظامی برای مبارزه نمی بینند مسلما نمی توان از آنها انتظار داشت که برای دفاع آماده باشند. در این حالت باید دنبال دلایل دیگری برای اسرار دولت ایران به استمرار این وضعیت گشت. حداقل حقوق سربازان ١۵ هزار تومان و حداکثر آن ۵۵ هزار تومان است که بر اساس مدرک تحصیلی و درجه به افراد اختصاص می‌یابد. که با توجه به اینکه خط فقر در کلان شهری مثل تهران 800 هزار تومان می باشد فقط می توان انتظار زنده ماندن از آنها داشت. اکثر افرادی که به خدمت سربازی می روند به کارهای دفتری و کارهای دیگری برای دولت مشغول می شوند. که در صورتی که دولت بخواهد برای انجام این کارها نیرو استخدام کند مجبور است به طور میانگین به هر کس 300 هزار تومان حقوق دهد( در صورتی که حداقل را در نظر بگیریم) که با توجه به جمعیت یک میلیون و ششصد هزار نفری سرباز در ایران مجموع این مبلغ در حدود 480 میلیارد تومان در ماه می شود. که البته سوددهی سربازی برای دولت فقط به این مبلغ ختم نمی شود. به عنوان مثال اکثر جوانان ما به امید گرفتن معافی یا حداقل معاف از رزم برای مشکلات پزشکی خود اقدام می کنند. که در ابتدا مجبور می شوند معاینه اولیه خود را تحت نظر یکی از پزشکان مورد تایید سازمان های مربوطه انجام دهد. سپس مجبورند به یکی از بیمارستان های نیروی انتظامی مراجعه کنند و هزینه های ویزیت پزشک و آزمایشات خود را به صورت آزاد پرداخت کنند. که به طور مثال برای ویزیت پزشک باید بالغ بر 8 هزار تومان بدهند و برای آزمایش معمولی مجبورند حدود 20 هزار تومان هزینه کنند. جالب اینجاست که برای هر نوع بیماری باید 2 دفعه ویزیت شوند و زمان هر ویزیت کمتر از 1 دقیقه است که به نگاهی سریع به پرونده و نوشتن وضعیت مشمول ختم می شود. علاوه بر این مبالغی نیز برای کمیسیون پزشکی باید به حساب وزارت بهداشت و نیروی انتظامی واریز کنند. در این حالت اگر شخصی با 2 یا 3 مشکل پزشکی تقاضای معافیت پزشکی حتی برای فعالیت های غیر رزمی داشته باشد مجبور است مبلغی نزدیک به 100 هزار تومان هزینه آزمایشات و ویزیت پزشک بدهد. جالب است که بدانید در بخش سوم دفترچه راهنمای خدمت وظیفه عمومی به کلیه مشمولان معافیت پزشکی توصیه گردیده است.علاوه بر این مشمولانی که برای سربازی اقدام می کنند 6 الی 9 ماه اعزام آنها طول می کشد. که در این مدت آنها به دلیل محدودیت های اجتماعی از قبیل کار، تحصیل و ... نمی توانند برای زندگی خود برنامه ریزی کنند. این مدت نه تنها باعث خسارت مادی و روانی بر فرد مشمول می گردد. بلکه بیکاری تعداد زیادی از جوانان باعث خسارات مادی بر جامعه نیز می شود.دولت ما نه تنها پول نفت را به سفره مردم نیاورده بلکه از رگ های جوانان ما نیز نفت استخراج می کند. هر ساله هزاران نفر به خاطر ترس از رفتار وحشیانه و از بین رفتن آرزوهای جوانی از رفتن به سربازی خودداری می کنند و به حاشیه جامعه کشیده می شوند. نیروی جوانی که می تواند باعث توسعه کشور شود مجبور است سالهای جوانی را با استرس و اضطراب با آینده ای نامعلوم سپری کند. محدودیت های اجتماعی آنها را به قعر جامعه ای می کشاند که همچون 2000 سال پیش ارباب ها زندگی رعیت ها را از آن خود می دانستند. با افتخار در مدارس به نوجوانان یاد می دهند که اسلام برده داری را از بین برد. ولی هیچ وقت به آنها نمی گویند که در صورت اراده چند نفر شما مجبورید 30 سال به صورت یک برده زندگی کنید.
نوشته وبلاگ اشک و خنده http://ashkokhandeh.persianblog.ir/

وجود ارتش در جهان یعنی اعلام جنگ به آزادی و صلح

باید در جهت جهانی که بدون سربازی و ارتش باشد تبلیغ کنیم و بکوشیم. نباید عمر جوانان را در سربازی که سود آن برای حکومت گران است تلف کرد. اصلاً وجود ارتش در جهان یعنی اعلام جنگ به آزادی و صلح ، با خواست نابودی سلاح های جنگی و تاسیسات نظامی و جمع کردن ارتش و سربازی است که صلح و آزادی را می توان بیشتر تضمین کرد. سلاح های جنگی و ارتش در جهت زندگی نیست بلکه پیام آور مرگ و نیستی است. وجود ارتش و مراکز نظامی یعنی پیام آور جنگ و بد بختی، گریه مادران و پدران ،و کودکان و عزیزانمان ، یعنی اشک و ماتم و فریاد یعنی عامل معلولیت و نابودی انسانها و حیوانات یعنی محو حیات و شادی و عشق و امید.
مجید جعفری هرستانی

ساخت مسجد بزرگ آلمان در کلن(مذهب و فاشیسم)

ساخت مسجد بزرگ آلمان در شهر کلن همچنان دارای اهمیت و مسئله ای مورد مناقشه است.( دیروز شنبه 09/05/2009 بازهم شاهد تظاهرات حزب فاشیستی"پرو کلن" در مخالفت با مسجد سازی بودیم که حدود 200 نفر بودند و نیروهای مخالف فاشیستها چند هزار نفر، که چند صد اسلامیست با ریش و پشم و چادر و روسری و با تی شرت های سفید که خود را آلمانیهای مسلمان خطاب می کردند در بین تظاهرکنندگان بودند و هزاران تی شرت سفید و سی دی مجانی را بین تظاهر کنندگان پخش می کردند.) مسجد بزرگ که با ظرفیت پذیرش 4 هزار نماز‌گزار با گنبدی 37 متری ، دو مناره 55 متری و دیوارهای شیشه ای ساخته می شود.ساخت این مسجد بین 15 تا 20 میلیارد یورو هزینه در برخواهد داشت که از سوی مسلمانان و کشورهای اسلامی تأمین و تاسال 2010 تکمیل خواهد شد.احتمالاً چیزی کمتراز حدود 3000 مسجد بزرگ و کوچک در آلمان وجود دارد. طبق آماردر سایت رادیو آلمان در سال 2007 از مجموع 1199 مسجد در آلمان تعداد 27 مسجد در شهر کلن قرار داشته است. طیق آماری که در خبرگزاری مهر به تاریخ ۱۳۸۷/۰۷/۰۶آمده است 206 مسجد بزرگ و 2600 مسجد کوچک برای پاسخ به نیازهای دینی مسلمانان آلمان در این کشور فعالیت می‌کنند.شورای شهر کلن به رغم مخالفت شدید از سوی گروه‌های راست‌گرا با ساخت بزرگترین مسجد آلمان موافقت کرده است. شورای شهر کلن اجازه ساخت این مسجد را در منطقه "ارن فلد" کلن صادر کرده است. احزاب چپ گرا (البته حماقت و عدم درک شرایط و عدم احساس و شناخت خطر و عدم آگاهی از نقش ویرانگر مذهب توسط احزاب چپ را می رساند.آنان مانند ما با خون و پوست خود فاشیست مذهبی را لمس نکرده اند.آنان حمایت احمدی نژاد و دعوت از 67 فاشیست از 30 كشوررا فراموش کرده اند)، احزاب میانه رو و شهردار کلن با ساخت این مسجد موافق بوده درحالی که احزاب دموکرات مسیحی و گروه راست گرای "پرو کلن" علیه ساخت این مسجد رأی داده اند.آنچه که مسلم است بین مذهب و فاشیسم رابطه تنگاتنگی می تواند بوجود بیاید و نمونه آن رابطه احمدی نژاد با احزاب فاشیستی یا رابطه فاشیستهای ترکیه (گرگ های خاکستری) با اسلام است و مساجد در آلمان محل تجمع گرگهای خاکستری می باشد.از طرفی ایرانی ها،افغانها،الجزایزی ها و... با خطر رشد و گسترش تفکر اسلامی آشنا هستند.همه ما می دانیم که اگر مواظب نباشیم خطر مذهب کمتر از فاشیسم نیست و دوران وحشتناک انگیزاسیون ،طالبان و جمهوری اسلامی مثل روز روشن مقابل چشمان ما است.کار مذهب سلب آسایش از انسان است. از یک طرف ناقوس کلیسا و از طرفی دیگر اذان مساجد، واقعاً چه شود.همه جا از حق مسلمانان و حق مسیحی ها صحبت می شود اما کسی از حقوق شهروندی غیر مسلمانان و غیر مسیحیان صحبت نمی کند، انگار که دیگران آدم نیستند و حق شهروندی ندارند.آیا دیگران شهروند آلمان محسوب نمی شوند؟ حق آنان کجاست؟ اگر داشتن کلیسا و شنیدن ناقوس حق مسیحیان است ، اگر ساختن مسجد با ندای الله اکبر و اذان حق مسلمانان است ، پس شهروندانی که می خواهند نه صدای ناقوس را بشنوند ونه صدای اذان را ، حق آنان چه می شود؟ اسقف اعظم رابرت زولیچ از شهر فرایبرگ آلمان به عنوان رئیس اسقفهای آلمان از ساخت مساجد برای مسلمانان حمایت کرده و آن را آزادی دینی می داند( طبیعی است که مرتجعین از همدیگر دفاع کنند)پس آزادی غیر دینی چه می شود؟آیا حق ما نیست که اعلام داریم نه فاشیسم را می خواهیم و نه مراکز مذهبی را، ما فقط آرامش و آسایش خود را می خواهیم و وجود مساجد و کلیسا برای ما ایجاد آرامش نمی کند و از وجود آنها لذت نمی بریم. ما نه مزاحم آرامش و آسایش کسی می شویم ونه خواهان سلب آسایش خود توسط فاشیستها و مذهبیون هستیم.ما خواهان حق برابر انسانی و شهروندی خود هستیم.طبیعتاً از آن جائی که با جمهوری اسلامی منافع مشترک نداریم و منافع ما متضاد است، وقتی که سیاست جمهوری اسلامی در رشد و گسترش مساجد در اروپا است، سیاست ما نقطه مقابل آن خواهد بود.
نه به فاشیست
نه به مذهب
حقوق شهروندی برابر
10.05.2009مجید جعفری هرستانی

پاسخ به پرسش های پیمان امین زاده

مطلبی دیدم درسلام دمکرات ازپیمان امین زاده ، با عنوان: چند پرسش از فعالین و نیروهای سیاسی مقیم اروپا
در اینجا به صورت مختصر به سئولات ایشان پاسخ می دهم: امید وارم موجب رنجش فعالین سازمانها نشده باشم اما واقعیت سخت ، گزنده و دردناک است. و یک بار هم که شده با عینک واقع بینی بر مسائل بنگریم و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
1. چرا اعتراضات سیاسی ایرانیان مقیم اروپا دامنه ای به مراتب کمتر از تظاهرات طرفداران ببرهای تامیل سریلانکا در آلمان که با تعدادی حدود 700 تا 1000 نفر برگزار شد دارد؟ ببرهای تامیل که یک تشکیلات منسجم نظامی، سیاسی و دارای پایگاه توده ای است را به عنوان نمونه فقط می توان با پ ک ک ( طرفداران اوجلان) مقایسه کرد. نمونه ایرانی آن را می توان تقریباً سازمان مجاهدین خلق دانست . پس اساساً نمی توان مقایسه کرد ببرهای تامیل را با اپوزسیون پراکنده خارج از کشور که به ده ها گروه کوچک و ناتوان تقسیم می شود که تشابه آنان در عدم تاثیر گذاری برتغییر اوضاع سیاسی - فعالین آن با میانگین سنی بازنشستگی- عدم داشتن پایگاه توده ای- فعال بودن در حد یک یا دو سایت - ترجیح منافع تنگ گروهی بر منافع کل جنبش- تبدیل احزاب به دکان بغالی ، انشعاب مکرر و... (بقیه آن بماند) و سیاست جمهوری اسلامی که پناهندگان را به توریست و مسافر ایران تبدیل کرده است به اضافه رشد اپورتونیسم در توده مردم ، عدم ریسک پذیری در مبارزه ، احساس سرخوردگی از نتایج انقلاب بهمن ، پراکندگی ، ناامیدی و بی افقی در سرنگونی ج.ا، نبودن یک اپوزسیون قابل قبول برای کل مردم ، خستگی ، یاس ، سرخوردگی و... از جمله عوامل تاثیر گذار بر شرایط کنونی می باشد.* آیا ما برای مبارزات خود حقانیت کمتری از جدایی طلبان تامیل قایلیم؟ صرف داشتن حقانیت بیشتر، لزوماً باعث مشارکت عمومی نمی شود و عوامل بالا که برشمردم تاثیر گذار هستند* آیا مردم ایران در طی این سی سال لطمات و تلفات کمتری دیده اند یا وضع عمومی حاضر و چشم انداز آتی برای مردم کشور ما بهتر از وضعیت تامیلی های سریلانکا است؟ نه
آیا تعداد ایرانی ها در اروپا کمتر از تامیلی های مقیم اروپا است؟ نه
آیا نیروها و فعالین سیاسی تامیل در اروپا به لحاظ مشی و بینش و سازماندهی سیاسی از فعالین و سازمان های سیاسی ما پیشروتر، با تجربه تر، حرفه ای تر یا جدی ترند؟ به گمانم بله ، عملاً اینگونه به نظر می آید.
یا منابع و امکانات بیشتری دارند؟ امکانات و منابع ما پراکنده ولی در بین شورشیان تامیل متمرکز در یک تشکیلات است2. روند فجایع جاری در ایران از چه آستانه ای باید فراتر رود تا احتمالا پتانسیل های و مبارزاتی نهفته در فعالین و سازمان های سیاسی ایران، فعلیت بیشتری یابد و به صورت حرکات اعتراضی موثر و لااقل غیر قابل نادیده گرفتن و لاپوشانی (از سوی اصحاب قدرت و رسانه ها) نمود یابد؟ واقعاً، این را باید به سازمانهای سیاسی گفت* اگر تخریب خاوران کافی نبوده، آیا سرکوب وحشیانه ی دانشجویان در روزهای اخیر هم کافی نیست؟ * اگر این موج سرکوب کنونی، در روند رو به رشد خود به سرکوب های 18 تیر پهلو بزند چه طور؟ امیدی هست؟! (چه تلخ است اگر بر پلشتی فاجعه امید بندیم) نمی دانم ، شاید، در ایران تغییر و تحولات سیاسی قابل پیش بینی نیست ، به هر حال مردم در مقابل جمهوری اسلامی قرار دارند و روزی این رویارویی صورت خواهد گرفت. موسوی و بعضی از تئوریسین های ج.ا مانند دکتر مومنی شرایط سیاسی کشور را با روزهای پایانی حکومت شاه مقایسه می کنند و خاتمی هم با جمله مردم من صدای شما را شنیدم وارد انتخابات شد. محسن رضائی نیز معتقد است براي بازسازي وحدت در جامعه ( وحدت در بین سران گرو های مافیایی تشکیل دهنده حاکمیت منظورش می باشد ) ما ديگر نمي‌توانيم صرفا به دشمن مشترك تكيه كنيم تا وحدت را بسازيم بلكه بايد به منافع ملي ( منافع همه باندهای مافیایی حاکمیت مد نظرش است) هم بينديشيم.
* اگر روند رو به رشد اعدام ها در ایران، از مجرمین جرایم اجتماعی به زندانیان سیاسی کنونی و «زندانیان آتی» تعمیم یابد چه طور؟
نمی دانم
(کما اینکه با اعدام «یعقوب میرنهاد» روزنامه نگار بلوچ، خواه نا خواه کلید این روند شوم زده شد، که با عملیاتی شدن آن «فرزاد کمانگر» و سایر سیاسی های محکوم به اعدام نخستین دسته ی قربانیان این «سلاخی رسمی» خواهند بود) * آیا نامحتمل است که دولت های غربی بار دیگر به مصالحه ای پنهان . کثیف با حاکمیت ایران برسند و چشمان طماع و ریاکارشان را بر روی چنین سرکوب و تسویه حسابی ببندند تا دستان معتاد به جنایت «به قدر کفایت» بازبماند؟ هر چیزی امکان دارد ، باید دید به چه ارزیابی نسبت به جمهوری اسلامی خواهند رسید و طبیعتاً در این ارزیابی منافع کوتاه مدت یا بلند مدت خود را در تظر می گیرند(از قتل های میکونوس و سایر ترورهای سیاسی در اروپا، از کشتارهای دسته جمعی تابستان 1367 و از قتل های زنجیره ای دگراندیشان می توان چنین درسی آموخت؟)و در نهایت:3. تا جایی که به ما (نیروها و سازمان های سیاسی ایرانی) و مسوولیت ها و توانایی های ما مربوط می شود، آیا کار ما ایرادی دارد؟
بله ، کار جریانات سیاسی هم ایراد دارد.
یا اینکه نه، اساسا ما را بیش از این توان دخالت گری در روند سرنوشت شوم و محتوم مان نیست؟ بله ، توانائی هم ، سازمان ها ندارند* اگر ایراداتی بر ما وارد است مهمترین و بنیانی ترین آنها چیست؟ بله وارد است ، در قسمت سئوال اول پاسخ داده ام* زمینه ها و دلایل حضور و غلبه ی این ایرادات چیست؟ ناتوانی به اصطلاح رهبران کنونی جریانات سیاسی
* و راه برون رفت از آنها چیست؟ راه آن اتکا مردم به مبارزات خودشان ، سازمان دهی در جنبش های مختلف ، حضورگسترده مردم در عرصه مبارزه ، ایجاد زمینه های مشارکت عمومی ، خود سازماندهی توده ها،
و آیا اساسا چنین برون رفتی قابل تصور و (با توجه به جمیع شرایط) دست یافتنی است؟ بله ، زمان تحقق آن بستگی به تغییر معادلات سیاسی و شرایط به نفع مردم دارد. و از طرفی تاریخ خودش طی مسیر می کند و ج.ا نمی تواند جلوی حرکت تاریخ را بگیرد . و به نظر من ج.ا اسلامی در سرازیری سقوط است که در وبلاگ در این مطالب به آن پرداخته ام
رژیم در دوران پاياني عمر مانند رژيم گذشته و هشدار‌هاي امنيتي میرحسین موسوی
2- جمهوری اسلامی در منجلاب و سراشیب سقوط ( علل و نشانه ها )
1- جمهوری اسلامی در منجلاب و سراشیب سقوط ( علل و نشانه ها )
* اگر ایراداتی بنیادی بر ما وارد نیست و همه چیز برخاسته از محدودیت های بیرون از ماست، این محدودیت ها اساسا چه هستند و چه خاستگاه و ماهیتی دارند؟ در سئولات قبلی به آن پاسخ دادم ، هم ایراداتی بر جریانات سیاسی وارد است و هم بر مردم
آیا ما را به مصاف این محدودیت ها راهی و برای فراتر رفتن از آنها امیدی هست؟ چگونه و کی؟! جمهوری اسلامی نمی تواند جلوی حرکت تاریخ را بگیرد ، همانطور که هیتلر، شاه ، چائوشسکو و... نتوانستند . ما نیز نمی توانیم با این توان سرنگونی جمهوری اسلامی را سرعت بخشیم ، هر چند که در مبارزه تلاش خود را می کنیم اما مردم باید به خود بیایند و قدرت خود را مانند 57 باور کنند
کل مطلب پیمان امین زاده را می توانید اینجا بخوانید https://www.salam-democrat.com/spip.php?article21411
مجید جعفری هرستانی